کد خبر: 770734
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۷ ۱۳:۰۵:۰۰
| |

اختصاصی «اعتمادآنلاین»؛

پایان آتلانتیک‌گرایی؟ چگونه ترامپ متحدان سنتی را به آغوش چین برد

در ایالات متحده، توهین‌های گاه‌وبیگاه دونالد ترامپ به اروپا معمولاً به‌عنوان بخشی از نمایش همیشگی کاخ سفید و نوعی واقعیت‌نمای سیاسی تلقی می‌شود. اما در اروپا، انباشت این تحقیرها به نقطه‌ی عطف رسیده است.

پایان آتلانتیک‌گرایی؟ چگونه ترامپ متحدان سنتی را به آغوش چین برد
کد خبر: 770734
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۷ ۱۳:۰۵:۰۰

فرید زکریا تحلیلگر و مجری شبکه آمریکایی سی‌ان‌ان در فارن پالسی نوشت: اخیراً در «شنژن» قلب ماشین صنعتی چین، با یکی از کارآفرینان افسانه‌ای این کشور گفت‌وگو می‌کردم. از او درباره جنگ ایران پرسیدم و پاسخ او مرا شگفت‌زده کرد. گفت: «برای ما، حمله ترامپ به ایران کم‌اهمیت‌تر از تهدید او به حمله به گرینلند است. وقتی او این کار را با قدیمی‌ترین متحدان آمریکا کرد، فهمیدم اروپا دیگر از رویکرد آمریکا نسبت به چین پیروی نخواهد کرد.» در ایالات متحده، توهین‌های گاه‌وبیگاه دونالد ترامپ به اروپا معمولاً به‌عنوان بخشی از نمایش همیشگی کاخ سفید و نوعی واقعیت‌نمای سیاسی تلقی می‌شود. اما در اروپا، انباشت این تحقیرها به نقطه‌ی عطف رسیده است. «جنگ در ایران… باعث شده اروپا ستون فقرات پیدا کند»، «دنیل دپتریس» اخیراً در نسخه بریتانیایی نشریه اسپکتور نشریه‌ای محافظه‌کار و (معمولاً) به‌شدت طرفدار آمریکا نوشت: «رهبران اروپایی دیگر علاقه‌ای ندارند برای جلب رضایت ترامپ به التماس بیفتند. اروپا در حال گذار از حرف به عمل است. طرح اتحادیه اروپا با نام ReArm Europe/Readiness 2030 قصد دارد حدود ۸۰۰ میلیارد یورو (حدود ۹۳۵ میلیارد دلار) در سال‌های آینده برای دفاع هزینه کند. مدل قدیمی این بود که آمریکا امنیت اروپا را تأمین می‌کرد و اروپایی‌ها با سخاوت از صنایع تسلیحاتی آمریکا خرید می‌کردند. اکنون اروپایی‌ها می‌خواهند بخش بیشتری از این پول در درون کشورهای خودشان بماند، تا شرکت‌ها و زنجیره‌های تأمین اروپایی تقویت شوند و در مقابل واشنگتن به خودمختاری راهبردی دست یابند.

به گزارش «اعتماد آنلاین» و به نوشته فارن پالسی همین منطق در حوزه‌های دیگر نیز در حال گسترش است. ابتکار پرداخت اروپایی در حال ساخت یک جایگزین سراسری برای ویزا و مسترکارت است. نهادهای اروپایی به دنبال جایگزین‌هایی برای سوئیفت، پی‌پل و سایر پلتفرم‌های مالی تحت سلطه آمریکا هستند. فرانسه ذخایر طلای خود را از نیویورک به پاریس منتقل کرده است؛ سیاستمداران آلمان و ایتالیا نیز درباره انجام همین کار بحث کرده‌اند. دولت‌های اروپایی به دنبال جایگزین‌هایی برای نرم‌افزارهای آمریکایی هستند، از ترس اینکه شرکت‌های آمریکایی روزی مجبور شوند خدمات حیاتی را قطع کنند. شاید بتوان این روند را نمایش سیاسی دانست، اما اروپا در مجموع دومین اقتصاد بزرگ جهان و دارای دومین ارز ذخیره پرکاربرد است. اقداماتش اهمیت دارد. شاید معنادارترین تغییر در جناح راست اروپا رخ داده باشد. در هر حال ضدآمریکایی‌گری زمانی بیشتر متعلق به چپ بود، روشنفکران پاریسی، رادیکال‌های دانشجویی و احزاب ضدجنگ. راست‌گرایان به‌طور طبیعی طرفدار آتلانتیک‌گرایی بودند. و پوپولیست‌های راست اروپا زمانی ترامپ را قهرمان خود می‌دانستند. اما ماجراهایی مانند گرینلند، ایران و تحقیر کلی اروپا توسط ترامپ باعث شده او در سراسر طیف سیاسی اروپا چهره‌ای منفی پیدا کند.

همزمان با این تحلیل روزنامه واشنگتن‌پست با انتشار گزارشی آورده است که پوپولیست‌هایی مانند نایجل فاراژ در بریتانیا، مارین لوپن در فرانسه، جورجیا ملونی در ایتالیا و بسیاری در حزب AfD آلمان در حال فاصله گرفتن از ترامپ و سیاست‌های آمریکا هستند. حتی در مجارستان نیز سخنرانی‌های جی.دی.ونس معاون رئیس‌جمهور آمریکا برای ویکتور اوربان ممکن است به ضرر او در انتخابات تمام شده باشد. حال نیز این روند فراتر از اروپا است. در کانادا، مارک کارنی نخست وزیر این کشور به‌صراحت اعلام کرده که کشورش قصد دارد وابستگی خود به بازار آمریکا را کاهش دهد. او بیش از ۲۰ توافق اقتصادی و امنیتی با چین امضا کرده تا صادرات را متنوع کند. کانادایی‌ها نیز کمتر کالاهای آمریکایی می‌خرند و کمتر به آمریکا سفر می‌کنند. البته اروپا و کانادا قرار نیست به آغوش چین بروند. آن‌ها اختلافات جدی با پکن دارند؛ از جمله درباره اوکراین، یارانه‌ها، خودروهای برقی، مواد معدنی حیاتی و دسترسی به بازار. اما هر دو در مواردی که بتوانند، رابطه‌ای نرم‌تر با چین خواهند داشت. آن‌ها میان واشنگتن، پکن و دیگران موازنه‌سازی خواهند کرد. مقاله‌ای در مجله فارن افرز  از دای وی دانشمند چینی استدلال می‌کند که واقعیت ژئوپولیتیکی جدید این است که شکاف عمیقی میان اروپا و آمریکا شکل گرفته، شکافی که پکن می‌تواند از آن بهره‌برداری کند.

به ادعای فارن پالسی، در آسیا اما متحدان آمریکا بیش از همه آسیب دیده‌اند. بیش از ۸۰ درصد نفت و گازی که از تنگه هرمز عبور می‌کند به آسیا می‌رسد. اکنون بسیاری از کشورهای این منطقه با شدیدترین بحران انرژی در نیم‌قرن اخیر، شاید حتی در تاریخ خود، روبه‌رو هستند. در نتیجه، متحدانی مانند ژاپن و کره‌جنوبی مجبور شده‌اند برای تأمین سوخت با کشورهایی مانند روسیه و ایران مذاکره کنند. افزون بر این، آن‌ها توهین‌های ترامپ را نیز تحمل می‌کنند؛ او کشورهایی را که بدون مشورت وارد جنگ ایران نشده‌اند، سرزنش کرده است.

حال نیز  بسیاری از آن‌ها اکنون در حال مذاکره با پکن درباره امنیت انرژی و فناوری سبز هستند. یکی از پرسش‌های تکراری درباره سیاست خارجی ترامپ این بوده است: آثار آن چقدر پایدار خواهد بود؟ آیا آمریکا می‌تواند اعتماد از دست‌رفته متحدانش را بازیابد؟ همان‌طور که می‌بینیم، کشورها شروع به ایجاد تغییرات بلندمدت در سیاست‌های خود کرده‌اند و این تغییرات به‌زودی مستقل از آمریکا ادامه خواهند یافت. آن‌ها دریافته‌اند که امنیت و رفاه خود را به واشنگتن سپرده بودند و این وابستگی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. بنابراین تصمیم گرفته‌اند «بیمه» بخرند تا خود را در برابر آمریکای غیرقابل اعتماد محافظت کنند. و  در این میان چه کسی می‌تواند آن‌ها را سرزنش کند؟

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها