کد خبر: 770871
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۸ ۱۰:۴۵:۰۰
| |

آیا تغییر آب و هوا با دستکاری انسانی امکان‌پذیر است؟

مهدی زارع نوشت: اگر اقدامات جنگی باعث تغییر مسیر رودخانه‌ها یا ذخیره آب پشت سدهای آسیب‌دیده شود و همزمان بارش زیاد رخ بدهد دسترسی بیشتر به آب در منطقه مورد نظر ممکن می‌شود. اما به لحاظ علمی، پایان پایدار خشکسالی نیازمند تداوم بارش فراتر از میانگین، تغذیه آبخوان‌ها و احیای پوشش گیاهی است که چنین چیزی در ایران هنوز گزارش نشده است.

آیا تغییر آب و هوا با دستکاری انسانی امکان‌پذیر است؟
کد خبر: 770871
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۸ ۱۰:۴۵:۰۰

مهدی زارع در یادداشتی با عنوان «تغییر آب و هوا با دستکاری انسانی امکان‌پذیر است؟» در روزنامه اعتماد نوشت: در هفته گذشته توییت از سفارت ایران در افغانستان در مورد رابطه بمباران رادارها با افزایش بارندگی و دستکاری آب و هوا با مقاصد نظامی، مجددا و به سرعت در جامعه مطرح و مورد بحث قرار گرفت. ترکیب دو عامل «تغییرات راهبردی در میدان جنگ» و «تحولات غیرمنتظره در بارندگی» به پایان خشکسالی در ایران مربوط شده است. اما تحولات غیرمنتظره بارندگی شامل بارش‌های سیل‌آسا، تغییر الگوی فصلی بارش یا جابه‌جایی نوارهای بارشی است. اگر اقدامات جنگی باعث تغییر مسیر رودخانه‌ها یا ذخیره آب پشت سدهای آسیب‌دیده شود و همزمان بارش زیاد رخ بدهد دسترسی بیشتر به آب در منطقه مورد نظر ممکن می‌شود. اما به لحاظ علمی، پایان پایدار خشکسالی نیازمند تداوم بارش فراتر از میانگین، تغذیه آبخوان‌ها و احیای پوشش گیاهی است که چنین چیزی در ایران هنوز گزارش نشده است. حال آیا حمله به رادار‌های دشمن در پیرامون ایران در اسفند ‍۱۴۰۴- فروردین ۱۴۰۵ در این تغییر بارندگی موثر بود؟ و اگر در تغییرات موثر است چه درصدی برای این اثر می‌توان برآورد کرد؟ هیچ مدرک علمی معتبری مبنی بر موثر بودن حملات به رادارهای دشمن در تغییر بارندگی ایران در ماه اخیر وجود ندارد. این ادعا که حمله به رادارها باعث بارندگی شده، اساسا بر یک تئوری توطئه استوار است که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. این ادعا چندین اشتباه اساسی دارد. این ادعا مدعی است که رادارهای نظامی، مانند سامانه امریکایی THAAD در قطر و امارات، در واقع «دستگاه‌های کنترل هوا» یا «مراکز مهندسی آب و هوا» بوده‌اند. هیچ نشانه علمی وجود ندارد که رادارهای هشدار زودهنگام موشکی یا سامانه‌های دفاع هوایی بتوانند برای تغییر الگوهای آب و هوایی استفاده شوند. تبلیغات مجازی ادعای «سرقت ابرها» یا «دستکاری آب و هوا» را مطرح می‌کنند، اما هیچ سند معتبری این موضوع را اثبات نمی‌کند. بارش‌های اخیر ناشی از عوامل طبیعی و جوی در ماه فروردین هر سال بوده و ربطی به درگیری‌های نظامی ندارد. منطقه خاورمیانه چندین سال خشکسالی را پشت سر گذاشته اما تغییر در چرخه‌های طبیعی مانند ال نینو و لانینا می‌تواند به یک‌باره الگوی بارش را تغییر بدهد و دوره‌های پرباران یا کم باران ایجاد کند. فناوری‌های موجود مانند باروری ابرها تنها می‌توانند در مقیاس بسیار محدود و محلی حدود ۵ تا ۷درصد و گاه کمی بیشتر در بارش در یک منطقه کوچک موثر باشند و قادر به ایجاد سیل یا پایان دادن به خشکسالی در کل منطقه نیستند، بنابراین دستکاری در آب و هوای یک منطقه با روش‌های بسیار محدود، محلی و موقت ممکن است ولی تغییر در اقلیم با الگوهای بلندمدت یا سامانه‌های اقلیمی در مقیاس بزرگ مانند ایجاد توفان‌ شبه‌علمی و تا امروز غیر واقعی است. برای بارورسازی ابرها با پراکنده کردن یودور نقره، نمک یا یخ خشک در ابرها برای ایجاد هسته‌هایی برای تشکیل کریستال‌های یخ یا قطرات آب در اطراف پراکنده می‌شود تا باعث بارش باران یا برف از «ابری که از قبل موجود است» شود، بنابراین وقتی هیچ رطوبت یا ابری وجود نداشته باشد، اساسا بارورسازی ابرها نیز امکان‌پذیر نخواهد بود. این روش دهه‌هاست که عملیاتی شده است. در شوروی و امریکا برای افزایش توده برف در کوه‌ها همچنین مه‌زدایی در فرودگاه‌ها و در ایران و امارات و ترکیه برای افزایش باران در مناطق کم باران از این روش استفاده شده است. باید تاکید شود که چنین روشی «ابر ایجاد نمی‌کند.» خیلی قابل پیش‌بینی یا کارآمد نیست و نمی‌تواند تضمین کند که ۱۰ کیلومتر دورتر باران ببارد. نمی‌تواند جلوی خشکسالی را بگیرد یا آب و هوا را تغییر دهد. تزریق آئروسل‌های سولفات به استراتوسفر، پاشیدن نمک دریا برای باروری ابرهای دریایی، قرار دادن آینه‌های فضایی روش‌هایی است که به باروری ابرها، خنک کردن موقت ناحیه‌ای از زمین کمک کرده‌اند. آتشفشان‌هایی مانند پیناتوبو در سال ۱۹۹۱ این خنک کردن را به‌ طور طبیعی انجام دادند و سیاره را به مدت یک سال حدود ۰.۵ درجه سانتیگراد خنک کردند، ولی توانایی انجام این کار برای بشر به صورت ایمن یا یکنواخت و پایدار هنوز وجود ندارد. عوارض جانبی نیز وجود دارد. اختلال در باران‌های موسمی، تخریب لایه ازن و افزایش گرمایش به ‌طور فاجعه‌باری از عوارض چنین تغییراتی است. حتی بزرگ‌ترین سامانه‌های کاهش دی اکسید کربن در دنیا در یک سال به اندازه ۳ دقیقه از انتشار جهانی CO2 را حذف می‌کند. در حال حاضر این روش بسیار کند و گران است، بنابراین ادعاهای این‌چنین ادعاهای کلاسیک شبه علمی هستند که اغلب برای جذب مخاطب بر پایه نظریه‌های توطئه ارابه می‌شوند. برنامه تحقیقاتی فعال شفق قطبی با فرکانس بالا (HAARP) یا سایر فرستنده‌های رادیویی قدرتمند این ادعا که چنین سامانه‌هایی بتوانند برای ایجاد توفان، ایجاد زلزله یا کنترل آب و هوای جهانی مورد استفاده قرار بگیرند نیز از همین دست ادعاها هستند.  هارپ یک مرکز تحقیقاتی یونوسفر است که از امواج رادیویی برای مطالعه یک لایه بسیار نازک و مرتفع از جو استفاده می‌کند. کل توان خروجی آن کمتر از چند ایستگاه رادیویی تجاری است. انرژی موردنیاز برای ایجاد توفان واقعی «معادل انفجار یک بمب هسته‌ای 10 مگاتنی در هر 20 دقیقه» است. افرادی که ادعا می‌کنند با استفاده از امواج صوتی، کریستال‌های مرتعش، مواد شیمیایی ویژه و...  باران تولید می‌کنند، توسعه‌دهندگان شبه‌علم کلاسیک هستند، بنابراین اصلاح آب و هوای محلی باروری ابرها، پراکندگی مه، بشر تاکنون توانسته نتایج مطلوب ولی با اثر محدود بگیرد، ولی مهندسی آب و هوای جهانی عملیاتی نیست. مهندسی آب و هوای محلی واقعی اما ضعیف و کم اثر است. مهندسی آب و هوا یک ایده علمی جدی است، اما ما فاقد فناوری و خرد لازم برای انجام آن در سطح کلان برای ایجاد یا پایان یک خشکسالی در یک منطقه یا کشور هستیم. اکثریت قریب به اتفاق ادعاهای «کنترل آب و هوا» که به صورت آنلاین می‌بینید، شبه‌علم هستند که اغلب ریشه در سوءتفاهم  در مورد  مقیاس عظیم انرژی دخیل در فرآیندهای جوی  دارند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها