چند قدم تا اتاق مذاکره
در پشت پرده جدیترین و پرجدلترین مذاکرات سیاسی چه گذشت؟
دو سال مذاکره. گذران بیش از 700 روز در تقلای تصمیمگیریهای سخت و البته انتظارهای طولانی. جدلهای هستهای، تقسیم تقصیرهای ضربدری، موشکافیهای تاریخی، قصاصهای قبل از جنایت، تهدیدها به ترک مذاکرات، مشت کوبیدنها روی میز و البته قهرهای دیپلماتیک مقطعی همه و همه جزییات ماراتن نفسگیری را تشکیل دادند که سرانجام در جولای سال 2015 برابر با تیرماه 1394 پس از 13 سال تلاش، زنگ پایان اختلافهای هستهای ایران و 1+5 را به صدا در آورد.
اعتمادآنلاین- سارا معصومی: دولت تدبیر و امید تاکنون به عمر خود سه تابستان را دیده و مهمترین جرقههای هستهای هم برای این دولت و ملت در همین تابستانها رخ داده است. از تابستان 92 که ایران و 1+5 رسم جدیدی در مذاکره را بنا کردند تا تابستان 94 که زنگها به صدا درآمده و خبر آمد که توافق شد. هر روز دو سال گذشته برای تیم مذاکرهکننده ایران و شش کشور مقابل آن یا به مذاکره مستقیم منقش بوده یا به فکر کردن به مذاکره در پایتختها. 388 روز مذاکره مستقیم که قریب به 50 روز آن مصادف بوده است با تعطیلات رسمی و دور بودن مذاکرهکنندگان از خانه و خانواده.گفته میشود که دو طرف بیش از 4 هزار ساعت با هم رایزنیهای مستقیم داشتهاند اما شاید بهترین حساب و کتاب و نزدیکترین آنها به واقعیت زمانی به دست بیاید که 730 روز گذشته را در 24 ساعت شبانهروز ضرب کنیم تا تصویر روشنی از تلاشهایی به دست آید که منجر به تولد برجام شد. ایران و 1+5 در مجموع 58 دور مذاکره را تجربه کردند که بیشترین این مذاکرهها در وین تاریخی اتفاق افتاد. مسقط، نیویورک، استانبول، مونیخ و سوییس هم در زمره میزبانهایی بودند که هرکدام بار چند دور رایزنی هستهای را بر
دوش کشیدند.
وین شهر موتسارت و شکلات 29 بار در دو سال گذشته میزبان مذاکرات اتمی ایران بود. در حالی که هرکدام از دورهای مذاکراتی خاطرهای تلخ یا شیرین را به نام خود ثبت کرده است اما نه خبرنگاران، نه مذاکرهکنندگان و نه میزبان آن 19 روز تاریخی و نفسگیر در تابستان 94 در وین گرم و مرطوب را فراموش نخواهند کرد. 19 روزی که در دل آن دو طرف از ضربالاجل تاریخی 30 ژوئن هم عبور کردند اما ناامید نشده و آنقدر در هتل پله کوبرگ ماندند تا مهرهها بر اساس بازی
برد- برد چیده شد و سوت مساوی به صدا در آمد.
***در راه اتاق مذاکره
ایران در دو سال گذشته با پنج قدرت جهانی مذاکرات فشردهای را پیش برده است اما ناگفته پیداست که گره حل اختلافهای هستهای در مذاکرات ایران و امریکا باز شده است. مذاکراتی که پیش از آغاز به کار دولت یازدهم با ابتکار علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه وقت در مسقط آغاز شده بود و در نخستین هفتههای انتقال پرونده از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه در دولت یازدهم هم توسط تیم جدید مذاکرهکننده به شکل شگفتانگیزی هم از حیث کیفی و هم از منظر کمی پیش رفت تا در نهایت در نوامبر 2013 به توافق موقت ژنو منتهی شد.
امریکاییها در دو سال گذشته در مجموع 69 سفر خارجی را برای رسیدگی به اختلافهای هستهای با تهران انجام دادند. هرکدام از اعضای تیم امریکا درست مانند مذاکرهکنندگان ایران حداقل یکی از دو سالروز تولد خود در جریان این ماراتن را در خارج از وطن به سر بردند. مذاکرهکنندگان گاه در طول شبانهروز تنها دو ساعت فرصت بستن چشمهای خود و نه خواب کامل را پیدا کردند. گاه از شدت کمبود خواب و فشار عصبی توان جسمی آنها در حال انجام مذاکرات تحلیل رفت و گاه از شدت خستگی در حالت نشسته خوابیدهاند. برای مذاکرهکنندگان ایرانی حتی چند ساعت زمان موجود در طول پرواز هم زمان طلایی برای استراحت و اندوخت توان و انرژی نبود چراکه با توجه به اختلاف ساعت میان ایران و پایتختهای اروپایی محل برگزاری مذاکرات، هیات در آخرین فرصت موجود از تهران راهی مقصد شده و بلافاصله پس از حضور در وین یا یکی از شهرهای سوییس هم به پای میز مذاکره رفتهاند.
در دو سال گذشته عکاسان خبری، فرصتهای بینظیری برای عکاسی از مهمترین مذاکرات هستهای و البته سیاسی چندجانبه در نیم قرن گذشته را هم پیدا کردند. عکسهایی که امروز وقتی در کنار هم قرار گرفته یا به حالت اسلاید شو نمایش داده میشوند به فیلم هالیوودی میمانند که روی دور تند قرار گرفته است. تصاویری نظیر: سوار شدن به هواپیما در حالی که آفتاب تند چشمهای مذاکرهکنندگان را مقابل دوربین خبرنگاران کوچکتر از حد معمول کرده است و چند ساعت بعد پیاده شدن در خاک سرزمین دیگری در حالی که کادر فرودگاهی کشور میزبان، چترهایی را برای ایمن ماندن مذاکرهکنندگان از باران شدید در دست نگاه داشتهاند. تصویر وزرای امور خارجه 1+5 در حالی که کراواتهای خود را نیمهباز کرده و کتهای خود را از تن بیرون آوردهاند و در نزدیکترین فاصله ممکن به هم از ایران میگویند. تصویر جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده در حالی که در محل مذاکرات در هتل پله کوبرگ موسوم به اتاق آبی، صندلی کنار سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه را جلو کشیده و در حال زمزمه کردن با رییس دستگاه دیپلماسی روسیه در خصوص برنامه هستهای ایران است. تصویر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه
ایران که صورتش را به صورت علیاکبر صالحی، رییس سازمان انرژی اتمی نزدیک کرده و اخمهای هر دو نفر پیشانی آنها را تلخ کرده است. تصویر پیادهروی محمدجواد ظریف با جان کری در حالی که از چهره هر دو آنها ناراحتی و به سر بردن در بنبست مهیاست اما همین عکس در تهران به جنجالی بدل میشود و دلواپسان وزیر امور خارجه خود را برای راه رفتن و مذاکره کردن و نه نشستن در یک اتاق با جان کری مورد انتقاد قرار میدهند. مذاکرات هستهای ایران یکی از جدیترین و البته پرجدلترین مذاکرات سیاسی در سطح بینالمللی بود و شاید سوژه چندان آسانی برای فیلمسازان مطرح بینالمللی نباشد اما سایت پالیتیکو در یکی از مطالب خود در خصوص پشتصحنه مذاکرات اتمی مینویسد: شاید اگر روزی قرار باشد فیلم مذاکرات هستهای ایران ساخته شود تد دانسون جایگزین جان کری، خاویر باردوم جایگزین ارنست مونیز، مریل استریپ جایگزین وندی شرمن، کریستین دانست جایگزین ماری هارف خواهد شد.
تیم امریکا در سال 2014 یازده بار و در سال 2015 تا زمان حصول توافق هستهای در جولای آن سال، هفت بار راهی وین شده بودند. کارشناسان تیم امریکا بیش از 69 بار از زمان آغاز رسمی مذاکرات در فوریه 2014 از امریکا برای انجام مذاکرات هستهای خارج شدهاند. یکی از اعضای تیم مذاکرهکننده امریکا میگوید که تا پیش از حصول این توافق بیش از 643 هزار کیلومتر پرواز کرده است. این رقم برابر با 16 بار چرخیدن دور زمین است.
***از آسیبهای جسمی تا خستگیهای روحی
در جریان این مذاکرات، محمد جواد ظریف و جان کری هر دو برای مدتی از ناحیه پا آسیب دیده و به سختی گام از گام برمیداشتند. تلفات تیم مذاکرهکننده امریکایی بیش از سایر تیمهای مذاکرهکننده به چشم رسانهها آمد. وندی شرمن، مذاکرهکننده ارشد امریکا در مذاکرات هستهای در جریان یکی از دورهای مذاکراتی در هتل پله کوبرگ وین در حالی که ساعت از نیمه شب گذشته بود و وی چندین روز را به شکل شبانهروزی در مذاکره با ایرانیها گذرانده بود قصد اطلاعرسانی در باب مسالهای به مافوق خود جان کری پس از تماس تلفنی با کاخ سفید را داشت که درب شیشهای روبه روی خود را ندیده و با شدت به آن کوبیده شد. در نتیجه این اتفاق بینی شرمن دچار شکستگی جزیی شد. یکی از انگشتان دست شرمن هم در جریان این مذاکرات لای درمانده و دچار شکستگی شد.
جان کری یک بار در جریان مذاکرات مشت خود را از شدت عصبانیت و هیجان در بحث با هیات مذاکرهکننده ایرانی روی میز کوبید که در نتیجه ضربه دست وی خودکار روی میز کمانه کرده و به سمت سیدعباس عراقچی مذاکرهکننده ارشد ایران پرتاب شد. عراقچی نیز در عکسالعملی سریع خودکار را از روی میز به سمت جان کری فرستاد که در رسانههای داخلی به عکسالعمل بجا و به موقع عراقچی در برابر زیادهروی جان کری تعبیر شد. برخی رسانههای امریکایی میگویند که قسمتی از دست جان کری به دلیل ضربه ناشی از کوبیدن آن روی میز تا چند روز دچار کوفتگی بوده است. یک روز پس از این حادثه جان کری در حالی که فشار مذاکرات روی وی بسیار زیاد بوده و به گفته همراهانش بسیار هم عصبی بود برای دوچرخهسواری و تمدد اعصاب رفت که در حین دوچرخهسواری دچار سانحه شده و پای وی از سه ناحیه شکسته شد. مسالهای که منجر به حضور وی با عصا در مذاکرات برای بازه زمانی طولانی شد.
در دو سال گذشته تیمهای مذاکرهکننده ایران و 1+5 بارها و بارها به این نتیجه رسیدند که احتمال به فرجام رساندن این مذاکرات چیزی کمتر از صفر است. گاه این ناامیدی از گعده داخلی تیمها به پایتختها هم منتقل شده و به عنوان نمونه در خصوص تیم ایران این حسن روحانی، رییسجمهور بود که دوباره نقش محرک مذاکرهکنندگان را در چند بازه زمانی بازی کرده است. وندی شرمن با نیل به همین پیچیدگیهای مذاکرات هستهای بود که در ابتدای این ماراتن این چالش را با مکعب روبیک مقایسه کرد که برای حل کامل آن باید تمام اجزا حل شود و لاغیر.
***وقتی شرمن نظرسنجی میکرد
در تیم مذاکرهکننده امریکا وندی شرمن که به دلیل رنگ خاکستری موهایش چهره نسبتا سرد و بیحسی را به خود اختصاص داده بود حرکتهای ریز و خاطرهنویسیهای جذابی را در دو سال گذشته ثبت کرده است. پالیتیکو در مطلبی در این خصوص مینویسد: در هر سفر، شرمن سنتی را به جا میآورد که در هنگام شام دستهجمعی اعضای تیم امریکایی، دفترچه مخصوص خود را برداشته و از هرکدام از اعضای تیم سوال میکرد که شانس رسیدن به توافق را چه اندازه میدانید؟ در تمامی این دورهمیها بیشتر اعضای تیم درصد پایینتر از 50 را برای رسیدن به توافق پیشبینی کرده بودند. یک کارشناس مسائل خلع سلاح که در جریان مذاکرات امریکا با اتحاد جماهیر شوروی سابق هم عضو تیم امریکا بوده است تا آخرین روزهای رسیدن به توافق شانس رسیدن به برجام را زیر 10 درصد میدانست. ریچارد نفیو، کارشناس مسائل تحریم تنها کسی بود که ادعا داشت این تحریمها بوده که ایران را به پای میز مذاکره آورده و همین تحریمها توافق را ممکن میکند و تنها مساله زمان در این خصوص مطرح است. وندی شرمن هیچ گاه در این شرطبندی شرکت یا نظر خود را اعلام نکرد. البته بدبینی یا ناامیدی به رسیدن به توافق تنها در میان
افراد رده میانی تیم مذاکرهکننده امریکا نبود و نزدیکان به کاخ سفید میگویند که شخص باراک اوباما هم در خصوص رسیدن به توافق چندان خوشبین نبود و به آن شک هم داشت. در دو سال گذشته تیمهای مذاکرهکننده به کرات تا رسیدن به توافق نهایی تنها چند دقیقه فاصله داشتند و گاه هم تصور عمومی و فضای حاکم بر اتاق مذاکرات این بود که در هیچ شرایطی توافق ممکن نیست. شاید به همین دلیل بود که باراک اوباما هیچ گاه رقم بیش از 50 درصد را برای به سرانجام رسیدن مذاکرات پیشبینی نکرد.
***ثبت راهکارها روی تختههای وایت برد
یک کارشناس حاضر در تیم مذاکرهکننده امریکا در این خصوص به پالیتیکو میگوید: در دو سال گذشته کارشناسان و مذاکرهکنندگان هستهای به اتاقهای مذاکرات رفت و آمد داشتند و در پشت صحنه صدها تکنیسین و دانشمند هستهای در لابراتورها به شکل شبانهروزی روی فرمولهای فنی هستهای فکر میکردند تا بتوانند زمان گریز هستهای ایران را به یک سال برسانند. دانشمندان هستهای همه نکتهها و راهها را روی تختههای وایت برد سفید با ماژیک مینوشتند و پیش از ترک محل کار تمام تخته را با دستمال چندین بار پاک میکردند تا هیچ گونه اثری برای درزهای اطلاعاتی باقی نماند. تیمهای مذاکرهکننده ایران و امریکا در میان گردونه مذاکرات، بیش از سایرین تقلا و تکاپو داشتند و این تلاشها به عنوان مثال در لوزان و وین تا سحرگاه روز بعد هم ادامه پیدا میکرد. در جریان مذاکرات لوزان، جان کری چندین بار در حالی که خبرنگاران ناامید از حصول یک خبر محل مذاکرات را ترک کرده بودند شخصا و به تنهایی به اتاق محمدجواد ظریف رفت تا شاید بتواند از فاصله فنی دو تیم بکاهد.
تیم امریکایی ظاهرا خوشخوراکترین تیم این گردونه بوده است و بر اساس برخی گزارشها زمانی که چانهزنیهای میان تیمی یا مشورتهای درون تیمی از نیمه شب میگذشت جعبههای اسپرسو بود که پشت سر هم خالی میشد. رقم انواع پنیر و شکلاتهایی با طعم توت فرنگی و آجیل هم که در 19 روز مذاکرات وین در تابستان گذشته از سوی تیم امریکا مصرف شد خارج از حد محاسبه بود. تیم ایرانی اما پس از چند روز تن دادن به غذاهای غیرگوشتی هتل پله کوبرگ در مدت زمان اقامت در وین در ماه جولای 2014 ترجیح دادند از یک رستوران ایرانی خارج از پله کوبرگ سفارش غذا بدهند. برخی از اعضای تیمهای مذاکرهکننده غیرایرانی هنگامی که یک دور مذاکراتی بیش از اندازه طولانی میشد برای تمدد اعصاب و دور ماندن از استرس مداوم به استخرهای هتل محل اقامت میرفتند یا چندین ساعت را به فراخور مسوولیت خود بیرون از هتل محل مذاکره میگذراندند. یکی از خبرنگاران حاضر در مذاکرات هستهای در وین در تیرماه 94 در این خصوص به خبرنگار یک رسانه غربی گفت: صبر همه تمام شده و به خصوص لبریز شدن کاسه صبر مذاکرهکنندگان هم مشهود است. رایزنیها در داخل کوبرگ واقعا خستهکننده شده است. آدم دلش
میخواهد هر کار دیگری جز مذاکره انجام دهد. این رویه کند، نفسگیر و خستهکننده میتواند هر یک از مذاکرهکنندگان را دچار آسیبهای روحی کند. در جریان مذاکرات طولانی وین یک خبرنگار فرانسوی به رویترز گفته بود: چند عبارت وجود دارد که با به کار بستن آنها بتوان گفت که تنها چند سانتیمتر با توافق فاصله داریم؟ با تطویل مذاکرات ما هم کلمه کم آوردهایم. توافق هستهای ایران و 1+5 سرانجام پس از 13 سال
اما و اگر و محک زدن شانس مذاکرهکنندگان و البته توافق نهایی در قارههای متفاوت سرانجام در سال 2015 به دست آمد. بسیاری از تحلیلگران مسائل بینالمللی اعتقاد دارند که دو مساله در به نتیجه رسیدن این توافق بسیار تاثیرگذار بوده است: نخست طرح اوباما برای آغاز مذاکرات مخفیانه با ایران در مسقط و سپس روی کار آمدن حسن روحانی در ایران در سال 1392.
***وقتی کوبرگ هم خسته شد
در مقاطعی هتل تاریخی پله کوبرگ هم که در عمر خود مذاکرات سیاسی بیشمار را به خود دیده خسته شده و تجهیزات آن به تعمیر ناشی از استفاده بیش از حد از آنها نیاز پیدا میکرد. در جریان یکی از دورهای مذاکرات در وین زمانی که محمد جواد ظریف و همسرش به همراه چند محافظ ایرانی و اتریشی سوار آسانسور شدند، آسانسور در میانه راه ایستاده و برای چند دقیقه وزیر امور خارجه ایران در داخل آسانسور گرفتار شد.
ماهیت مذاکرات هستهای به دلیل مذاکرات موازی فنی به رهبری صالحی و مونیز و مذاکرات سیاسی به رهبری ظریف و کری به گونهای بود که اعضای اصلی تیمهای مذاکرهکننده حدالامکان در پله کوبرگ اقامت داشتند اما با توجه به تعداد بالای هیاتهای مذاکرهکننده بیشتر اعضای هیاتهای مذاکرهکننده در محلی غیر از هتل کوبرگ اقامت داشتند. مدیریت کوبرگ برای مشورتهای داخلی هیاتها در هتل کوبرگ یک اتاق به عنوان دفتر در اختیار هر هیات قرار داده بود. اعضای تیم مذاکراتی ایران نیز از صبح زود به اتاقی که دفتر هیات ایران بود مراجعه و تا پاسی از شب هم در اتاق فوق میماندند تا رفت و آمدهای آنها توجه خبرنگاران را جلب نکند و البته در زمان مورد نیاز برای انجام مشورتهای داخلی هم به نوعی صرفهجویی شود.
فضای داخل هتل پله کوبرگ بهشدت برای اقامت طولانیمدت نامناسب و خستهکننده بود. مسالهای که روحیه مذاکرهکنندگان را بهشدت تحتالشعاع خود قرار میداد. برهمین اساس زمانی که هرکدام از اعضای تیمهای ایران یا 1+5 قصد پیادهروی داشتند باید برای ممانعت از رویارویی با خبرنگاران از در پشت هتل سوار ماشین شده و سپس به پارکی در نزدیکی برای قدم زدن میرفتند. از سوی دیگر برخی از اعضای تیمها که عادت به سیگار کشیدن در روز را داشتند با مشکلات جدی در ساعات طولانی مذاکره روبهرو بودند. سیگار کشیدن یکی از اعضای تیمهای مذاکراتی مقابل ایران در داخل اتاق در مقطعی از مذاکرات منجربه، به صدا درآمدن آلارمهای دودیاب (برای مقابله با آتشسوزی) شد. اتفاقی که با توجه به تدابیر امنیتی، منجر به دستپاچگی مدیریت هتل شده بود. بعد از مدتی با کمک مدیریت هتل، یک بالکن کوچک در یک سمت هتل که رو به کوچههای مجاور بود و دری هم به راهرو داشت، برای سیگاریها اختصاص پیدا کرد.
***وقتی تیم ایران نگران شنود بود
شاید عکسهای خبری را بتوان یکی از جذابترین حاشیههای غیرهستهای مذاکرات اتمی ایران و 1+5 در دو سال گذشته خواند. عکسهایی که برخی از آنها به سوژه خبرنویسیهای فراوان در دو سال گذشته تبدیل شدند. عکاس خبرگزاری فرانسه در مطلبی در خصوص تجربه خود از پوشش این مذاکرات مینویسد: در جریان مذاکرات هستهای ایران و 1+5 بیشتر فرصتهایی برای گرفتن عکسهای رسمی و اتو شده به دست میآید تا عکسهایی از پشت صحنه. در این مذاکرات هرکدام از ما برای پوشش برخی جلسات که با محدودیت پذیرش عکاس روبهرو بود به شکل عکاس آزاد برخورد میکردیم و پس از پوشش جلسه، عکسهای خود را در اختیار سه آژانس رویترز، خبرگزاری فرانسه و آسوشیتدپرس قرار میدادیم. شاید به این دلیل که سوژههای عکسهای ما در مذاکرات افراد واحد بودند، برخی از این عکسها شبیه به هم
به نظر بیایند اما زمانی که عکسهای یک روز را در کنار روز بعد یا قبل قرار میدهید، میتوانید از روی حالت چهره و عصبانیت یا آرامش چهره مذاکرهکنندگان تا حدودی وضعیت داخل اتاق مذاکره را حدس بزنید.
گاهی وقتها هم باید به این فکر کنید که در هیاهوی مذاکرات فشرده در حال حاضر در اتاقی که شما بیرون در آن ایستادهاید چه کسانی در حال مذاکره هستند و دعا کنید که زبان بدن آنها هنگام خروج از جلسه، گویای خبر خوب یا توقف در مذاکرات باشد. در جریان مذاکرات هستهای زمانی که مذاکرهکنندگان ضربالاجل 31 مارس را از دست دادند فرصتهای عکاسی از آنها هم کم و کمتر شد و در نهایت هم مذاکرهکنندگان از جلوی چشم خبرنگاران و عکاسان غیب شدند که همین ممانعت از رویارویی با ما نشان از شکست در مذاکرات برای رسیدن به توافق در آن مقطع داشت. زمانی که شما در حال پوشش دادن مذاکراتی پشت درهای بسته هستید برای گرفتن عکسهای قوی به ترکیبی از شانس، تجربه و جنبو جوش نیاز دارید. من از همان روز نخست مراقب بودم تا محل پیادهرویهای مذاکرهکنندگان را شناسایی کنم. از سوی دیگر مراقب حرکتها و جنب و جوشهای تیم محافظان یا افراد رهپایینتر تیمها هم بودم. از سوی دیگر هم برخی از اعضای نزدیک به جان کری و سایر مذاکرهکنندگان ارشد امریکایی همزمان شروع و پایان جلسات را به ما پیامک میزدند و این مساله کمک بسیاری به ما برای شکار لحظهها میکرد. در جریان این
مذاکرات اگر خبرنگاری یا عکاسی میتوانست با مذاکرهکنندگان چند دقیقه بنشیند به راحتی میتوانست فضای داخل اتاق مذاکرات را درک کند. از خستگی یا امیدواری آنها با انتخاب کلمات میتوانستیم حدس بزنیم که آیا مذاکرات به خوبی پیش میرود یا خیر. در جریان مذاکرات، هیات ایرانی برنامه روزانه مشخصی داشتند که کار را برای عکاسها آسان میکرد. در لوزان تیم ایران حدود ساعت هشت صبح برای صرف صبحانه پایین میرفتند و پس از صبحانه هم برای قدم زدن یا استفاده از هوای تازه به داخل محوطه رفته و روی نیمکتها مینشستند. گاهی اوقات از حضور خبرنگاران و عکاسان معذب نبودند و گرم برخورد میکردند اما در پارهای از موارد نگران شنیده شدن سخنان خود بودند و دستها را به گونهای حایل لبهای خود میکردند تا احیانا صدای آنها را جز مخاطب مد نظر درون خودشان کسی نشنود.
***ظریف گفت «نه»
مذاکرات هستهای میان ایران و 1+5 یکی از محرمانهترین و البته امنیتیترین مذاکرات در چهار دهه اخیر در سطح بینالمللی بوده است. مذاکراتی که کوچکترین حاشیههای آن به راحتی متن را تحت تاثیر قرار داده و حتی در مقاطعی منجر به عقب افتادن حصول به توافق در یکی از مسائل مورد اختلاف شده است. مذاکراتی که شش کشور حاضر در آن حتی از دوستان و متحدان سیاسی خود در سطح بینالمللی هم واهمه داشتند. به عنوان مثال زمانی که باراک اوباما در جولای سال 2012 بنای مذاکرات محرمانه میان ایران و امریکا را در سر داشت و نمایندگان خود را راهی مسقط کرد یکی از اصلیترین ترسهای تیم اعزامی، خبردار شدن اسراییل و عربستان سعودی بود.
در چنین شرایطی شاید سالها باید بگذرد تا ناگفتههای این مذاکرات رنگ و بوی امنیتی و ماهیت محرمانه خود را اندکی
از دست داده و پارهای از آنها گفته شوند. با این همه خبرنگاران رسانههای امریکایی بسیار بیشتر از خبرنگاران سایر رسانههای بینالمللی به شکل پراکنده از آنچه گهگاه در داخل اتاق مذاکره گذشته است خبردار شده و پارهای از آنها را منتشر کردند. دیوید سنگر، خبرنگار مشهور و کهنهکار نیویورکتایمز پس از حصول توافق در ماه جولای سال 2015 در مطلبی که عنوان آن را پشتپرده مذاکرات گذاشته بود به مشاجره دوئلگونه میان ظریف و جان کری در خصوص برداشته شدن تحریمهای تسلیحاتی ایران اشاره کرد. وی در این مطلب نوشت: یک به یک موانع برای رسیدن به توافق هستهای برداشته شدند. در دور آخر مذاکرات در وین و در حالی که گفتوگوها وارد سومین هفته متوالی خود شده بودند، یک اختلاف اصلی میان ایران و امریکا به وجود آمد: آیا تحریم توانایی ایران برای خرید تسلیحات متعارف و همچنین تکنولوژی موشکی باید ادامه پیدا کند؟
تیم امریکایی به ریاست جان کری اعتقاد داشتند که این تحریمها باید برای مدت زمان نامعلوم و طولانی تمدید شوند. اما در آن سوی میز محمدجواد ظریف کاملا مخالف این مساله بود. در کنار ظریف هم وزرای امور خارجه چین و روسیه بودند که طرفدار برداشته شدن این تحریمها بودند. در نهایت هم توافقی انجام گرفت که به نوعی رضایت دو طرف را جلب کرد: تحریم پنج ساله بر فروش تسلیحات متعارف به ایران و تحریم هشتساله بر فروش تجهیزات موشکهای بالستیک. به گفته خبرنگار نیویورکتایمز، کری به اعضای تیم خود در آن مقطع یادآوری کرده بود که هرگونه برداشتن تحریمهای تسلیحاتی ایران میتواند مانند ریختن هیزم بر آتش به راه افتاده در کنگره علیه توافق ایران باشد. سومین دوشنبه مداومی که مذاکرهکنندگان در وین بودند به انتها نزدیک میشد که جان کری با اوباما تماس تلفنی گرفته و دو طرف در جریان این گفتوگو متقاعد شدند که رسیدن به توافق هستهای با ایران ارزشمندتر از تاکید بیقید و شرط بر ادامه تحریمهای تسلیحاتی ایران است.
***صالحی بیمار است اما بدون او ممکن نیست
سنگر در ادامه این گزارش نوشت: در جریان مذاکرات وین، دو طرف بارها بر سر هم فریاد کشیدند، بارها رویاروییهای بسیار جدی با هم داشتند که البته برخی از این جدلها واقعی و پارهای از آنها هم برای امتیاز گرفتن بیشتر از طرف مقابل بوده است. حقیقت مذاکرات هستهای ایران این بود که ایران و امریکا با دو شعار مذاکراتی کاملا متفاوت روبهروی هم نشستند و البته در عین ناباوری به توافق رسیدند. نه هیچ اتفاق خارقالعادهای و نه هیچ حادثهای با قابلیت تغییر معادلات موجود در صحنه، دو کشور را به هم نزدیک نکرد. در چند سال گذشته تنها و تنها دو طرف اندکاندک در خصوص مطالبههای واقعی و خطوط قرمز راستین طرف مقابل به نتیجه معقول دست یافتند.
خبرنگار نیویورکتایمز در آن مقطع در بخشهایی از مطلب خود نوشت: اختلافهای فنی بسیار ریز و البته حیاتی میان ایران و امریکا باقی مانده است و مذاکره مونیز و صالحی تنها راه برای حل و فصل آن است. اما علیاکبر صالحی در سه ماه منتهی به جولای 2015، سه جراحی حساس داشته است و ارنست مونیز هم در تماس تصویری که با وی داشته متوجه چهره رنگپریده و ضعف جسمانی صالحی شده بود. یک مقام امریکایی در آن زمان تاکید کرده بود که اگر صالحی برای شرکت در مذاکرات دور آخر پیش از ضربالاجل 30 ژوئن به وین نیاید از توافق هستهای خبری نخواهد بود. دو روز پس از آنکه جان کری به وین رسید محمدجواد ظریف در سفری پیشبینی نشده به تهران رفت و البته مشخص بود که برای مشورت در خصوص مسالهای که قابل انتقال با شیوههای رایج ارتباطی با ایران نبود، به پایتخت بازگشته است. ظریف با خود صالحی را هم به وین اورد و این هنگامی بود که امریکاییها نفس راحتتری کشیدند.
نیویورک تایمز در ادامه مینویسد که شرایط در کوبرگ بسیار سخت و فضای حاکم بر مذاکرات بسیار سنگین بود تا اینکه در روز 4 جولای، ظریف تیم امریکا را به ناهار دعوت کرد و در انجا بود که جان کری از مخالفتها با برجام در داخل امریکا گلایه کرد و گفت که مخالفان توافق در حالی از آن انتقاد میکنند که از جزییات آن هیچ گونه خبری ندارند.
سنگر در بخشهایی از خاطرات خود از دور آخر مذاکرات در وین مینویسد که ایرانیها تصور میکردند که با توجه به ضربالاجل کنگره که روز 9 جولای بود، میتوانند در آخرین لحظه هم امتیازهای بیشتری را از خود کنند. هزاران کیلومتر آنسوتر از قصر پله کوبرگ، در واشنگتن باراک اوباما هرچند ساعت یک بار از جزییات مذاکرات خبردار میشد. وی بهشدت نگران این فضاسازی مخالفان بود که وی و جان کری در هر شرایطی این توافق را میخواهند. به گفته یک مقام امریکایی اوباما در تماسهای تلفنی خود در سه روز مداوم به وزیر امورخارجه خود گفته بود که نیازی به این توافق ندارد! این جمله باراک اوباما حتی وزیر امور خارجه کابینه وی را هم غافلگیر و در درک معنای عملی آن عاجز کرده بود. مذاکرات ارنست مونیز و علیاکبر صالحی هرچند کند اما در نهایت در زیرزمین هتل پلهکوبرگ به انتها رسید؛ زیرزمینی که به دلیل در عمق زمین بودن آن، مذاکرهکنندگان نام فردو را روی آن گذاشته بودند.
دیدگاه تان را بنویسید