قصه پرغصه کارآفرینان ایران؛ماندن برای ساختن وطن - چرا نبایدهراس به دل راه دهیم ؟
تجربه زندگی بسیاری از ایرانیان در خارج از کشور، هرچند با امکانات و رفاه نسبی همراه است، نشانی از رضایت ندارد. بسیاری از نخبگان و افراد دارای تخصص و دانش و تجربه بالا، با آنکه در شرایط کاری و زندگی مناسبی قرار گرفتهاند، برقی از رضایت در چشمانشان دیده نمیشود؛ چراکه زندگی خود را برای آباد کردن وطن خویش صرف نکردهاند.
جمعی از کارآفرینان برتر کشور که به بهانه برگزاری مراسم اعطای نشان امینالضرب در کنار هم جمع شده بودند، هر یک دل پرغصهای از شرایط کار و فعالیت در کشور داشتند؛ از نامهربانیهای دولتها در ادوار مختلف تاریخی تا شرایط جنگ و اقتصاد نامساعد فعلی که کمر هر کدام را خم کرده است.اما آنان ماندند تا وطن خود را بسازند؛ جایی که به گفته یکی از کارآفرینان حاضر، تنها جایی در دنیاست که افراد با استعداد و دارای اراده میتوانند تجربیات خود را به توسعه کشور تبدیل کنند.حمید کشاورز، کارآفرین و مالک مجموعه کروز، با تجربه ۴۵ ساله در صنعت کشور، تجربه ۱۰ سال اخیر خود را با سالهای پیش از آن که به عنوان بنیانگذار بزرگترین قطعهساز کشور، مدیرعاملی شرکت خود را برعهده داشت، مقایسه میکند و از پیچیدگیهای مدیریت دو شرکت خودروساز، بهمن و ایرانخودرو، که رد پای مدیریت دولتی در آنها به وضوح دیده میشود، میگوید.او نزدیک به چهار دهه مدیریت در مجموعه عظیم کروز را که در سال ۱۳۶۰ شکل گرفت و در سالهای بعد با توسعه، به عنوان بزرگترین قطعهساز و تامینکننده خودروسازان شناخته شد با دهه اخیر که در مسیر توسعه فعالیت خود به مدیریت شرکتهای خودروسازی روی آورده، مقایسه کرده است.
به گفته او، قوانین دست و پاگیر دولتی همچنان در شرکتهای خودروسازی که به ظاهر خصوصی شدهاند موج میزند. تجربه بهویژه ۱۸ ماه اخیر که مدیریت ایرانخودرو نیز به این کارآفرین توانمند سپرده شده، دلایل عدم توسعه کشور را برایش روشن ساخته است.
کشاورز کارآفرینان کشور را عاملی برای ثبات و امنیت کشور میداند و با انتقاد از برچسب امنیتی زدن به کارآفرینان توسط حکومت، توسعه کشور با حضور آنان را از آب هم حیاتیتر میداند.مجموعههای قطعهساز و خودروسازی که به دست حمید کشاورز اداره میشود، بیش از ۹۵ هزار نیروی انسانی را در خود جای داده است. این تعداد به صورت مستقیم در این شرکتها فعالیت میکنند و اگر برآورد دقیقتری از میزان اشتغال ناشی از فعالیت این بنگاههای تولیدی داشته باشیم، میتوان گفت در کل زنجیره ارزش تولید خودرو، از تامین و تولید تا بازار خدمات پس از فروش، بیش از یک میلیون نفر فعالیت و ارتزاق میکنند و حفظ اشتغال این تعداد برای اقتصاد کشور حیاتی است.ایران، کشوری با استعدادهای سرشار جوانانی است که قلبشان برای توسعه کشور میتپد.
در صورت فراهم آوردن شرایط فعالیت آنان و حمایت از آنان، یقینا میتوان به آینده کشور امیدوار بود.کشاورز، شرایط فعلی کشور را به مثابه سکوی پرتابی برای جوانان میداند و میگوید، ایران فرزندان باهوشش را برای رفتن به سایر کشورها ترغیب میکند. به گفته او، این نگرش در بیش از یکصد سال گذشته باعث شده پیشرفت نکنیم، چون امنیت را هیچ وقت نمیتوانیم تجربه کنیم. او تاکید میکند: «ایران وطن ماست و برایش باید بجنگیم؛ جوانان باید از چیزی نترسند و نهراسند. فرهنگ ما جاهایی ضد توسعه است و وقتی درست میشود که همه پا به میدان بگذارند.»او جوانان را به ماندن و ساختن کشور دعوت میکند و با اشاره به این که کشور در شرایط جنگی باید متفاوت اداره شود، خواستار ماندن سرمایههای انسانی کشور است و نگهداشت نیروی کار را بزرگترین بحران فعلی کشور برمیشمارد.
او میگوید: «از این شرایط رد خواهیم شد و نباید هراس به دل خود راه دهیم. دولت و حکومت باید دست یاری بدهند تا بالاخره همه بیدار شویم و کشور را به سمت توسعه پیش ببریم.»از این روی، تفکرات کارآفرینان کشور که دل در گرو کشور خود دارند و در شرایط سخت، با آنکه توان رفتن و فعالیت اقتصادی در کشورهای پیشرفته را داشتهاند، ماندند باید مورد توجه دولتمردان قرار گیرد تا کشور در مسیر توسعه قرار گیرد.
آنچه کارآفرینان ایرانی را از دیگران متمایز میکند، تنها توانایی خلق ثروت یا مدیریت بنگاههای بزرگ نیست، بلکه عشقی است که به این خاک دارند و ترجیح دادهاند در شرایط سخت بمانند، بسازند و اشتغال بیافرینند. آنان در روزگاری که رفتن، آسانترین راه است، ماندن را انتخاب کردهاند؛ آن هم نه از سر ناچاری، بلکه از سر تعهد به وطنی که هنوز به آن امید دارند.کارآفرینان، سرمایههای انسانی و اقتصادی این کشورند، سرمایههایی که اگر حمایت شوند، میتوانند موتور محرکه توسعه ایران باشند و اگر نادیده گرفته شوند، به سادگی از دست میروند. اما تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که این سرمایهها بیش از حمایت مالی، نیازمند امنیت روانی، اعتماد و میدان عمل هستند. قوانین دست و پاگیر، دخالتهای دولتی و برچسبهای نابجا، بیش از هر رقیب خارجی به کارآفرینان آسیب زده است.
اگر ایران بخواهد از گردنههای سخت فعلی عبور کند و به توسعه پایدار برسد، چارهای جز تکیه بر توان و تجربه کارآفرینان ندارد؛ همانهایی که با وجود همه ناملایمات، هنوز برای این سرزمین میجنگند.
دیدگاه تان را بنویسید