چرا قیمت نفت در دوران جنگ به ۲۰۰ دلار نرسید؟
با آغاز جنگ علیه ایران و تهدید به بسته شدن تنگه هرمز، بسیاری از تحلیلگران از احتمال جهش قیمت نفت به ۲۰۰دلار در هر بشکه سخن گفتند؛ اما این سناریو محقق نشد. برخلاف برآوردهای اولیه، صادرات نفت خلیجفارس هرگز بهطور کامل متوقف نشد و تولیدکنندگان منطقه با استفاده از مسیرهای جایگزین و خاموش نگه داشتن رادارنفتکشها، بخشی از عرضه را حفظ کردند.
با آغاز جنگ علیه ایران و تهدید به بسته شدن تنگه هرمز، بسیاری از تحلیلگران از احتمال جهش قیمت نفت به ۲۰۰دلار در هر بشکه سخن گفتند؛ اما این سناریو محقق نشد. برخلاف برآوردهای اولیه، صادرات نفت خلیجفارس هرگز بهطور کامل متوقف نشد و تولیدکنندگان منطقه با استفاده از مسیرهای جایگزین و خاموش نگه داشتن رادارنفتکشها، بخشی از عرضه را حفظ کردند.
به گزارش دنیای اقتصاد، همزمان، افزایش صادرات نفت آمریکا، آزادسازی حدود ۴۰۰میلیون بشکه از ذخایر راهبردی، ادامه صادرات نفت روسیه، ورود بخشی از نفت ذخیرهشده در نفتکشها به بازار و کاهش رشد تقاضای چین شدت شوک عرضه را کاهش دادند.
در نتیجه، کسری واقعی بازار بسیار کمتر از پیشبینیهای اولیه بود و قیمت نفت پس از صعود به حدود ۱۲۰دلار، از اوج خود فاصله گرفت و تا ۸۷دلار هم سقوط کرد.
این پرسش اکنون بیش از هر زمان دیگری مطرح است که چه سپرهایی مانع تحقق یکی از بدبینانهترین پیشبینیهای تاریخ بازار نفت شدند؟
سپر اول؛ عدم توقف نفتکشها: مهمترین فرض اشتباه بازار در روزهای ابتدایی بحران این بود که بخش عمده صادرات نفت خلیجفارس متوقف خواهد شد. اما شواهد بعدی نشان داد جریان صادرات هرگز بهطور کامل قطع نشده است. دادههای شرکتهای ردیابی کشتی از جمله کپلر و ورتکسا نشان میدهد که از ابتدای آوریل تا دهم ژوئن حدود ۱۳۶میلیون بشکه (روزانه 3میلیون و 400هزار بشکه در روز) نفت خام غیرایرانی از مسیر هرمز و دریای عمان راهی بازارهای جهانی شده است.
سپر دوم؛ مسیرهای جایگزین: تولیدکنندگان خلیجفارس به سرعت خود را با شرایط جدید تطبیق دادند. عراق، کویت و امارات بخشی از صادرات خود را از طریق نفتکشهایی با سامانههای ردیابی غیرفعال ادامه دادند و عربستان سعودی نیز حجم قابلتوجهی از نفت خود را از طریق بندر ینبع در ساحل دریای سرخ صادر کرد.
سپر سوم؛ بزرگنمایی برآوردهای اولیه: درحالیکه برخی برآوردهای اولیه از حذف بیش از ۱۴میلیون بشکه در روز از بازار حکایت داشت، محاسبات بعدی تصویر متفاوتی ارائه داد. بررسیهای شرکتهای بزرگ تجاری نشان میدهد میزان واقعی افت عرضه احتمالا بین ۵ تا ۶میلیون بشکه در روز بوده است. این فاصله قابلتوجه میان پیشبینیهای اولیه و واقعیت بازار، بخش مهمی از فشار روانی بر قیمتها را کاهش داد.
سپر چهارم؛ افزایش صادرات آمریکا: همزمان با اختلال در خاورمیانه، تولیدکنندگان آمریکایی صادرات خود را افزایش دادند. ایالات متحده که در سالهای اخیر به یکی از بازیگران اصلی بازار نفت تبدیل شده، بخشی از کمبود ایجادشده را جبران کرد. ورود بشکههای بیشتر نفت آمریکا به بازار جهانی نقش مهمی در جلوگیری از تشدید بحران ایفا کرد.
سپر پنجم؛ آزادسازی ذخایر راهبردی: کشورهای مصرفکننده نیز دست روی دست نگذاشتند. حدود ۴۰۰میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری و راهبردی جهان وارد بازار شد. این اقدام که یکی از بزرگترین آزادسازیهای ذخایر استراتژیک در تاریخ صنعت نفت محسوب میشود، به عنوان یک ضربهگیر موثر عمل کرد و از شکلگیری موج خرید هیجانی جلوگیری کرد.
سپر ششم؛ کاهش رشد تقاضای چین: در سمت تقاضا نیز شرایط به نفع بازار تغییر کرد. واردات نفت چین و فعالیت پالایشگاههای این کشور کمتر از انتظارات رشد کرد و بخشی از فشار ناشی از کاهش عرضه را خنثی ساخت. بسیاری از معاملهگران معتقدند افت تقاضای چین یکی از عوامل کلیدی در جلوگیری از جهش شدید قیمتها بوده است.
سپر هفتم؛ نفت روی آب روسیه: عامل دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفت، ادامه صادرات نفت روسیه و ورود تدریجی نفت ذخیرهشده روی نفتکشها و مخازن شناور روی آب به بازار بود. بخشی از محمولههای روسی و حتی نفت ذخیرهشده در آبهای بینالمللی توانست به بازارهای مصرف برسد و از شدت نگرانیها درباره کمبود عرضه بکاهد.
دیدگاه تان را بنویسید