کد خبر: 530788

تجربیات خاص یک نابینا از تحصیل

از زخم‌شدن دست‌ها و کتاب‌های صوتی تا روزگار راحت‌تر کنونی با خط بریل

پریروز، ۴ژانویه، سالروز تولد لویی بریل در تقویم‌های جهانی، روز جهانی بریل نامگذاری شده است.

احسان دلبندی، مدرس فن بیان و گویندگی، در یادداشتی در اعتماد نوشت:

پریروز، ۴ژانویه، سالروز تولد لویی بریل در تقویم‌های جهانی، روز جهانی بریل نامگذاری شده است. «لویی بریل» (Louis Braille) در روز چهارم ژانویۀ سال ۱۸۰۹میلادی زاده شد و در پاریس پرورش یافت. او که از همان اوان کودکى نابینا شده بود، بر‌خلاف معمول آن زمان که کمتر کسی به آموزش نابینایان توجه داشت، با بهره‌گیری از تلاش‌های پیگیرا‌نه، توانست خط عادی را به صورت برجسته بیاموزد و مانند همسالان خود بخواند و بنویسد. بریل در طول تحصیلات خود به این نتیجه رسید که خواندن و نوشتن به خط عادی برای نابینایان مشکل است.

این بود که با کوششی شبانه‌روزى، توانست در شانزده‌سالگی خطی اختراع کند که هم‌اکنون پایۀ سواد صدها‌هزار نابینا در سراسر جهان است. بنا بر آمار یونسکو، دوازده‌‌میلیون انسان در سراسر جهان نابینا هستند که متأسفانه فقط حدود پنج درصد آنها با خط بریل آشنایی دارند.

بیش ۱۸۰سال از اختراع خط بریل می‌گذرد، ولی هنوز عدۀ بسیاری هستند که خط نابینایان را بین‌المللی تصور مى‌کنند. آنها در مقایسه با ناشنوایان، که دارای یک زبان اشاره‌ مانند زبانی بین‌المللی هستند، خط نابینایان را هم بین‌المللی مى‌پندارند.

بریل خط خود را بر پایۀ شکل‌های مختلفی بنا کرده که از ترکیب یک تا شش نقطه تشکیل مى‌شود. به این ترتیب، الفبای هر خطی، خواه لاتین، عربی یا چینى با قراردادهای مشخص هر خط، کُدگذاری مى‌شود. برای نمونه، پنج نقطه که سه ضلع یک مستطیل را تشکیل می‌دهند، در خط فارسی با«صاد»، در خط لاتین با «و» و در زمینۀ تجاری با علامت «&» مشخص می‌شود. 

معمولا اولین تجربه هر فرد از آموزش الفبای زبان مادری‌اش می‌تواند حیجان‌انگیز و دلچسب باشد، اما ماجرا برای منی که یک فرد نابینا هستم فرق می‌کرد. من مجبور بودم با سوزنی که با آن نقطه‌های خط بریل تشکیل می‌شود، الفبا را بیاموزم و بنویسم و چون کارکردن با آن آزاردهنده است، مدام انگشتانم زخم می‌شد یا دستم عرق می‌کرد و این موضوع باعث دلسردی من از آموزش، مدرسه و درس می‌شد طوری که برای یک صفحه نوشتن از تکالیفم، نمی‌دانستم کی شب می‌رسید!

اول راهنمایی که وارد مدرسه شهید محبی تهران-که به گفته خودشان بهترین مدرسه خاورمیانه است- شدم اوضاع کمی فرق کرد. آنجا به هرکس یک ماشین پرکینز می‌دادند که دیگر نیازی به قلم سوزنی نبود و این دستگاه با کلیدهایی که روی خودش داشت، نوشتن را برایم آسان‌تر کرده بود. آنجا دو منبع داشتیم برای درس خواندن؛ برای بعضی دروس کتاب با خط بریل بود و برای بعضی دروس هم کتاب‌ها صوتی بودند

اما ماجرا باز هم سخت بود چون به دلیل کمبود نوارهای کاست، ما مجبور می‌شدیم تا هر کاست را سه یا چهار نفری استفاده کنیم و بنابراین زمان استفاده من از آن نوار، محدود بود و رمقی برای مطالعه نمی‌ماند. انگار که قرار نبود من با درس و مطالعه آشتی کنم.

در دبیرستان رابطه من و درس‌خواندن شکرآب‌تر هم شد.

در دبیرستان کتاب‌های بریل نمی‌دانم به چه بهانه‌ای دیر به دست ما می‌رسید. مثلا من کنکور داشتم و تازه عید، کتاب‌های تحصیلی‌مان به مدرسه رسید. نمی‌دانم مسئولین ذیربط حقوق‌هایشان هم اینقدر دیر به دستشان رسید یا نه، ولی باز هم کتاب‌ها کافی نبود. گاهی مجبور بودیم در یک کلاس ۱۷-۱۸نفره از یک کتاب استفاده کنیم چون کتاب‌ها کافی نبودند یا از کتاب‌های سال‌های گذشته مطالعه کنیم؛ البته اگر در ته انباری مدرسه پیدا می‌کردیم که اگر هم پیدا می‌کردیم مباحث عوض شده بود و چندان فایده‌ای نداشت.

با این حال من همان ۳ماهی که مانده بود تا کنکور خواندم و به لطف خدا دانشگاه سراسری تهران قبول شدم.

در کشورهای پیشرفته نه‌تنها سیستم آموزشی برای نابینایان پیشرفته‌تر است بلکه آنها در امور روزمره هم از خط بریل استفاده می‌کنند. به طور مثال روی محصولاتشان به خط بریل هم محتوای آنها را می‌نویسند یا روی داروها اطلاعات را به خط بریل قرار می‌دهند تا فرد نابینا از این خط استفاده کند و مستقل باشد.

کاش در کشور ما هم فکری به این موضوع می‌کردند مثلا در ایستگاه مترو با قراردادن خط بریل روی تابلوها باعث راحتی و استقلال یک فرد نابینا می‌شدند یا مسئولین از خودمان می‌پرسیدند که چه استفاده‌هایی کجا و به چه شکل از خط نابینایان کنند. افسوس که از این روز هم مانند باقی روزها به عنوان یک یادبود و گرامیداشت استفاده می‌کنند و تمام.

نمی‌دانم شاید مسئولین احساس خطر می‌کنند از اینکه پل ارتباطی ما نابینایان محکم‌تر شود. البته امروز به لطف سیستم گویا، نوشته‌های خودم را در ورد لپتاپ می‌نویسم و استفاده می‌کنم ولی چیزی جای نوشتن با و خواندن با لمس را برایم نمی‌گیرد. این مسئولین چشم نداشتند ما را با هم ببینند. روحت شاد لویی بریلِ عزیزم!

دیدگاه تان را بنویسید

 

ویدیو پیشنهادی