چرا شرط مذاکراتی ایران، آتشبس در لبنان است؟
شرط مذاکراتی ایران برای آتشبس در لبنان، بر اساس راهبرد دفاعی امام شهید در مقابل شیوه خناسانه اسرائیل است.
مذاکرات ایران و آمریکا از بعد از ظهر امروز با میانجیگری پاکستان در اسلامآباد پایتخت این کشور آغاز شد. قبل از شروع این مذاکرات دو بند از شروط 10 گانه ایران برای پیوستن به این مذاکرات هنوز اجرایی نشده بود، اول توقف حملات به بیروت پایتخت لبنان، و دوم آزادسازی داراییهایی ارزی ایران که عمدتا در کشور عراق و قطر بلوکه شده بود.
به گزارش تسنیم، اما علت تأکید ایران بر لزوم آتشبس در تمامی جبههها از جمله لبنان بهعنوان پیش شرط انجام مذاکرات ـ علاوه بر رعایت تکالیف اسلامی نسبت به برادران مسلمان در کشورهای اسلامی و جبهه مقاومت ـ گرفتن فرصت از رژیم صهیونی در حمله به سایر ارکان جبهه مقاومت در زیر سایه آتشبس با ایران و ناکام گذاشتن این دولت آدمکش در ضربه زدن نوبتی به کشورهای اسلامی است.
زیرا شیوه متداول رژیم غاصب صهیونی اینگونه است که به علت ناتوانی از درگیری در چند جبهه، به محض آتشبس در یک جبهه، از فرصت پدید آمده برای حمله به جبههای دیگر استفاده میکند و بهاین ترتیب اهداف جنگی خود را در ضربه زدن به محور مقاومت و کشورهای اسلامی پیش میبرد.
این شیوه خناسانه رژیم کودککش سبب شد تا جبهه مقاومت در مقابل، شیوه «وحدت و هماهنگی ساحات» را اتخاذ کند، یعنی یا آتشبس در تمام میادین و جبههها اعمال میشود و یا جنگ در تمامی آنها ادامه مییابد.
اعضای محور مقاومت با این روش ضمن انجام تکالیف اسلامی خود نسبت به یکدیگر برای دفاع در مقابل «دشمن واحد» ، اسرائیل را نیز در اجرای شیوه خود ناکام گذاشتند. در سایه همین راهبرد است که به محض حمله آمریکا و اسرائیل به ایران دیگر جبهههای محور مقاومت نیز در لبنان، عراق و یمن علیه دشمن آمریکایی صهیونی فعال شدند و در حقیقت این یکپارچگی عملیاتی جبهه مقاومت بود که آنها را مجبور به ارائه پیشنهاد آتشبس کرد و بدین ترتیب منطقی است که با وقوع آتشبس در جبهه ایران سایر جبههها نیز باید از آن منتفع شوند، در غیر اینصورت توقف آتشی در کار نخواهد بود.
اما جبهه مقاومت از کجا به این راهبرد جنگی رسید؟
علاوه بر آموزههای قرآن و اسلام در اینباره که طبیعتا سرلوحه عمل و تصمیم رهبران جبهه مقاومت است؛ این رهبر شهید انقلاب اسلامی بود که با رهنمودهای خود موجب ایجاد این یکپارچگی عملیاتی در محور مقاومت و بین کشورهای اسلامی شد.
در این رابطه از ایشان رهنمودهای متعددی وجود دارد اما یکی از روشنترین آنها بیاناتی است که در خطبههای نمازجمعه نصر در تاریخ 13/07/1403 ایراد فرمودند.
ایشان در این خطبهها ضمن توجه دادن امت اسلامی به این نکته که «دشمن ملّت ایران همان دشمن ملّت فلسطین است، همان دشمن ملّت لبنان است، همان دشمن ملّت عراق است، همان دشمن ملّت مصر است، دشمن ملّت سوریه است، دشمن ملّت یمن است؛ دشمن یکی است» افزودند: «شیوههای دشمن در کشورهای مختلف، مختلف است...امّا اتاق فرمان یک جا است، از یک جا دستور میگیرند، از یک جا فرمان حملهی به جمعیّتهای مسلمان و ملّتهای مسلمان را دریافت میکنند. اگر این سیاست در یک کشور، موفّق شد، یعنی موجب سیطرهی بر یک کشور شد، وقتی خاطرشان از یک کشور آسوده شد، به سراغ کشور دیگر میروند. ملّتها نباید بگذارند.
هر ملّتی اگر میخواهد مبتلای به محاصرهی فلجکنندهی دشمن نشود، باید از اوّل چشم را باز کند، بیدار باشد؛ وقتی دید دشمن سراغ یک ملّت دیگر رفت، خود را با آن ملّت مظلوم و زیر ستم شریک بداند، به او کمک کند، با او همکاری کند تا دشمن آنجا موفّق نشود. اگر دشمن آنجا موفّق بشود میآید سراغ این نقطهی بعدی. ما مسلمانها سالهای متمادی از این حقیقت غفلت کردهایم، نتایجش را هم دیدهایم؛ امروز دیگر نباید غفلت کنیم؛ باید حواسمان جمع باشد. ما باید کمربند دفاع را، کمربند استقلالطلبی را، [کمربند] عزّت را، از افغانستان تا یمن، از ایران تا غزّه و لبنان، در همهی کشورهای اسلامی و ملّتهای اسلامی محکم ببندیم.»
از این رو شرط مذاکراتی ایران در پاکستان یک راهبرد دفاعی منطقی و عقلانی، مبتنی بر اتحاد و همافزایی اسلامی در میدان جنگ با دشمن است که به سود همه کشورهای اسلامی از جمله ایران است.
دیدگاه تان را بنویسید