نظر رهبر شهید درباره بستن تنگه هرمز چه بود؟
مواضع آیتالله سید علی خامنهای درباره تنگه هرمز هرگز صرفا واکنشی به رخدادهای روز نبوده، بلکه در قالب یک نگاه راهبردی و نسبتا ثابت تعقیب میشد. مرور بیانات ایشان نشان میدهد که سه مولفه اصلی در این رویکرد همواره تکرار شده است: تاکید بر اهمیت راهبردی تنگه هرمز، ضرورت تامین امنیت خلیج فارس توسط کشورهای منطقه و مخالفت با حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقهای در این آبراه.
بازی نغز روزگار است یا جبر طبیعت، اما 41 سال پیش در همین روزهای تابستانی دوباره رییسجمهور امریکا در آنکارا بود و دوباره داستان تنگه هرمز برقرار!
به گزارش اعتماد، در آن روزها یکی از اصلیترین راههای ارتباطی رژیم عراق با غرب از طریق دریا و خلیج فارس بود، جمهوری اسلامی هم تصمیم گرفت برای کاستن از میزان کمکهای امریکا و دیگر کشورهای غربی به عراق و تحت فشار گذاشتن این رژیم کشتیهای عبوری از خلیج فارس و آبراه تنگه هرمز را که مطابق قوانین بینالمللی جزو آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی محسوب میشد، بازرسی کند تا حامل محمولههای نظامی برای عراق نباشند. این کار پس از مصوبه شورای عالی دفاع، کمکم عملی شد.
علاوه بر این جمهوری اسلامی ایران تهدید کرد در صورتی که کمکها به عراق ادامه یابد یا در راه صدور نفت ایران از سوی دول غربی و نیروهای عراقی که از فضا و امکانات دول عربی حاشیه خلیج فارس هم استفاده میکردند، خللی به وجود آید، تنگه هرمز را خواهد بست.
در سیام خرداد 1364 کشتی کویتی المحراق با 10500 تن محموله، توسط نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی توقیف شد و پس از سه هفته بهدنبال تخلیه محمولههای آن که بهطور غیرمستقیم توان رزمی ارتش عراق را میتوانست افزایش دهد، آزاد شد. مقامات نیروی دریایی ایران اظهار داشتند که پس از بازرسی کشتی المحراق و ملاحظه بارنامه آن، آنچه دقیقا در بارنامه به عنوان عراق مشخص شده بود همراه با بخشی از کالاهایی که بارنامههایشان مشکوک تشخیص داده شد، تخلیه شد و کشتی المحراق با کالاهای باقیمانده به مقصد کویت حرکت کرد.
در مهر 1364 نیروی دریایی ایران برای نشان دادن توان رزمی خود و افزایش هماهنگی یگانهایش مانور بزرگی را در منطقه تنگه هرمز برگزار کرد. آیتالله خامنهای، رییسجمهور و رییس شورای عالی دفاع که به تازگی و با کسب یک اکثریت خیرهکننده 85 درصدی به عنوان رییسجمهور ایران انتخاب شده بودند، با سفر به بندرعباس و حضور در عرشه ناوشکن البرز که در تنگه هرمز مستقر بود، این تمرین نظامی را از نزدیک به نظاره نشست.
آیتالله خامنهای در حالی که 9 ساعت از آغاز این تمرین عظیم نظامی میگذشت در مصاحبهای که بر عرشه ناوشکن البرز انجام دادند، مطالب جالبتوجهی را بیان کردند. رییس شورای عای دفاع در پاسخ به سوالی درباره توان ایران در بستن تنگه هرمز گفتند: «ما حتی اگر کمتر از این مقدار هم قدرت داشته باشیم آن تهدیدی که کردیم برای ما عملی است. بستن تنگه هرمز با همان مفهومی که این کلمه دارد، یک چیزی است که برای آن کسی که این همه ساحل در دو طرف تنگه دارد و آن اشراف و تسلطی که بر تنگه دارد این چیزی است ممکن.»
ایشان افزودند: «به علاوه مقصود ما قطع صدور نفت خواهد بود در آن روزی که در کار صدور نفت ما یک اختلال کلی به وجود بیاید و آن به هر جوری که انجام بگیرد اسمش بستن تنگه هرمز خواهد بود ... ولی خب بههرحال یک احتمالی است که هست، ولو 5 درصد، 10 درصد هم احتمال باشد ما باید آمادگی خودمان را داشته باشیم برای اینکه آن تهدید را عملی کنیم، آن تهدید جدی است و با برآورد و درک درست موقعیت جمهوری اسلامی آن تهدید انجام گرفته. امروز هم بنده هر چی که به ابزارها و انسانها و همتها نگاه کردم بیشتر معتقد شدم که این تهدید را خیلی به جا کردیم، و انشاءالله، البته انشاءالله که میگویم امیدوارم که چنین روزی پیش نیاید، اما اگر پیش بیاید ما توانایی کامل برای انجام این تهدید را خواهیم داشت.»
ایشان همچنین در پاسخ به سوالی درباره ناتوانی عراق در حمله به ناوهای شرکتکننده در آن مانور و به خصوص ناوشکن البرز افزودند: «حمله به یک تجهیزات با این عظمت کار آسانی نیست، یعنی بعید است که چنین گستاخیای را خلبانهای عراقی یا نیروی هوایی عراقی داشته باشند که بخواهند بیایند اینجا و با این همه ناو و هواپیما حمله کنند. یقینا کسی که بیاید، آمدنش در اختیار خودش است، اما برگشتنش بعید است که برگردد!»
فارغ از این سخنان، مواضع آیتالله سید علی خامنهای درباره تنگه هرمز هرگز صرفا واکنشی به رخدادهای روز نبوده، بلکه در قالب یک نگاه راهبردی و نسبتا ثابت تعقیب میشد. مرور بیانات ایشان نشان میدهد که سه مولفه اصلی در این رویکرد همواره تکرار شده است: تاکید بر اهمیت راهبردی تنگه هرمز، ضرورت تامین امنیت خلیج فارس توسط کشورهای منطقه و مخالفت با حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقهای در این آبراه.
البته تحولات مختلف از جنگهای منطقهای و افزایش حضور نظامی امریکا در خلیج فارس گرفته تا تشدید تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، باعث شده است که موضوع تنگه هرمز در مقاطع گوناگون با ادبیات و تاکیدهای متفاوتی در بیانات رهبر انقلاب مطرح شود. با این حال، مرور این اظهارات نشان میدهد که در پس این مواضع متنوع، یک چارچوب تحلیلی منسجم وجود دارد؛ چارچوبی که امنیت تنگه هرمز را نه در حضور ناوهای خارجی، بلکه در همکاری کشورهای ساحلی و ایجاد یک نظم امنیتی بومی جستوجو میکند.
مرور مهمترین سخنان و مواضع آیتالله سید علی خامنهای درباره تنگه هرمز نشان میدهد که عموم سخنرانیها در بیش از چهاردهه چند محور مشخص را به عنوان باید و نبایدها برای این موقعیت در نظام راهبردی کشور تعیین کرده است؛ از جایگاه راهبردی این آبراه در معادلات جهانی تا نسبت آن با امنیت منطقه، بازدارندگی جمهوری اسلامی و ایده شکلگیری نظم امنیتی بدون مداخله قدرتهای خارجی.
تنگه هرمز؛ آبراهی که از ابتدای رهبری آیتالله سید علی خامنهای در کانون توجه بود
اگرچه موضوع تنگه هرمز در سالهای اخیر و همزمان با افزایش تنشهای منطقهای بیش از گذشته در کانون توجه رسانههای جهان قرار گرفته است، اما مرور بیانات آیتالله سید علی خامنهای نشان میدهد که نگاه ایشان به این آبراه راهبردی سابقهای بیش از چهار دهه دارد. از نخستین سالهای دهه ۶۰، زمانی که جنگ تحمیلی به مرحله «جنگ نفتکشها» رسیده بود و امریکا حضور نظامی خود را در خلیج فارس گسترش میداد، ایشان نسبت به جایگاه تنگه هرمز، حقوق کشورهای منطقه و پیامدهای مداخله قدرتهای خارجی موضعگیری کردند.
یکی از مهمترین این مواضع، در خطبه عربی نماز جمعه سال ۱۳۶۲ بیان شد؛ سخنانی که بعدها نیز بارها از سوی پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR به عنوان مبنای رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز بازنشر شده است. آیتالله خامنهای در آن خطبه، با رد ادعای قدرتهای غربی درباره نقش خود در امنیت این آبراه تاکید کردند: «تنگه هرمز نه متعلق به امریکاست و نه به هیچیک از زورمداران جهان، بلکه متعلق به ملتهای این منطقه است.» این عبارت را میتوان یکی از صریحترین بیانهای ایشان درباره مالکیت سیاسی و امنیتی این گذرگاه راهبردی دانست.
رهبر انقلاب در ادامه همان سخنرانی، میان «منافع قدرتهای خارجی» و «حقوق ملتهای منطقه» تفکیک قائل شدند و تصریح کردند که هرچند کشورهای غربی در این منطقه منافع اقتصادی دارند، اما این منافع نمیتواند بر حقوق و امنیت کشورهای ساحلی مقدم باشد. از همین منظر بود که ایشان هشدار دادند اگر روزی منافع جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس با تهدید مواجه شود، ایران نیز تصمیم خود را درباره تنگه هرمز بر اساس منافع ملی اتخاذ خواهد کرد؛ تصمیمی که به گفته ایشان «قطعی و نهایی» خواهد بود.
در همان خطبه، جملهای بیان شد که بعدها بارها در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی تکرار شد؛ «اگر روزی بخواهیم امنیت منطقه را بر هم بزنیم، نه ناوگانهای امریکا و انگلیس و نه هیچ قدرت دیگری قادر نخواهند بود امنیت را به منطقه بازگردانند.» این گزاره بیش از آنکه تهدیدی نظامی باشد، بیانگر نگاه بازدارندهای است که در سالهای بعد نیز در بیانات رهبر انقلاب تداوم یافت؛ نگاهی که بر این اصل استوار است که امنیت خلیجفارس و تنگههرمز بدون مشارکت و رضایت کشورهای منطقه، قابل تضمین نیست.
امنیت تنگه هرمز؛ مسوولیتی بر عهده کشورهای منطقه، نه قدرتهای فرامنطقهای
اگر در سخنان آیتالله سیدعلی خامنهای یک گزاره را بتوان پرتکرارترین موضع درباره تنگه هرمز دانست، آن گزاره این است که امنیت خلیجفارس و تنگه هرمز باید به دست کشورهای منطقه تامین شود. این ایده در مقاطع مختلف، از دهه ۶۰ تا سالهای اخیر، با ادبیات متفاوت اما مضمونی ثابت تکرار و به یکی از پایههای نگاه جمهوری اسلامی ایران درباره نظم امنیتی خلیج فارس تبدیل شده است.
نخستین صورتبندی این دیدگاه را میتوان در خطبه عربی نماز جمعه تهران در سال ۱۳۶۲ مشاهده کرد. در شرایطی که امریکا با استناد به حفاظت از کشتیرانی، حضور نظامی خود را در خلیج فارس گسترش میداد، آیتالله خامنهای این استدلال را رد کردند و با تاکید بر اینکه «تنگه هرمز نه متعلق به امریکا و نه متعلق به هیچیک از زورمداران جهان است، بلکه متعلق به ملتهای این منطقه است»، عملا مبنای حقوقی و سیاسی نگاه جمهوری اسلامی به این آبراه را تبیین کردند. ایشان در همان خطبه تصریح کردند که هرچند کشورهای غربی منافعی در این منطقه دارند، اما «منافع صاحبان اصلی این منطقه مقدم بر هر منفعت دیگری است» و به همین دلیل، امنیت نیز باید بر پایه اراده دولتها و ملتهای منطقه تعریف شود، نه بر اساس مداخله قدرتهای خارجی.
این نگاه در دهههای بعد نه تنها تغییر نکرد، بلکه با افزایش حضور نظامی امریکا در منطقه، صریحتر نیز بیان شد. یکی از مهمترین نمونههای آن، دیدار آیتالله خامنهای با سلطان وقت عمان در سال ۱۳۸۸ بود. ایشان در این دیدار با اشاره به موقعیت راهبردی تنگه هرمز و خلیج فارس تاکید کردند که امنیت این منطقه، مسوولیت کشورهای ساحلی است و حضور نیروهای نظامی بیگانه نه تنها امنیت ایجاد نمیکند، بلکه منشا ناامنی و سوءظن میان همسایگان خواهد شد. در این دیدار، رهبر انقلاب از همکاریهای منطقهای میان ایران و عمان استقبال کردند و آن را الگویی برای حفظ ثبات خلیج فارس دانستند؛ الگویی که بر گفتوگو، اعتمادسازی و مشارکت دولتهای ساحلی استوار است، نه بر ائتلافهای نظامی خارجی.
همین رویکرد چند سال بعد، در دیدار با سلطان هیثم بن طارق، پادشاه عمان نیز بار دیگر مورد تاکید قرار گرفت. آیتالله خامنهای در این دیدار، تنگه هرمز را یکی از حساسترین آبراههای جهان توصیف کردند و گفتند: امنیت این منطقه باید با همکاری کشورهای همسایه تامین شود و حضور امریکا و دیگر قدرتهای فرامنطقهای هیچ کمکی به ثبات منطقه نمیکند، بلکه زمینه تشدید تنشها را فراهم میآورد. این سخنان در شرایطی بیان شد که امریکا تلاش میکرد با تشکیل ائتلافهای دریایی، نقش خود را در امنیت خلیج فارس پررنگتر کند؛ اما رهبر انقلاب بار دیگر تاکید کردند که راهحل پایدار، شکلگیری یک سازوکار امنیتی بومی میان کشورهای منطقه است، نه استمرار حضور ناوهای خارجی.
بررسی بیانات آیتالله خامنهای نشان میدهد که مخالفت ایشان با حضور امریکا در خلیج فارس، صرفا ناشی از اختلاف سیاسی با واشنگتن نیست، بلکه بر یک تحلیل امنیتی استوار است. در این تحلیل، قدرتهای فرامنطقهای ذاتا ذینفع تداوم بحران هستند، زیرا حضور نظامی خود را با استناد به همین بحرانها توجیه میکنند. از این منظر، هرچه تنش بیشتر باشد، بهانه برای استقرار ناوگانهای نظامی و فروش تسلیحات نیز بیشتر خواهد شد. بنابراین امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که کشورهای ساحلی، بدون دخالت بازیگران خارجی، مسوولیت حفظ ثبات منطقه را بر عهده بگیرند.
به همین دلیل، در بسیاری از بیانات ایشان، مفهوم «امنیت دستهجمعی منطقهای» در کنار موضوع تنگه هرمز مطرح شده است. رهبر انقلاب معتقدند ایران، عمان، عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین و عراق، بیش از هر قدرت خارجی، از امنیت این آبراه منتفع میشوند و بنابراین طبیعی است که خود نیز متولی اصلی حفظ آن باشند. از نگاه ایشان، امنیتی که با حضور ناوهای امریکایی برقرار شود، امنیتی شکننده و وابسته است؛ اما امنیتی که بر همکاری کشورهای منطقه استوار باشد، پایدار، کمهزینه و مبتنی بر منافع مشترک خواهد بود.
مرور این مواضع نشان میدهد که در منظومه فکری آیتالله خامنهای، تنگه هرمز صرفا یک مسیر انتقال انرژی نیست، بلکه نماد حق حاکمیت کشورهای منطقه بر سرنوشت خود است. به همین دلیل، هر بار که بحث امنیت این آبراه مطرح شده، ایشان آن را با مفاهیمی چون استقلال، نفی سلطه، همکاری منطقهای و خروج نیروهای بیگانه از خلیج فارس پیوند زدهاند؛ مولفههایی که طی بیش از چهار دهه، بدون تغییر در بیانات ایشان تکرار و به یکی از ثابتترین اصول سیاست منطقهای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
حضور امریکا در خلیج فارس از ادعای تامین امنیت تا عامل اصلی ناامنی
در منظومه فکری آیتالله سید علی خامنهای، حضور نظامی امریکا در خلیج فارس و تنگه هرمز نه یک عامل بازدارنده، بلکه یکی از مهمترین عوامل تولید ناامنی در منطقه است. مرور بیانات ایشان از دهه ۱۳۶۰ تا سالهای اخیر نشان میدهد که این گزاره، یکی از ثابتترین محورهای مواضع رهبر انقلاب درباره امنیت تنگه هرمز بوده است. از نگاه ایشان، قدرتهای فرامنطقهای با شعار حفظ امنیت وارد خلیج فارس شدهاند، اما در عمل، حضور آنان به افزایش رقابتهای نظامی، فروش تسلیحات، تشدید بیاعتمادی میان کشورهای منطقه و استمرار بحران انجامیده است.
نخستین بیان صریح این دیدگاه را میتوان در خطبه عربی نماز جمعه تهران در سال ۱۳۶۲ مشاهده کرد؛ زمانی که همزمان با جنگ تحمیلی، ایالات متحده حضور نظامی خود را در خلیج فارس افزایش داده بود، آیتالله خامنهای در آن خطبه با رد ادعای واشنگتن مبنی بر حفاظت از امنیت کشتیرانی تاکید کردند که «تنگه هرمز متعلق به ملتهای این منطقه است» و قدرتهای خارجی حق تعیین تکلیف برای این آبراه را ندارند. ایشان همچنین هشدار دادند که حضور امریکا نه تنها امنیت نمیآورد، بلکه به پیچیدهتر شدن بحرانهای منطقه منجر خواهد شد و زمینه مداخله بیشتر قدرتهای بیگانه را فراهم میکند.
این تحلیل در سالهای بعد نیز بارها تکرار شد. با پایان جنگ تحمیلی و استقرار دایمی ناوگان پنجم امریکا در بحرین، رهبر انقلاب در سخنرانیهای مختلف، حضور نیروهای خارجی را نتیجه سیاستی دانستند که کشورهای منطقه را به جای اتکا به توان خود، به قدرتهای بیرونی وابسته میکند. از نگاه ایشان، این وابستگی نه تنها امنیت ایجاد نمیکند، بلکه کشورهای منطقه را به میدان رقابت قدرتهای جهانی تبدیل میکند؛ رقابتی که نخستین قربانی آن، ثبات خلیجفارس و تنگه هرمز خواهد بود.
یکی از مهمترین مواضع ایشان در این زمینه، در دیدار با سلطان قابوس، پادشاه عمان، در سوم شهریور ۱۳۸۸ مطرح شد. آیتالله خامنهای در این دیدار، با اشاره به موقعیت راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز تصریح کردند که امنیت این منطقه باید به دست کشورهای منطقه تامین شود و حضور نیروهای نظامی امریکا و دیگر قدرتهای فرامنطقهای نه تنها ضرورتی ندارد، بلکه خود منشا بسیاری از ناامنیها و سوءظنهاست. ایشان در همان دیدار تاکید کردند که جمهوری اسلامی ایران همواره از همکاری کشورهای ساحلی برای حفظ امنیت خلیج فارس استقبال کرده و این همکاری را جایگزینی مناسب برای حضور نظامی بیگانگان میداند.
همین نگاه در دیدار با سلطان هیثم بن طارق، سلطان عمان، در ۸ خرداد ۱۴۰۱ نیز با ادبیاتی مشابه تکرار شد. رهبر انقلاب با اشاره به اینکه تنگه هرمز یکی از حساسترین گذرگاههای دریایی جهان است، تاکید کردند: امنیت این منطقه باید با همکاری کشورهای همسایه تامین شود و «حضور امریکاییها در این منطقه هیچ سودی برای کشورهای منطقه ندارد.» ایشان افزودند که تجربه چند دهه گذشته نشان داده است هر جا امریکا با شعار ایجاد امنیت وارد شده، نتیجه آن افزایش تنش، درگیری و بیثباتی بوده است.
این نگاه تنها به دیدارهای دوجانبه محدود نمانده است. در دیدارهای متعدد با مسوولان نظام، فرماندهان نیروهای مسلح و شرکتکنندگان در کنفرانس وحدت اسلامی نیز آیتالله خامنهای بارها از اصطلاح «امنیت وارداتی» انتقاد کردهاند. از نگاه ایشان، امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که کشورهای منطقه خود مسوولیت حفاظت از آبراههای راهبردی، از جمله تنگه هرمز را بر عهده بگیرند. به اعتقاد ایشان، حضور ناوهای خارجی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت ظاهری از امنیت ایجاد کند، اما در بلندمدت به افزایش مسابقه تسلیحاتی، وابستگی امنیتی و گسترش بیاعتمادی میان همسایگان منجر میشود. برای آیتالله سید علی خامنهای، مخالفت با حضور امریکا در خلیج فارس صرفا یک موضع سیاسی مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک دکترین امنیتی است. در این دکترین، هرچه نقش بازیگران منطقهای در تامین امنیت پررنگتر شود، نیاز به حضور قدرتهای خارجی کاهش مییابد و در مقابل، هرچه مداخله خارجی افزایش پیدا کند، احتمال شکلگیری بحرانهای جدید نیز بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، ایشان طی چهار دهه گذشته، بدون تغییر در اصل موضوع، همواره بر این گزاره تاکید کردهاند که امنیت تنگه هرمز باید از درون منطقه تامین شود و قدرتهای فرامنطقهای نه راهحل، بلکه بخشی از مساله امنیتی خلیج فارس هستند.
تنگه هرمز در دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی؛ اقتدار برای حفظ امنیت، نه ایجاد ناامنی
یکی دیگر از محورهای ثابت در بیانات آیتالله سید علی خامنهای درباره تنگه هرمز، پیوند میان امنیت این آبراه و توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران است. مرور سخنان ایشان نشان میدهد که در نگاه رهبر انقلاب، اقتدار دفاعی ایران نه برای برهم زدن امنیت خلیج فارس، بلکه برای جلوگیری از تهدید منافع ملی و حفظ ثبات منطقه ضروری است. از همین رو، هر زمان که موضوع تنگه هرمز در بیانات ایشان مطرح شده، در کنار آن بر آمادگی نیروهای مسلح و لزوم تقویت توان دفاعی کشور نیز تاکید شده است.
ریشه این نگاه را میتوان بار دیگر در خطبه عربی نماز جمعه سال ۱۳۶۲ مشاهده کرد. آیتالله خامنهای در آن سخنرانی، ضمن تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی آغازگر ناامنی در خلیج فارس نیست، هشدار دادند که اگر منافع و امنیت ایران هدف تهدید قرار گیرد، جمهوری اسلامی ابزارهای لازم برای دفاع از حقوق خود را در اختیار دارد و درباره نحوه استفاده از آن، مستقل تصمیم خواهد گرفت. این سخنان در اوج جنگ نفتکشها بیان شد؛ دورهای که بسیاری از قدرتهای خارجی تلاش داشتند ایران را عامل ناامنی در خلیج فارس معرفی کنند، اما رهبر انقلاب با تفکیک میان «اقتدار بازدارنده» و «ایجاد ناامنی»، بر حق ایران برای دفاع از منافع خود تاکید کردند.
همین رویکرد در سالهای بعد و همزمان با افزایش توان دریایی جمهوری اسلامی نیز بارها تکرار شد. آیتالله خامنهای در دیدارهای متعدد با فرماندهان نیروی دریایی ارتش و سپاه، از خلیج فارس و تنگه هرمز به عنوان یکی از حساسترین مناطق ماموریتی نیروهای مسلح یاد کرده و بر حفظ آمادگی، هوشیاری و اقتدار دفاعی تاکید کردهاند. ایشان بارها تصریح کردهاند که وجود نیروهای مسلح قدرتمند، خود عاملی برای جلوگیری از ماجراجویی دشمنان و حفظ امنیت این آبراه است.
نمونهای از این نگاه را میتوان در دیدار فرماندهان نیروی دریایی ارتش در هفتم آذر ۱۳۹۷ مشاهده کرد. رهبر انقلاب در این دیدار، با اشاره به جایگاه ویژه خلیج فارس و آبهای جنوب کشور، نیروی دریایی را مسوول پاسداری از یکی از مهمترین مناطق راهبردی جهان دانستند و تاکید کردند که اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی، ضامن امنیت ملی و امنیت آبراههای منطقه است. این تاکید در شرایطی مطرح شد که امریکا در تلاش بود با افزایش حضور نظامی خود، ایران را عامل تهدید امنیت دریانوردی معرفی کند.
نظم امنیتی بومی؛ افقی که آیتالله خامنهای برای آینده تنگه هرمز ترسیم کردهاند
مرور چهاردهه مواضع آیتالله سید علی خامنهای نشان میدهد که نگاه ایشان به تنگه هرمز صرفا محدود به نقد حضور قدرتهای فرامنطقهای یا تاکید بر توان بازدارندگی جمهوری اسلامی نیست، بلکه در کنار این دو، همواره یک راهکار ایجابی نیز مطرح شده است؛ شکلگیری یک نظم امنیتی بومی با مشارکت همه کشورهای ساحلی خلیج فارس. به بیان دیگر، اگر در بیانات رهبر انقلاب، امریکا بخشی از مساله امنیت منطقه تلقی میشود، راهحل نیز در همکاری کشورهای منطقه برای تامین امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز جستوجو میشود.
این ایده در دیدارهای مختلف با مقامات کشورهای همسایه، بهویژه عمان، قطر، عراق، کویت و امارات، بارها مورد تاکید قرار گرفته است. از جمله در دیدار با سلطان قابوس در سال ۱۳۸۸، آیتالله خامنهای با اشاره به جایگاه راهبردی تنگه هرمز، همکاری کشورهای منطقه را بهترین تضمین برای امنیت این آبراه دانستند و تصریح کردند که هیچ قدرت خارجی دلسوزتر از دولتهای منطقه برای حفظ ثبات خلیجفارس نیست. همین رویکرد در دیدار با سلطان هیثم بن طارق در هشتم خرداد ۱۴۰۱ نیز تکرار شد؛ جایی که رهبر انقلاب ضمن تاکید بر روابط نزدیک تهران و مسقط، همکاری کشورهای همسایه را لازمه امنیت پایدار منطقه توصیف کردند.
این نگاه در سالهای اخیر، همزمان با مطرح شدن طرحهایی همچون «ابتکار صلح هرمز» نیز در بیانات رهبر انقلاب قابل مشاهده است. اگرچه ایشان به جزییات این طرح نپرداختهاند، اما بارها بر اصولی تاکید کردهاند که بنیان چنین ابتکارهایی را تشکیل میدهد؛ احترام به حاکمیت کشورها، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، توسعه همکاریهای سیاسی و اقتصادی و تامین امنیت توسط دولتهای منطقه. از این منظر، امنیت تنگه هرمز نه با افزایش تعداد ناوهای خارجی، بلکه با افزایش اعتماد میان همسایگان و گسترش همکاریهای منطقهای محقق خواهد شد.
در مجموع، مرور مواضع آیتالله سید علی خامنهای نشان میدهد که نگاه ایشان به تنگه هرمز بر پنج اصل استوار بود: اهمیت راهبردی این آبراه در معادلات جهانی، حق کشورهای منطقه در مدیریت امنیت آن، مخالفت با حضور قدرتهای فرامنطقهای، ضرورت حفظ بازدارندگی جمهوری اسلامی و در نهایت، حرکت به سوی ایجاد یک نظم امنیتی بومی در خلیج فارس. این مجموعه مواضع که طی بیش از چهار دهه و در مقاطع مختلف بیان شدهاند، از وجود یک چارچوب نسبتا ثابت و منسجم حکایت دارند؛ چارچوبی که تنگه هرمز را نه صرفا یک گذرگاه دریایی، بلکه به بخشی از امنیت ملی ایران و امنیت جمعی کشورهای منطقه تبدیل کرد.
دیدگاه تان را بنویسید