انصارالله یمن قادر به بستن تنگه بابالمندب هست؟
رحمان قهرمانپور گفت: ارزیابیها درباره وضعیت بابالمندب با تنگه هرمز متفاوت است؛ شرایط این دوگلوگاه یکسان نیست. انصارالله یک دولت بهرسمیتشناختهشده در سطح بینالمللی نیست و تأسیسات و زیرساختهای مستحکمی ندارد؛ بنابراین توان این گروه برای بستن تنگه بابالمندب محدود است.
پیشروی حوثیها در ساحل غربی یمن را باید در چارچوب بازآرایی موازنه امنیتی در کریدور دریای سرخ– بابالمندب تحلیل کرد؛ تحولی که از تغییر صرف در جغرافیای میدانی فراتر رفته و بر محاسبات بازدارندگی بازیگران منطقهای اثر گذاشته است. همزمان تحولات اخیر نشاندهنده فرسایش الگوی امنیت برونسپاریشده خلیج فارس است؛ جایی که محدودیتهای تعهدات امنیتی امریکا، دولتهای عربی را به سمت تنوعبخشی به شرکای امنیتی و بازتعریف ترتیبات دفاعی سوق داده است.
به گزارش اعتماد، بحران همزمان در هرمز و بابالمندب، بیانگر ورود منطقه به مرحلهای از چندکانونیشدن تهدیدات ژئوپلیتیکی علیه گذرگاههای انرژی است؛ وضعیتی که توان مدیریت بحران واشنگتن و ظرفیت ائتلافهای سنتی را با آزمونهای جدید مواجه میکند.
رحمان قهرمانپور، پژوهشگر و تحلیلگر روابط بینالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره عوامل پیشروی انصارالله در سواحل دریای سرخ یمن و نزدیکشدن این گروه به شاهراه بابالمندب، گفت: «برای فهم این تحول، باید به اختلاف میان عربستان و امارات در صحنه یمن توجه کرد. در اوایل سال جاری، شورای انتقالی جنوب که از حمایت امارات برخوردار بود، مناطق جنوبی یمن را تصرف کرد و پس از آن اعلام شد که این گروه منحل شده است. پس از انحلال شورای انتقالی جنوب، نیروهای وابسته به منصور هادی و دولت مورد تأیید سازمان ملل کنترل این مناطق را در دست گرفتند. اما در تابستان ۲۰۲۶ و همزمان با اعمال محدودیتهای هوایی از سوی عربستان، انصارالله برای شکستن این محدودیتها وارد عمل شد و درگیریهای پس از آن به تصرف بخش مهمی از مناطق راهبردی جنوب از سوی این گروه انجامید».این کارشناس ارشد مسائل بینالملل در ادامه و در پاسخ به چرایی اهمیت تصرف این مناطق خاطرنشان کرد: «اهمیت این مناطق از آن جهت است که در امتداد ساحل دریای سرخ و در ورودی بابالمندب قرار گرفتهاند. این موقعیت، به آنها ارزش راهبردی بالایی میدهد». قهرمانپور همچنین تصریح کرد: «در سوی دیگر دریای سرخ نیز منازعه داخلی در سودان، اختلاف میان اریتره و اتیوپی و حضور اسراییل در منطقه و در ارتباط با سومالیلند، حساسیت این تحولات را دوچندان کرده است».از همین رو به باور این کارشناس مسائل بینالملل پیشرویهای گزارششده انصارالله در سواحل یمن، عقبنشینی نیروهای دولت مورد حمایت عربستان از جزیره پریم و رسیدن نیروهای انصارالله به شهر ذوباب، در روزهای اخیر از سوی چند رسانه بینالمللی گزارش شده است؛ این تحول میتواند بر موازنه امنیتی بابالمندب، آبراه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن، اثر بگذارد.
ملاحظات واشنگتن در بابالمندب
این پژوهشگر روابط بینالملل، در ادامه گفتوگو با «اعتماد» چرایی بیمیلی امریکا برای حمایت مستقیم از عربستان در برابر انصارالله را در پیوند با ملاحظات داخلی دولت ترامپ، تفاوت وضعیت بابالمندب با تنگه هرمز و روابط امنیتی واشنگتن و ریاض ارزیابی کرد و گفت: « واکنش امریکا به تحولات عربستان شاید بیش از هر چیز ریشههای داخلی داشته باشد. با توجه به انتقادهایی که درباره جنگ با ایران متوجه ترامپ شده و گرفتاریها و مشکلاتی که برای امریکا ایجاد گشته، ممکن است محاسبه دولت ترامپ این باشد که در آستانه انتخابات میاندورهای، بازکردن جبههای دیگر علاوه بر تنگه هرمز و خلیج فارس، انتقادها و آسیبپذیری دولت را افزایش خواهد داد» قهرمانپور افزود: «دلیل دوم به تفاوت وضعیت بابالمندب با تنگه هرمز مربوط میشود. در سوی دیگر یمن، جیبوتی قرار دارد که کشورهای متعددی از جمله روسیه، امریکا، فرانسه، بریتانیا و چین در آن پایگاههای نظامی و تجاری دارند. امارات نیز در جیبوتی حضور جدی دارد و در جزیره سقطری تأسیسات راداری ایجاد کرده است. بنابراین، دست انصارالله در این منطقه کاملا باز نیست»او ادامه داد: «درست است که انصارالله در حال حاضر مناطقی مشرف به بابالمندب را در اختیار گرفته، اما در گذشته نیز نشان داده که از استقلال عملی برخوردار است و کاملا تابع بازیگران دیگر، از جمله ایران، نیست؛ بنابراین با احتیاط عمل میکند. شاید محاسبه امریکا این باشد که بابالمندب، برخلاف تنگه هرمز، بهطور کامل بسته نخواهد شد؛ یا انصارالله انگیزه چنین کاری را ندارد، یا بهدلیل حضور نیروهای کشورهای دیگر در جیبوتی، توان انجام آن را نخواهد داشت».این پژوهشگر روابط بینالملل در ادامه تصریح کرد: «هم انصارالله در این زمینه با محدودیت روبهرو است و هم امریکا از پیش در آن منطقه حضور دارد؛ شاید همین موضوع نیز در تصمیم ترامپ برای پرهیز از ورود مستقیمتر به درگیری موثر بوده باشد».این کارشناس افزود: «دلیل سوم میتواند به تحولات دو یا سه ماه قبل بازگردد؛ زمانی که امریکا از عربستان خواست حریم هوایی خود را برای عملیات مرتبط با آزادی کشتیرانی و ایجاد کریدور جنوبی در اختیار واشنگتن قرار دهد، اما عربستان مخالفت کرد. ممکن است امریکا اکنون بخواهد به عربستان نشان دهد که مخالفت با خواستههای واشنگتن میتواند برای ریاض هزینهزا باشد.»
گزینههای حوثیها در بابالمندب
رحمان قهرمانپور، پژوهشگر و تحلیلگر روابط بینالملل، در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره اینکه واشنگتن برای جلوگیری از گشودهشدن جبههای تازه در بابالمندب و دریای سرخ چه راهبردی دارد و آیا تحولات این گذرگاه میتواند شوکی تازه به بازار انرژی وارد کرده و زمینهساز جنگی فراگیر در منطقه شود، گفت: «ارزیابیها درباره وضعیت بابالمندب با تنگه هرمز متفاوت است؛ شرایط این دوگلوگاه یکسان نیست. انصارالله یک دولت بهرسمیتشناختهشده در سطح بینالمللی نیست و تأسیسات و زیرساختهای مستحکمی ندارد؛ بنابراین توان این گروه برای بستن تنگه بابالمندب محدود است».این کارشناس افزود: «انصارالله میتواند در این مسیر اختلال ایجاد کند، اما در جریان جنگ غزه نیز شاهد بودیم که این گروه احتمالا توان عملی لازم برای مسدودکردن کامل تنگه را نداشت. در سوی دیگر نیز، در جیبوتی، سومالی و اتیوپی، امریکا و بریتانیا حضور گستردهای دارند؛ علاوه بر این، اسراییل نیز در سومالیلند فعالیتهایی داشته است».قهرمانپور ادامه داد: «مجموع این عوامل نشان میدهد انصارالله توان اخلال دارد، اما شرایط بابالمندب نمیتواند مانند تنگه هرمز باشد. شاید به همین علت نیز انصارالله اعلام کرده است که برای پایاندادن به محدودیتهای هوایی یمن، صرفا به کشتیهای عربستان اجازه عبور و مرور نمیدهد. این موضع نشان میدهد خود انصارالله به ظرفیتها و محدودیتهایش آگاه است».این پژوهشگر روابط بینالملل در انتهای این بخش تصریح کرد: «البته این به معنای نفی پیامدهای اقتصادی تشدید تنش نیست؛ بالاگرفتن بحران در کنار تنشهای تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را افزایش دهد. اما انتظار نمیرود سناریویی مشابه آنچه در هرمز مطرح است، به همان شکل از سوی انصارالله در بابالمندب اجرا شود.»
فشار واشنگتن و محاسبات ریاض
رحمان قهرمانپوردر پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره چرایی مخالفت عربستان با ابتکار عمل عمان و از دسترفتن فرصت کاهش تنش با تهران، نیز گفت: «به نظر من، اظهارات ترامپ درباره نشست عمان بسیار مهم بود. البته پیش از اظهارات ترامپ نیز بحرین اعلام کرده بود که در نشست شرکت نمیکند؛ امری که نشان میداد احتمالا با امریکا مشورت شده و واشنگتن با برگزاری نشست مخالفت کرده است».این کارشناس افزود: «پس از آنکه ترامپ نیز اعلام کرد نشست عمان برای او اهمیت ندارد، به نظر میرسد عربستانیها به این جمعبندی رسیدند که اگر نشست برگزار شود و نتیجهای خلاف خواست امریکا حاصل شود، واشنگتن ریاض را متهم میکند که زمینه موفقیت ابتکار ایران را فراهم کرده است».قهرمانپور ادامه داد: «این ابتکار میتوانست در سطح منطقهای اهمیت زیادی پیدا کند، زیرا هدف آن، منطقهایکردن تفاهم میان ایران و عمان و واردکردن دیگر بازیگران منطقهای به آن بود. از این منظر، ابتکار مهمی به شمار میرفت. با این حال متغیرهایی چون مخالفت امریکا، فشارهایی که بر عربستان وارد شد و ملاحظات ریاض، در نهایت به لغو نشست انجامید. هنوز روشن نیست که این نشست در آینده برگزار خواهد شد یا نه، اما به نظر میرسد دستکم در شرایط فعلی فشار امریکا موثر بوده است».این پژوهشگر روابط بینالملل در انتهای این بخش افزود: «از سوی دیگر، احتمالا تحولات یمن، از جمله پیشروی انصارالله در مناطق راهبردی جنوب، در محاسبات عربستان اثر گذاشته است. حملات منتسب به داخل خاک عراق علیه تأسیسات نفتی ینبع نیز میتواند در تصمیم ریاض را متاثر کرده باشد.»
تردید در امنیت وارداتی خلیج فارس
این تحلیلگر روابط بینالملل، در پاسخ به پرسشی درباره نقش احتمالی امریکا و اسراییل در توقف ابتکار عمان و پیامدهای اتکای کشورهای عربی خلیج فارس به امنیت برونسپاریشده، پاسخ داد: «به نظر میرسد این نکته درست است که امریکا مشخصا با ابتکار عمان مخالفت کرده است. درباره اسراییل نمیتوان با قطعیت سخن گفت، اما احتمالا تلآویو نیز در پشت پرده موافق اجرای این طرح نبوده است».این کارشناس ارشد مسائل بینالملل افزود: «کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اکنون در موقعیت دشوار و پیچیدهای قرار دارند: از یک سو با ایرانی جسورتر مواجهاند که از حمله به این کشورها و پایگاههای نظامی امریکا در آنها ابایی ندارد و از سوی دیگر با امریکایی روبهرو هستند که به تعهدات امنیتی خود عمل نکرده یا دستکم پس از جنگ نشان داده توان اجرای این تعهدات را ندارد».قهرمانپور ادامه داد: «حال مساله این است که این کشورها فرصت کافی برای افزایش سریع توان دفاعی خود یا تقویت ظرفیت دفاعی شورای همکاری خلیج فارس را ندارند. مشکلات دفاع از خود که طی سالهای گذشته انباشته شده، در زمان کوتاه قابل جبران نیست.»او تصریح کرد: «امارات اقدامهایی انجام داده و کوشیده سامانههای دفاع موشکی مختلفی از هند، کره جنوبی، روسیه، اسراییل و امریکا تهیه کند؛ اما این مساله همچنان یک مشکل ساختاری است و جنگ ۴۰روزه نیز آن را عمیقتر کرده است».این پژوهشگر روابط بینالملل در ادامه افزود: «کشورهای عربی خلیج فارس در بلندمدت چارهای جز تکیه بیشتر بر توان دفاعی مستقل خود ندارند. در کوتاهمدت و میانمدت نیز باید همکاریهای نظامیشان را گسترش دهند و در کنار امریکا، بازیگران دیگری را نیز وارد معادلات امنیتی کنند. پیمان مکه و ورود پاکستان را میتوان در همین چارچوب فهم کرد».قهرمانپور در پایان گفت: «درست است که این کشورها در کوتاهمدت همچنان چارهای جز برونسپاری بخشی از امنیت خود ندارند، اما به نظر میرسد در بلندمدت خواهند کوشید توان دفاعی مستقلشان را تقویت کنند.»
انتخابات میان دورهای
و آینده حزب جمهوریخواه
رحمان قهرمانپور در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره تأثیر نارضایتی داخلی از عملکرد دولت ترامپ، رقابتهای انتخاباتی و نوسان بهای نفت بر سیاست منطقهای کاخ سفید، گفت: «باید توجه داشت فضایی که اکنون شکل گرفته، ممکن است بیش از آنکه روندی مستمر، پایدار و ادامهدار باشد، ناشی از فضای انتخاباتی و رقابت میان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه باشد».این کارشناس افزود: «امریکا از مدتها قبل در پی بازنگری در سیاست خود در خاورمیانه بوده است و یکی از دلایل آن، ناکامیهای امریکا در عراق پس از سال ۲۰۰۳ است. با این حال، درباره سیاست آینده امریکا در منطقه، اجماع نظری وجود ندارد.برخی معتقدند با توجه به سرمایهگذاری گسترده امریکا در منطقه، نفوذ این کشور و ارتباطاتی که در میان نخبگان منطقه دارد، واشنگتن نمیتواند بهسادگی خاورمیانه را ترک کند یا حضور خود را بهطور جدی کاهش دهد».او تصریح کرد: «متحدان امریکا، از جمله اسراییل، عربستان، امارات و قطر نیز با کاهش حضور امریکا در منطقه مخالفاند. بنابراین، پیشرانهای متفاوتی در سیاست خاورمیانهای امریکا وجود دارد و افکار عمومی فقط یکی از این عوامل متعدد است».این پژوهشگر روابط بینالملل در پایان گفت: «باید دید در ماههای پیش رو وضعیت دیگر پیشرانها، عوامل و متغیرها چگونه تغییر خواهد کرد؛ زیرا مجموعه این عوامل، نه فقط فضای افکار عمومی یا رقابت انتخاباتی، مسیر سیاست منطقهای امریکا را شکل میدهد.»
دیدگاه تان را بنویسید