یارانهها و اثر آنها بر عدالت اقتصادی
یارانه میتواند در شرایطی نقش یک سپر حمایتی مؤثر را ایفا کند و در شرایطی دیگر، به ابزاری پرهزینه و کماثر بدل شود که نهتنها عدالت را تقویت نمیکند، بلکه آن را تضعیف نیز میکند.
زهرا تجویدی- یارانهها ابزاری است که دولتها با توسل به آن تلاش میکنند فشارهای معیشتی را کاهش دهند، شکافهای طبقاتی را ترمیم و نوعی تعادل حداقلی در دسترسی شهروندان به کالاها و خدمات اساسی ایجاد کنند. در ایران نیز یارانهها طی دهههای گذشته نقشی محوری در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی ایفا کردهاند و عملاً به یکی از عناصر جدانشدنی زندگی روزمره مردم تبدیل شدهاند. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا یارانهها توانستهاند به هدف کلیدی خود یعنی تحقق عدالت اقتصادی نزدیک شوند، یا در عمل به عاملی برای بازتولید نابرابری و ایجاد ناکارآمدیهای گسترده تبدیل شدهاند.
درک رابطه میان یارانهها و عدالت اقتصادی نیازمند نگاهی فراتر از ارقام و بودجههاست. این رابطه به نحوه طراحی سیاستها، شیوه اجرا، ساختار اقتصادی کشور و حتی فرهنگ اقتصادی جامعه گره خورده است. یارانه میتواند در شرایطی نقش یک سپر حمایتی مؤثر را ایفا کند و در شرایطی دیگر، به ابزاری پرهزینه و کماثر بدل شود که نهتنها عدالت را تقویت نمیکند، بلکه آن را تضعیف نیز میکند.
مفهوم یارانه و جایگاه آن در سیاستگذاری اقتصادی
یارانه بهطور ساده به هرگونه کمک مستقیم یا غیرمستقیم دولت به افراد، خانوارها یا بنگاهها گفته میشود که با هدف کاهش قیمت کالا یا خدمات، افزایش قدرت خرید یا حمایت از یک بخش خاص اقتصادی انجام میگیرد. این کمک میتواند به شکل پرداخت نقدی، عرضه کالا با قیمت پایینتر از هزینه واقعی، معافیتهای مالیاتی یا حمایتهای غیرمالی باشد.
در منطق نظری اقتصاد، یارانهها اغلب با نیت اصلاح شکستهای بازار طراحی میشوند. زمانی که بازار بهتنهایی قادر نیست توزیع عادلانه منابع را تضمین کند یا دسترسی اقشار کمدرآمد به نیازهای اساسی را فراهم آورد، دولت با مداخله یارانهای وارد عمل میشود. از این منظر، یارانهها میتوانند مکملی برای سازوکار بازار و ابزاری برای نزدیک شدن به عدالت اقتصادی باشند.
اما همین ابزار در صورت طراحی نادرست یا اجرای غیرهدفمند، میتواند به منبعی برای اتلاف منابع عمومی و حتی تشدید نابرابریها تبدیل شود. به همین دلیل، بحث یارانهها همواره یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در اقتصاد سیاسی کشورها بوده است.
عدالت اقتصادی؛ مفهومی فراتر از برابری عددی
عدالت اقتصادی الزاماً به معنای برابری مطلق درآمد یا ثروت میان افراد جامعه نیست. در بسیاری از نظریههای اقتصادی و اجتماعی، عدالت به معنای فراهم بودن فرصتهای منصفانه، دسترسی برابر به خدمات پایه و حمایت ویژه از گروههای آسیبپذیر تعریف میشود. بر این اساس، وجود تفاوت درآمدی تا زمانی که ناشی از تلاش، مهارت و انتخابهای فردی باشد، لزوماً ناعادلانه تلقی نمیشود.
یارانهها دقیقاً در همین نقطه وارد میدان میشوند. آنها قرار است فاصله میان حداقلهای معیشتی و توان واقعی اقشار ضعیف را پر کنند و اجازه ندهند تفاوتهای ساختاری، به حذف گروههایی از جامعه از چرخه زندگی اقتصادی منجر شود. بنابراین، سنجش اثر یارانهها بر عدالت اقتصادی باید با این معیار انجام شود که آیا این سیاستها توانستهاند فرصتها و دسترسیها را عادلانهتر کنند یا خیر.
تاریخچهای کوتاه از یارانهها در اقتصاد ایران
در ایران، یارانهها سابقهای طولانی دارند و ریشه آنها به دهههای گذشته بازمیگردد؛ زمانی که دولت برای کنترل قیمت کالاهای اساسی و جلوگیری از فشار تورمی بر مردم، اقدام به تثبیت قیمتها و پرداخت یارانههای گسترده کرد. انرژی، نان، سوخت و برخی مواد غذایی از جمله مهمترین کالاهایی بودند که مشمول یارانه شدند.
در ابتدا، این سیاستها توانستند تا حدی ثبات قیمتی ایجاد کنند و امنیت معیشتی نسبی را برای بخش بزرگی از جامعه فراهم آورند. اما بهتدریج، با افزایش جمعیت، رشد مصرف و محدودیت منابع مالی دولت، هزینه یارانهها بهشدت افزایش یافت و به یکی از چالشهای اصلی بودجه کشور تبدیل شد.
اصلاحات یارانهای در مقاطع مختلف با هدف هدفمندتر کردن حمایتها و کاهش فشار بر بودجه عمومی مطرح شد. با این حال، هر مرحله از اصلاحات با حساسیتهای اجتماعی و اقتصادی فراوانی همراه بوده و نتایج آن همواره محل بحث بوده است.
یارانههای عمومی و مسئله نابرابری پنهان
یکی از مهمترین انتقادها به یارانههای گسترده و عمومی این است که این نوع یارانهها لزوماً به نفع اقشار کمدرآمد تمام نمیشوند. زمانی که دولت قیمت یک کالای عمومی مانند انرژی را بهصورت یارانهای پایین نگه میدارد، همه مصرفکنندگان از این یارانه بهرهمند میشوند؛ اما میزان بهرهمندی آنها یکسان نیست.
در عمل، خانوارهای پردرآمد به دلیل مصرف بیشتر، سهم بزرگتری از یارانههای عمومی را دریافت میکنند. این موضوع بهویژه در مورد یارانه انرژی بسیار برجسته است. در چنین شرایطی، سیاستی که با هدف عدالت طراحی شده، بهطور ناخواسته به بازتوزیع معکوس درآمد منجر میشود؛ یعنی منابع عمومی بیشتر به نفع کسانی مصرف میشود که نیاز کمتری به حمایت دارند.
این نابرابری پنهان یکی از دلایل اصلی طرح بحث هدفمندسازی یارانهها بوده است؛ بحثی که تلاش میکند یارانهها را از شکل کالایی و عمومی به شکل نقدی و هدفمند تغییر دهد.
پرداخت یارانه نقدی بهعنوان جایگزینی برای یارانههای کالایی، با این منطق مطرح شد که منابع مستقیماً به دست خانوارها برسد و آنها خود درباره نحوه مصرف آن تصمیم بگیرند. در نگاه نظری، این رویکرد میتواند کارایی بیشتری داشته باشد و از اتلاف منابع جلوگیری کند.
از منظر عدالت اقتصادی، یارانه نقدی این امکان را فراهم میکند که حمایتها دقیقتر به سمت اقشار کمدرآمد هدایت شوند. اما این سیاست نیز بدون چالش نیست. در شرایط تورمی، ارزش واقعی یارانه نقدی بهسرعت کاهش مییابد و قدرت حمایتی آن تضعیف میشود. اگر مبلغ یارانه متناسب با تورم تعدیل نشود، بهتدریج به رقمی نمادین تبدیل میشود که تأثیر چندانی بر معیشت خانوارها ندارد.
علاوه بر این، پرداخت یارانه نقدی به همه افراد، بدون تفکیک دقیق میان دهکهای درآمدی، میتواند همان مشکل یارانههای عمومی را در قالبی جدید بازتولید کند.
تأثیر یارانهها بر رفتار اقتصادی خانوارها
یارانهها تنها بر سطح درآمد یا قدرت خرید خانوارها اثر نمیگذارند، بلکه میتوانند رفتار اقتصادی آنها را نیز تحت تأثیر قرار دهند. زمانی که قیمت یک کالا بهصورت مصنوعی پایین نگه داشته میشود، انگیزه برای مصرف بهینه کاهش مییابد. این موضوع بهویژه در مورد انرژی و منابع طبیعی اهمیت دارد.
مصرف بالای انرژی نهتنها هزینههای اقتصادی برای دولت ایجاد میکند، بلکه پیامدهای زیستمحیطی جدی نیز به همراه دارد. از این منظر، یارانههای غیرهدفمند میتوانند به تضاد میان عدالت اقتصادی و پایداری توسعه منجر شوند؛ زیرا نسلهای آینده هزینه مصرف بیرویه امروز را پرداخت خواهند کرد.
در مقابل، اگر یارانهها بهگونهای طراحی شوند که همزمان با حمایت از اقشار آسیبپذیر، سیگنالهای قیمتی صحیح را نیز حفظ کنند، میتوانند به اصلاح رفتار مصرفی و تحقق عدالت پایدار کمک کنند.
عدالت اقتصادی تنها به توزیع درآمد میان افراد محدود نمیشود، بلکه توزیع منابع میان مناطق مختلف کشور را نیز در بر میگیرد. در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، شکافهای منطقهای قابل توجهی وجود دارد؛ شکافهایی که در دسترسی به خدمات، زیرساختها و فرصتهای شغلی نمود پیدا میکنند.
یارانههای سراسری معمولاً تفاوتهای منطقهای را در نظر نمیگیرند. در حالی که هزینه زندگی در مناطق مختلف یکسان نیست، مبلغ یارانه اغلب بهصورت برابر پرداخت میشود. این موضوع میتواند به نابرابریهای جدیدی منجر شود؛ زیرا یارانهای که در یک منطقه اثر حمایتی قابل توجهی دارد، ممکن است در منطقهای دیگر ناکافی باشد.
طراحی سیاستهای یارانهای با توجه به ویژگیهای منطقهای میتواند گامی مهم در جهت تحقق عدالت اقتصادی فراگیرتر باشد.
نقش شفافیت و اعتماد عمومی در موفقیت سیاستهای یارانهای
یکی از عوامل کلیدی در اثرگذاری یارانهها بر عدالت اقتصادی، میزان شفافیت و اعتماد عمومی است. زمانی که مردم ندانند منابع یارانهای چگونه تأمین و چگونه توزیع میشود، یا احساس کنند که این منابع بهدرستی مدیریت نمیشوند، اعتماد آنها به سیاستهای اقتصادی کاهش مییابد.
کاهش اعتماد عمومی میتواند به مقاومت اجتماعی در برابر اصلاحات یارانهای منجر شود؛ حتی اگر این اصلاحات در بلندمدت به نفع عدالت اقتصادی باشد. بنابراین، اطلاعرسانی دقیق، گفتوگوی صادقانه با جامعه و ارائه گزارشهای شفاف از نتایج سیاستها، نقشی تعیینکننده در موفقیت آنها دارد.
نباید فراموش کرد که یارانهها بهتنهایی قادر به تحقق عدالت اقتصادی نیستند. این ابزار باید در کنار سیاستهایی مانند نظام مالیاتی عادلانه، ایجاد اشتغال پایدار، توسعه آموزش و بهداشت عمومی و حمایت از تولید به کار گرفته شود. در غیاب این سیاستهای مکمل، یارانهها تنها نقش مسکنهای موقتی را ایفا خواهند کرد.
عدالت اقتصادی زمانی محقق میشود که افراد جامعه بتوانند از طریق کار و مشارکت اقتصادی، زندگی شرافتمندانهای داشته باشند و یارانهها صرفاً بهعنوان شبکه ایمنی برای عبور از شرایط دشوار عمل کنند، نه بهعنوان منبع اصلی معیشت.
یارانهها میان ضرورت و بازاندیشی
یارانهها در ذات خود نه خوباند و نه بد؛ آنچه اهمیت دارد، نحوه طراحی، اجرا و ارزیابی آنهاست. این ابزار میتواند به کاهش فقر، افزایش دسترسی به نیازهای اساسی و تقویت عدالت اقتصادی کمک کند، اما در صورت بیتوجهی به پیامدهای جانبی، ممکن است به عاملی برای اتلاف منابع، تشدید نابرابری و تضعیف انگیزههای تولیدی تبدیل شود.
بازاندیشی در سیاستهای یارانهای، با تکیه بر دادههای واقعی، تحلیلهای دقیق و مشارکت اجتماعی، میتواند راه را برای استفاده مؤثرتر از این ابزار هموار کند. عدالت اقتصادی هدفی پیچیده و چندبعدی است و یارانهها تنها یکی از ابزارهای رسیدن به آن هستند؛ ابزاری که اگر بهدرستی به کار گرفته شود، میتواند نقشی مثبت و ماندگار در بهبود زندگی مردم ایفا کند.
دیدگاه تان را بنویسید