دانشگاه موفق دانشگاهی نیست که مقاله بیشتری منتشر کرده باشد / دانشگاهی موفق است که مسائل کشور را اصلاح کند
شاید وقت آن رسیده باشد که معیار موفقیت دانشگاهها نیز تغییر کند. دانشگاه موفق فقط دانشگاهی نیست که مقاله بیشتری منتشر کرده یا رتبه بالاتری کسب کرده است؛ دانشگاه موفق، دانشگاهی است که بتوان نشان داد چند مساله واقعی کشور را حل کرده، چند سیاست عمومی را اصلاح کرده و چند تصمیم مهم را تحتتاثیر قرار داده است.
علی خورسند جلالی- سالهاست که دانشگاههای ایران با شاخصهایی مانند تعداد مقاله، پایاننامه، رتبه جهانی و شمار فارغالتحصیلان سنجیده میشوند. هر سال هزاران پژوهش تولید میشود، صدها رساله دفاع میشود و هزاران دانشجو با مدرکی در دست، دانشگاه را ترک میکنند. روی کاغذ، همه چیز امیدوارکننده به نظر میرسد. اما کافی است از خود یک سوال ساده بپرسیم؛ اگر دانشگاههای ما این همه دانش تولید میکنند، چرا مسائل کشور همچنان با کمترین بهره از این ظرفیت حل میشود؟
به گزارش اعتماد، شاید بزرگترین مساله آموزش عالی ایران نه کمبود بودجه باشد، نه مهاجرت نخبگان و نه حتی کیفیت آموزش. مساله اصلی، گسستن پیوندی است که باید میان دانشگاه و حکمرانی وجود داشته باشد. دانشگاه در یکسو ایستاده است و دولت، مجلس، شهرداریها و دیگر نهادهای تصمیمگیر در سوی دیگر؛ میان این دو نیز شکافی شکل گرفته که هر سال عمیقتر میشود.
در بسیاری از کشورهای موفق، دانشگاه فقط محل آموزش نیست؛ موتور تولید ایده برای حکمرانی است. پیش از آنکه سیاستی اجرا شود، پژوهشگران آن را نقد میکنند، پیامدهایش را میسنجند و راهحلهای جایگزین ارایه میدهند. بسیاری از تصمیمهای بزرگ، پیش از آنکه روی میز هیات دولت قرار بگیرند، سالها در کلاسهای دانشگاه، اندیشکدهها و مراکز سیاستپژوهی آزموده شدهاند. دانشگاه در آن کشورها تنها حقیقت را توصیف نمیکند، آینده را طراحی میکند.
اما در ایران، هنوز این چرخه ناقص است. پایاننامهها اغلب پس از دفاع به قفسه کتابخانهها تبعید میشوند و بسیاری از تصمیمهای عمومی نیز بدون اتکا به ظرفیت دانشگاه اتخاذ میشوند. گویی میان دانش و تصمیم، پلی ساخته نشده است. ما از دانشگاه انتظار تولید علم داریم، اما کمتر از خود میپرسیم این علم دقیقا چگونه قرار است وارد چرخه حکمرانی شود. البته مسوولیت این فاصله تنها بر دوش ساختار حکمرانی نیست. دانشگاه نیز باید از خود بپرسد آیا هنوز محیطی برای تولید ایده است یا صرفا کارخانهای برای تولید مقاله و مدرک؟
ایدههای بزرگ، در سکوت به دنیا نمیآیند. آنها محصول برخورد اندیشههای متفاوتند. دانشگاه زمانی میتواند برای کشور فکر کند که پیش از هر چیز، فضایی امن برای اندیشیدن فراهم کرده باشد. امنیت فکری، با همرایی تفاوت دارد. امنیت فکری یعنی دانشجو و استاد بتوانند یک فرضیه را مطرح کنند، آن را در معرض نقد قرار دهند و اگر نادرست بود، بیهراس کنار بگذارند. علم، نه از تکرار، بلکه از آزمون و خطا زنده میماند.
در رشتههایی مانند علوم سیاسی، اقتصاد، حقوق یا جامعهشناسی، این نیاز دوچندان است. اگر دانشگاه نتواند فضایی برای گفتوگوی علمی میان دیدگاههای مختلف ایجاد کند، چگونه میتواند از دل اختلافنظر، راهحلی برای مسائل پیچیده کشور بیرون بکشد؟ شاید زمان آن رسیده باشد که در هر دانشکده، نشستهای منظم اندیشه شکل بگیرد؛ جلساتی بدون هیاهو، بدون نمایش و بدون قضاوتهای شتابزده که در آن استادان و دانشجویان تنها یک هدف داشته باشند: آزمودن ایدهها. دانشگاه باید دوباره به آزمایشگاه اندیشه تبدیل شود.
اما حتی بهترین ایدهها نیز اگر در دانشگاه محبوس بمانند، تاثیری بر جامعه نخواهند گذاشت. اینجاست که نقش اندیشکدهها اهمیت پیدا میکند. در بسیاری از کشورها، اندیشکدهها حلقه واسط میان دانشگاه و حکمرانی هستند. آنها یافتههای دانشگاهی را به زبان سیاستگذاری ترجمه کرده و پژوهش را به پیشنهادهای اجرایی تبدیل میکنند. بسیاری از پژوهشگران این مراکز، استادان دانشگاه یا دانشآموختگان همان دانشگاهها هستند. به بیان دیگر، دانشگاه موتور تولید فکر است و اندیشکده، جعبهدندهای که این نیرو را به حرکت سیاست عمومی منتقل میکند.
ما در ایران از کمبود پژوهش رنج نمیبریم؛ از کمبود سازوکاری رنج میبریم که پژوهش را به تصمیم تبدیل کند. هنوز کمتر وزارتخانه، استانداری یا نهاد عمومی، مسالهای را به دانشگاه سفارش میدهد و خود را متعهد میداند که نتایج آن را مبنای تصمیم قرار دهد. تا زمانی که چنین پیوندی شکل نگیرد، فاصله میان دانشگاه و حکمرانی همچنان پابرجا خواهد ماند.
شاید وقت آن رسیده باشد که معیار موفقیت دانشگاهها نیز تغییر کند. دانشگاه موفق فقط دانشگاهی نیست که مقاله بیشتری منتشر کرده یا رتبه بالاتری کسب کرده است؛ دانشگاه موفق، دانشگاهی است که بتوان نشان داد چند مساله واقعی کشور را حل کرده، چند سیاست عمومی را اصلاح کرده و چند تصمیم مهم را تحتتاثیر قرار داده است. اگر هیچیک از این اتفاقها رخ ندهد، افزایش آمار تولیدات علمی، هر چند ارزشمند، به تنهایی نشانه اثرگذاری نخواهد بود. دانشگاه قرار نیست جای دولت تصمیم بگیرد، اما قرار است دولت را از تصمیمهای پرهزینه بینیاز کند. قرار نیست نسخه نهایی را بنویسد، اما باید بهترین ایدههای ممکن را روی میز تصمیمگیران بگذارد. دانشگاهی که فقط مدرک صادر میکند، ماموریت آموزشی خود را انجام داده است؛ اما دانشگاهی که ایده تولید میکند و بر کیفیت حکمرانی اثر میگذارد، ماموریت تاریخی خود را انجام داده است.
انتظار من از نظام آموزش عالی، ساخت ساختمانهای بیشتر یا افزودن چند واحد درسی تازه نیست. انتظارم بازسازی پلی است که سالهاست میان دانشگاه و حکمرانی فروریخته است؛ پلی که یک سوی آن آزادی آکادمیک مسوولانه، گفتوگوی علمی و تولید ایده قرار دارد و سوی دیگر آن، اندیشکدههای توانمند، سیاستپژوهی حرفهای و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد.
شاید آینده ایران بیش از هر چیز، به ساخت همین پل وابسته باشد، زیرا کشوری که دانشگاهش فقط گذشته را تدریس کند، ناگزیر آینده را از دیگران قرض خواهد گرفت؛ اما کشوری که دانشگاهش جرات اندیشیدن داشته باشد، آینده را خودش طراحی خواهد کرد.
دیدگاه تان را بنویسید