کد خبر: 775806
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۱ ۰۸:۳۵:۰۰
| |

آمریکا چه نقشه‌ای برای آزادسازی پول‌های بلوکه شده ایران دارد؟

امیرعلی ابوالفتح گفت: در موضوع آزادسازی دارایی‌های ایران نیز ابهام‌های فراوانی وجود دارد. حتی اگر فرض شود دولت امریکا با برخی اشکال محدود از دسترسی ایران به منابع مالی خود موافقت کند، همچنان پرسش‌های مهمی درباره نحوه اجرا، دامنه این دسترسی و چارچوب حقوقی آن باقی خواهد ماند. برای مثال، ممکن است این دسترسی صرفا در قالب خرید کالاهای مشخص یا مصارف محدود تعریف شود که در عمل تفاوت چندانی با برخی سازوکارهای پیشین نداشته باشد.

آمریکا چه نقشه‌ای برای آزادسازی پول‌های بلوکه شده ایران دارد؟
کد خبر: 775806
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۱ ۰۸:۳۵:۰۰

حدیث روشنی-در شرایطی که روند تبادل پیام میان ایران و ایالات‌متحده وارد مرحله‌ای پیچیده و چندلایه شده، خبرگزاری صداوسیما جزییات غیررسمی تازه‌ای از یک «یادداشت تفاهم» منتشر کرده که در صورت تایید، می‌تواند یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های پیشنهادی در سال‌های اخیر باشد.

به گزارش اعتماد،  این گزارش همزمان با موجی از تحولات دیپلماتیک و رسانه‌ای منتشر شده که از یک‌سو از نزدیکی نسبی دوطرف به توافق سخن می‌گوید و ازسوی دیگر بر اختلافات جدی در جزییات تاکید دارد. براساس این متن غیررسمی منتشر شده، یکی از محورهای اصلی تفاهم، بازتعریف قواعد عبور و مرور در تنگه هرمز است؛ به‌ گونه‌ای که ایران به عنوان مرجع تشخیص ماهیت شناورهای عبوری تعریف شده و اختیار بررسی، توقف یا منع عبور کشتی‌های دارای محموله تهدیدآمیز یا مرتبط با طرف‌های خصمانه را دراختیار خواهد داشت. همچنین تعیین مسیرهای ناوبری، دریافت هزینه خدمات دریایی و الزام شناورها به ارایه اطلاعات دقیق محموله، مالکیت و مقصد از دیگر بندهای مطرح‌شده در این چارچوب عنوان شده است. در کنار این موضوع، گزارش‌ها از توافق اولیه برای آزادسازی حدود ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه ‌شده ایران در بازه ۶۰ روزه حکایت دارد؛ اقدامی که به باور تحلیلگران در صورت اجرا می‌تواند یکی از مهم‌ترین گشایش‌های اقتصادی در روابط دوطرف طی سال‌های اخیر باشد. در همین راستا و در سطح سیاسی، دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا با وجود ادعای نزدیک بودن توافق، همچنان بر خطوط قرمز هسته‌ای پافشاری کرده و از اصلاح برخی بندهای پیش‌نویس خبر داده است. همزمان گزارش‌های رسانه‌ای ازجمله نیویورک‌تایمز و اکسیوس نشان می‌دهد اختلافات بر سر جزییات توافق، به‌ ویژه در حوزه برنامه هسته‌ای و نحوه آزادسازی منابع مالی، همچنان پابرجاست و مذاکرات را درگیر چالش‌های جدید کرده است. در همین رابطه و به ادعای برخی ناظران در مجموع، آنچه اکنون در جریان است نه یک توافق نهایی، بلکه چارچوبی غیررسمی و در حال بازنویسی است که از یک‌سو می‌تواند مسیر تنش‌زدایی را هموار کند و ازسوی دیگر، در صورت عدم جمع‌بندی در حوزه ساز و کار رفع اختلافات، احتمال بازگشت به چرخه تشدید تنش‌ها را به همراه خواهد داشت؛ وضعیتی که نشان می‌دهد سرنوشت پرونده همچنان در نقطه‌ای میان توافق و ابهام قرار دارد. بر این اساس روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی متغیرهای مهم و تاثیرگذار بر آینده تنش‌ها میان تهران و واشنگتن و سناریوهای احتمالی حاصل از این تحولات با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا گفت‌وگو کرده است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید: 

امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا در پاسخ به پرسش «اعتماد» پیرامون آخرین نتایج حاصل از مذاکرات ایران و امریکا و امضای احتمالی یادداشت تفاهم میان طرفین گفت: واقعیت این است که من به اطلاعات طبقه‌بندی ‌شده یا جزییات مذاکرات دسترسی ندارم و طبیعتا از محتوای گفت‌وگوهای درون اتاق مذاکره یا پیام‌هایی که میان طرفین رد و بدل می‌شود بی‌اطلاع هستم. اطلاعاتی که دراختیار دارم همان داده‌هایی است که از طریق رسانه‌ها منتشر می‌شود؛ رسانه‌هایی که اغلب روایت‌های متفاوت، گاه متناقض و در بسیاری نیز موارد ناقصی از روند مذاکرات ارایه می‌کنند، چراکه به نظر می‌رسد هر رسانه نیز براساس تحلیل یا برداشت خود بخشی از موضوع را برجسته می‌کند و فهرستی از موارد اختلاف را مطرح می‌سازد.  به باور ابوالفتح با این همه آنچه در مجموع به نظر می‌رسد این است که اختلافات میان تهران و واشنگتن بر سر تمامی مفاد این طرحی که ادعا شده به عنوان مبنای مذاکراتی تدوین شده همچنان گسترده است. به واقع، حتی بر سر اصول و چارچوب‌های اولیه نیز اختلاف‌نظر وجود دارد و هنوز مشخص نیست که آیا طرفین خواهند توانست بر سر مبنای لازم برای رسیدن به توافق به جمع‌بندی برسند یا خیر. فراتر از این مساله، مجموعه‌ای از اختلافات قدیمی و جدید نیز همچنان پابرجاست. این تحلیلگر ارشد مسائل امریکا در ادامه گفت‌وگوی خود با «اعتماد» خاطرنشان کرد: ازسوی دیگر نکته‌ای که وجود دارد این است که با دولتی در امریکا مواجه هستیم که مواضع آن، دست‌کم از منظر بیرونی، در بسیاری موارد متغیر و گاه متناقض به نظر می‌رسد. اظهارات و خواسته‌هایی که از سوی رییس‌جمهور امریکا مطرح می‌شود، در مقاطع مختلف تفاوت‌هایی داشته و همین موضوع ارزیابی دقیق اهداف و مطالبات واشنگتن را دشوار کرده است. البته بخشی از این رفتار می‌تواند در چارچوب تاکتیک‌های مذاکره و تلاش برای افزایش اهرم فشار قابل تفسیر باشد، اما به هر حال این نوسان در مواضع تنها به موضوع ایران محدود نیست و در قبال برخی دیگر از کشورها نیز مشاهده شده است. ابوالفتح در ادامه اشاره کرد که به عنوان مثال، در مقاطع مختلف اظهارات متفاوتی درباره روند مذاکرات و موضوعات مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران مطرح شده که تصویر روشنی از وضعیت موجود ارایه نمی‌دهد. به همین دلیل، تنها نکته‌ای که در حال حاضر می‌توان با اطمینان درباره آن سخن گفت این است که هنوز توافقی حاصل نشده است. بر همین اساس، شخصا نسبت به دستیابی به توافق خوش‌بینی زیادی ندارم. حتی رسیدن به یک تفاهم اولیه نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو است و دستیابی به یک توافق جامع و نهایی مستلزم تحولات و گشایش‌های مهمی در روند مذاکرات خواهد بود. ابوالفتح در ادامه و با اشاره به مساله آزادسازی اموال بلوکه شده ایران توسط امریکا به عنوان یکی از نقاط مورد اختلاف میان طرفین به «اعتماد» گفت: درباره این موضوع روایت‌ها و گمانه‌زنی‌های متفاوتی وجود دارد. برخی این مساله را نشانه‌ای از احتمال انعطاف‌پذیری بیشتر در روند مذاکرات می‌دانند و برخی دیگر معتقدند که هنوز نمی‌توان آن را نشانه‌ای از تغییر رویکرد طرف امریکایی تلقی کرد. در عین حال، مقام‌های امریکایی اعلام کرده‌اند که در شرایط فعلی بحثی درباره انتقال یا آزادسازی منابع مالی ایران مطرح نیست.  به باور من همچنان باید با احتیاط به این موضوع نگاه کرد. حتی اگر در برخی حوزه‌ها نشانه‌هایی از انعطاف دیده شود، این مساله لزوما به معنای فراهم شدن زمینه برای توافق در سایر موضوعات نیست.

 به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی اگر به تجربه برجام رجوع کنیم، اساس توافق بر مجموعه‌ای از تعهدات متقابل استوار بود؛ ایران اقداماتی را انجام می‌داد و در مقابل، امریکا و سایر طرف‌ها نیز تعهداتی را برعهده می‌گرفتند. اما آنچه از مواضع دولت ترامپ برداشت می‌شود، این است که نگاه متفاوتی نسبت به این الگو دارد. به نظر می‌رسد واشنگتن انتظار دارد ایران امتیازهای قابل‌توجهی ارایه کند، درحالی که درباره نوع و میزان امتیازهای متقابل، هنوز تصویر روشنی ارایه نشده است. ابوالفتح در ادامه تصریح کرد: بنابراین در موضوع آزادسازی دارایی‌های ایران نیز ابهام‌های فراوانی وجود دارد. حتی اگر فرض شود دولت امریکا با برخی اشکال محدود از دسترسی ایران به منابع مالی خود موافقت کند، همچنان پرسش‌های مهمی درباره نحوه اجرا، دامنه این دسترسی و چارچوب حقوقی آن باقی خواهد ماند. برای مثال، ممکن است این دسترسی صرفا در قالب خرید کالاهای مشخص یا مصارف محدود تعریف شود که در عمل تفاوت چندانی با برخی سازوکارهای پیشین نداشته باشد. نکته مهم‌تر اما موانع حقوقی و سیاسی در داخل امریکا است. براساس قوانین و سازوکارهای موجود، بسیاری از تصمیم‌های مرتبط با تحریم‌ها و معافیت‌های تحریمی صرفا به اراده رییس‌جمهور وابسته نیست و نقش کنگره در این زمینه بسیار تعیین‌کننده است. به همین دلیل، حتی اگر دولت امریکا با برخی امتیازها یا تسهیلات برای ایران موافقت کند، تضمینی وجود ندارد که این تصمیم‌ها در مراحل بعدی با مانع سیاسی یا قانونی مواجه نشوند. این کارشناس مسائل امریکا در ادامه خاطرنشان کرد: از این منظر، اتکای صرف به اختیارات رییس‌جمهور امریکا برای حل مسائل پیچیده‌ای مانند رفع تحریم‌ها یا آزادسازی گسترده دارایی‌های ایران چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. فضای سیاسی حاکم بر کنگره امریکا، چه در میان جمهوری‌خواهان و چه در میان بخشی از دموکرات‌ها، همچنان نسبت به هرگونه توافق گسترده با ایران حساسیت‌های قابل‌توجهی دارد و همین مساله، دستیابی به یک توافق پایدار و قابل اتکا را با دشواری‌های جدی روبه‌رو می‌کند. ابوالفتح در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با دیگر موارد اختلافی ازجمله ساز و کار جدید اعمال قدرت در تنگه هرمز و مبحث انتقال مواد غنی شده 60درصدی گفت: موضوعاتی مانند تنگه هرمز یا ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، ازجمله پرونده‌هایی هستند که در فضای رسانه‌ای و تحلیلی درباره آنها بحث‌های فراوانی مطرح می‌شود.  برخی تحلیلگران معتقدند ذخایر اورانیوم با غنای بالا یکی از مهم‌ترین اهرم‌های چانه‌زنی ایران در مذاکرات است و به همین دلیل نیز به یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که مولفه‌های ژئوپلیتیکی و امنیتی، ازجمله موقعیت راهبردی ایران در منطقه و نقش کشورمان در مدیریت تنگه هرمز در امنیت انرژی جهان نیز در محاسبات طرف‌های مقابل تاثیرگذار است. با این حال، به اعتقاد من، مساله اصلی فراتر از این ابزارها و اهرم‌هاست. به بیانی دیگر اختلافات موجود میان تهران و واشنگتن صرفا به یک یا دو موضوع محدود نمی‌شود، بلکه به سطحی عمیق‌تر از اختلافات راهبردی میان دوطرف بازمی‌گردد. از نگاه امریکا و برخی متحدانش، موضوع برنامه موشکی، توانمندی‌های دفاعی و نقش منطقه‌ای ایران همچنان از مسائل مورد توجه بعد از عبور از مساله هسته‌ای به شمار می‌رود و به همین دلیل دامنه اختلافات بسیار گسترده‌تر از پرونده هسته‌ای است.  این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه به «اعتماد» گفت: واقعیت این است که در طول سال‌های گذشته، ایران نشان داده که از ظرفیت‌های دفاعی و بازدارندگی قابل‌توجهی برخوردار است و همین مساله در محاسبات امنیتی طرف‌های مختلف جایگاه مهمی دارد، به همین دلیل نیز بخشی از فشارها و مطالبات مطرح‌ شده ازسوی امریکا، صرفا به موضوع هسته‌ای محدود نمی‌شود. ازسوی دیگر، آنچه از مواضع دولت ترامپ برداشت می‌شود این است که واشنگتن تلاش دارد در مذاکرات، مطالبات حداکثری خود را دنبال کند، به همین دلیل برخی ناظران معتقدند حتی در صورت ارایه امتیاز یا انعطاف ازسوی ایران، تضمینی وجود ندارد که همه اختلافات حل‌وفصل شود یا مطالبات جدیدی مطرح نشود. این برداشت موجب شده است که چشم‌انداز دستیابی به توافقی پایدار همچنان با ابهام‌های جدی همراه باشد. به باور ابوالفتح بر همین اساس، من تصور نمی‌کنم که صرفا با اتکا به یک یا دو اهرم مذاکره بتوان به نقطه عطف تعیین‌کننده‌ای رسید. مساله اصلی به نحوه نگاه طرفین به چارچوب توافق و سطح انتظارات آنها بازمی‌گردد. تا زمانی که درباره این موضوعات بنیادی تفاهمی شکل نگیرد، احتمال تداوم اختلافات و دشوار شدن مسیر دستیابی به توافق همچنان وجود خواهد داشت. این کارشناس مسائل امریکا در ادامه و در رابطه با ادعاها درخصوص انتقال مواد غنی ‌شده به کشوری ثالث ازجمله چین به «اعتماد» گفت: این قبیل ادعاها در حد گمانه‌زنی است اما واقعیتی که وجود دارد این است که ترامپ تمایلی ندارد برای کشور ثالثی مانند چین در این رابطه نقشی قائل شود، چراکه به نظر می‌رسد طرف امریکایی در روند مذاکرات شروطی را مطرح می‌کند که عملا رسیدن به توافق را دشوار می‌سازد. به بیان دیگر، این دیدگاه وجود دارد که برخی از این شروط به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که امکان توافق را محدود یا پیچیده کنند، درحالی که در ظاهر، مذاکرات همچنان در جریان است. در همین چارچوب، اشاره می‌شود که بخشی از خواسته‌های مطرح‌ شده ازسوی دونالد ترامپ و تیم همراه او صرفا به موضوع ایران محدود نیست و ابعاد منطقه‌ای گسترده‌تری دارد.  به گفته ابوالفتح برای نمونه، در برخی اظهارات به این موضوع اشاره شده که عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی و منطقه‌ای با اسراییل می‌تواند بخشی از یک بسته بزرگ‌تر منطقه‌ای باشد؛ موضوعی که به واقع ارتباط مستقیمی با ماهیت مذاکرات هسته‌ای ایران ندارد. از این منظر پیوند دادن این موضوعات به یکدیگر می‌تواند روند مذاکرات را پیچیده‌تر کند، زیرا هر یک از کشورهای منطقه شرایط و ملاحظات خاص خود را دارند و الزام آنها به ورود به چنین چارچوب‌هایی، عملا امکان رسیدن به توافق جامع را دشوارتر می‌کند، بنابراین ترکیب موضوعات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای باعث شده روند مذاکرات با پیچیدگی‌های بیشتری همراه شود و چشم‌انداز توافق همچنان مبهم باقی بماند. ابوالفتح در ادامه و در رابطه با سناریوهای احتمالی پیرامون آینده تنش‌ها میان ایران و ایالات‌متحده طی روزها و هفته‌های آینده به «اعتماد» گفت: در ارزیابی چشم‌انداز کوتاه‌مدت تحولات، به ‌ویژه در هفته‌ها و ماه‌های پیش‌رو، برخی تحلیل‌ها بر این نکته تاکید دارند که شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی می‌تواند وارد مرحله‌ای حساس‌تر شود. در این چارچوب، مجموعه‌ای از رویدادهای سیاسی و تقویمی در سطح جهانی و امریکا ازجمله برگزاری رویداد جام جهانی، برگزاری دویست‌وپنجاهمین جشن تاسیس امریکا و همچنین انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره وجود دارد که از نگاه برخی ناظران ممکن است بر محاسبات طرف‌های درگیر تاثیر بگذارد. با این حال، درباره احتمال وقوع درگیری یا تشدید تنش‌ها، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد و نمی‌توان با قطعیت از سناریوی مشخصی سخن گفت. در فضای تحلیلی، برخی معتقدند که در صورت عدم دستیابی به توافق یا تفاهم، احتمال افزایش تنش‌ها در بازه‌های زمانی آینده دور از ذهن نیست، اما این موضوع همچنان در سطح گمانه‌زنی باقی می‌ماند و وابسته به متغیرهای متعدد سیاسی و میدانی است. به گفته ابوالفتح در کنار این موضوع، باید توجه داشت که همواره نوع مواجهه میان ایران و ایالات‌متحده صرفا محدود به حوزه نظامی نبوده و نیست و طی سال‌های گذشته، ابعاد اقتصادی و تحریمی نیز بخش مهمی از این تقابل را تشکیل داده است. از این منظر، فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های مالی نیز به عنوان بخشی از ابزارهای اعمال فشار در تحلیل‌ها مورد اشاره قرار می‌گیرد. بر همین اساس، برخی تحلیلگران نسبت به چشم‌انداز توافق خوش‌بینی محدودی دارند و معتقدند فاصله دیدگاه‌ها همچنان قابل توجه است، بنابراین از نگاه این گروه، حتی دستیابی به یک تفاهم اولیه نیز نیازمند کاهش جدی اختلافات و شکل‌گیری اراده سیاسی روشن در هر دو طرف است. در مقابل، برخی دیگر بر این باورند که در صورت عدم شکل‌گیری توافق، روند فعلی می‌تواند به نوعی تداوم وضعیت «نه جنگ و نه صلح» منجر شود؛ وضعیتی که در آن تنش‌ها کنترل‌ شده باقی می‌ماند اما به سمت حل‌وفصل نهایی نیز حرکت نمی‌کند. در چنین چارچوبی، آینده روابط همچنان به ‌شدت وابسته به تحولات سیاسی و تصمیم‌گیری‌های مقطعی خواهد بود.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها