کد خبر: 761961
|
۱۴۰۴/۱۲/۰۱ ۱۳:۳۶:۳۱
| |

از زندانی شدن به خاطر مهریه تا اغفال دختران جوان در پوشش خواستگار

مردی که متهم است با جعل عنوان دندانپزشک دختران را فریب می‌داد و از آنها کلاهبرداری و سرقت می‌کرد، می‌گوید بعد از زندانی شدن برای مهریه دست به این جرایم زد.

از زندانی شدن به خاطر مهریه تا اغفال دختران جوان در پوشش خواستگار
کد خبر: 761961
|
۱۴۰۴/۱۲/۰۱ ۱۳:۳۶:۳۱

مردی که متهم است با جعل عنوان دندانپزشک دختران را فریب می‌داد و از آنها کلاهبرداری و سرقت می‌کرد، می‌گوید بعد از زندانی شدن برای مهریه دست به این جرایم زد.

به گزارش سایت جنایی، این متهم که مسعود نام دارد، می‌گوید بارها به اتهام سرقت و کلاهبرداری روانه زندان شده و زندان مهریه او را نسبت به زنان بدبین کرد تا جایی همین تجربه او را به سوی کلاهبرداری از دختران جوان سوق داد.

* اولین بار به چه اتهامی راهی زندان شدی؟

اولین بار به خاطر مهریه راهی زندان شدم. 

*چه تأثیری روی زندگی‌ات گذاشت؟  

من عاشق همسرم بودم و در زمان ازدواج، طبق رسم آن دوره، مهریه را سال تولد عروس تعیین کردیم. اما کمتر از یک سال نگذشته بود که با هم به مشکل خوردیم و جدا شدیم. مهریه سنگین شد و چون توان پرداخت کل مبلغ را نداشتم، راهی زندان شدم.

* در آن زمان شغلت چه بود و وضع مالی‌ات چطور بود؟  

لیسانس حسابداری دارم و در یک شرکت معتبر حسابدار بودم. وضع مالی‌ام هم خوب بود و زندگی راحتی داشتم. اما همسرم با مهریه سنگین همه چیز را به هم ریخت و من را به زیر صفر کشاند.

* زندان مهریه چه تغییری در دیدگاهت نسبت به زنان ایجاد کرد؟  

زندان مهریه حس خیلی بدی نسبت به زنان در من ایجاد کرد. احساس می‌کردم اعتماد و عشقم را با بی‌رحمی نابود کردند. 

* پس از آزادی از زندان مهریه، چه جرایمی مرتکب شدی؟  

پس از آزادی، چند بار سرقت از منازل انجام دادم. در زندان با شگردهای سرقت آشنا شده بودم. اما خیلی زود دستگیر شدم و دوباره زندان رفتم.

* چه شد که از سرقت به کلاهبرداری روی آوردی؟  

در دومین باری که زندانی شدم با شگردهای کلاهبرداری آشنا شدم. 

*چرا سراغ زنان و دختران رفتی؟

چون دلخوشی از زنان نداشتم، تصمیم گرفتم از آنها کلاهبرداری کنم؛ هم پول به دست می‌آوردم و هم نوعی انتقام می‌گرفتم.

*انتقام برای چه؟

حس تلخی که پس از جدایی و زندان مهریه تجربه کردم بعدها مرا به سمت انتقام از زنان سوق داد.

* آیا از ابتدا می‌ترسیدی دستگیر شوی یا فکر می‌کردی شناسایی نمی‌شوی؟  

در ابتدا می‌ترسیدم.

*پس چرا ادامه دلدی؟

وقتی دیدم دختران از ترس انتشار عکس‌های خصوصی‌شان شکایت نمی‌کنند، اعتماد به نفسم بیشتر شد.

*چرا؟

 تهدید به انتشار عکس‌ها بهترین ابزار برای ساکت نگه داشتن‌شان بود.

* شگرد اصلی‌ات برای فریب دختران چه بود؟  

خودم را یا سرهنگ یا دکتر معرفی می‌کردم. 

*چطور اعتمادشان را جلب می‌کردی؟

مدتی کوتاه در دندان‌سازی کار کرده بودم و اطلاعات اندکی در این زمینه داشتم؛ به همین دلیل بیشتر خودم را دندانپزشک معرفی می‌کردم.

*دیگر چه کارهایی کردی؟

با عکس‌های جعلی و حرف‌های حرفه‌ای، اعتمادشان را جلب می‌کردم

* چرا بیشتر روی دختران جوان تمرکز کردی؟  

چون می‌دانستم دختران جوان راحت‌تر اعتماد می‌کنند و از تهدید انتشار عکس خصوصی بیشتر می‌ترسند.

*یعنی از این نقطه ضعفشان را به نفع خودت استفاده می‌کردژ؟

بله

* در پرونده اخیر، چطور دختر جوان را فریب دادی؟  

همان‌طور که به پلیس هم گفتم، با آنها در فضای مجازی آشنا شدم، خودم را  دندانپزشک معرفی می‌کردم، پیشنهاد ازدواج می‌دادم و با وعده‌های مالی و اجتماعی، اعتمادشان را جلب کردم. بعد به بهانه خرید ملک، طلاهایش را به سرقت می‌کردم.

* وقتی با مقاومت روبه‌رو شدی، چرا به سرقت مسلحانه روی آوردی؟  

وقتی می‌دیدم یکی از دادن طلاها منصرف شده، عصبانی می‌شدم.

*مثلا در مورد شاکی فعلی چه کردی؟

 کلت را از داشبورد برداشتم، تهدیدش کردم و طلاها را به زور گرفتم. بعد او را از ماشین بیرون انداختم و فرار کردم.

* حالا که دستگیر شدی، چه احساسی نسبت به کارهایت داری؟  

پشیمانم، اما می‌دانم دیر شده است. زندگی خودم و قربانیانم را نابود کردم. دیگر راه برگشتی ندارم و باید پاسخگوی همه کارهایم باشم.

 

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها