کد خبر: 768397
|
۱۴۰۵/۰۱/۲۳ ۰۸:۵۵:۰۰
| |

گزارش روزنامه اعتماد از میزان آسیب پالایشگاه‌ها در جنگ؛ راهکار فوری برای جلوگیری از فلج شدن صنایع چیست؟

روزنامه اعتماد نوشت: بررسی‌های دقیق در پالایشگاه‌های آسیب‌دیده نشان می‌دهد که زیرساخت‌های عمومی نظیر مخازن ذخیره‌سازی خام یا لوله‌های انتقال اولیه تخریب نشده‌اند، اما واحدهای فرآیندی با فناوری پیشرفته ضربه دیده‌اند.

گزارش روزنامه اعتماد از میزان آسیب پالایشگاه‌ها در جنگ؛ راهکار فوری برای جلوگیری از فلج شدن صنایع چیست؟
کد خبر: 768397
|
۱۴۰۵/۰۱/۲۳ ۰۸:۵۵:۰۰

امیررضا اعطاسی-با استقرار آتش‌بس و فروکش کردن التهابات نظامی در منطقه خلیج‌فارس، اکنون غبارها فرونشسته و تصویر دقیق‌تری از جغرافیای صنعتی کشور در نخستین ماه از سال «۱۴۰۵ » نمایان شده است.

به گزارش اعتماد، ارزیابی‌های فنی و میدانی نشان می‌دهد که برخلاف پیش‌بینی‌ها و نگرانی‌های اولیه، تاسیسات بالادستی، چاه‌های استخراج نفت و سکوهای اصلی از گزند آسیب‌های مستقیم در امان مانده‌اند؛ اما نوک پیکان صدمات، بخش‌های حساس و پایین‌دستی، به‌ویژه برخی پالایشگاه‌های کلیدی و گلوگاه‌های فرآیندی را هدف قرار داده است. در این برهه حساس و نفس‌گیر، آسیب به پالایشگاه‌ها تنها به معنای افت موقت تولید بنزین یا گازوییل نیست، بلکه زنگ خطری بی‌سابقه برای ستون فقرات اقتصاد صنعتی، یعنی مجتمع‌های عظیم پتروشیمی است. توقف یا کاهش کارکرد واحدهای پالایشی، جریانی از بحران را به شکل دومینووار به سمت صنایع پایین‌دستی روانه می‌کند که مهار آن نیازمند دقتی جراحی‌گونه است.  عبور موفقیت‌آمیز از این بحران پیچیده و مهار اثرات مخرب دومینویی آن بر صنایع خرد و کلان، نیازمند گذار از نگاه سنتی به مدیریت بحران است. زمان آن فرا رسیده که با ایجاد یک «حکمرانی ریسک یکپارچه و مشارکتی» میان دولت، بخش خصوصی و غول‌های صنعتی، بازسازی تاسیسات تخریب‌شده را نه به چشم یک هزینه تحمیلی، بلکه به عنوان یک سرمایه‌گذاری استراتژیک برای گذار به پتروپالایشگاه‌های هوشمند و مقاوم ببینیم. تنها از مسیر ارتقای تاب‌آوری، تنوع‌بخشی به زنجیره خوراک و اجرای دقیق اصول پدافند غیرعامل است که شریان‌های زخمی امروز صنعت، به شبکه‌ای روئین‌تن، انعطاف‌پذیر و پایدار برای تضمین آینده اقتصاد ایران تبدیل خواهند شد.

آسیب‌شناسی کانون‌های بحران  و  قطع  زنجیره خوراک

بررسی‌های دقیق در پالایشگاه‌های آسیب‌دیده نشان می‌دهد که زیرساخت‌های عمومی نظیر مخازن ذخیره‌سازی خام یا لوله‌های انتقال اولیه تخریب نشده‌اند، اما واحدهای فرآیندی با فناوری پیشرفته ضربه دیده‌اند. برج‌های تقطیر اتمسفریک و خلأ، واحدهای هیدروکراکر، ریفرمرهای کاتالیستی و به‌ویژه شبکه‌های پیچیده مبدل‌های حرارتی و اتاق‌های کنترل مرکزی، بیشترین میزان آسیب‌پذیری و توقف تولید را ثبت کرده‌اند. تعمیر یا جایگزینی این تجهیزات به دلیل نیاز به آلیاژهای ضدخوردگی خاص، کاتالیست‌های وارداتی و زمان‌بر بودن فرآیند ساخت و کالیبراسیون قطعات، گلوگاه اصلی بازسازی در ماه‌های آینده است. اما مساله حیاتی‌تر از کمبود سوخت، پیوند ارگانیک این واحدها با صنعت پتروشیمی است. از کار افتادن یک واحد ریفرمر، تنها تولید سوخت با اکتان بالا را متوقف نمی‌کند، بلکه جریان تولید مواد پایه آروماتیک (مانند بنزن، تولوئن و زایلن) و همچنین تامین نفتای سبک و سنگین برای تولید الفین‌ها (نظیر اتیلن و پروپیلن) را در مبدا خشک می‌کند. این انقطاع در زنجیره تامین خوراک مایع و گاز، مستقیما حیات مجتمع‌های پتروشیمی را که موتور محرک صادرات غیرنفتی و تامین‌کننده ارز کشور هستند، به لبه پرتگاه توقف می‌کشاند.

اثر دومینویی از تمرکز جغرافیایی تا فلج صنایع پایین‌دستی

وابستگی شدید اقتصاد ایران به درآمدهای ارزی حاصل از صادرات محصولات پتروشیمی و همچنین تمرکز جغرافیایی بیش از حد این صنایع در پهنه‌های محدودی نظیر عسلویه، ماهشهر و بندر امام، ریسک‌های سیستماتیک را در شرایط فعلی به‌شدت افزایش داده است. با افت تولید در پالایشگاه‌ها و کاهش تخصیص خوراک به پتروشیمی‌ها، یک «اثر دومینویی» در کل ساختار اقتصاد صنعتی شکل می‌گیرد. کاهش تولید پلیمرها و مواد شیمیایی پایه، تنها در شعاع چند صد کیلومتری متوقف نمی‌شود؛ بلکه بلافاصله خود را در قالب کمبود شدید مواد اولیه در صنایع بسته‌بندی مواد غذایی، کارخانجات نساجی، قطعه‌سازی خودرو، تولید لوازم خانگی و حتی صنایع حساس دارویی و تجهیزات پزشکی در سراسر کشور نشان می‌دهد. این زنجیره از اختلالات، نه تنها به افزایش تصاعدی هزینه‌های تولید داخلی، تورم سمت عرضه و ریزش آمار اشتغال در کارگاه‌های کوچک و متوسط می‌انجامد، بلکه با کاهش شدید حجم صادرات غیرنفتی، فشار مضاعفی بر تراز پرداخت‌ها وارد می‌کند. این پدیده به شکل‌گیری یک «قیچی مالی» بی‌رحم منجر می‌شود: کاهش چشمگیر درآمدهای ارزی صادراتی، دقیقا در همان مقطعی که کشور برای واردات تجهیزات جایگزین و تامین فرآورده‌های پالایشی به منابع ارزی هنگفتی نیاز دارد.

تفاوت بازسازی  فرسایشی  و احیای سریع

مرور تجربه‌های جهانی در مواجهه با بحران‌های زیرساختی در بخش انرژی، نقشه راه بسیار روشنی برای دوران آتش‌بس ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که زمان تا چه حد بی‌رحم است. در کشورهایی که فاقد استراتژی تاب‌آوری و پدافند غیرعامل بودند، بازسازی زیرساخت‌های پالایشی و پتروشیمی به یک روند به‌شدت فرسایشی و هزینه‌بر تبدیل شد؛ به گونه‌ای که برآوردها نشان می‌دهد احیای صنایع در اوکراین بین «۳ » تا «۵ » سال و بازسازی تاسیسات مشابه در عراق در دهه‌های گذشته بین «۵ » تا «۷ » سال زمان برده است. دلیل اصلی این تاخیر، وابستگی به نقشه‌های تک‌نسخه‌ای، فقدان قطعات یدکی استراتژیک و نبود مسیرهای جایگزین بود. در نقطه مقابل، تجربه موفق عربستان سعودی پس از حملات گسترده به تاسیسات بقیق و خریص قرار دارد. مدیریت بحران متمرکز، وجود زیرساخت‌های پشتیبان، مسیرهای لوله‌کشی موازی در قالب شبکه‌های عنکبوتی و مهم‌تر از همه، استفاده فوری از ظرفیت عظیم ذخایر استراتژیک، به آنها اجازه داد تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن و پیش از آنکه بازار جهانی واکنش نشان بدهد، به مدار تولید بازگردند. این تفاوت معنادار اثبات می‌کند که سرعت خروج از بحران فعلی، بیش از آنکه به حجم و تناژ خرابی‌ها بستگی داشته باشد، به معماری از پیش طراحی‌شده برای مدیریت ریسک، انعطاف‌پذیری شبکه توزیع و در دسترس بودن لجستیک پشتیبان وابسته است.

مدیریت تقاضا و تنفس مصنوعی به بازار

در روزهای طلایی، حیاتی و شکننده فعلی، مدیریت زمان با اهمیت‌ترین و کمیاب‌ترین متغیر است. اولین گام عملیاتی، انجام یک ارزیابی دقیق، ایمن و هوشمند از میزان خسارات و سپس اولویت‌بندی مهندسی برای بازگرداندن بخش‌های کمتر صدمه‌دیده به مدار تولید با حداقل ظرفیت عملیاتی ممکن است تا از خواب کامل مجتمع‌ها جلوگیری شود. همزمان، برای جلوگیری از فلج شدن صنایع پایین‌دستی، حفظ بازارهای صادراتی پتروشیمی و جلوگیری از اخراج کارگران، باید به سرعت و بدون تشریفات اداری زائد، از ذخایر استراتژیک مواد پایه استفاده کرد. راهکار فوری دیگر در حوزه اقتصاد سیاسی و دیپلماسی انرژی، فعال‌سازی گسترده قراردادهای «تهاتر» است؛ با توجه به اینکه استخراج از چاه‌های نفت آسیبی ندیده است، می‌توان نفت خام مازاد را در ازای واردات فوری فرآورده‌های پالایشی و مواد شیمیایی پایه با شرکای تجاری تهاتر کرد تا تراز بازار داخلی حفظ شده و شوک قیمتی به مصرف‌کننده نهایی وارد نشود. در کنار این تدابیر اقتصادی، ارتقای شدید، بی‌درنگ و چندلایه حفاظت فیزیکی و امنیت سایبری از مجتمع‌های باقی‌مانده، خطوط انتقال گاز و خوراک، و پایانه‌های صادراتی برای جلوگیری از هرگونه اخلال احتمالی در دوران آتش‌بس، یک الزام امنیتی و غیرقابل چشم‌پوشی است. همچنین اعمال سیاست‌های مدیریت تقاضا در داخل کشور، از جمله بهینه‌سازی مصرف سوخت در ناوگان حمل‌ونقل و سهمیه‌بندی هوشمند خوراک برای صنایع دارای ارزش افزوده بالاتر، می‌تواند زمان لازم را برای تنفس مصنوعی به بازار فراهم کند.

گذار به پتروپالایشگاه‌ها و معماری مقاوم

آتش‌بس فعلی به هیچ‌وجه نباید صرفا فرصتی برای بازگشت به نقطه صفر و بازسازی مکانیکی و طوطی‌وار تجهیزات با همان آرایش پرخطر گذشته تلقی شود؛ بلکه این یک بزنگاه تاریخی و یک نقطه عطف برای نوسازی و تغییر پارادایم در معماری صنعت نفت و گاز ایران است. راهبرد کلان در فاز بازسازی باید حرکت پرشتاب و سرمایه‌گذاری هدفمند به سمت احداث و تکمیل «پتروپالایشگاه‌ها» باشد. ادغام فرآیندهای پالایشی و پتروشیمیایی در یک مجتمع یکپارچه، علاوه بر کاهش هزینه‌های لجستیک و بهینه‌سازی خیره‌کننده مصرف انرژی، زنجیره تامین خوراک را به‌شدت در برابر تکانه‌های بیرونی، تحریم‌ها و حملات فیزیکی مقاوم می‌کند؛ زیرا محصول خروجی یک واحد مستقیما و در یک محیط ایزوله، خوراک واحد بعدی خواهد بود. از سوی دیگر، بازطراحی تاسیسات تخریب‌شده باید کاملا بر مبنای اصول بنیادین «پدافند غیرعامل» صورت گیرد. این اصول شامل تمرکززدایی جغرافیایی و دوری از تجمع صنایع در یک نقطه خاص، ایجاد خطوط لوله جایگزین و مدفون، پراکنده‌سازی مخازن استراتژیک در نقاط امن، و استفاده از سازه‌های مقاوم‌سازی شده برای اتاق‌های کنترل است. در حوزه فناوری و مدیریت ریسک نیز، بهره‌گیری از سیستم‌های پایش هوشمند، اتوماسیون پیشرفته و استفاده از فناوری «همزاد دیجیتال» برای رصد لحظه‌ای داده‌ها و شبیه‌سازی بحران‌های احتمالی در پالایشگاه‌ها، تاب‌آوری شبکه صنعتی کشور را به صورت تصاعدی و چشمگیری افزایش خواهد  داد.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها