کد خبر: 798704
|
۱۴۰۵/۰۸/۱۶ ۱۱:۳۰:۰۱
| |

قلعه نویی سر دوراهی؛ یک سال فرصت برای تغییر یا تمدید وضعیت موجود؟

یکی از جدی‌‌ترین مباحثی که با این تعویق دوباره به مرکز توجه آمده بحث چندین باره تغییر نسل است.

قلعه نویی سر دوراهی؛ یک سال فرصت برای تغییر یا تمدید وضعیت موجود؟
کد خبر: 798704
|
۱۴۰۵/۰۸/۱۶ ۱۱:۳۰:۰۱

روزبه دلاور| اعلام خبر تعویق جام ملت‌های آسیا که در پی شرایط امنیتی منطقه و نگرانی‌های ناشی از تحولات نظامی در خاورمیانه رخ داد شوک بزرگی به بدنه فوتبال قاره وارد کرد.

به گزارش روزنامه اعتماد، رقابت‌هایی که قرار بود از اوایل ژانویه تا فوریه ۲۰۲۷ در عربستان برگزار شود با تصمیم کنفدراسیون فوتبال آسیا به سال آینده موکول شد. این تصمیم اگرچه از منظر اجرایی و امنیتی توجیه‌‌پذیر است، اما برای فوتبال ایران که درگیر چالش‌‌های عمیق ساختاری است حکم یک بزنگاه سرنوشت‌‌‌ساز را دارد. حالا این پرسش طنین‌انداز شده است که آیا این یک‌سال فرصت طلایی برای بازسازی است یا صرفا تمدید عمر یک نسل فرسوده و ابقای بیهوده روی نیمکت تیم ملی؟

 

تله  وقت‌‌کشی

برای فوتبال ما زمان همیشه یک کالای کمیاب و در عین حال هدر رفته بوده است! تعویق مسابقات از یک سو می‌تواند فرصتی برای اصلاح اشتباهات، بازنگری در برنامه‌های فنی و آماده‌سازی دقیق‌‌تر باشد اما از سوی دیگر این ریسک بزرگ وجود دارد که این زمان اضافه به جای تبدیل شدن به فرصت به تهدید بدل شود. نکته مثبت این اتفاق در فقدان یک تورنمنت رسمی فوری، فشار رسانه‌‌ای و افکار عمومی کاهش می‌یابد و این دقیقا همان جایی است که تغییرات ساختاری که ماه‌هاست فوتبال ایران به آنها نیاز دارد به تعویق می‌افتد. اما یک سال زمان اضافه لزوما به معنای یک سال پیشرفت نیست. گاهی همین بازه زمانی می‌تواند به رخوت مدیریتی منجر شود جایی که تصمیمات سخت مدیریتی و فنی پشت پرده هنوز وقت داریم، پنهان می‌شوند.

معمای نسل غروب کرده

یکی از جدی‌‌ترین مباحثی که با این تعویق دوباره به مرکز توجه آمده بحث چندین باره تغییر نسل است. تیم ملی ایران سال‌هاست با ترکیبی از بازیکنان باتجربه که بسیاری از آنها از دوران اوج خود فاصله گرفته‌‌اند پیش می‌رود. حضور بازیکنانی مانند شجاع خلیل‌‌زاده و احسان حاج‌ صفی در ترکیب تیم ملی هرچند به دلیل تجربه آنها در رختکن توجیه‌‌پذیر به نظر می‌رسید اما دیگر یک هشدار جدی است. خلیل‌زاده در جام ملت‌های آینده با سنی حدود ۴۰سال وارد مسابقات خواهد شد. حاج‌ صفی و کنعانی زادگان و جهانبخش هم به این مرز نزدیک می‌شوند. اما پرسش اساسی این است آیا برنامه کلان تیم ملی باید همچنان بر محوریت این بازیکنان باشد؟ مساله این است که تیم ملی باید به تدریج از وابستگی به چهره‌های قدیمی فاصله بگیرد. اگر قرار باشد یک سال دیگر هم همین ترکیب با همان میزان وابستگی به بازیکنان پا به سن گذاشته وارد مسابقات شود یعنی عملا فرصت طلایی این تعویق را هدر داده‌‌ایم.

 

تغییر نسل فراتر از چند اسم

امیر قلعه‌نویی در مقاطع  مختلف از تغییر نسل صحبت کرده و مدعی است که این اتفاق در حال وقوع است. اما باید پرسید تعریف سرمربی از این پوست‌‌اندازی چیست؟ آیا صرف دعوت از چند بازیکن جوان‌‌تر یا تغییر نام بازیکنان در لیست‌‌های فیفادی را می‌توان پوست‌‌اندازی دانست‌؟ حضور بازیکنانی که سال‌ها در لیگ برتر بازی کرده‌‌اند و حالا در لیست تیم ملی قرار می‌گیرند لزوما به معنای جوانگرایی نیست. جوانگرایی واقعی یعنی کشف پدیده‌ها، ریسک کردن روی بازیکنانی که شاید هنوز در ویترین اصلی لیگ برتر نباشند و اعتماد به آنها در بازی‌های پرفشار ملی نه اینکه فقط لیست تیم ملی را کمی نوتر کند.

اگر قلعه‌‌نویی بخواهد از این یک سال استفاده کند باید یک نقشه راه مکتوب داشته باشد. آیا قرار است همچنان با همان سبک نتیجه‌گرا پیش برود یا این فرصت را برای ساختن تیمی متفاوت و البته پویاتر به کار خواهد گرفت؟ فوتبال ایران تشنه یک تغییر استراتژیک است نه صرفا تغییر چند نام در لیست ۱۱نفره.

 

پارادوکس نتیجه‌گرایی  و آینده‌ نگری

یکی از موانع اصلی در مسیر تغییر نسل در تیم ملی فرهنگ نتیجه‌گرایی مفرط است. هم در فدراسیون و هم در میان هواداران تحمل شکست حتی در بازی‌های تدارکاتی با این نسل پایین است. وقتی ترس از باخت و انتقاد فضای مجازی بر تصمیمات فنی سایه می‌اندازد سرمربی ترجیح می‌دهد به جای ساختن بازیکن حفظ کردن نتیجه را اولویت قرار بدهد. هرچند تا حالا به لحاظ نتیجه‌گیری هم عملکرد‌ خوبی نداشته‌ایم! اما برای اینکه این یک سال تعویق به یک فرصت واقعی تبدیل شود جامعه فوتبال باید بپذیرد که شاید در مسیر ساختن یک نسل جدید هزینه‌هایی از جمله شکست در برخی بازی‌ها یا نوسان فنی باید پرداخت شود. اگر این نگاه اصلاح نشود قلعه‌‌نویی و هر مربی دیگری هم که روی این نیمکت بنشیند راهی جز درجا زدن  و تکیه بر نام‌‌های تکراری نخواهد داشت.

 

چه باید کرد تا  این زمان از دست  نرود؟

برای اینکه یک سال فرصت اضافه به اتلاف وقت تبدیل نشود چند اقدام راهبردی ضروری است:

۱- ایجاد هسته دوم تیم ملی: فدراسیون باید برای تیم‌‌های پایه و بازیکنان زیر ۲۳‌سال اردوهای اختصاصی موازی با تیم ملی بزرگسالان برگزار کند. این بازیکنان باید در تورنمنت‌‌های درجه‌ دو و بازی‌های تدارکاتی بین‌المللی محک بخورند تا برای ورود به ترکیب اصلی در سال ۲۰۲۷ کاملا  آماده باشند.

۲- تعامل با باشگاه‌‌ها: مربیان تیم ملی باید با باشگاه‌های لیگ برتری تعامل تنگاتنگی داشته باشند تا از دقایق بازی بازیکنان جوان اطمینان حاصل کنند.

۳- تغییر فلسفه تاکتیکی: اگر قرار است نسل جدیدی وارد تیم شود سیستم بازی تیم ملی هم باید متناسب با توانایی‌‌های فیزیکی و ذهنی آنها تغییر کند. تکیه بر سیستم‌‌های قدیمی با بازیکنان جدید قطعا شکست‌ خورده است.

 

قلعه‌ نویی در دو راهی

«امیر» حالا یک سال زمان بیشتر در اختیار دارد تا ثابت کند آیا منظورش از تغییر نسل یک پروژه واقعی است یا یک مانور تبلیغاتی. این زمان اضافه برای او تیغ دو‌لبه است. اگر او همچنان بر همان روش‌های فنی و همان ترکیب‌‌های فرسوده پافشاری کند در پایان این دوره انتقادات از او به مراتب تندتر از قبل خواهد بود چرا که دیگر بهانه کمبود وقت برای هیچ کس پذیرفتنی نیست. تعویق جام ملت‌ها برای فوتبال ایران فرصتی برای تنفس و اصلاح است. فرصتی برای اینکه تیم ملی از سایه نام‌‌های بزرگ عبور کرده و به سمت یک ساختار پایدار حرکت کند. اما آیا اراده‌‌ای برای این پوست‌‌اندازی وجود دارد یا همچنان ترجیح می‌دهیم به جای ساختن آینده، امروز را بخریم؟ پاسخ به این پرسش در عملکرد ۱۲ماه آینده تیم ملی که از همین روز شروع شده نهفته است.

 

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها