کد خبر: 783159
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۹ ۰۸:۱۵:۵۱
| |

در روز دهم جنگ ایران و آمریکا چه گذشت؟

در ادامه پاسخ‌های ایران به تجاوزات امریکا، مجموعه‌‌ای از حملات متقابل، هشدارهای امنیتی، تحرکات دیپلماتیک و مواضع سیاسی در تهران، واشنگتن، تل‌آویو، امان، قاهره و منامه، چشم‌انداز امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. همزمان با گزارش‌هایی از حمله مجدد جنگنده‌های امریکایی به مناطقی در قشم و هدف قرار گرفتن پایگاه‌های امریکا در اردن، مقام‌های ایرانی از تداوم عملیات پاسخ‌‌محور و در سطح سیاسی نیز بر ضرورت «اتحاد مقدس» و انسجام داخلی تاکید می‌کنند.

در روز دهم جنگ ایران و آمریکا چه گذشت؟
کد خبر: 783159
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۹ ۰۸:۱۵:۵۱

در ادامه پاسخ‌های ایران به تجاوزات امریکا،  مجموعه‌‌ای از حملات متقابل، هشدارهای امنیتی، تحرکات دیپلماتیک و مواضع سیاسی در تهران، واشنگتن، تل‌آویو، امان، قاهره و منامه، چشم‌انداز امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. همزمان با گزارش‌هایی از حمله مجدد جنگنده‌های امریکایی به مناطقی در قشم و هدف قرار گرفتن پایگاه‌های امریکا در اردن، مقام‌های ایرانی از تداوم عملیات پاسخ‌‌محور و در سطح سیاسی نیز بر ضرورت «اتحاد مقدس» و انسجام داخلی تاکید می‌کنند.

به گزارش اعتماد، در همین حال، مصر، اردن و دیگر بازیگران منطقه‌ای نیز برای جلوگیری از گسترش بحران، تحرکات دیپلماتیک و امنیتی خود را افزایش داده‌‌اند. آخرین اخبار حاکی از سفر قریب‌الوقوع نخست‌وزیر پاکستان برای احیای دوباره تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است. در حالی که تحولات میدانی دهمین روز نبرد با امریکا پرده از رویارویی مستقیم و تمام‌‌عیار میان ایران و امریکا برداشته، آنچه بیش از هر چیز در بطن این وقایع خودنمایی می‌کند، تغییر بنیادین در موازنه قدرت منطقه‌ای است. ایران نه تنها در میدان رزم، با وارد کردن ضربات دقیق به زیرساخت‌‌های استراتژیک واشنگتن پیشروی می‌کند، بلکه در عرصه دیپلماسی و مدیریت کلان اقتصاد جنگی نیز ابتکار عمل را در دست گرفته است. برخلاف تصور اولیه اتاق‌های فکر غربی، ماشین جنگی امریکا در برابر استراتژی «بازدارندگی فعال» ایران زمین‌گیر شده و تحولات اخیر، پیامی روشن برای قدرت‌های فرامنطقه‌ای دارد: دوران یکه‌تازی واشنگتن در خاورمیانه به سر آمده و نظم امنیتی منطقه، دیگر بدون در نظر گرفتن نقش‌آفرینی تهران قابل ترسیم نیست. اما برای درک آنچه در عرصه منطقه‌ای به وقوع پیوسته باید قطعات مختلف پازل تحولات اخیر را کنار هم قرار دهیم تا تصویری از منطق راهبردی دو‌طرف روشن شود.

فروپاشی هیمنه پدافندی امریکا در میدان رزم

آنچه طی24ساعت گذشته رخ داد، فراتر از یک درگیری محدود بود. عملیاتی که به تعبیر ناظران نظامی، «تغییر پارادایم» در جنگ‌های مدرن محسوب می‌شود. حمله پهپادی و موشکی به پایگاه استراتژیک «موفق السلطی» در اردن و کشته شدن 3سرباز امریکایی، نقطه عطفی بود که افسانه شکست‌ناپذیری سامانه‌های پدافندی امریکا را در هم شکست. گزارش‌های واصله از کشته شدن سه نظامی امریکایی (2کشته و 1مفقودی بر اساس گزارش سنتکام)، جراحت ده‌ها تن و نابودی آشیانه‌های بالگردها و هواپیماهای جنگی در این پایگاه، نشان داد که لایه‌های دفاعی امریکا در منطقه، در برابر «موج حملات ترکیبی» ایران ناتوان است. کانال ۱۳ اسراییل پس از این حمله خبر داد« هواپیماهای سوخت‌رسان امریکایی پس از حمله به عقبه در اردن، از فرودگاه رامون تخلیه شدند.» به گزارش «اعتماد» در سوی دیگر میدان، در جبهه جنوبی ایران، ارتش ایالات متحده با گشودن جبهه قشم و شادگان و دارخوین سعی در ایجاد تنش داشت، اما واکنش قاطع و هوشمندانه پدافند هوایی ایران، سناریوی واشنگتن را به بن‌بست کشاند. انهدام پهپاد فوق ‌پیشرفته ‌mq9 در آسمان اهواز و ساقط کردن پرنده‌ای دیگر در دهلران، نه یک اتفاق، بلکه نشان‌دهنده اشراف کامل شبکه یکپارچه پدافند کشور بود. اجرای مرحله شانزدهم عملیات «صاعقه» علیه انبار مهمات «العدیری» و رادارهای پاتریوت در پایگاه «علی ‌السالم» کویت، آخرین میخ را بر تابوت فرضیه «برتری تکنولوژیک» غرب زد. دیروز نیروی دریایی سپاه پاسداران با در دست داشتن کنترل کامل تنگه هرمز و مدیریت تردد کشتی‌های متخلف، ثابت کرده است که ایران می‌تواند رگ حیاتی انرژی جهان را بر اساس منافع ملی خود مدیریت کند. یک منبع مطلع در نیروی دریایی سپاه اعلام کرد: « تا زمان ادامه شرارت‌های امریکا تنگه هرمز مسدود خواهد ماند و هرگونه تلاش برای عبور با برخورد نیروهای مسلح روبه رو می‌شود.»

دیپلماسی قدرت، وقتی معادلات تغییر می‌کند

یکی از تحولات مهم در عرصه تحولات به گفت‌وگوی دیروز سید عباس عراقچی با موگویی باز می‌گشت. وزیر خارجه کشورمان، در تحلیل این شرایط بر نکته‌ای کلیدی دست گذاشت: «تحول ساختار امنیتی منطقه به نفع ایران». این جمله، نه یک شعار سیاسی، بلکه اعتراف به واقعیتی است که متحدان عرب واشنگتن نیز به آن پی برده‌اند. وقتی مجموعه کشورهایی هدف حمله ایران قرار می‌گیرند و نمی‌توانند پاسخ دهند، بازدارندگی آن قدرت فرو می‌پاشد. بر اساس اعلام عراقچی دیپلماسی ایران اکنون از موضع قدرت در حال ترسیم خطوط قرمز جدید است. در همین راستا، شاهد یک چرخش راهبردی در مواضع منطقه‌ای هستیم. قاهره در یک حرکت واقع‌بینانه، در حال احیای کانال‌های ارتباطی با انصارالله برای مهار بحران دریای سرخ است. چرا که مصر به‌خوبی می‌‌داند سرنوشت اقتصاد کانال سوئز به ثبات این مسیر گره خورده و کلید این ثبات در دستان تهران و متحدان منطقه‌ای اوست. هم‌زمان، سفر وزیر کشور به پاکستان برای رایزنی‌های امنیتی، نشان‌دهنده فعال شدن دیپلماسی همسایگی در بحبوحه جنگ است. این یعنی ایران در اوج تنش، نه‌تنها منزوی نشده، بلکه به قطب رایزنی‌های امنیتی تبدیل شده است.

اقتصادِ جنگ؛ مدیریت عقلانی در میانه فشار

برخلاف پروپاگاندای رسانه‌های غربی که سعی در القای فروپاشی اقتصادی ایران دارند، عملکرد دولت چهاردهم و داده‌های واقعی حکایت از انعطاف‌پذیری شگفت‌انگیز «اقتصادِ مقاومت» دارد. دولت چهاردهم از یک طرف، با تامین اقلام اساسی و سوخت مورد نیاز مردم و از سوی دیگر با شفاف‌سازی اخبار نبرد تلاش می‌کند تا تاب‌آوری داخلی را در برابر فضاسازی‌ها و حاشیه‌سازی‌های خارجی افزایش دهد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که دولت چهاردهم توانسته با هوشمندی از فضای آتش‌‌بس‌های تاکتیکی، برای صادرات بیش از ۷۰ میلیون بشکه نفت به چین استفاده کند. این یعنی جریان ورودی ارز به کشور، حتی در شرایط جنگی، متوقف نشده است. در همین زمینه، دیدگاه‌های کارشناسانه نیز بر ضرورت بازآرایی ساختار اقتصادی تأکید دارند. محمود خاقانی، از کارشناسان برجسته انرژی معتقد است که ایران قادر است ظرفیت‌ها و زیرساخت‌های آسیب دیده در اثر حملات امریکا را به سرعت بازسازی و باز‌آفرینی کند. خاقانی در گفت‌وگو با تعادل تاکید کرد باید از تجربه متخصصان داخلی که پروژه‌های عظیمی نظیر «برج میلاد» را با استانداردهای جهانی پیش بردند، برای بازسازی و حفاظت از زیرساخت‌‌های آسیب دیده و حیاتی در برابر حملات استفاده کرد. از سوی دیگر علی شمس اردکانی نیز در گفت‌وگو با «اعتماد» به این واقعیت اشاره دارد که تحریم نفتی ایران با توجه به شرایط جغرافیایی و ژئواستراتژیک ایران ممکن نیست و ایران قادر است راهبردهای امریکا برای فشار اقتصادی و ارزی را مهار سازد. به اعتقاد شمس اردکانی اگر همه اجزای کشور شامل نظام سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی در راستای یک هدف حرکت کنند و انسجام مردم نیز چاشنی آن شود با تدابیر‌موثر دولت فرآیند عبور از تله تحریم و محاصره با موفقیت اجرایی می‌شود.

اتحاد مقدس؛ ستون فقرات مقاومت

در حالی که واشنگتن و تل‌آویو میلیاردها دلار هزینه می‌کنند تا از طریق جنگ روانی و عملیات‌‌های نفوذ (مانند کارزار ۵۰ میلیون دلاری اسراییل برای بهبود وجهه خود در امریکا)، شکاف داخلی در ایران ایجاد کنند، مسوولان ارشد نظام بر «اتحاد مقدس» به عنوان استراتژی پیروزی تأکید دارند. اظهارات سرلشکر عبداللهی (فرمانده قرارگاه خاتم) و محمدباقر قالیباف (رییس مجلس) نشان می‌دهد که مجموعه حاکمیت و نهادهای اجرایی، به درستی درک کرده‌اند که «جبهه داخلی» به اندازه «جبهه نظامی» اهمیت دارد. سخنان عراقچی درباره وجود «کد ۱۱۰» در جلسات راهبردی برای بررسی بدترین سناریوها (احتمال شهادت رهبری)، نشان از عمق آمادگی و مسوولیت‌پذیری در ساختار تصمیم‌گیری دارد. این شفافیت در مواجهه با واقعیت‌ها و عدم قمار بر سر سرنوشت کشور، همان چیزی است که دشمن را ناامید کرده است. دشمن می‌بیند که سیستم تصمیم‌گیر در ایران نه تنها هراسی به دل راه نداده، بلکه با خونسردی در حال پیشبرد اهداف راهبردی است.

تقابل فرسایشی به نفع کیست؟

اما پرسشی که با این توضیحات به ذهن خطور می‌کند آن است که این حملات بیشتر به نفع کدام طرف است؟ آیا مردم امریکا از این حملات سود می‌برند؟ مردم منطقه؟تحلیلگران معتقدند تنش‌‌ها وارد مرحله «فرسایشی» شده است. در این مرحله، پیروز نبرد طرفی نیست که بیشترین بمب را می‌ریزد، بلکه کسی است که «استقامت سیاسی» و «تاب‌آوری اقتصادی» بیشتری دارد. امریکا با ورود به این تنش، در تله‌‌ای گرفتار شده که راه خروج از آن برایش بسیار پرهزینه است. دونالد ترامپ، با اصرار بر عملیات نظامی علیه ایران، عملا در حال اتلاف سرمایه سیاسی خود است، چرا که افکار عمومی امریکا دیگر تمایلی به ماجراجویی‌های جدید در خاورمیانه ندارد.در مقابل، ایران با حفظ جریان صادرات نفت، کنترل تنگه هرمز و ضربات دقیق نظامی، ثابت کرده که قواعد بازی را تغییر داده است. در نهایت اینکه تحولات روزهای اخیر یک پیام واضح را مخابره کرد و آن اینکه: ایران دیگر آن بازیگری نیست که بتوان با فشار یا تهدید به عقب‌نشینی وادارش کرد. تهران با بهره‌‌گیری از یک دولت پای کار، انسجام داخلی، مدیریت عقلانی اقتصاد در شرایط بحرانی و برتری میدانی، ابتکار عمل را در منطقه به دست گرفته است. جنگ البته هزینه‌های خاص خود را دارد و هیچ‌ کس از آن استقبال نمی‌کند، اما ایران نشان داد که در صورت تحمیل اراده دشمن، «موضع قدرت» را به خوبی می‌شناسد و از آن کوتاه نخواهد آمد. آنچه در پایان این تقابل باقی خواهد ماند، تثبیت جایگاه ایران به عنوان بازیگر اصلی نظم نوین خاورمیانه است. نظمی که در آن، منافع ملت‌های منطقه، بر بلندپروازی‌های استعماری قدرت‌های فرامنطقه‌‌ای ارجحیت دارد. همانطور که رییس‌جمهور و وزیر خارجه تاکید کرده‌اند: «نمی‌توان با سرنوشت کشور قمار کرد»، و امروز مشخص است که این سرنوشت، با دستانی توانمند و در سایه «اتحاد مقدس» تعیین و مدیریت می‌شود.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها