الاخبار: کشورهای عرب خلیج فارس پس از جنگ مانند قبل نخواهند بود
در سایه جنگ متجاوزانه اسرائیل و آمریکا علیه ایران، کشورهای خلیج فارس بر لبه پرتگاه ایستادهاند. پایتختهای کشورهای حاشیه خلیج فارس که بین ترس از پیامدهای جنگ و توانایی محدودشان برای تأثیرگذاری بر روند آن گرفتار شدهاند، با یک آزمون استراتژیک برای امنیت آینده خود روبهرو هستند.
روزنامه لبنانی الاخبار درباره تحولات اخیر منطقهای با شدید شدن سطح تنش بین رژیم صهیونیستی و آمریکا با ایران در تحلیلی نوشت: «"امارات متحده عربی مهره سرسختی است. ما عقبنشینی نخواهیم کرد. میخواهم به همه اطمینان دهم که قویتر از آن بیرون خواهیم آمد." این چند کلمه که عمداً توسط محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، در یک مصاحبه رسانهای بیان شد، منعکس کننده موقعیت متزلزل امارات و سایر کشورهای خلیج فارس است.
به گزارش ایسنا، آنها خود را در میان آتش متقابل بین ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از یک سو و ایران از سوی دیگر گرفتار میبینند که قادر به اعمال هیچ نفوذی نیست. این وضعیت، سوالاتی را در مورد توانایی کشورهای خلیج فارس برای عبور از بحرانهایی از این نوع بدون آسیب زدن به ساختارهایشان، به ویژه نهادهای حکومتیشان، مطرح میکند.
این جنگ که تهران به عنوان یک جنگ وجودی مجبور به ورود به آن شد، برای کشورهای حوزه خلیج فارس نیز وجودی است. آنها به احتمال زیاد، صرف نظر از نتیجه نهایی، تحت تأثیر منفی آن قرار خواهند گرفت. اگر ایران پیروز شود، این روایت که ساختار امنیتی کشورهای خلیج فارس، که از زمان تأسیس آنها بر اساس حمایت غرب بنا شده است، ناکافی است و مصونیت را تضمین نمیکند، غالب خواهد شد.
اگر تهران شکست بخورد، پایتختهای خلیج فارس بیشترین تأثیر را از پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی خواهند پذیرفت، زیرا برای هر مرجعی غیر از مرجع فعلی، تضمین حتی حداقل سطح عملکرد یک کشور دشوار خواهد بود. این امر احتمال هرج و مرج را افزایش میدهد که مستقیماً بر منطقه خلیج فارس تأثیر خواهد گذاشت.
در هر صورت، به نظر میرسد کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پس از پایان جنگ، صرف نظر از نتیجه آن، قصد دارند سیستمهای امنیتی خود را بازسازی کنند. با توجه به اختلافات بین کشورهای منطقه، که مانند بسیاری از کشورهای دیگر در آنجا، به یک نهاد هماهنگ کننده یا سرپرست نیاز دارند، زیرا در امنیت کمبود دارند، این کار آسانی نخواهد بود. حمد بن جاسم، نخست وزیر سابق قطر، در دو پست در X، به این موضوع اشاره کرد و خواستار "ایجاد یک نیروی بازدارنده که به اندازه اتکا به خود به متحدان وابسته نباشد" شد و بر اجتناب از کشیده شدن به درگیری با ایران تأکید کرد.
در حالی که کشورهای حوزه خلیج فارس نیاز به محافظت از خود دارند، نگران اطمینان دادن به همسایگان خود نیز هستند که این محافظت تهدیدی برای آنها ایجاد نمیکند. آنها در سالهای اخیر با بهبود روابط خود با ایران، این رویکرد را امتحان کردهاند، اما اهرم لازم برای حفظ این رویکرد تا پایان را نداشتهاند. برعکس، سیاست تهران در قبال کشورهای حوزه خلیج فارس با دقت و زیرکی مشخص میشود. اگرچه ایران به دلیل نزدیکی و وسعت جغرافیایی بر آنها نفوذ دارد، اما میداند که با توجه به حساسیت و اهمیت منطقه برای ایالات متحده، غرب و حتی چین و روسیه، هژمونی بر این کشورها یک گزینه نیست.
این جنگ که تهران به عنوان یک جنگ وجودی به آن مجبور شده است، در نتیجه برای کشورهای حوزه خلیج فارس نیز وجودی است. حتی اگر فرض کنیم که ایران آرزوی چنین هژمونی را دارد، در طول ۴۷ سال پس از انقلاب، نتوانسته است حوزههای نفوذی را در کشورهای خلیج فارس ایجاد کند، همانطور که در کشورهای دیگر انجام داده است. بنابراین، تهران در موقعیتی قرار دارد که استدلال کند تا زمانی که در امور خلیج فارس دخالت نکند، وجود پایگاههای آمریکایی در منطقه به آن اجازه میدهد تا با حمله به این پایگاهها از خود دفاع کند، بدون اینکه به معنای هدف قرار دادن کشورهای میزبان باشد.
این امر با عذرخواهی مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، از آن کشورها نشان داده شد، که واشنگتن سعی کرد آن را به عنوان یک اختلاف در نظام ایران جلوه دهد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تا آنجا پیش رفت که آن را "تسلیم نظام ایران" توصیف کرد. رابطه مستقیم برخی از کشورهای خلیج فارس با رژیم صهیونیستی، مانند امارات و بحرین، یا رابطه غیرمستقیم برخی دیگر، لایه دیگری از پیچیدگی را به وضعیت آنها میافزاید.
در نتیجه، برخی از کشورهای خلیج فارس در مورد نقشی که به نمایندگی از آمریکاییها در خارج از کشور ایفا میکنند، با معضلی روبهرو خواهند شد، نقشی که در خدمت منافع رژیم صهیونیستی است و گسترش آن را در منطقه تسهیل میکند، همانطور که از مشارکت آنها در جنگهایی مانند درگیری سودان یا تلاشهایشان برای کنترل کشورها و جزایر مهم استراتژیک مشهود است.
در حال حاضر، نگرانیهای کشورهای خلیج فارس ناشی از این واقعیت است که هرگونه واکنشی به ایران عملاً به معنای جنگ بین کشورهای خلیج فارس و تهران خواهد بود، وابستگی کشورهای خلیج فارس به ایالات متحده را عمیقتر و درگیری را گسترش میدهد و این خطر را به همراه دارد که طرفهای دیگری مانند یمن را نیز درگیر کند، که اشاره کرده است که اگر پایتختهای خلیج فارس به جنگ بپیوندند، به نفع ایران به جنگ خواهد پیوست.
در نتیجه، کشورهای خلیج فارس پس از جنگ مانند قبل نخواهند بود، واقعیتی که بحثهای داغی را در میان نخبگان خلیج فارس و عرب در رسانههای اجتماعی برانگیخته است و نشان میدهد که این کشورها با سوالات بزرگی روبهرو هستند. شاید برجستهترین اظهارنظر در این زمینه توسط دبیرکل سابق اتحادیه عرب، عمرو موسی، مطرح شد که در صفحه "ایکس" نوشت: "حمله جاری به ایران صرفاً یک ماجراجویی اسرائیلی نیست که نتانیاهو موفق شده ایالات متحده را به آن بکشاند، بلکه یک حرکت استراتژیک برنامهریزیشده آمریکایی است که در آن واشنگتن از رژیم صهیونیستی به عنوان یک شریک منطقهای استفاده کرده است، گامی بزرگ در جهت تغییر منطقه (از جمله جهان عرب) به یک وضعیت ژئوپلتیک منطقهای که رژیم صهیونیستی سعی در رهبری آن دارد." این در حالی است که این اظهارات واکنشهای خشمگینانه عربستان و امارات را برانگیخت.»
دیدگاه تان را بنویسید