۸ مهره هیات ایرانی در مذاکره با آمریکا / تنگه هرمز یکی از ورقهای مهم بازی است به شرطی که آن را نسوزانیم
شاید یکی از معجزات جنگ ایران و امریکا، درک اهمیت تنگه هرمز برای جهان و منطقه بود. شاید ما قبل از آن میدانستیم که این شاهرگ حیاتی انرژی چه اهمیتی دارد، لیکن درک میزان آن و عمق وابستگی دنیا به این آبراه را نفهمیده بودیم. اکنون یکی از ورقهای مهم بازی ما، قطعا تنگه هرمز است، البته به شرطی که آن را نسوزانیم.
«مهرههای بازی ایران در مذاکره با امریکا» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم حمید روشنایی است که در آن آمده؛ میز مذاکره شباهت زیادی با صفحه شطرنج دارد. در هنگام مذاکره در روبهروی هم مینشینیم و هر کدام مهرههای خود را میچینیم. غالبا طرفین از مهرههای یکدیگر اطلاع دارند، اما مهمتر از آن، نحوه استفاده از این مهرههاست تا حدی که آنها را نسوزانیم.
مهمترین مهرههای هیات ایرانی در مذاکره با امریکا شامل موارد ذیل است:
1- مردم: قدرت و تابآوری یک مردم میتواند بزرگترین پشتیبانی و حامی دیپلماتها باشد. اگر مذاکرهکننده نسبت به پشت سنگر خود اطمینان نداشته باشد، در زمان مذاکره، صدایش میلرزد و نگرانی در کلام و رفتارش هویدا میشود.
2- میدان: قدرت نظامی و توان ایستادگی نیروهای نظامی، یکی دیگر از مهمترین مهرههای بازی در مذاکره است. غربیها در گذشته در هنگام مذاکره قایقهای توپدار خود را به راه میانداختند و تاثیر آن را در میز مذاکره جستوجو میکردند. در مذاکره ایران با امریکا، موشکها و پهپادهای ما تاثیر بسیاری در به نتیجه رساندن آن دارند.
3- مدیریت نظام: توان دولت و رهبری در حفظ آرامش و انسجام کشور در هنگام جنگ و مذاکره، اهمیتی والا دارد. به این مفهوم که نه تنها در هنگام جنگ، بلکه در هنگام مذاکره هم دشمن روی بر هم خوردن جو و شرایط کشور و مدیریت آن، سرمایهگذاری میکند و منتظر حوادث میماند.
4- تنگه هرمز: شاید یکی از معجزات جنگ ایران و امریکا، درک اهمیت تنگه هرمز برای جهان و منطقه بود. شاید ما قبل از آن میدانستیم که این شاهرگ حیاتی انرژی چه اهمیتی دارد، لیکن درک میزان آن و عمق وابستگی دنیا به این آبراه را نفهمیده بودیم. اکنون یکی از ورقهای مهم بازی ما، قطعا تنگه هرمز است، البته به شرطی که آن را نسوزانیم.
5- نفوذ منطقهای: یکی از سرمایهگذاریهای ایران در منطقه، وجود گروههای همسو بوده که در زمانهای بحران به آنها کمک کردهایم و اکنون، زمان بهرهبرداری از آن است. اگرچه کمکهای ما به آنها یک جنبه ایدئولوژیک داشته، اما میتوان به عنوان یک اهرم استراتژیک از آن استفاده کرد.
6- قیمت نفت: اقدام ایران در بستن تنگه هرمز و حمله به کشورهای حاشیه خلیجفارس، توانست قیمت نفت و اقلام وابسته به آن را افزایش دهد.
به نحوی که بنزین در پمپ بنزینهای امریکا افزایش یافت و اهرم فشاری علیه ترامپ ایجاد کرد. این اهرم همچنان در آینده قابل بهرهبرداری است.
7- شرایط سیاسی داخل امریکا: علاوه بر قیمت بنزین که در هر لحظه ترامپ را به واکنش وامیداشت، آینده انتخابات میاندورهای کنگره امریکا نیز حزب جمهوریخواه و کاخ سفید را به وحشت انداخته است. ترس آنها از پیروزی دموکراتها و در تنگنا قرار دادن ترامپ، موضوعی که میتواند به عنوان یک اهرم مورد استفاده قرار گیرد.
8- برنامه هستهای ایران: اگرچه همه هم و غم رییسجمهور امریکا، پایان برنامه هستهای ایران است، اما خود این موضوع و میزان غنیسازی کشورمان میتواند به عنوان یک ابزار چانهزنی مورد استفاده قرار گیرد. آنچه مسلم است آنکه ما حاضر به نابودی کامل غنیسازی خودمان نیستیم، اما در میزان آن و ادامه کار سانتریفیوژها، امکان گفتوگو داریم.
البته طرف امریکایی نیز مهرههایی برای بازی کردن دارد. از جمله:
1- تحریمها: مهمترین ابزار مقامات امریکا برای فشار به کشورهای دیگر، استفاده از تحریمهای اقتصادی است که غالبا مردم را هدف میگیرد. ایالاتمتحده علاوه بر آنکه خودش ایران را به شدیدترین تحریمها محکوم کرده، سایر کشورها و حتی سازمان ملل را در انجام آن، تحتفشار قرار داده است.
2- قدرت نظامی: امریکا بزرگترین ارتش جهان و بیشترین تسلیحات پیشرفته را دراختیار دارد که میتواند به واسطه آن، کشورهای دیگر را مورد تعدی قرار دهد. علاوه بر بمباران کشور ما، محاصره دریایی ایران تاثیر ناگواری بر منابع مالی ایران داشته است.
3- اموال بلوکه شده ایران: ایالاتمتحده علاوه بر آنکه ما را از فروش نفت و انجام تجارت محروم کرده، توانسته است پولهای ایران و اموال کشورمان را در سایر کشورها بلوکه کرده و مانع از بازگشت درآمدهای نفتی و غیرنفتی به ایران شود.
4- هماهنگسازی علیه ایران: کاخ سفید توانایی اجماعسازی علیه ایران را دارد به نحوی که کشورمان را در زمینههای اقتصادی و سیاسی در تنگنا قرار دهد و مانع از توسعه و پیشرفتمان شود.
5- قدرت تبلیغی: تا قبل از آنکه شبکههای اجتماعی و اینترنت گسترش یابد، رسانههای جمعی کاملا در دست امریکا و کشورهای غربی بوده به نحوی که هرگونه خبری باید از کانال آنها عبور کرده و همین موجب شده بود، ایران تحت بیشترین حملات تبلیغی قرار گیرد.
در چنین شرایطی استفاده از مهرهها در مذاکرات، از اهمیت خاصی برخوردار است. البته تفاوت بازی شطرنج با میز مذاکره در آن است که در شطرنج بهترین شرایط مات کردن طرف مقابل است، اما در مذاکره، بهترین حالت بازی برد-برد است، زیرا در صورت سرخوردگی یک طرف، ممکن است دعوا به درازا بکشد یا مانند جنگ جهانی دوم، پس از سالها، هیتلری ظهور کند و میدان جدیدی گشوده شود.
دیدگاه تان را بنویسید