کد خبر: 791316
|
۱۴۰۵/۰۶/۲۹ ۰۸:۰۵:۵۳
| |

عطریانفر: تبدیل تنگه‌هرمز به ابزار دائمی تنش هزینه‌های زیادی برای ایران و منطقه ایجاد می‌کند / سیاست‌ تنش‌زدایی در تضاد با مقاومت و ایستادگی نیست

محمد عطریانفر گفت: تنگه هرمز در این معادله اهمیت ویژه‌ای دارد. جغرافیا را نمی‌توان با فشار سیاسی تغییر داد. بخش قابل‌ توجهی از انرژی جهان همچنان از این آبراه عبور می‌کند و همین واقعیت، به ایران یک موقعیت ژئوپلیتیکی منحصربه‌فرد می‌دهد. استفاده مسوولانه از این ظرفیت قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش می‌دهد، گرچه تبدیل آن به ابزار دائمی تنش، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی برای ایران و منطقه ایجاد می‌کند.

عطریانفر: تبدیل تنگه‌هرمز به ابزار دائمی تنش هزینه‌های زیادی برای ایران و منطقه ایجاد می‌کند / سیاست‌ تنش‌زدایی در تضاد با مقاومت و ایستادگی نیست
کد خبر: 791316
|
۱۴۰۵/۰۶/۲۹ ۰۸:۰۵:۵۳

مهدی بیک‌اوغلی- روزنامه اعتماد با محمد عطریانفر، تحلیلگر و سیاستمدار باسابقه و عضو حقیقی شورای اطلاع‌رسانی دولت درباره هندسه جدید قدرت در منطقه گفت‌وگو کرده است. 

به گزارش اعتماد، بخش‌های مهم این گفت‌وگو را می‌خوانید؛ 

آنچه امروز در منطقه شاهد هستیم، فراتر از یک رویارویی نظامی، آزمونی برای سنجش ظرفیت واقعی ایران در تحمل فشار و تبدیل قدرت بالقوه خود به قدرت موثر است. یکی از مهم‌ترین نتایج تحولات اخیر اینکه سیاست فشار حداکثری استکبار جهانی به نتیجه‌ای که انتظارش را امریکای جهانخوار داشت، منجر نشده است.

ایران با وجود فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی، همچنان ظرفیت اثرگذاری بر معادلات منطقه‌ای را در اختیار دارد. تنگه هرمز در این معادله اهمیت ویژه‌ای دارد. جغرافیا را نمی‌توان با فشار سیاسی تغییر داد. بخش قابل‌ توجهی از انرژی جهان همچنان از این آبراه عبور می‌کند و همین واقعیت، به ایران یک موقعیت ژئوپلیتیکی منحصربه‌فرد می‌دهد. استفاده مسوولانه از این ظرفیت قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش می‌دهد، گرچه تبدیل آن به ابزار دائمی تنش، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی برای ایران و منطقه ایجاد می‌کند.

باب‌المندب و دریای سرخ نیز نقش مهمی در امنیت انرژی و تجارت جهانی دارد. تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی، اهمیت دارد، اما جایگزین کردن کامل یک مسیر راهبردی مانند هرمز آسان و کم‌هزینه نیست. به همین دلیل، وزن ژئوپلیتیکی ایران همچنان قابل توجه است.

‌تداوم سیاست تنش‌زدایی از سوی دولت پزشکیان و شخص قالیباف در مقام رییس هیات مذاکره‌کننده در تضاد با افزایش توان مقاومت و ایستادگی رزمندگان و سپاه سلحشور ایران در میدان نیست. اگر این دو مسیر درست مدیریت شوند، می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. کشوری که تنها به میدان تکیه کند، ممکن است در کوتاه‌مدت بازدارندگی ایجاد کند، اما در بلندمدت با هزینه‌های اقتصادی و سیاسی بیشتری روبه‌رو خواهد شد. ضمن آنکه دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت نیز ممکن است به توافقی شکننده و نابرابر منجر شود.

 رایزنی با عمان، عراق و دیگر کشورهای منطقه نیز اهمیت بالایی دارد. این کشورها می‌توانند نقش پل ارتباطی میان ایران و طرف‌های مختلف را ایفا کنند. در منطقه‌ای که سرشار از بی‌اعتمادی تاریخی میان بازیگران است دیپلماسی فعال و همگرایانه می‌تواند به کاهش سوءتفاهم‌ها کمک کند. توافق‌های کوچک و مرحله‌ای نیز گاهی از یک توافق بزرگ موثرتر هستند؛ زیرا امکان اعتمادسازی تدریجی را فراهم می‌کنند. جامعه ایرانی انتظار دارد مذاکره‌کنندگان از منافع ملی دفاع کنند و هر توافقی باید قابل توضیح برای افکار عمومی باشد. سیاست خارجی موفق سیاستی است که همزمان امنیت، منافع اقتصادی و اعتبار بین‌المللی کشور را نیز تقویت کند.

 شرایط امروز می‌تواند فرصتی برای تلفیق «میدان» و «دیپلماسی» باشد. ایران اگر در میدان از ظرفیت بازدارندگی برخوردار است، باید از آن برای جلوگیری از تحمیل اراده دیگران استفاده کند و اگر در دیپلماسی امکان گفت‌وگو وجود دارد، باید از آن برای تبدیل این قدرت به دستاورد پایدار بهره بگیرد.

باید کوشید هزینه‌های اِعمال سیاست خارجی به زندگی روزمره مردم کمتر منتقل شود. 

بهترین راهبرد این است که تهران نشان بدهد ادامه تنش، برای همه طرف‌ها هزینه دارد، اما راه خروج از آن نیز وجود دارد. اگر امریکا بداند که می‌تواند بدون تحمل یک جنگ فرسایشی به اهداف حداقلی خود دست پیدا کند و در مقابل ایران نیز مطمئن باشد که منافع اساسی‌اش مورد احترام قرار می‌گیرد، زمینه برای یک توافق سیاسی افزایش خواهد یافت. در این شرایط، ایران باید به جای انتظار از فرصت موجود برای تقویت موقعیت خود استفاده کند.

توسعه روابط با کشورهای منطقه، کاهش وابستگی اقتصادی به مسیرهای آسیب‌پذیر بخشی از این راهبرد است. نکته مهم‌تر اینکه تهران نباید تصور کند هرچه فشار بیشتری بر ترامپ وارد شود، الزاما موقعیت ایران بهتر خواهد شد. اگر ایران بتواند خود را به عنوان طرفی منطقی، قدرتمند و آماده مذاکره معرفی کند، فشارهای داخلی امریکا در نهایت به جای تشدید تقابل، به تقویت مسیر گفت‌وگو کمک  می‌کند.

‌پرونده یمن را باید یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های امنیتی خاورمیانه دانست؛ پرونده‌ای که سال‌هاست میان مسائل داخلی یمن و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای پیوند خورده است. به همین دلیل، هر تحولی در یمن به سرعت بر روابط ایران و عربستان و حتی بر امنیت خلیج فارس و دریای سرخ تأثیر می‌گذارد.

واقعیت این است که عربستان به تجربه دریافته که بحران یمن راه‌حل نظامی ندارد. سال‌ها درگیری نتوانسته یک نتیجه پایدار ایجاد کند و همین تجربه می‌تواند زمینه‌ای برای نگاه واقع‌بینانه‌تر ریاض به تهران را فراهم کند. ایران نیز اگر بخواهد از نفوذ خود در پرونده یمن بهره ببرد، باید هدف اصلی خود را به سوی ایجاد‌ ترتیبات امنیتی پایدار تغییر بدهد. این همان گام مهمی است که منافع تهران و ریاض به هم نزدیک می‌شود. عربستان به دنبال امنیت مرزها و کاهش تهدیدات است و ایران نیز به یک محیط منطقه‌ای کم‌تنش‌تر نیاز دارد. اگر این دو نیاز در یک چارچوب سیاسی قرار بگیرد، یمن از یک میدان رقابت به میدان همکاری تبدیل می‌شود.

ایران در اینجا یک فرصت مهم دارد: استفاده از ارتباطات و نفوذ خود برای تشویق بازیگران یمنی به سمت گفت‌وگوی سیاسی، تشکیل ساختار حکمرانی فراگیر و کاهش تنش‌های مرزی و منطقه‌ای. چنین رویکردی نه‌تنها می‌تواند به تثبیت دستاوردهای ایران در یمن کمک کند، بلکه نگرانی کشورهای عربی درباره نقش منطقه‌ای تهران را کاهش خواهد داد. ایران اگر بتواند به حل سیاسی بحران کمک کند، عملا نفوذ خود رابه یک سرمایه دیپلماتیک تبدیل کرده است.

تهران و ریاض در بسیاری از مسائل رقیب هستند، اما این به معنای دشمنی دائمی نیست. هر دو کشور از ناامنی گسترده منطقه آسیب می‌بینند و هر دو به ثبات اقتصادی و امنیت انرژی نیاز دارند. اگر تهران بتواند پرونده یمن را به پلی برای گفت‌وگو با عربستان تبدیل کند، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای سیاست منطقه‌ای ایران حاصل شده است.

آینده ایران را نباید بر اساس یک رخداد نظامی یا یک توافق سیاسی پیش‌بینی کرد. آنچه آینده کشور را تعیین می‌کند، برآیند چند عامل است: وضعیت اقتصاد، میزان انسجام اجتماعی، کیفیت حکمرانی، روابط خارجی و مهم‌تر از همه، میزان اعتماد مردم به ساختار تصمیم‌گیری.

ایران امروز هم با تهدیدهایی جدی روبه‌روست و هم فرصت‌هایی در اختیار دارد. از یک سو رقابت قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای ادامه دارد و از سوی دیگر، بسیاری از کشورهای منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه تنش‌های بی‌پایان به سود هیچ‌کس نیست. این شرایط برای ایران فرصتی ایجاد می‌کند تا سیاست خارجی خود را از مدیریت بحران به سمت ساختن نظم جدید منطقه‌ای هدایت کند. البته پیش‌شرط استفاده از این فرصت، تقویت داخل است. هیچ کشوری با اقتصاد ضعیف، سرمایه اجتماعی پایین و بی‌اعتمادی گسترده نمی‌تواند برای مدت طولانی از موقعیت ژئوپلیتیکی خود به بهترین شکل استفاده کند.

افزایش مشارکت مردم باید یکی از اولویت‌های محوری باشد. مشارکت تنها به معنای حضور در انتخابات نیست. صدای مردم و مطالبات آنان باید شنیده شود، اطلاعات لازم برای قضاوت در اختیارشان قرار بگیرد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها