مهدی تارتار؛ کابوس هواداران یا تعبیرکننده رویاها؟
دو دیدگاه کاملا متفاوت در مورد حضور مهدی تارتار روی نیمکت پرسپولیس وجود دارد.
بالاخره اتفاق افتاد. آنچه چندین سال به عنوان شایعه و اهرم فشار رسانهای و تسهیلکننده ورود برخی مربیان به پرسپولیس مطرح میشد در نهایت رقم خورد و مهدی تارتار نیمکت سرخپوشان را در دست گرفت.
به گزارش روزنامه اعتماد، چندی پیش در گزارشی اختصاصی در مورد تحولات باشگاه پرسپولیس مخصوصا آمدن اسکوچیچ و خداداد عزیزی به عنوان سرمربی و سرپرست نوشتیم که برخی اعضای هیاتمدیره با این تصمیم که شخصا توسط مالک باشگاه گرفته شده، مخالف هستند. آنها معتقدند اوسمار باید به کارش تحت عنوان سرمربی تیم ادامه دهد. همان اختلافات، بازی خوردن از برخی مدیر برنامهها و همینطور سناریوهایی که در جاهای دیگر نوشته شد پلنها را به هم ریخت و ناگهان پرسپولیس ماند و نیمکتی بدون سرمربی. جایی که اوسمار قراردادش فسخ شده بود، یحیی گلمحمدی روی نیمکت دوهوک عراق به چشم میخورد و باشگاه توان هزینه برای سرمربی خارجی گرانقیمت را نداشت. در این شرایط رجوع به داخل و انتخاب میان مربیان وطنی استارت خورد و در نهایت مهدی تارتار بازیکن سابق پرسپولیس و سرمربی فصل پیش گلگهر هدایت سرخپوشان را برعهده گرفت.
شروع همکاری پرسپولیس از دو منظر قابل بررسی است. فارغ از اینکه هواداران سالها هر بار نام تارتار یا گزینه مشابه مطرح میشد، ترش میکردند و همین حالا هم روی خوشی به این قرارداد نشان ندادهاند، دو دیدگاه کلی در مورد تارتار وجود دارد. دیدگاه نخست میگوید این پروژه معمولی کردن پرسپولیس است و دیدگاه دوم اعتقاد دارد مهدی تارتار؟ چرا که نه!
آنهایی که میگویند تارتار قرار است یک پرسپولیس معمولی بسازد که در بهترین حالت برای کسب سهمیه بجنگد به سوابق این مربی اشاره میکنند. سرمربی جدید پرسپولیس سابقه کار در باشگاههایی نظیر راهآهن، پارس جنوبی جم، ملوان، پیکان، نفت مسجد سلیمان، ذوبآهن و چند باشگاه دیگر را در کارنامه داشته است. عملکرد او در این باشگاهها غیر از گلگهر در فصل پیش معمولی رو به پایین ارزیابی میشود. البته نباید نقش ابزار را در این مسیر نادیده گرفت. تارتار زمانی که روی نیمکت گلگهر به عنوان تیمی متمول نشست و توانست برخی مهرههای مورد نظرش را به خدمت بگیرد نتایج بهتری به دست آورد، اما باز هم نه آنقدر که بتوان او را مدعی به حساب آورد.
منتقدان تارتار میگویند با ذهنیت تارتار که مبتنی بر بازیهای دفاعی است، پرسپولیس شانسی برای رقابت با تیمهای مدعی دیگر را ندارد چه برسد به نتیجه گرفتن در آسیا و مقابل تیمهای قدرتمند عربی یا ژاپنی. آنها بازیکنانی که قرار است با تارتار از گلگهر به تهران بیایند را شاهد مثال میگیرند و میپرسند با این بازیکنان دقیقا قرار است چه تیمی ساخته شود؟
رویکرد منتقدان اگرچه کمی بیرحمانه است، اما مبتنی بر فکتها و واقعیاتی است که رزومه مهدی تارتار نشان میدهد. به این معنا که اگر همه مسائل غیرفوتبالی را کنار بگذاریم و فرض بگیریم مدیران پرسپولیس مشکلی برای جذب مربی دلخواه ندارند تارتار احتمالا جزو ده گزینه اول هم قرار نمیگرفت. اما چه میشود کرد که هیچ دنیای ایزولهای در کار نیست و باشگاههای فوتبال هم مثل همه تحت تاثیر وقایع قرار میگیرند. همانطور که حالا ابر و باد و مه خورشید و برخی پیشکسوتان دست به دست هم دادند تا بالاخره تارتار به آرزوی دیرینش برسد.
علاوه بر این دیدگاه منفینگر یک دیدگاه دیگر هم وجود دارد. دیدگاهی که میگوید نیمکتی که به گاریدو و وحید هاشمیان و کارتال و پیش از آن به مربیان متوسط دیگری رسیده چرا به مهدی تارتار نرسد؟ دیدگاهی که سوال میکند در شرایط فعلی با وجود همه مشکلات و اشتباهات مدیران و از دست دادن فرصتها و از همه مهمتر وضعیت جنگی که باعث بروز بحران مالی شده چرا مهدی تارتار که گزینهای در دسترش و باتجربه در لیگ برتر ایران است این فرصت را به دست نیاورد؟
این دیدگاه تاکید میکند که مهدی تارتار اگر از گاریدو و وحید هاشمیان و کارتال بیانگیزه بهتر نتیجه نگیرد، بدتر نتیجه نخواهد گرفت. دیدگاهی که اعتقاد دارد این تارتار نیست که تیم را معمولی کرده، بلکه پرسپولیس دستکم دو سال است که درگیر چنین شرایطی شده و تارتار دو راه بیشتر ندارد یا تیم را ارتقا میدهد یا در بدترین حالت به همین معمولی بودنش ادامه میدهد. با این تفاوت که هزینه معمولی بودن با او بسیار کمتر از هزینه معمولی بودن با گاریدو، کارتال و اوسمار (در مقطع دوم حضورش) است.
در این بین نکته مثبتی که میتوان برای وضعیت فعلی متصور بود، این است که به هر حال تصمیم نهایی برای نیمکت تیم به موقع گرفته شده و حالا سرمربی پرسپولیس فرصت دارد با خیال راحت شرایط آمادهسازی تیم را پیش ببرد و در بازار نقل و انتقالات امسال که کاملا با دورههای قبل متفاوت است بازیکنان مورد علاقهاش را جذب کند. مسیری که توجیه همیشگی دیر بسته شدن تیم یا نظارت نداشتن کادرفنی روی نقلوانتقالات را میبندد، اما در عوض فرصتی به مربیان علاقهمند به قبول مسوولیت میدهد.
مهدی تارتار حالا درست در نقطهای قرار دارد که تمام دوران مربیگریاش آرزوی آن را داشته و باید دید قرار است کابوسهای سالهای گذشته هواداران پرسپولیس را زنده کند یا رویاهای قدیمی آنها را تعبیر؟
دیدگاه تان را بنویسید