«اعتمادآنلاین» گزارش می دهد:
دوراهی تاکتیکی در اردوگاه سرخ؛ کالبدشکافی گزینههای نیمکت پرسپولیس در مسیر گذار
بررسی دقیق گزینههای مطرح شده برای هدایت سرخپوشان، نشاندهنده تقابل جذاب مکاتب مختلف مربیگری است؛ تقابلی که انتخاب نهایی در آن، مسیر توسعه فنی باشگاه را ترسیم خواهد کرد.
پرسپولیس در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود، نیازمند تصمیمی است که نه تنها روی نتایج کوتاهمدت، بلکه بر هویت و دیانای (DNA) تاکتیکی این باشگاه در سالهای آینده تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.
به گزارش اعتمادآنلاین، دوران تکیه صرف بر نتیجهگرایی به سر آمده و هواداران خواستار تیمی هستند که در کنار پیروزی، توانایی سلطه بر جریان بازی را داشته باشد. بررسی دقیق گزینههای مطرح شده برای هدایت سرخپوشان، نشاندهنده تقابل جذاب مکاتب مختلف مربیگری است؛ تقابلی که انتخاب نهایی در آن، مسیر توسعه فنی باشگاه را ترسیم خواهد کرد.
یحیی گلمحمدی؛ استراتژیست عملگرا در مسیر ماجراجویی جدید
نمیتوان از تاریخ معاصر پرسپولیس صحبت کرد و از کنار نام یحیی گلمحمدی گذشت. او تجسم عینی مکتب «بازی موقعیتمحور تدافعی» است. تخصص اصلی گلمحمدی در سازماندهی ساختار دفاع و ایجاد یک بلوک فشرده میانی است که منجر به ضدحملات میشود؛ ساختاری که عبور از آن برای هر حریفی حکم یک کابوس را دارد. او به خوبی میداند چگونه با تعداد پاس زیاد بازی را مدیریت کند و آن را به حملات تبدیل کند.

با این حال، این فرمول برنده، در برابر تیمهایی که با دفاع فشرده در زمین خود دفاع میکنند، غالباً دچار افت ریتم و فقدان گردش توپ سریع میشود. فارغ از این چالش تاکتیکی در تقابل با تیمهای تدافعی، عقد قرارداد اخیر گلمحمدی با تیمی در لیگ عراق، عملاً پرونده بازگشت او را در این مقطع با چالش جدی روبهرو میکند.
مهدی تارتار؛ دژ مستحکم، اما در تضاد با الزام مالکیت
مهدی تارتار، که این روزها تمرینات پیشفصل خود را با گلگهر سیرجان استارت زده، یکی از ساختاریافتهترین مربیان لیگ در فاز تدافعی است. تیمهای او با استقرار در بلوک دفاعی میانی-پایین، فشردگی عرضی و طولی بینظیری ایجاد میکنند. او استاد بلامنازع در به حداقل رساندن نرخ امید به گل (xG) حریفان و کسب امتیاز با منابع محدود است.

اما چالش اصلی در تطابق ایدئولوژی او با پلتفرم تاکتیکی پرسپولیس نهفته است. سیستم تارتار بر پایه انتقال کند، بازی مستقیم با ارسالهای بلند برای مهاجم هدف و چشمپوشی از مالکیت توپ در یک سوم دفاعی حریف بنا شده است. در باشگاهی که وینگرهای فانتزیبازی چون ارونوف نیازمند دریافت توپ در فضاهای تنگ و بازی ترکیبی هستند، سیستم مبتنی بر دوندگیهای تخریبی و دور زدن خط میانی، به انزوای ستارگان هجومی و عقیم شدن حملات در برابر دفاعهای چندلایه منجر میشود. ضمن اینکه تعهد فعلی او به پروژه گلگهر، حضورش در تهران را از نظر حرفهای پیچیده میکند.
مجتبی حسینی؛ معماری دیسیپلین در بنبست تیمهای مسلط
سرمربی فعلی آلومینیوم اراک، نماینده تفکر مبتنی بر دیسیپلین سختگیرانه و فشردگی در کانالهای حرکتی است. حسینی به جای اتکا به نبوغ فردی، روی شرح وظایف تیمی تمرکز دارد و در اجرای پرسینگ میانی متخصصی تمامعیار است. توانایی او در بازی گرفتن از مهرههای جوان و غولکشی در برابر تیمهای متمول، کارنامهای قابل احترام برای او ساخته است.

با این وجود، تطبیق این تفکر با تیمی که در ۹۰ درصد مسابقاتش باید نقش «تیم مسلط» را ایفا کند، محل تردید است. ساختار حسینی زمانی به بالاترین راندمان میرسد که توپ در اختیار حریف باشد. وقتی پرسپولیس مجبور به لایهگشایی از دفاع ده نفره حریفان میشود، محدود کردن خلاقیتهای فردی به بهانه حفظ نظم تیمی، به کاهش نرخ خلق موقعیت میانجامد. علاوه بر این، او در حال حاضر سکاندار آلومینیوم است.
مازیار زارع؛ در دسترس و همراستا
در فضای فعلی که اکثر مربیان شاخص درگیر قراردادهای خود هستند، مازیار زارع به عنوان گزینهای آزاد که سرنوشتش در دستان خودش قرار دارد، شرایط متفاوتی را تجربه میکند. نگاهی به شاخصههای فنی او نشان میدهد که او خوانشی بومیسازیشده اما مدرن از «بازی موقعیتی» را ارائه میدهد. استراتژی او در فاز مالکیت، استفاده از آرایشهایی است که با بهرهگیری از هافبکهای باکستوباکس و خلاق، امکان خروج از پرس را با پاسهای عمودی فراهم میکند.

آنچه این پلتفرم تاکتیکی را برای اسکواد فعلی پرسپولیس جذاب میکند، تطابق حداکثری آن با ابزارهای موجود است. شکلگیری حملات از فضاهای بین خطوط، دقیقاً همان بستری است که بازیکنان فعلی برای درخشش به آن نیاز دارند. استفاده از مدافعان میانی به عنوان پایهگذاران بیلدآپ، المانهایی هستند که هواداران در فصول اخیر تشنه تماشای آن بودهاند.
مدیریت باشگاه پرسپولیس اکنون در برابر یک آزمون بزرگ قرار دارد؛ انتخاب میان راهکارهای واکنشی و مربیانی که با تیمهای دیگر درگیرند، یا حرکت به سمت یک ساختار موقعیتمحور و جسورانه با گزینهای که هماکنون آماده پیادهسازی فلسفهای مبتنی بر دیکته کردن بازی به حریفان است.
تصمیمی که فراتر از نتایج چند هفته ابتدایی، عیار فنی باشگاه را در تقابلهای داخلی مشخص خواهد کرد
دیدگاه تان را بنویسید