جلال چراغپور درباره تغییر قلعه نویی: ساخت فوتبال مدرن کار این کادر فنی نیست/ با ادا درآوردن کنار خط نمی شود فوتبال یاد داد
جلال چراغپور مربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران می گوید باید مشخص کنیم در این یک سالی که جام ملت ها به تعویق افتاده قرار است چه کاری انجام دهیم.
در پی تغییر زمان برگزاری جام ملتهای آسیا در عربستان بحثهای دامنهداری پیرامون سرنوشت تیم ملی فوتبال ایران و ضرورت تغییر در کادر فنی شکل گرفته است.
به گزارش روزنامه اعتماد، این تعویق ناخواسته فرصتی استثنایی ایجاد کرده تا منتقدان و کارشناسان عملکرد سرمربی فعلی را زیر ذرهبین ببرند و بپرسند آیا تمدید این فرصت مجالی برای بهبود است یا فرصتی برای بازنگری در ساختار مدیریتی تیم؟ برای واکاوی دقیقتر این چالش راهبردی و بررسی تأثیر این وقفه بر معادلات فنی تیم ملی در گفتوگویی صریح با جلال چراغپور، تحلیلگر پیشکسوت فوتبال ابعاد مختلف این تصمیم حساس و پیامدهای آن را برای آینده فوتبال ایران بررسی کردهایم.
فکر میکنید یک سال تعویق در برگزاری جام ملتها فرصت خوبی است برای بهتر شدن شرایط تیم ملی؟
یعنی از عقب افتادن بازیهای جام ملتها یک فرصت بسازیم؛ بله میشود این را به یک فرصت تبدیل کرد برای ترمیم و بازسازی تیم ملی البته اگر برنامه این کار را به سرعت تهیه کنیم و آماده داشته باشیم و بدانیم به چه چیزهایی نیاز داریم. نباید زمان را از دست دهیم.
خب فوتبال ما الان به چیزی نیاز دارد؟
اولین چیزی که نیاز داریم بازیهای تدارکاتی قابل بحث است تا شرایط تیم ملی را تغییر دهد؛ نیاز داریم. اگر فکر کنیم فقط زمان زیاد طولانی شده اما به محتوا توجه نکنیم بازهم این زمان تمام میشود و حتی ممکن است این وقفه باعث ضعیف شدن تیممان شود؛ اگر درست برنامهریزی نکنند. لااقل تیمهای خود را نگه دارند بیرون از جنگ منطقهای.
میگویند در شرایط جنگ برگزاری بازی تدارکاتی ممکن نیست یا سخت است! میتوانید مثالی بزنید؟
مثلا زمان جنگ بوسنی که دیدید چطور تیم ملی خود را جدای جنگ نگه داشتند و حتی فکر میکنم یک بازی تدارکاتی مقابل ما انجام دادند. این یک روشی است که بیرون از درگیریها تیم را میبرند و بازیهای تدارکاتی مختلف برگزار میکنند و از یک حادثه یک شانس به وجود میآورند.
سرمربی تیم ملی از تغییر نسل میگوید اما منتقدان میگویند این تیم ملی همان تیم سابق است. شما در این باره چه نظری دارید؟
خب تغییرات به دو شکل است و شاید به شکلهای دیگر هم ممکن باشد که انجام بگیرد. اولی که باید انجام بگیرد این است که فوتبال سنتی که نزدیک ۱۵ سال است تیم ملی انجام میدهد را باید تغییر داد. یعنی در تمام پستها داریم سنتی بازی میکنیم. وقتی به فوتبال روز دنیا نگاه میکنیم متوجه میشویم که ما از کلیه خواصی که برای فوتبال روز دنیا وجود دارد دور شدیم و نمیتوانیم آن فوتبال را ارایه دهیم. اولین چیزی که باید تغییر دهیم نحوه تفکرمان درون فوتبالمان است. تغییر آن هم دست آقای قلعهنویی نیست بلکه دست آکادمیهای فوتبال است که در حال تولید بازیکن هستند. تفکر نحوه بازی کردن از آکادمیها باید اصلاح شود اما آکادمیها را باید مربیان آکادمی اصلاح کنند، مربیان را کی باید درست کند؟ کمیته آموزش هر کشوری و کمیته آموزش را چی تغییر میدهد؟ دانش در فوتبال. ما اگر دانش در فوتبال را با کمیته آموزش تطبیق نکنیم و کمیته آموزشمان همین کلاسهای در حال برگزاری باشد و مربی را به همین شکل تربیت کند ممکن است آدمهای جوان را بیاوریم اما دیدیم که تیم امیدمان با اینکه جوان بودند اما خوب بازی نمیکنند. در همین بازی امیدها با کره شمالی دیدیم و یک پله پایینتر هم جوانان ما به افغانستان باختند. در نتیجه بیاییم در افکار خودمان تجدید نظر کنیم که آیا جوان کردن تیم ملی مساوی میشود با بالا بردن محتوای تیم ملی یا همین جوانها همان فوتبالی را بازی میکنند که نسل قبلشان کرده؟ الان ما دچار این مشکل هستیم که هر جوانی که میآید همانطور فوتبال بازی میکند که نسل قبلی بازی میکرد و اصرار به آن هم دارد! مثلا دفاع کناری ما که خیلی بازیاش به چشم میآید، کارشناس فوتبال ما میگوید او شبیه فلانی بازی میکند اما فلانی برای ۲۰ سال پیش فوتبال بازی میکرد اما مثال کارشناسان ما میشود. این یک جور سنتگرایی در فوتبال است که نباید اینطور باشد. مثلا بارسلونا که الان بازی میکند آیا کل بارسلونا الان فوتبال بازی میکند که دوران ژاوی و همنسلیهایش بازی میکردند؟ با آنکه ژاوی و اینیستا و بقیه در زمان خودشان پیشرفتهترین نوع فوتبال را ارایه میدادند. اما الان با همین بارسای کنونی بازی کنند چند تا گل میخورند و میبازند. در نتیجه فوتبال باید مدرن شود تا تغییر کند که کار آقای قلعهنویی نیست و یک پروسه نوسازی است. مدرن کردن فوتبال برنامهریزی خودش را میخواهد و فاکتورهایی که میخواهند نو کنند را باید تعریف کنند. تمرینات باید تغییر کنند و بر اساس فاکتورها مدرن شود و برای مربیان تدریس شود. یک موج تغییر در تمرینات شکل بگیرد و از وظیفه در تمرینات و پستها با افراد متخصص و نیازهای پستی به وجود بیاید. اگر این انقلاب در تمرینات و کمیته آموزش به وجود بیاید بعد چهار، پنج سال ۱۴ ساله ما که ۱۸، ۱۹ ساله شوند یک فوتبال نو خواهیم داشت اما با حرف و منممنم کردن و این و آن را آوردن تغییری ایجاد نمیشود. بله تغییر پرسنلی و اسمی و شکلی هست اما تغییر فوتبالی اینطوری نیست.
بعد از جام جهانی فدراسیون گفت فرصتی برای تغییر در کادر فنی نیست با توجه به تعویق یک ساله مسابقات جام ملتها میشود سمت تغییر در کادر فنی رفت یا اصلا لزومی نیست؟
کادر فنی هم شامل تفکر سنتی و تفکر مدرن میشود ما الان هم در فوتبال باشگاهیمان که نگاه میکنیم متوجه میشویم بازیکنانی که فوتبالشان تمام میشود و میروند کلاسهای A وB داخلی را میبنند و برمیگردند با اینکه جوان هستند و به تازگی کلاس را پشت سرگذاشتند اما آنچه که از تفکرات خود میسازند مدرن نیست یعنی وقتی میبینیم تمام فوتبالیستهای پرسپولیس و استقلال و سپاهان و... همه بازنشستگانشان مربی شدند اما مربیانی هستند که مدرن فکر نمیکنند و مدرنیته را وارد فوتبال نمیکنند. چرا؟ چون وقتی فوتبالشان تمام میشود در کلاس چیز مدرنی آموزش نمیبینند پس بازهم برمیگردیم به صحبت اولمان که تا انقلاب در تمرینات ما رخ ندهد حادثهای در فوتبال ما رخ نمیدهد. فقط بازیکنان، بازی میکنند و وقتی سنشان بالا میرود مربی میشوند و با اینکه سنشان از مربیان قبلی جوانتر است اما همان فوتبال تدریس و بازی میشود. اسم نمیبرم از بچههایی که بازیکن تیم ملی هم بودهاند و مربی شدهاند تقریبا یکجور کار میکنند. یک جور تیمهای خود را مدیریت میکنند فرقی هم نمیکند و بعد که جابهجا میشوند و این را میبرند به آن تیم و آن را میبرند به این تیم و همان اتفاقات قبلی رخ میدهد و همانطور گل میخورند و گل نمیزنند و نتیجه میگیرند و در کل همه چی ثابت است. اتفاق باید از سرمنزل بیفتد، یعنی کمیته آموزش و سرمنزل تغییر یابد. در تفکر فدراسیون فوتبال و آموزش تغییر رخ دهد. آموزش ما هم از کل آسیا عقب افتاده است. کمیته و منابع آموزشی ما همه قدیمی شدهاند و نحوه آموزشمان هم در کلاسهای آموزشی بسیار سنتی و قدیمی است که نزدیک به چهل، پنجاه سال است همینطوری درس میدهند که باعث شده یک چیزهایی از فوتبال ما حذف شده و به گونهای که درس میدهند فوتبال بازی میکنیم. دارند ناقص درس میدهند. کسی باید بیاید از بالا درستش کند تقریبا پنج سال وقت میبرد!
درباره انتخاب گل محمدی به عنوان سرمربی امید که از او به عنوان آلترناتیو قلعهنویی هم نام میبرند چه نظری دارید؟
آن مشکلی که در تیم امید هست مشکل یک روز، ده روز و ده سال و بیست سال نیست بلکه امیدهایمان مشکل ساختاری دارد که سطح فوتبال امیدهای ما در سطح فوتبال امیدهای دنیا نیست و باید آن سطح را تغییر دهند. سطحی که در فوتبال دنیا در رده امید بازی میشود و دو کلاس یا دو سن از سن خودشان کمتر هستند. یعنی زیر بیستوسه و زیر نوزده، زیر شانزده بازی میکنند که آن باید درست شود. درست شدن آن هم منوط به تغییر در تمرینات است که وابسته به تمرینات باشگاهی هستند که آکادمیشان هم محدود به فوتبال بازی کردن است که آن هم خود بازیکن تا حدی میداند چه کار کند و چه کار نکند و بقیهاش درس و کتاب و مطلب است. همینجوری نیست که فقط با انجام بازی سطح فوتبالت را بالا ببری، باید آموزش بازی کردن ببینی. مثل این میماند که در چایخانهها میز شطرنج میگذارند و پیرمردها از صبح تا شب شطرنج بازی میکنند و یک عمر هم بازی میکنند اما یک شطرنجباز جهانی از آنها در میآید؟ یا حتی شطرنجباز منطقهای میشوند؟ شب و روز هم بازی کنند. این فوتبال هم همین است، شما شبانه روز بازی بگذار و شب و روز بچههایت در کوچه و خیابان فوتبال بازی کنند اما هیچوقت پرس از جلو را یاد نمیگیرند یا پرس میانه را نمیفهند. این مطالب دوزاری نیست که با داد زدن و ادا درآوردن لب خط و با فریاد زدن و اشکال گرفتن آن را بشود درست کرد. نه اینطور نیست! تا بنیانش درست نشود، اصلش درست نمیشود و تا اصل و بنیانش درست نشود، خودش درست نمیشود.
دیدگاه تان را بنویسید