کد خبر: 796588
|
۱۴۰۵/۰۸/۰۲ ۰۸:۰۵:۲۳
| |

غلامرضا ظریفیان: تاب‌آوری ملی را نباید فقط با توان نظامی، میزان ذخایر یا آمادگی دستگاه‌های دولتی سنجید

غلامرضا ظریفیان گفت: تاب‌آوری ملی را نباید فقط با توان نظامی، میزان ذخایر یا آمادگی دستگاه‌های دولتی سنجید، بلکه باید دید جامعه تا چه اندازه می‌تواند در برابر فشار، بدون فروپاشی اعتماد و گسترش تعارضات داخلی مقاومت کند.

غلامرضا ظریفیان: تاب‌آوری ملی را نباید فقط با توان نظامی، میزان ذخایر یا آمادگی دستگاه‌های دولتی سنجید
کد خبر: 796588
|
۱۴۰۵/۰۸/۰۲ ۰۸:۰۵:۲۳

غلامرضا ظریفیان، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی با روزنامه اعتماد گفت‌وگو کرده است.

به گزارش اعتماد، بخش‌های مهم این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید؛

در شرایطی که امریکا و اسراییل از ابزارهای نظامی، رسانه‌ای و روانی استفاده می‌کنند و احتمال وقوع جنگ در ذهن جامعه افزایش می‌یابد، مساله صرفا آمادگی برای مقابله با حمله نظامی نیست؛ مساله مهم‌تر، حفظ انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی، آرامش روانی و توانایی جامعه برای ادامه زندگی عادی در شرایط نااطمینانی است.

جامعه ممکن است پیش از وقوع هرگونه درگیری، بر اثر ترس، شایعه، بی‌اعتمادی، نگرانی اقتصادی و احساس بی‌پناهی دچار فرسایش شود. بنابراین تاب‌آوری ملی را نباید فقط با توان نظامی، میزان ذخایر یا آمادگی دستگاه‌های دولتی سنجید، بلکه باید دید جامعه تا چه اندازه می‌تواند در برابر فشار، بدون فروپاشی اعتماد و گسترش تعارضات داخلی مقاومت کند.

هدف مدیریت جامعه در شرایط تهدید، صرفا افزایش آمادگی برای جنگ نیست، بلکه جلوگیری از تبدیل تهدید خارجی به بحران داخلی و حفظ ظرفیت جامعه برای عبور کم‌هزینه از نااطمینانی است. در این چارچوب، باید راهکارهایی را تدارک دید تا این وضعیت تعلیق به تنش پایدار داخلی بدل نشود. نخستین راهکار مهم تفکیک «تهدید نظامی»، « جنگ روانی »و« اضطراب اجتماعی» است. باید این سه سطح از یکدیگر تفکیک شوند. این سه سطح با یکدیگر ارتباط دارند، اما نباید آنها را یکی دانست. 

مدیریت موفق باید هم احتمال تهدید را جدی بگیرد و هم از بزرگ‌نمایی، شایعه‌سازی و القای ترس جلوگیری کند. مساله دوم در این میان بازسازی اعتماد عمومی است. در شرایط بحران، مردم فقط به اطلاعات نیاز ندارند؛ آنها می‌خواهند بدانند آیا نهادهای مسوول قابل اعتمادند و آیا در صورت وقوع حادثه، کسی مسوولیت حمایت از آنان را بر عهده خواهد گرفت. اعتماد عمومی را نمی‌توان با توصیه اخلاقی، تبلیغات یا دعوت مکرر به وحدت ایجاد کرد. اعتماد محصول تجربه مردم از صداقت، شفافیت، پاسخگویی و عملکرد نهادهاست. اقدامات ضروری در این زمینه شامل موارد ذیل است: اطلاع‌رسانی صادقانه، هماهنگی پیام‌های رسمی، پاسخگویی سریع به نگرانی‌های عمومی.

 یکی از خطاهای متداول در شرایط تهدید خارجی، یکسان دانستن همبستگی ملی با هم‌صدایی سیاسی است. جامعه ایران از نظر سیاسی، فرهنگی، نسلی و اجتماعی متنوع است. ممکن است افراد درباره سیاست داخلی، عملکرد مسوولان یا حتی نحوه مواجهه با تهدید خارجی اختلاف ‌نظر داشته باشند، اما همچنان درباره امنیت خانواده‌ها، حفظ جان مردم، تمامیت سرزمینی و ضرورت جلوگیری از تخریب کشور توافق داشته باشند. در اینجا باید میان دو مفهوم تمایز گذاشت: اولویت اجباری، سکوت اختلاف‌ها و محدود شدن امکان نقد است و دوم ایجاد شرایط مناسب برای همبستگی داوطلبانه است.

مساله مهم بعدی مدیریت جنگ روانی از واکنش هیجانی به سواد رسانه‌ای است. در فضای تهدید، انتشار یک خبر تاییدنشده درباره حمله قریب‌الوقوع، تعطیلی زیرساخت‌ها یا کمبود کالا ممکن است به رفتارهای جمعی منجر شود که خود به بحران دامن می‌زنند. 

مردم نباید هزینه اضطراب را به‌تنهایی بپردازند. نمی‌توان از جامعه‌ای که نگران درآمد، اشتغال، دارو، اجاره خانه و آینده فرزندانش است، انتظار داشت صرفا با توصیه‌های روانشناختی به آرامش برسد. تاب‌آوری روانی بدون حداقلی از امنیت اقتصادی و اطمینان نسبت به دسترسی به نیازهای ضروری، محدود خواهد بود. ازاین‌رو، مدیریت بحران باید به‌صورت ملموس نشان دهد که برای حفظ زندگی روزمره مردم برنامه دارد.

 در شرایط تهدید، دو واکنش افراطی ممکن است مشاهده شود: - عادی‌انگاری به این معنا که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و نیازی به آمادگی نیست و بعد هم فاجعه‌انگاری به این شکل که وقوع جنگ قطعی است و زندگی عادی به‌زودی ناممکن می‌شود. هر دو رویکرد می‌توانند به تصمیم‌گیری نادرست منجر شوند. رویکرد مناسب، پذیرش عدم قطعیت و آمادگی متناسب با خطر است.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها