حسین راغفر پاسخ داد: چرا سالهاست شعار سال «تولید» است اما شاهد افول تولید هستیم؟
مهمترین مساله در رشد تورم، مساله تولید در کشور است. در حالی که سالهاست شعار سال در کشور «تولید» مطرح میشود، اما هر سال شاهد افول تولید و بنیانهای تولید در کشور هستیم. باید دید چرا این اتفاق میافتد. بدون تولید به ویژه تولید صنعتی، غلبه بر بسیاری از مشکلات تاریخی امکانپذیر نیست. به همین منظور ما نیازمند یک برنامه دقیق و منسجم هستیم.
حسین راغفر-مهمترین مساله در رشد تورم، مساله تولید در کشور است. در حالی که سالهاست شعار سال در کشور «تولید» مطرح میشود، اما هر سال شاهد افول تولید و بنیانهای تولید در کشور هستیم. باید دید چرا این اتفاق میافتد. بدون تولید به ویژه تولید صنعتی، غلبه بر بسیاری از مشکلات تاریخی امکانپذیر نیست. به همین منظور ما نیازمند یک برنامه دقیق و منسجم هستیم.
نقش نهادها در توسعه
به گزارش اعتماد، اولین گام در جریان کنترل چالشی همچون تورم، وجود برنامهای مدون است که مشخص کند، چگونه میتوانیم از وضعیت کنونی به وضعیت مطلوب برسیم. در این مسیر نقش نهادها بسیار کلیدی است. نهادها در واقع مجموعهای از قوانین، مقررات، هنجارها و ارزشها و نظام اجرایی در جوامع هستند. مادامی که به نقش نهادها در کاهش هزینهها توجه نشود، عملا یکی از موانع اصلی توسعه باقی میماند. نهادها قواعد بازی جمعی هستند و با استفاده از این قواعد میتوان موانع توسعه را شناسایی و بر اساس تجربیات تاریخی پاسخهای مناسب برای عبور از این موانع پیدا کرد. یافتن راهحلها بدون توجه به تجربیات تاریخی و مسیرهای طی شده، امکانپذیر نیست. ما یک شبه نمیتوانیم تحولی عمیق ایجاد کنیم. توجه به مسیر گذشته و مشکلات تاریخی ضروری است. در ۳۷ سال گذشته بعد از جنگ، شاهد شکلگیری یک ائتلاف غالب هستیم که منافع برجسته و پرقدرتی دارد و یکی از موانع اصلاحات کشور محسوب میشود. از جمله این مسائل، نابودی بنیانهای تولید کشور و ایجاد اقتصاد مالیسازیشده است. بدون توجه به این وضعیت نمیتوان راهحلهای عملی ارایه کرد. این راهحلها تکبعدی نیستند و تغییر یک متغیر به تنهایی مشکلات کشور را حل نمیکند.
مالیسازی و آثار آن
مالیسازی فرآیندی است که طی آن بازارها و نهادهای مالی، بانکها، صندوقها و شرکتهای سرمایهگذاری منابع را از فعالیتهای مولد به سمت فعالیتهای سوداگرانه منحرف میکنند. این فرآیند طی سه دهه گذشته شدت گرفته و بدون اصلاحات نهادی امکان غلبه بر آن وجود ندارد. این پدیده اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است و تغییر آن ساده نیست، اما تغییرات تدریجی میتواند امید به اصلاحات اساسی ایجاد کند. آنچه تحت عنوان «اصلاحات ساختاری» مطرح شده، در واقع فریبی برای تداوم منافع ائتلاف غالب است. حتی اقدامات به ظاهر اصلاحی مانند واگذاری اماکن آسیبدیده به بخش خصوصی، در راستای حفظ ساختار ائتلاف غالب است.
سرمایهگذاری در تولید، راهکار اصلی
راهحل مهم، سرمایهگذاری در تولید است. مشکل اصلی کشور، مساله تولید است. بدون تولید و تنها با اتکا به درآمدهای نفتی و واردات، وضعیت اقتصادی آشفته باقی میماند و منابع به سمت سفتهبازی و فعالیتهای سوداگرانه منحرف میشود. برای افزایش تولید، به ویژه تولید صنعتی نیازمند سرمایهگذاریهای هدفمند هستیم. دولتها اغلب میگویند پول نداریم که دروغ بزرگی است. یکی از ابزارهای مهم تامین مالی تولید، هدایت اعتباری است. این روش در کشورهای شرق آسیا بسیار موفق بوده و باعث ایجاد میلیونها شغل شده است.
تجربه ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم
مثالی از ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم وجود دارد، دولت با هدایت اعتباری، منابع مالی را به واحدهای تولیدی تزریق کرد، تولید برق و سایر نیازهای کشور را تامین کرد و میلیونها شغل ایجاد شد. هدایت اعتباری به هیچوجه باعث تورم نمیشود، بلکه توسعه فعالیتهای تولیدی و کالاهای ملموس را تسهیل میکند. در کشور ما، ظرفیتهای لازم برای تولید وجود دارد، اما منافع ائتلاف غالب در اقتصاد مالیسازیشده، مانع استفاده از این ظرفیتها شده است. بنابراین مهمترین راهکار برای غلبه بر بیکاری، رکود و تورم، تامین مالی سرمایهگذاریهای مولد و تولیدی با استفاده از هدایت اعتباری است. اگر نظام تصمیمگیری اقتصادی کشور مستقل از فشارهای خارجی باشد، این روش میتواند میلیونها شغل ایجاد کند و تولید را فعال سازد، به ویژه در بخشهایی مانند تولید برق. مساله اصلی این است که بانک مرکزی میتواند اعتبارات لازم را در اختیار واحدهای تولیدی قرار دهد و این منابع به تولید واقعی اختصاص یابد نه سفتهبازی یا سوداگری. برای مثال در بخش برق کشور، ظرفیتهای داخلی برای تولید ژنراتورها و تجهیزات موجود است و منابع مالی لازم برای تامین آنها نیز در داخل کشور وجود دارد. مشکل اصلی، اراده نهادهای اقتصادی و مقاومت ائتلاف غالب در برابر تغییرات است.
هدایت اعتباری و تامین مالی تولید
هدایت اعتباری یعنی بانک مرکزی اعتباراتی را در اختیار بانکهای عامل قرار دهد تا این منابع در زمان مشخص به واحدهای تولیدی تزریق شود. این روش در کشورهای شرق آسیا موفق بوده و منجر به توسعه صنعتی و ایجاد اشتغال گسترده شده است. در ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم، هدایت اعتباری باعث شد حتی با وجود از دست رفتن ۵۵ درصد سرمایه فیزیکی کشور، تولید به سرعت بازسازی و میلیونها شغل ایجاد شود. هدایت اعتباری میتواند برای تامین مالی تولید برق، صنایع مادر و سایر پروژههای استراتژیک کشور مورد استفاده قرار گیرد.
موانع استفاده از هدایت اعتباری در ایران
علت عدم استفاده از هدایت اعتباری در ایران، مقاومت ساختارهای اقتصادی و سیاسی موجود است. در واقع برخی گروهها منافع بزرگی در اقتصاد مالیسازیشده دارند و استفاده از منابع برای تولید را تهدیدی برای منافع خود میبینند. یکی از نمونههای تاریخی، فشارهای بینالمللی است. برای مثال در بحران آسیایی ۱۹۹۷، امریکا تلاش کرد سیستم هدایت اعتباری ژاپن را محدود کند تا پیشرفت صنعتی این کشور متوقف شود. در ایران نیز مقاومت مشابهی در برابر استفاده از این ظرفیت وجود دارد، هر چند منابع و ظرفیتها فراهم است. بنابراین مهمترین راهکار برای مهار تورم و رفع بیکاری و رکود، تامین مالی سرمایهگذاریهای مولد و تولیدی با استفاده از هدایت اعتباری است. این کار منجر به ایجاد میلیونها شغل، توسعه تولید صنعتی و کشاورزی و تقویت اقتصاد واقعی کشور میشود. اگر دولتها و نهادهای تصمیمگیری اقتصادی اراده ملی داشته باشند، این راهکار عملی است و مانع تورم نخواهد شد، بلکه اقتصاد کشور را تقویت خواهد کرد. عدم استفاده از این ظرفیت، خیانتی به منافع ملی است و ادامه وضعیت موجود به سود گروههای خاص و اقتصاد مالیسازیشده خواهد بود. از این رو، تمرکز بر سرمایهگذاری در تولید، به ویژه تولید صنعتی و مولد و استفاده از ابزار هدایت اعتباری، مهمترین راهکار برای مهار تورم و بازسازی اقتصاد کشور است.
دیدگاه تان را بنویسید