دستاورد خیالی و مجسمهسازی را بیخیال؛ از پاداشها حرف بزنید!
هیاهوهای زیادی در مورد ساختن مجسمه و دستاوردهای بازیکنان تیم ملی اتفاق خواهد افتاد تا کسی در مورد سرنوشت پول پاداش فیفا حرفی نزند.
طی دو، سه روز گذشته کمکم کمکمربیان و بازیکنان تیم ملی با حضور در رسانهها، فضاسازی برای تاثیر بر افکار عمومی را آغاز کردهاند. هومن افاضلی در یک برنامه اینترنتی حاضر شد و گفت: اگر پاهای شجاع خلیلزاده پرانتزی نبود ما صعود کرده بودیم و سپس علیرضا بیرانوند با حضور در برنامه شبکه سه به همراه مجری جنجالی برنامه فوتبالی این شبکه گفت: باید مجسمه ما ساخته شود، چون سه تساوی در جام جهانی 48 تیمی به دست آوردیم!
به گزارش روزنامه اعتماد، آنچه در این میان کاملا به چشم آمد، رویکرد هر دو نفر به شدت تهاجمی علیه منتقدان، هواداران و رسانهها بوده است. انگار که در جلسات تیم ملی به صورت حقیقی یا مجازی از سمت دیگری پر شده باشند تا بعد از دیدن تریبون شروع به پاسخگویی با بیشترین شدت حمله کرده باشند؛ ولو غیرمنطقی! ولو اشتباه و بیمعنی. این حجم از آسمان و ریسمان بافتن که طی 24 ساعت گذشته خوراک خوبی در فضای مجازی برای خنده و شوخی فراهم آورده و ما هم قصد تکرار آن را نداریم، چراکه هم تلف کردن وقت است هم جوهر و کاغذ و بسته اینترنتی، در شرایطی مطرح شده که ابهامهای بزرگ هنوز اطراف تیم ملی مانده و مدیران فدراسیون و کادرفنی تیم ملی باید بدانند با این کارها آن سوالها فراموش نمیشود.
سوالها زیادند، اما احتمالا یکی از مهمترین آنها بحث پاداش جام جهانی یا چگونه خرج کردن آن بوده است. چندی پیش رسانه فوتبال 360 در خبری که عصبانیت فدراسیون را به دنبال داشت قبل از بازی ایران مقابل نیوزیلند از پاداشها رو نمایی کرد: 136 میلیارد تومان! این سایت در ادامه نوشت: 350 میلیارد برای پاداش به تیم درنظر گرفته شده و راس کادرفنی تیم ملی نصف آن را درخواست کرده است. چند روز بعد و پس از حذف تیم ملی در دور گروهی جام جهانی 48 تیمی خبر ورزشی نوشت: کادرفنی در مجموع یک میلیون دلار پاداش گرفته و سپس گفته این پول باید قبل از مسابقات در حسابم باشد.
هر چند فدراسیون معتقد است چنین اخباری صحت ندارد، بخش رسانهای تیم ملی پس از انتشار اخبار مربوط به پاداشها نوشت: در ادامه انتشار گزارشهای منفی و مغایر با منافع ملی، با استناد به اطلاعاتی جعلی و فاقد هرگونه مبنای واقعی، گزارشی درباره پاداش سرمربی تیم ملی منتشر کرده است. فدراسیون فوتبال ضمن رد کامل این ادعاها تاکید میکند: مطالب منتشر شده در این خصوص صحت نداشته و صرفا در راستای فضاسازی رسانهای و تشویش افکار عمومی منتشر شده است. بدینوسیله این شایعهپراکنی تکذیب میشود.
با وجود این تکذیب همچنان اخبار از منابع موثق در مورد پاداشهای پرداخت شده به کادرفنی تیم و بازیکنان منتشر میشود و این دقیقا جایی است که نیاز است مدیران فدراسیون، کادرفنی و بازیکنان عوض ادعا به آن پاسخ بدهند و در موردش صحبت کنند. اینکه دقیقا چه پولی وارد فدراسیون شده، چه مقدار آن خرج شده و به چه کسانی داده شده است.
از اینها مهمتر لازم است نهادهای امنیتی، نظارتی و اطلاعاتی اجازه ندهند داستانهای دوره قبل در مورد پاداش جام جهانی تکرار شود. هنوز یادمان نرفته «ماشین ماشین» کردن بازیکنان در رسانهها چه پنجهای به روح مردم غرق در فشار اقتصادی میآورد. در همان مقطع بازرسی به این پرونده ورود کرد. همچنین خوب است نمایندگان مجلسی که در سالهای گذشته مدام درمورد فوتبال اظهارنظر و درمورد ارقام دو، سه هزار یورویی و لباس متحدالشکل تیم ملی زنان مصاحبههای آتشین میکردند در مورد اتفاقات رخ داده اطراف تیم ملی و مخصوصا سرنوشت پاداش جام جهانی که باید خرج توسعه فوتبال در ایران شود، حرف بزنند. اینکه چرا آنها زمان مدیران غیرهمسو با خودشان از هر تریبونی برای انتقاد استفاده میکردند و الان کاملا سکوت پیشه کردهاند بسیار سوالبرانگیز است.
خلاصه کلام اینکه اظهاراتی نظیر حرفهای بیرانوند یا هومن افاضلی چیزی بیشتر از یک هیاهوی بزرگ برای هیچ نیست. باقی افرادی که احتمالا در روزهای آینده قصد دارند همین فضا را ادامه دهند نیز احتمالا در روزهای آینده جملات بیشتری در مورد ساخته شدن مجسمه بازیکنان بابت حذف در جام جهانی 48 تیمی خواهیم شنید. همچنین بیشتر در مورد شکاف نسلهای تیمهای ملی که موضوع کلیکخوری است، صحبت میشود. در ادامه حماسهسرایی و دستاوردسازی برای سه مساوی منجر به شکست کلی تیم ملی افزایش پیدا میکند تا واکنش بیشتر رسانهها را به دنبال داشته باشد و مجریان جنجالی بیشتر و بیشتر تریبونهای یکطرفه را فعال میکنند تا با ادامه اظهارات زشت روی آنتن توجه بخرند. همه اینها اتفاق خواهد افتاد تا کسی در مورد سرنوشت پول پاداش فیفا حرفی نزند، درحالیکه باید این موضوع به سرتیتر خبرها راه پیدا کند تا مثل دوره قبل یکهو به خودمان نیاییم و ببینیم بخش عمدهای از آن پول خرج بدهیای که پرونده ویلموتس به بار آورده، شده و تکلیف بخش دیگری از آن هنوز مشخص نیست.
دیدگاه تان را بنویسید