کد خبر: 787130
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۸ ۰۸:۵۵:۱۷
| |

حملات پیش‌دستانه ایران به آمریکا چقدر محتمل است؟

رحمن قهرمانپور در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره گسترش تنش‌های منطقه‌ای و احتمال شکل‌گیری ائتلافی علیه کشورمان گفت: اقدام حوثی‌ها احتمالا بخشی از «استراتژی پیش‌دستانه» ایران است تا در صورت اقدام نظامی امریکا، دامنه جغرافیایی جنگ را گسترش دهد.

حملات پیش‌دستانه ایران به آمریکا چقدر محتمل است؟
کد خبر: 787130
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۸ ۰۸:۵۵:۱۷

واشنگتن به ‌دنبال اجرای نوعی «جنگ ترکیبی» شامل تحریم، محاصره دریایی و حملات نظامی محدود است تا با کاهش تاب‌آوری ایران، تهران را به پذیرش امتیازهای بیشتر وادار کند. در مقابل، ایران ممکن است با اتخاذ رویکردی پیش‌دستانه و گسترش جغرافیایی تنش، اثرگذاری فشارهای امریکا را کاهش دهد؛ درحالی که تردید متحدان واشنگتن نسبت به رویکرد معامله‌محور ترامپ، شکل‌گیری ائتلاف گسترده علیه تهران را دشوار می‌کند.

به گزارش اعتماد، رحمن قهرمانپور، پژوهشگر ارشد روابط بین‌الملل و کارشناس سیاست خارجی، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» مبنی بر اینکه سفر برد کوپر، فرمانده سنتکام، به منطقه و دیدار او با رهبران کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و اسراییل با چه هدفی انجام شده است، گفت: درباره این سفر چند نکته اهمیت دارد؛ نخست باید درنظر داشت که اسراییل چند سالی است به حوزه عملیاتی «سنتکام» پیوسته و در ساختار نظامی امریکا در خاورمیانه حضور دارد. در‌نتیجه، همکاری، اشتراک‌گذاری و هم‌رسانی اطلاعات نظامی میان اسراییل و کشورهای منطقه با هماهنگی امریکا جریان دارد. او افزود: این دیدارها «دوره‌ای» است و به‌ طور مداوم برای هماهنگ‌سازی اقدامات نظامی و دفاعی برگزار می‌شود. امریکا در این میان نقش «هماهنگ‌کننده» را برعهده دارد و تلاش می‌کند ارتباط میان بازیگران منطقه‌ای در حوزه‌های اطلاعاتی و دفاعی را تقویت کند.  قهرمانپور ادامه داد: امریکا و اسراییل از سال‌ها پیش می‌کوشند یک «سامانه دفاع موشکی یکپارچه» در منطقه ایجاد کنند؛ سامانه‌ای که شبکه‌های دفاعی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را به اسراییل و اردن متصل کند. امریکا در پیشبرد این طرح نقش اصلی دارد و در حمله به ایران نیز تلاش شد از این ظرفیت استفاده شود و آن را به‌روزرسانی کنند.  این تحلیلگر مسائل بین‌الملل تصریح کرد: احتمالا یکی از محورهای مهم سفر اخیر کوپر، ادامه همکاری برای تقویت توان دفاع موشکی «همگرا»، مشترک و یکپارچه میان امریکا و کشورهای منطقه است. این موضوع با آمادگی احتمالی امریکا و اسراییل برای اقدام نظامی دوباره علیه ایران نیز بی‌ارتباط نیست، زیرا آنها می‌کوشند در صورت وقوع چنین سناریویی، میان رادارهای نظامی، سپرهای موشکی و دیگر سازوکارهای دفاعی خود هماهنگی بیشتری ایجاد کنند.

ترامپ به دنبال جنگ ترکیبی علیه ایران است

قهرمانپور در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره طرح ادعایی امریکا مبنی بر اعمال تحریم‌هایی که «بی‌سابقه» خوانده و همچنین کنش‌های نظامی این بازیگر در منطقه و ادعای محاصره دریایی و زمینی ایران و پیامدهایش گفت: این اظهارات تازه نیست. ‌وزیر خزانه‌داری امریکا چند هفته پیش نیز اعلام کرده بود که واشنگتن فشارهای اقتصادی بر ایران را افزایش خواهد داد. این مواضع، در کنار سخنان ترامپ، نشان می‌دهد دولت امریکا احتمالا تا انتخابات میان‌دوره‌ای به ‌دنبال اجرای شکلی از «جنگ ترکیبی محدود» علیه ایران است؛ راهبردی که در آن «محاصره دریایی»، تحریم‌ها و ضربات محدود نظامی به‌ طور همزمان به کار گرفته می‌شوند.  این پژوهشگر ارشد روابط بین‌الملل ادامه داد: در این چارچوب، تحریم‌ها و محاصره تشدید می‌شود و پاسخ امریکا به اقدامات ایران نیز ممکن است از نظر شدت بیشتر یا حتی نامتناسب با واکنش تهران باشد تا اثر بازدارنده ایجاد کند.  قهرمانپور در ادامه تصریح کرد: از آنجا که ترامپ تا انتخابات میان‌دوره‌ای با محدودیت‌های جدی برای آغاز یک جنگ فراگیر دیگر روبه‌رو است، احتمال پیگیری این راهبرد تقویت می‌شود. «جنگ ترکیبی محدود» شامل اقدام‌های نظامی محدود، افزایش فشارهای تحریمی، تشدید محاصره و اعمال محدودیت‌های مالی و معاملاتی علیه ایران خواهد بود.او گفت هدف نهایی این اقدامات، افزایش فشار بر ایران و کاهش «تاب‌آوری» آن است تا واشنگتن بتواند، به تعبیر ترامپ، تهران را به دادن امتیازهای بیشتر وادار کند.

تهران و واشنگتن تاب‌آوری یکدیگر را می‌آزمایند

قهرمانپور در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره واکنش احتمالی ایران به استراتژی دوگانه ایالات‌متحده خاطرنشان کرد: همان‌طور که در پاسخ پیشین نیز اشاره شد، امریکا شکلی از فشار اقتصادی و فشار نظامی را به‌صورت توأمان پیش می‌برد.

او افزود: این سیاست را باید ذیل «مسابقه تاب‌آوری» میان ایران و امریکا فهم کرد. امریکایی‌ها معتقدند اگر بتوانند تاب‌آوری ایران را با سرعت بیشتری کاهش دهند، تمایل تهران برای دادن امتیاز و رسیدن به یک «توافق جامع» افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل، این رویکرد در دستور کار دولت ترامپ قرار گرفته است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل ادامه داد: در چند هفته اخیر، این بحث نیز مطرح شده که ایران ممکن است سیاستی تهاجمی‌تر در پیش بگیرد؛ به این معنا که برای جلوگیری از اثرگذاری بیشتر راهبرد امریکا، به مجموعه‌ای از اقدامات پیش‌دستانه روی آورد.  قهرمانپور گفت: هدف احتمالی چنین اقداماتی آن است که سیاست دولت ترامپ به نتیجه مطلوب خود نرسد و فشارهای همزمان اقتصادی و نظامی نتواند تهران را به دادن امتیازهای بیشتر وادار کند.

معمای خروج از بحران

قهرمانپور در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثیر انتشار اخباری چون کاهش مهمات یا هراس ترامپ از باخت در انتخابات میان‌دوره‌ای و تاثیر این متغیرها بر استراتژی دو بازیگر گفت: خبرهای متعددی که درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی امریکا منتشر شده، نشان می‌دهد اصل این ادعا درست است؛ هرچند از میزان و کمیت دقیق آن اطلاعاتی در دست نیست، زیرا این موضوعات ماهیت محرمانه دارند. او افزود: با درجه قابل قبولی از اطمینان می‌توان گفت ذخایر موشک‌های «تاد» و «پاتریوت» امریکا، که از مهم‌ترین موشک‌های رهگیر این کشور هستند، به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته است. جایگزین کردن آنها نیز با توجه به زیرساخت‌های دفاعی موجود و فناوری بسیار پیشرفته به‌کاررفته در این موشک‌ها، زمان‌بر است. برآوردها نشان می‌دهد جبران این کمبود می‌تواند از یک تا سه سال طول بکشد.  قهرمانپور ادامه داد: امریکا همچنین شمار زیادی موشک «تام‌هاوک» مصرف کرده است؛ موشک‌هایی که برای نیروی دریایی امریکا اهمیت اساسی و راهبردی دارند. بنابراین، فرض کاهش ذخایر تسلیحاتی امریکا را باید جدی گرفت.

این پژوهشگر ارشد روابط بین‌الملل گفت: در عین حال، دو سناریو مطرح است. سناریوی نخست می‌گوید کاهش ذخایر الزاما مانع حمله امریکا نخواهد شد. وزارت دفاع بودجه بیشتری درخواست کرده و مذاکراتی با شرکت «لاکهید مارتین» برای افزایش سرعت تولید موشک‌ها انجام شده است. بر پایه این سناریو، امریکا تلاش می‌کند کمبودهای خود را جبران کند تا برای اقدام نظامی بعدی آماده شود. او افزود: سناریوی دوم بر دشواری جبران این کاهش تاکید می‌کند و نتیجه می‌گیرد دولت ترامپ باید به‌دنبال راهبرد خروج از بحران باشد. درباره چگونگی خروج نیز اختلاف‌نظر وجود دارد؛ برخی، مانند «دکین»، معتقدند امریکا باید ضربه‌ای «رعدآسا» به ایران وارد کند و سپس از منازعه خارج شود. گروهی دیگر بر این باورند که نیازی به چنین ضربه نظامی نیست و امریکا باید به ‌تدریج امتیازهایی به ایران بدهد تا از بحران خارج شود.

امریکا تلاش دارد وضعیت نه صلح و نه جنگ را ادامه دهد

قهرمانپور در ادامه پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره پیامدهای کاهش ذخایر تسلیحاتی امریکا و راهبرد خروج واشنگتن از بحران خاطرنشان کرد: مخالفان «استراتژی خروج» معتقدند: اگر امریکا بدون کسب یک پیروزی مشخص و حداقلی از این بحران خارج شود، اعتبارش هم در سطح منطقه‌ای و هم در سطح جهانی خدشه‌دار خواهد شد. بر همین مبنا، این گروه بر این باورند که امریکا نمی‌تواند بدون دستیابی به دست‌کم یک پیروزی از بحران خارج شود. از این رو، توصیه می‌کنند واشنگتن یا صبر کند یا یک اقدام نظامی انجام دهد، سپس اعلام پیروزی کند و از منازعه خارج شود.  این تحلیلگر مسائل بین‌الملل ادامه داد: این بحث‌ها همچنان در امریکا جریان دارد. به نظر می‌رسد دولت ترامپ فعلا ترکیبی از این دیدگاه‌ها را در دستور کار قرار داده؛ یعنی نه به ‌دنبال یک جنگ تمام‌عیار است و نه قصد خروج فوری از بحران را دارد. قهرمانپور تصریح کرد: دولت ترامپ می‌کوشد با تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی و نیز «محاصره دریایی»، تاب‌آوری ایران را کاهش دهد تا زمینه برای دادن امتیازهای بیشتر ازسوی تهران فراهم شود.

شاید ایران از استراتژی پیش‌دستانه پیروی کند

قهرمانپور در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره گسترش تنش‌های منطقه‌ای و احتمال شکل‌گیری ائتلافی علیه کشورمان گفت: اقدام حوثی‌ها احتمالا بخشی از «استراتژی پیش‌دستانه» ایران است تا در صورت اقدام نظامی امریکا، دامنه جغرافیایی جنگ را گسترش دهد. اگر رویکرد جدید دولت ترامپ، یعنی «جنگ ترکیبی محدود» شامل فشار اقتصادی، محاصره و اقدام نظامی محدود، تقویت یا تشدید شود، ایران می‌تواند از طریق گسترش جغرافیایی جنگ، اثرگذاری این راهبرد را کاهش دهد. قهرمانپور افزود: در بررسی پیامدهای گسترش جغرافیایی جنگ، نخست باید مشخص شود اقدام ایران «پیش‌دستانه» است یا واکنشی در برابر اقدام امریکا. این موضوع اهمیت زیادی دارد. اگر اقدام ایران پیش‌دستانه باشد، به این معناست که تهران از پیش‌طراحی مشخصی برای فشار بر امریکا داشته و این روند ممکن است ادامه‌دار باشد. اما اگر بستن باب‌المندب صرفا واکنشی به اقدام نظامی محدود امریکا باشد، احتمالاً مدت آن کوتاه‌تر خواهد بود و به یک وضعیت طولانی‌مدت تبدیل نمی‌شود. این تحلیلگر مسائل بین‌الملل گفت: پرسش دیگر این است که آیا چنین اقدامی به شکل‌گیری ائتلاف بین‌المللی علیه ایران منجر می‌شود یا نه. در شرایط فعلی، حتی متحدان امریکا، ازجمله کره‌جنوبی، ژاپن و کشورهای اروپایی، درباره اقدامات ترامپ ملاحظات جدی دارند.  آنها معتقدند ترامپ سیاستمداری «استراتژیک» با دیدگاه بلندمدت و برنامه‌ای روشن درباره ایران نیست. این متحدان نگرانند که اگر به ‌دنبال ترامپ وارد منازعه با ایران شوند، پس از پایان دولت او با دشواری در روابط با تهران روبه‌رو شوند. حتی پیش از پایان ریاست‌جمهوری ترامپ نیز اطمینان ندارند که او به تعهدات و وعده‌های خود پایبند بماند؛ زیرا ممکن است بحران یا ائتلاف بین‌المللی را به سود خود مصادره کند و پس از رسیدن به اهدافش، متحدان را کنار بگذارد.‌ او تصریح کرد: نمونه چنین رفتاری را می‌توان در خاورمیانه دید؛ امریکا در روند صلح غزه، توجه چندانی به بریتانیا و متحدان سنتی خود نداشت و بیشتر به سمت معامله با کشورهایی مانند قطر و ترکیه رفت. از منظر نظری، متحدان امریکا سیاست ترامپ را نه سیاستی با اهداف بلندمدت و معین، بلکه سیاستی «معامله‌ای» می‌دانند که بر دستاوردهای کوتاه‌مدت متمرکز است. نگرانی آنها این است که ترامپ پس از رسیدن به معامله مطلوب خود، آنها را کنار بگذارد و هزینه دشواری روابط با ایران برعهده همان متحدان باقی بماند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها