بررسی رفتاری قیمت نفت در روزهای جنگ / قیمت نفت چگونه نوسان میکند؟
روزنامه اعتماد نوشت: بحران نفت در جریان جنگ اخیر نشان داده است که بازار جهانی انرژی دیگر یک سیستم یکپارچه و ساده نیست بلکه شبکهای پیچیده از تعامل میان جریانهای واقعی نفت و انتظارات مالی است. در چنین شرایطی، برای تحلیل درست قیمت نفت باید هم به بشکههای واقعی نگاه کرد و هم به قراردادهای کاغذی؛ اما در لحظات بحرانی، این بازار فیزیکی است که واقعیت را با دقت بیشتری بازتاب میدهد.
«پشت پرده قیمت نفت در بازارهای آتی» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم فرشید فرحناکیان است که در آن آمده؛ از اواخر فوریه و با آغاز جنگ در ایران، بازار جهانی نفت وارد یکی از پرتنشترین دورههای چند دهه اخیر خود شده است. کاهش ناگهانی عرضه؛ حداقل بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز برای بیش از ۵۰ روز، نه تنها تعادل عرضه و تقاضا را بر هم زده بلکه چارچوبهای سنتی قیمتگذاری نفت را نیز با چالش جدی مواجه کرده است. در ظاهر، قیمت نفت تنها یک عدد در بازارهای جهانی است؛ اما در واقعیت، آنچه «قیمت نفت» نامیده میشود، حاصل تعامل دو بازار کاملا متمایز است: بازار فیزیکی نفت و بازار مالی یا «کاغذی» نفت. درک تفاوت این دو بازار، کلید فهم رفتار پر نوسان قیمت نفت در شرایط جنگی است. در ادامه تلاش میشود سازوکار این دو بازار، بازیگران آنها و دلیل واگرایی موقت قیمتها توضیح و نشان داده شود چرا در شرایط بحران، بازار فیزیکی تصویر دقیقتری از واقعیت عرضه و تقاضا ارائه میدهد.
بازار فیزیکی در برابر بازار کاغذی نفت- بازار فیزیکی نفت به معاملاتی اطلاق میشود که در آن «بشکه واقعی نفت» طی دو تا چهار هفته آینده تحویل داده میشود. در این بازار، بازیگران اصلی شامل تولیدکنندگان نفت از جمله شرکتهای نفتی امریکا و شرکتهای ملی نفت کشورهای عضو اوپک و مصرفکنندگان اصلی یعنی پالایشگاهها هستند. مبنای قیمتگذاری در این بازار معمولا شاخصهایی مانند برنت تحویلی (Dated Brent) است. این شاخص قیمت نفت خام دریای شمال را نشان میدهد و بسیاری از انواع نفت خام دیگر بر اساس آن با تخفیف یا پریمیوم قیمتگذاری میشوند. برای مثال، نفت نیجریهای فورکادوس (Nigeria’s Forcados) ممکن است با «برنت بهعلاوه ۶.۵ دلار» معامله شود که این اختلاف ناشی از کیفیت نفت، هزینه حملونقل و شرایط عرضه است. در مقابل، بازار کاغذی نفت شامل قراردادهای مالی مانند معاملات آتی (Futures)، اختیار معامله (Options) و سوآپها (Swaps) است. این قراردادها در بورسهایی مانند (ICE)Intercontinental Exchange و (CME) Chicago Mercantile Exchange معامله میشوند و الزاما به تحویل فیزیکی نفت منجر نمیشوند.
در واقع، بخش عمدهای از این معاملات پیش از سررسید با قراردادهای معکوس تسویه میشوند.
در بازار فیزیکی، بازیگران اصلی کسانی هستند که واقعا نفت را تولید، حمل یا پالایش میکنند. هدف آنها تأمین نیاز واقعی زنجیره انرژی است. در بازار کاغذی؛ اما دو گروه اصلی فعالند: (1)مدیران ریسک (Hedgers): این گروه شامل تولیدکنندگان و پالایشگاههاست که از قراردادهای آتی برای تثبیت قیمت استفاده میکنند. برای مثال، یک تولیدکننده نفت با فروش قرارداد آتی، خود را در برابر کاهش قیمت آینده بهنوعی بیمه میکند، در حالی که پالایشگاهها با خرید قراردادها از افزایش قیمت نفت خام محافظت میشوند. (2)معاملهگران سفتهباز (Speculators): این گروه بر اساس تحلیلهای کلان اقتصادی یا ژئوپلیتیکی، روی افزایش یا کاهش قیمتها شرطبندی میکنند. برخلاف بازیگران فیزیکی، این افراد معمولا قصد تحویل نفت ندارند و صرفا از نوسانات قیمت سود میبرند. در شرایط عادی، این دو بازار بهطور نسبی هماهنگ حرکت میکنند؛ اما در شرایط بحران، این هماهنگی دچار اختلال میشود.
همگرایی معمول و واگرایی در بحرانهای نفتی- در حالت طبیعی، قیمت نفت در بازار فیزیکی و بازار آتی تقریبا همراستا حرکت میکند و اختلاف آنها معمولا در حد چند سنت در هر بشکه است. هرچه قراردادهای آتی به زمان سررسید نزدیکتر میشوند، این دو قیمت به هم نزدیکتر میشوند. در شرایط بحرانی؛ مانند جنگ اخیر و اختلال در بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز صادرات نفت؛ اما این همگرایی از بین میرود و شکاف قیمتی قابل توجهی شکل میگیرد. در این وضعیت، بازار فیزیکی با کمبود واقعی نفت مواجه است. پالایشگاهها برای تأمین خوراک خود حاضرند قیمتهای بسیار بالاتری پرداخت کنند تا واحدهای تولیدی خود را متوقف نکنند. در مقابل، بازار کاغذی تحت تأثیر انتظارات، اخبار و حتی شایعات عمل میکند.
سه عامل اصلی باعث واگرایی قیمتها در چنین شرایطی میشود: (1)کمبود واقعی عرضه در بازار فیزیکی: وقتی جریان نفت مختل میشود، پالایشگاهها برای جلوگیری از توقف تولید، وارد رقابت شدید برای خرید محمولههای موجود میشوند. این رقابت قیمت فیزیکی را بهطور غیرعادی بالا میبرد. (2)رفتار محافظهکارانه در بازار کاغذی: معاملهگران مالی معمولا نسبت به اخبار ژئوپلیتیکی حساس هستند. در شرایط جنگی، هر خبر منفی میتواند باعث فروش گسترده قراردادهای آتی شود. این رفتار، قیمتهای کاغذی را پایینتر از واقعیت فیزیکی نگه میدارد. (3)نقش روانی «ریسک خبر»: در بازارهای مالی، بهویژه در نفت، «ریسک تیتر خبری» اهمیت زیادی دارد. یک خبر در شبکههای اجتماعی یا رسانهها میتواند باعث نوسان شدید شود، حتی اگر اثر واقعی بر عرضه نداشته باشد.
واگرایی در بحران نفتی جنگ اخیر- یکی از مهمترین تحولات در بحران اخیر، فروپاشی مفهوم «قیمت جهانی نفت» است. بهجای یک نرخ واحد، با مجموعهای از قیمتهای منطقهای و ساختاری مواجه هستیم که نشاندهنده شکاف عمیق در عرضه جهانی است. به گفته جک پراندلی؛ فعال بازارهای مالی، تفاوت قیمتها بهروشنی نشان میدهد که دیگر نمیتوان از یک بازار یکپارچه صحبت کرد: نفت فورتیز فیزیکی: ۱۳۴ دلار؛ نفت برنت فیزیکی: ۱۱۶ دلار؛ قراردادهای آتی برنت: ۹۹ دلار؛ وست تگزاس اینترمدیت: ۸۷ دلار؛ نفت خام کانادا: ۷۲ دلار. این دادهها نشان میدهد که بازار نفت دیگر یک سیستم واحد نیست؛ بلکه مجموعهای از بازارهای جداگانه است که هرکدام تحت تأثیر شرایط عرضه محلی، محدودیتهای لجستیکی و ریسکهای ژئوپلیتیکی عمل میکنند .
در دوره مورد بحث، اختلاف بین قیمت نفت فیزیکی و آتی در برخی مقاطع به بیش از ۲۰ تا ۳۰ دلار در هر بشکه رسیده است؛ سطحی که در شرایط عادی تقریبا بیسابقه است. این شکاف نشان میدهد که بازار کاغذی در حال قیمتگذاری «انتظارات آینده» است، در حالی که بازار فیزیکی با «کمبود واقعی امروز» مواجه است. به بیان ساده، یکی آینده را تخمین میزند و دیگری با واقعیت امروز دستوپنجه نرم میکند. در شرایط عادی، هر دو بازار تصویر نسبتا دقیقی از وضعیت ارائه میدهند؛ اما در شرایط شوک عرضه، بازار فیزیکی معمولا شاخص دقیقتری از وضعیت واقعی است، زیرا مبتنی بر تحویل واقعی نفت است. در مقابل، بازار کاغذی بیشتر منعکسکننده احساسات، انتظارات و موقعیتهای مالی است تا واقعیت فیزیکی؛ بنابراین، در زمان بحران، تکیه صرف بر قیمتهای آتی میتواند تصویر گمراهکنندهای از وضعیت واقعی بازار ارائه دهد. با فرض کاهش تنشها و بازگشت تدریجی صادرات نفت از منطقه، هر دو بازار به سمت کاهش قیمت حرکت خواهند کرد. سرعت این تعدیل اما یکسان نخواهد بود. بازار کاغذی معمولا سریعتر واکنش نشان میدهد و بهمحض کاهش ریسک ژئوپلیتیکی، شاهد افت شدید قیمتها خواهیم بود. بازار فیزیکی اما به دلیل مشکلات لجستیکی؛ از جمله کمبود نفتکش، اختلال در زنجیره تأمین و بازگشت تدریجی تولید، کندتر به تعادل بازمیگردد. این بدان معناست که حتی پس از پایان جنگ، قیمت بنزین، گازوییل و سوخت جت ممکن است برای مدتی بالاتر از سطح پیش از بحران باقی بماند.
سلاحسازی قیمت نفت در بازارهای آتی امریکا- در پی تشدید تنشها در خاورمیانه و بسته شدن عملی تنگه هرمز که منجر به جهش قیمت نفت تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه شد، دولت ترامپ برای مهار قیمتها دست به اقدامی بیسابقه و جنجالی زده است. شواهد جدید نشان میدهد امریکا با مداخله مستقیم در بازار معاملات آتی نفت، مرتکب تقلب بزرگ و تاریخی در این بازار شده است. گزارشها حاکی از آن است که در روزهایی، معاملات عظیم و غیرقابل توضیحی در بازار آتی نفت باعث سقوط ناگهانی قیمتها از مرز ۱۲۰ دلار به زیر ۱۰۰ دلار شده است. محمد الجدعان؛ وزیر دارایی عربستان سعودی، درباره قیمت نفت فیزیکی در بازارهای جهانی در شبکه ایکس چنین نوشت: «قیمتی که شما روی صفحه گوشی خود میبینید، ۹۰ دلار؛ اما اگر بخواهید نفت را با این مبلغ خریداری کنید، تنها میتوانم برایتان آرزوی موفقیت کنم. قیمتهای واقعی در چند هفته گذشته ۱۲۰، ۱۳۰، ۱۴۰، ۱۵۰ و حتی ۱۶۰ دلار به ازای هر بشکه بودهاند».
امریکا گویا در بحران نفتی جنگ اخیر تاکنون ۱۰ میلیارد دلار در بازار نفت کاغذی مداخله کرده است. پیشتر در سال ۲۰۰۶ و در آستانه انتخابات میاندوره کنگره، قیمت بنزین در امریکا به طرز مرموزی از 95/ 2 دلار به 73/ 2 دلار در هر گالن کاهش یافت. نظرسنجی گالاپ نشان داد ۴۲ درصد امریکاییها معتقد بودند دولت بوش برای کمک به پیروزی جمهوریخواهان، قیمتها را دستکاری کرده است. دولت بایدن هم در دوره جنگ اوکراین؛ حتی تا چند صد میلیارد دلار، در این بازارها مداخله کرد تا قیمت نفت را بهصورت مصنوعی پایین نگه دارد.
مدیر بخش مشتقات در گروه انرژی اسپکتز (Energy Aspects) در گفت وگو با فایننشال تایمز فاش کرد که «مشتریان آنقدر به ما فشار میآوردند که بفهمند فروشنده بزرگ کیست. گمانهزنیها بر این بود که ممکن است این فروشنده، وزارت خزانهداری ایالاتمتحده باشد. دولت امریکا پیشتر نیز در بازارهای دیگری مداخله کرده است.» گروه سیامای (CME) که بازار معاملات آتی نفت را مدیریت میکند، به دولت ترامپ هشدار داده است که هرگونه مداخله در بازار قراردادهای آتی نفت، میتواند به یک «فاجعه تاریخی» منجر شود.کریس مارتنسون؛ اقتصاددان، تحلیلگر مالی و نویسنده امریکایی، میگوید که دستکاری در بازارها هم غیرقانونی است و هم خطرناک. او معتقد است اگر ایالاتمتحده جایگاه خود را بهعنوان یک مرکز معتبر برای انجام کسبوکار از دست بدهد، این اتفاق بهدلیل تمایل آن به دروغگویی، تقلب و دزدی رخ خواهد داد.
فروپاشی تدریجی نظم قیمتگذاری- این وضعیت نشان میدهد که جهانیسازی بازار انرژی، در لحظات بحرانی، جای خود را به «محلیسازی شدید قیمتها» میدهد. در چنین شرایطی، این گزاره که «قیمت نفت جهانی است» عملا بیمعنا شده است. آنچه در صفحههای معاملاتی مشاهده میشود، لزوما همان قیمتی نیست که جهان برای نفت واقعی پرداخت میکند. به عبارت دیگر، بازار نفت از یک سیستم یکپارچه جهانی به مجموعهای از بازارهای سیاسی- جغرافیایی تبدیلشده است. قیمتها نهتنها تابع عرضه و تقاضا، بلکه تابع دسترسی فیزیکی، مسیرهای حملونقل و ریسکهای ژئوپلیتیکی هستند.
در ظاهر، نفت یک کالا با یک قیمت جهانی است؛ اما در واقعیت امروز، دیگر چیزی به نام «قیمت واحد نفت» وجود ندارد. آنچه بهعنوان قیمت نفت مشاهده میشود، در واقع مجموعهای از قیمتهای متناقض، تکهتکه و وابسته به جغرافیا، سیاست و نقدشوندگی فیزیکی است. این شکاف میان دو بازار واقعی و کاغذی پیام مهمی برای سیاستگذاران و فعالان اقتصادی دارد: در جهان امروز، قیمت نفت تنها یک عدد واحد نیست، بلکه حاصل تعامل دو منطق متفاوت است؛ منطق «واقعیت فیزیکی» و منطق «انتظار مالی». در شرایطی که انرژی به یک ابزار ژئوپلیتیکی تبدیل شده، درک این دوگانگی برای تحلیل رفتار بازار ضروری است. بازار فیزیکی به ما میگوید امروز چه مقدار نفت واقعا در دسترس است و بازار کاغذی میگوید جهان فردا را چگونه تصور میکند.
بحران نفت در جریان جنگ اخیر نشان داده است که بازار جهانی انرژی دیگر یک سیستم یکپارچه و ساده نیست بلکه شبکهای پیچیده از تعامل میان جریانهای واقعی نفت و انتظارات مالی است. در چنین شرایطی، برای تحلیل درست قیمت نفت باید هم به بشکههای واقعی نگاه کرد و هم به قراردادهای کاغذی؛ اما در لحظات بحرانی، این بازار فیزیکی است که واقعیت را با دقت بیشتری بازتاب میدهد. بازار جهانی انرژی دیگر قابل تقلیل به یک عدد واحد نیست. آنچه به عنوان قیمت نفت دیده میشود، حاصل برخورد سه نیرو است: واقعیت فیزیکی، انتظارات مالی و رقابت ژئوپلیتیکی. در این میان، بازار فیزیکی؛ نه بازار کاغذی، بیش از هر زمان دیگری واقعیت را منعکس میکند؛ اما همین بازار نیز دیگر جهانی نیست؛ بلکه تکهتکه، منطقهای و درگیر رقابتهای سیاسی است. در نتیجه، شاید دقیقتر باشد گفته شود: امروز ما دیگر «قیمت نفت» نداریم؛ بلکه با «جغرافیای قیمتهای نفت» مواجه هستیم.
دیدگاه تان را بنویسید