کد خبر: 765599
|
۱۴۰۴/۱۲/۲۶ ۱۰:۲۵:۰۰
| |

تولید یا ذخیره‌سازی نفت‌ / کدام ابزار قدرتمندتری است؟

روزنامه اعتماد نوشت: ذخیره‌سازی می‌تواند کاری انجام دهد که حتی افزایش فوری تولید قادر به انجام آن نیست، زیرا استخراج نفت زمان‌بر است اما آزادسازی ذخیره طی چند روز انجام می‌شود.

تولید یا ذخیره‌سازی نفت‌ / کدام ابزار قدرتمندتری است؟
کد خبر: 765599
|
۱۴۰۴/۱۲/۲۶ ۱۰:۲۵:۰۰

مجتبی عوض‌زاده-بازار جهانی نفت سال‌ها با یک تصور ساده اداره می‌شد. هر کس بیشتر تولید می‌کرد، قدرت بیشتری داشت. این تصور هنوز در ذهن بسیاری باقی مانده، اما داده‌های دو دهه اخیر نشان می‌دهد وزن واقعی بازار آرام‌آرام جابه‌جا شده است. امروز بازیگران اصلی انرژی کسانی هستند که نفت را نگه می‌دارند، زمان عرضه را انتخاب می‌کنند و منافع مالی شوک‌های قیمتی را جذب می‌کنند. به بیان دقیق‌تر، قدرت از «ظرفیت تولید» به «ظرفیت ذخیره‌سازی» منتقل شده است. تغییری که آثار آن در رفتار دولت‌ها، شرکت‌های نفتی و حتی سیاست‌های ضدتورمی دیده می‌شود.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده در نشریه اکونومیست و تحلیل‌های اداره اطلاعات انرژی امریکا، مجموع ظرفیت ثابت ذخیره‌سازی نفت خام و فرآورده‌های نفتی در جهان اکنون از ۶.۵ تا ۶.۸ میلیارد بشکه فراتر رفته است. این عدد را اگر کنار مصرف روزانه جهان قرار دهیم که در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۲ میلیون بشکه در روز برآورد شده، معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. جهان امروز توان ذخیره‌ای معادل بیش از ۶۵ روز مصرف کامل سیاره را در اختیار دارد. چنین حجمی عملا یک «بازار پنهان» ایجاد کرده است؛ بازاری که در آمار تولید دیده نمی‌شود اما بر قیمت‌ها اثر مستقیم دارد.

مخازن قیمت نفت را جابه‌جا می‌کنند

در بازارهای انرژی، گاهی انتشار یک عدد کوچک مسیر میلیاردها دلار سرمایه را تغییر می‌دهد. هر چهارشنبه که آمار موجودی نفت امریکا منتشر می‌شود، معامله‌گران در نیویورک و لندن واکنش فوری نشان می‌دهند. دلیل این حساسیت روشن است؛ تغییر موجودی‌ها نشانه آینده عرضه تلقی می‌شود. ذخیره استراتژیک امریکا که پس از شوک نفتی دهه هفتاد شکل گرفت، در اوج خود بیش از ۷۲۷ میلیون بشکه ظرفیت داشت. بخش اصلی این ذخیره، در غارهای نمکی تگزاس و لوئیزیانا ایجاد شده است. ساختاری زمین‌شناسی که امکان نگهداری بلندمدت نفت با حداقل تبخیر را فراهم می‌کند. در سال ۲۰۲۲، دولت امریکا بیش از ۱۸۰ میلیون بشکه از این ذخیره را طی شش ماه وارد بازار کرد. تحلیل روزنامه آپ‌استریم نشان داد همین اقدام به تنهایی حدود ۱۰ تا ۱۵ دلار از قیمت هر بشکه نفت برنت کاست و سرعت رشد تورم انرژی را در اقتصادهای غربی کاهش داد. این تجربه یک پیام روشن داشت و آن اینکه، ذخیره‌سازی می‌تواند کاری انجام دهد که حتی افزایش فوری تولید قادر به انجام آن نیست، زیرا استخراج نفت زمان‌بر است اما آزادسازی ذخیره طی چند روز انجام می‌شود.

مصرف‌کنندگان چگونه از تولیدکنندگان جلو زدند؟

در دهه ۱۹۹۰ کشورهای عضو اوپک با حدود ۵ تا ۶ میلیون بشکه ظرفیت مازاد تولید، نقش تنظیم‌کننده بازار را داشتند. امروز ظرفیت مازاد واقعی جهان اغلب کمتر از ۳ میلیون بشکه در روز تخمین زده می‌شود. توسعه میدان‌های جدید هزینه‌بر شده، پروژه‌های فراساحلی گاهی به سرمایه‌گذاری بالای ۸۰ دلار برای هر بشکه نیاز دارند و محدودیت‌های زیست‌محیطی سرعت توسعه را کاهش داده است. در مقابل، ساخت مخازن ذخیره‌سازی انعطاف بیشتری دارد. هزینه ایجاد هر بشکه ظرفیت ذخیره زمینی بسته به موقعیت بین ۱۵ تا ۳۰ دلار است و در مخازن نمکی حتی پایین‌تر محاسبه می‌شود. همین اختلاف هزینه باعث شده کشورهای مصرف‌کننده سرمایه خود را به سمت ذخیره‌سازی سوق دهند. چین نمونه برجسته این تحول است. بر اساس داده‌های منتشر شده در گزارش‌های انرژی رویترز، ظرفیت ذخایر استراتژیک و تجاری این کشور اکنون از ۱.۳ میلیارد بشکه عبور کرده است. تنها در فاصله سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ بیش از ۲۵۰ میلیون بشکه ظرفیت تازه به شبکه ذخیره چین افزوده شد. این حجم تقریبا معادل کل مصرف نفت آلمان در چهار ماه است. رفتار چین در بازار ساده و حساب ‌شده است. وقتی قیمت نفت به زیر ۷۰ دلار می‌رسد، واردات افزایش می‌یابد و نفت مستقیما به مخازن منتقل می‌شود. در دوره افزایش قیمت، خرید کاهش پیدا می‌کند. همین رفتار بارها روند بازار جهانی را تغییر داده، بدون آنکه تولید جهانی تغییر چشمگیری داشته باشد.

هند و استاندارد جدید امنیت انرژی

هند که روزانه حدود ۵.۲ میلیون بشکه نفت مصرف می‌کند، تا چند سال پیش ذخیره‌ای کمتر از ۱۰ روز مصرف داشت. اکنون این کشور در حال رسیدن به استاندارد ۹۰ روز ذخیره پیشنهادی آژانس بین‌المللی انرژی است. فاز نخست پروژه ذخایر استراتژیک هند شامل حدود ۳۹ میلیون بشکه بود. فازهای جدید، ظرفیت را به بیش از ۷۰ میلیون بشکه می‌رساند و برنامه‌ریزی برای عبور از ۱۰۰ میلیون بشکه نیز آغاز شده است. نکته مهم مدل هندی، مشارکت شرکت‌های خصوصی و حتی شرکت‌های خارجی در ساخت مخازن است. دولت اجازه می‌دهد بخشی از ظرفیت به‌صورت تجاری استفاده شود، اما در شرایط بحران، امکان برداشت فوری وجود دارد. این مدل هزینه نگهداری ذخایر را کاهش داده و سرمایه‌گذاری را جذاب‌تر کرده است.

رابطه‌ای که از انبار شروع می‌شود

افزایش ۱۰ دلار قیمت نفت، طبق برآورد صندوق بین‌المللی پول، حدود ۰.۳ تا ۰.۴ درصد تورم جهانی ایجاد می‌کند. دلیل آن ساده است. انرژی در حمل‌ونقل، کشاورزی، صنایع شیمیایی و تولید برق نقش پایه دارد. ذخایر استراتژیک در اینجا نقش ضربه‌گیر را بازی می‌کنند. زمانی که عرضه جهانی دچار اختلال می‌شود، ورود روزانه حتی یک میلیون بشکه نفت از ذخایر می‌تواند تعادل بازار را حفظ کند. در بحران انرژی ۲۰۲۲، آزادسازی هماهنگ حدود ۲۴۰ میلیون بشکه از ذخایر کشورهای صنعتی باعث شد پیش‌بینی رسیدن نفت به مرز ۱۵۰ دلار تحقق پیدا نکند. به همین دلیل بانک‌های مرکزی اکنون آمار ذخایر انرژی را مانند شاخص‌های پولی دنبال می‌کنند. نفت ذخیره‌شده عملا به ابزاری برای مدیریت انتظارات تورمی تبدیل شده است.

ایران با مصرف بالا و انعطاف پایین صادرات

ساختار مصرف انرژی در ایران ویژگی خاصی دارد. برآوردهای داخلی نشان می‌دهد روزانه بین ۱.۷ تا ۲ میلیون بشکه معادل نفت خام در داخل کشور مصرف می‌شود. اگر تولید نفت خام را حدود ۳ میلیون بشکه در روز در نظر بگیریم، سهم مصرف داخلی به حدود دو سوم تولید نزدیک می‌شود. این نسبت در مقایسه با بسیاری از صادرکنندگان بزرگ رقم بالایی محسوب می‌شود. پیامد این وضعیت آن است که صادرات نفت ایران نسبت به تغییرات بازار انعطاف محدودی دارد. در دوره افت قیمت، امکان کاهش سریع تولید بدون اثر بر تأمین داخلی دشوار می‌شود. در نتیجه بخشی از نفت ناچار است در شرایط نامطلوب قیمتی فروخته شود. اینجاست که صنعت ذخیره‌سازی معنا پیدا می‌کند. اگر شبکه‌ای از مخازن استراتژیک بتواند مثلا ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون بشکه ظرفیت ایجاد کند، کشور قادر خواهد بود چند ماه صادرات را مدیریت زمانی کند. چنین ظرفیتی معادل حدود ۷۰ تا ۱۰۰ روز تولید نفت ایران خواهد بود؛ عددی که رفتار فروش را کاملا تغییر می‌دهد.

چرا تمرکززدایی اهمیت دارد؟

مدل قدیمی ذخیره‌سازی بر چند پایانه عظیم متمرکز استوار بود. تجربه حملات سایبری، جنگ‌های منطقه‌ای و اختلالات فنی نشان داد تمرکز بالا، یک ریسک بزرگ ایجاد می‌کند. از همین رو بسیاری از کشورها به سمت شبکه‌های توزیع‌ شده حرکت کرده‌اند. ذخیره غیرمتمرکز یعنی ترکیبی از مخازن ساحلی، مخازن نزدیک پالایشگاه‌ها، ذخایر زیرزمینی و حتی ظرفیت ذخیره شناور روی نفتکش‌ها. این مدل چند مزیت فنی دارد. کاهش هزینه انتقال، افزایش سرعت دسترسی، کاهش آسیب‌پذیری و امکان مدیریت منطقه‌ای عرضه. برای ایران، پراکندگی جغرافیایی یک فرصت طبیعی ایجاد می‌کند. سواحل خلیج فارس، مناطق مرکزی نزدیک مراکز مصرف و حتی برخی ساختارهای زمین‌شناسی مناسب، می‌توانند به هاب‌های ذخیره تبدیل شوند. فاصله کمتر میان محل ذخیره و محل مصرف نیز هزینه لجستیک را کاهش می‌دهد.

نفت به عنوان دارایی مالی

بازار نفت امروز شباهت زیادی به بازارهای مالی پیدا کرده است. معامله‌گران قراردادهای آتی بر اساس پیش‌بینی سطح ذخایر تصمیم می‌گیرند. کاهش ذخایر جهانی معمولا سیگنال افزایش قیمت تلقی می‌شود و افزایش ذخایر پیام مازاد عرضه می‌دهد. به همین دلیل کشورهایی که ظرفیت ذخیره بالاتری دارند، عملا امکان «زمان‌بندی بازار» پیدا می‌کنند. خرید در قیمت ۶۰ دلار و فروش در قیمت ۸۵ دلار برای میلیون‌ها بشکه، تفاوتی میلیارد دلاری در درآمد ایجاد می‌کند؛ تفاوتی که بدون افزایش حتی یک بشکه تولید حاصل می‌شود. برای کشوری با اقتصاد وابسته به نفت، این توانایی معادل ایجاد یک ابزار مالی پایدار است. ابزاری که می‌تواند نوسان درآمد ارزی را کاهش دهد و برنامه‌ریزی بودجه‌ای را قابل پیش‌بینی‌تر کند.

آینده انرژی و نقش ماندگار مخازن

حتی در سناریوهای گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر، ذخیره‌سازی هیدروکربن اهمیت خود را حفظ کرده است. انرژی‌های بادی و خورشیدی ماهیت ناپیوسته دارند. پژوهش‌های دانشگاهی نشان می‌دهد سوخت‌های مایع ذخیره‌شده، نقش پشتیبان شبکه‌های انرژی آینده را ایفا می‌کنند. نوعی ذخیره بلندمدت انرژی که در زمان کمبود تولید تجدیدپذیر وارد مدار می‌شود. به این ترتیب مخازن نفتی از یک ابزار صرفا نفتی به بخشی از زیرساخت امنیت انرژی تبدیل می‌شوند.

تغییر آرامی که هنوز جدی گرفته نشده

جهان وارد مرحله‌ای شده که در آن چاه نفت آغاز قدرت است، اما پایان آن نیست. کشوری که بتواند نفت را نگه دارد، زمان عرضه را انتخاب کند و بازار را در لحظه مناسب تغذیه کند، نقش تعیین‌کننده‌تری خواهد داشت. مصرف‌کنندگان بزرگ این واقعیت را زودتر درک کردند و اکنون با صدها میلیون بشکه ذخیره، توان اثرگذاری مستقلی پیدا کرده‌اند. برای ایران که بخش بزرگی از تولید خود را در داخل مصرف می‌کند، توسعه ذخایر استراتژیک غیرمتمرکز می‌تواند همان حلقه گمشده میان تولید و صادرات تلقی شود؛ حلقه‌ای که اجازه می‌دهد نفت از یک منبع درآمد واکنشی به یک دارایی راهبردی تبدیل شود. در اقتصاد انرژی امروز، گاهی مهم‌ترین بشکه نفت، بشکه‌ای است که هنوز فروخته نشده و در سکوت یک مخزن، منتظر زمان مناسب ورود به بازار مانده است.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها