یک نقد جدی به برنامههای کارشناسی صداوسیما درباره جنگ / به ولله زشت است مجری این سوالها را بپرسد!
به والله زشت است که مجری مکررا به تایید نظر مصاحبهشونده میپردازد یا حرف او را تکمیل میکند یا تا آنجا پیش میرود که حرف در دهان ایشان میگذارد! سوالی که یک مجری از کارشناس باید بپرسد سوال عمیق و جدی باشد تا پاسخ هم محل تأمل و استفاده شود. اینکه مجری از مصاحبه شونده بپرسد به نظر شما چگونه بر اثر رشادت نیروهایمان دشمن شکست خورده است و در حال غرق شدن است؟ اصلا سوال نیست، این یک سخن کلی است که هیچ پاسخی جز سر دادن چند شعار در پی ندارد.
«توصیه به همکاران مطبوعاتی در صدا و سیما» عنوان یادداشت جعفر گلابی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده: دیگر برای حاج حافظ شیرازی هم مبرهن و مسلم شده که هیچ انتقادی با هر لحن و بیانی و با هر منطقی و با هر میزان از دلسوزی و صداقت در صدا و سیما مسموع نیست و گوش مسوولان این رسانه مهم که باید ملی باشد کلا نسبت به توصیهها و پیشنهادها بسته است. شورمندانه رسانههای بیگانه بر اثر نوع رفتار صدا و سیما طرف توجه قرار گرفتند و بخشی از خسارتهای وارده به کشور در حوادث گوناگون از همینجا ناشی شد. احتمالا اسراییل هم این خلأ بزرگ را دید که سرمایهگذاریهای بزرگی روی شبکههای ضدایرانی کرد و لابد در این جهت موفقیتهایی هم کسب کرده که هیچ نهاد ناظری به بررسی آن نپرداخته است. در چنین شرایطی تکرار انتقادهای اصلی و اشکالات اساسی صدا و سیما کاری عبث و تلف کردن وقت است و بنده نمیخواهم به این وادی وارد شوم و آب در هاون بکوبم. بگذار رسانه ملی با آن همه یال و کوپال و هزینههای نجومی در هر زمینهای خلاصه شود در مصاحبه با ۱۰ کارشناس که چون تمام میشوند دوباره از اول آغاز میشوند و حرفهای آنها هم از فرط تکرار ملال آوردهاند و دیگر هیچ! از این حدیث افسوس باید گذشت و بگذاریم که در غیاب یک رسانه حرفهای و فراگیر و پرمخاطب، میهنفروشان حداکثر استفاده را ببرند و روح و روان مردم را لگدمال از دروغها و شایعهها و سموم فکری و خبری کنند! اما تصور کردم اگر رسانه ملی نمیتواند در ابعاد کلان همپای نیروهای مسلح دلیرمان و همراه با تلاش جهادگونه مدیران اجرایی در خدمت مردم باشد و میدانداری کند، میتواند حداقلهایی را رعایت کند و حرص دلسوزان را درنیاورد. بیش از یک سال است که شبکههای مختلف صدا و سیما مصاحبههای گوناگون تدارک میبینند و بعضا گزارشهایی تهیه میکنند تا واقعیات جنگ و ابعاد مختلف تجاوز به کشور را به سمع و نظر بینندگان برسانند. البته این معنا ضروری است و ما هم در اینجا نمیخواهیم تقاضا کنیم که از همه کارشناسان و تحلیلگران دلسوز میهن استفاده کنند، خیر چنین مطالبه عظیم و فوق تحمل صدا و سیما را نداریم!
نکتهای که میخواهم به اطلاع همکاران رسانهای در شبکههای مختلف صدا و سیما برسانم این است که همین مصاحبهها با معدود دوستان کارشناس را میشود حرفهایتر انجام داد. میشود با سوالهای عمیقتر فکر و اندیشه بیشتری از آنان طلب کرد و اگر پاسخهای درخور ندادند سراغ دیگران بروند، حتی اگر این کار هم شدنی نباشد به والله زشت است که مجری مکررا به تایید نظر مصاحبهشونده میپردازد یا حرف او را تکمیل میکند یا تا آنجا پیش میرود که حرف در دهان ایشان میگذارد! سوالی که یک مجری از کارشناس باید بپرسد سوال عمیق و جدی باشد تا پاسخ هم محل تأمل و استفاده شود. اینکه مجری از مصاحبه شونده بپرسد به نظر شما چگونه بر اثر رشادت نیروهایمان دشمن شکست خورده است و در حال غرق شدن است؟ اصلا سوال نیست، این یک سخن کلی است که هیچ پاسخی جز سر دادن چند شعار در پی ندارد. چرا سوال نمیشود که میزان آسیبهای دشمن چقدر است و آیا میشود مستندا او را در حالت انفعال دید؟ آیا دشمن برگهای برندهای در دست دارد و ما چه برنامههایی در مقابل این برگهای برنده او باید داشته باشیم؟ ما تا چه زمانی میتوانیم از پس امکانات فراوان او بر آییم و در چه زمانی باید بر نیروها و امکاناتمان بیفزاییم و باتوجه به تحریمها آیا چنین امکانی برای ما فراهم است؟ این سوالها و سوالهای مشابه، پاسخهای اقناعی میخواهند و جامعه را برای مقاومت بیشتر و واقعیتر آماده میکند و حتما مسوولان را به فکر وا میدارد که چاره کار را پیش از وقوع ببینند. مسوولان صدا و سیما لازم نیست کار فوقالعادهای بکنند فقط اجازه بدهند مجریان و خبرنگاران که لابد واحدهای مصاحبه و گزارش را در دانشگاه گذراندهاند و حتما نوع سوالهای جدی را بلدند به کار خودشان مشغول شوند و اگر در این میان نکته امنیتی پیش آمد ناظران امنیتی اصلاحات لازم را انجام دهند. اگر در این مورد کوچک تحولی رخ داد انشاءالله در موارد کلیتر هم رسانهای ملی و پرمخاطب خواهیم داشت که باری از دوش مردم بردارد و برای عموم مفید و محل مراجعه باشد. به هر حال انسان دلش میسوزد که در این شرایط حاد و هنگامه جنگ، کشور نمیتواند از یکی از ظرفیتهای بزرگ خود در دفاع جانانه و جنگ روانی استفاده کامل را ببرد و میدانداری وطنفروشان خائن را در هم کوبد. اگر صدا و سیما کار خود را به خوبی انجام میداد به احتمال زیاد هیچگاه فیلترینگ لازم نمیشد و هر تازه به دوران رسیدهای برای مردم نسخه نمیپیچید و از کوچکترین مشکلات و نابسامانیها کوه درست نمیکرد و اسراییل هم برای شبکههای فارسیزبان این همه هزینه نمیکرد و حقانیت ملت ایران هم در دنیا صدایی بلند مییافت.
دیدگاه تان را بنویسید