اجماع رسانهها،کارشناسان و هواداران علیه مدیریت فوتبال
امروز که تقریبا همه رسانهها تندترین نقدها را متوجه تاج و امیر قلعهنویی کردهاند، می توانیم بگوییم چرا باید بیش از چهار سال طول می کشید تا به این نقطه می رسیدیم؟
روزنامه اعتماد نوشت: «دیدی گفتم»، حرف خوبی نیست. یکجور انتظار شکست و ناکامی در آن پنهان شده. انگار کسی که قبلتر هشداری داده بود و جدی گرفته نشده بود، منتظر مانده تا پیشبینی تلخش به حقیقت بپیوندد و جمله «دیدی گفتم» را صاف بکوبد توی صورت طرف مقابل. اما ما که تقریبا از بهار 1401 که زمزمههای بازگشت مهدی تاج به فدراسیون فوتبال شنیده شد مدام هشدار داده بودیم و در تمام طول این سالها پیشبینی چنین روزهایی برای فوتبال ملی را کرده بودیم، نمیخواهیم حالا با گفتن «دیدی گفتم» نقش نوستراداموس را برداریم و از این ناکامی عمیقا تلخ فوتبال ملی دستاوردی برای خودمان بسازیم.
با این حال امروز که تقریبا همه رسانهها تندترین نقدها را متوجه تاج و امیر قلعهنویی کردهاند، یکی میگوید: «تاج سقوط کرد و قلعه فرو ریخت»، آن یکی تیتر میزند: «فوتبال بیهویت شده»، آن دیگری صراحتا خطاب به این دو نفر مینویسد: «استعفا دهید» و... دستکم میتوانیم بگوییم چرا باید بیش از چهار سال طول میکشید تا به این نقطه میرسیدیم وقتی همه چیز از همان روز اول مثل روز روشن بود؟ چرا عدهای فکر میکردند آزموده را میتوانند دوباره بیازمایند و اینبار نتیجه متفاوتی بگیرند؟ مگر یادشان رفته بود پرونده ویلموتس و قرار گرفتن در آستانه حذف از مقدماتی جام جهانی و جام ملتهای آسیا را؟ چرا فکر کردند اینبار مسیر متفاوتی طی میشود؟ چرا وقتی در انتخابات 1403 رقبای انتخاباتی حذف شدند تا مهدی تاج بدون رقیب دوباره صندلی ریاست را به دست آورد کسی حواسش نبود؟ چرا وزیر که در تلویزیون رسما اعلام کرده بود باید انتخابات با حضور نامزدهای دیگر -شهابالدین عزیزیخادم و علی کفاشیان- برگزار شود و حرفش روی زمین ماند، واکنشی نشان نداد؟ حتما باید فوتبال ملی به این روز میافتاد؟ حتما باید چهار تا از کره شمالی و سه تا از ازبک میخوردیم؟ حتما باید در صعود از آسانترین گروه جام جهانی 48 تیمی ناکام میماندیم؟ حتما باید پرونده فساد مس رفسنجان و سهمیه گیت و پرونده فاکتورسازی اردوی ترکیه و کیفرخواست و ... به موارد قبلی اضافه میشد؟ حتما باید در این چهار سال فوتبال ایران به اندازه چهل سال پسرفت میکرد تا همه از خواست تغییر حرف بزنند؟
البته نامردی است که قلعهنویی و تاج را دقیقا در یک تیم قرار دهیم. نامردی است بگوییم تمام ناکامیهای فوتبال ما تقصیر این دو نفر است. قلعهنویی عملکرد پرنوسانی در تیم ملی داشته و در بازیهای اخیر اصلا خوب کار نکرده، اما نمیتوان تحقیر تیم ملی امید را گردن او انداخت. نمیتوان حذف تیمهای ملی نوجوانان و جوانان را به او نسبت داد. نمیتوان نابسامانیهای لیگ و ناتوانی فدراسیون در برآورده کردن نیازهای فوتبال را متوجه او دانست. اینها مواردی است که مستقیما متوجه راس فدراسیون است. امروز که در نقطه فعلی قرار داریم دو راه بیشتر پیش روی فوتبال نمیبینیم یا میخواهیم با همین دست فرمان برویم جلو و بیشتر در عمق دره سقوط کنیم جوری که دیگر کسی نتواند ما را خارج کند یا همین امروز مسیر را عوض میکنیم. مدیران فدراسیون آدم استعفا نیستند که اگر بودند با یکی از دهها پرونده و افتضاح قبلی کنار نشسته بودند. مجمع فدراسیون فوتبال هم متاسفانه کاملا در حالت انفعال قرار دارد. میماند نهادهای تصمیمگیر و تصمیمساز که اطلاع موثق داریم از شرایط به وجود آمده بینهایت شاکیاند. آنها انتظار داشتند در این شرایط جنگ و دلار بیش از 250 هزار تومانی فوتبال لااقل کمی حال مردم را خوب کند نه اینکه خودش بشود قوز بالای قوز. امروز فرصت تصمیمگیری است. همان چیزی که علیرضا دبیر چند روز پیش گفت. باید تکلیف این فدراسیون و آدمهایش یکبار برای همیشه روشن شود. جای مماشات هم نیست. ما نیازمند یک تصمیم ملی برای فوتبال ملی هستیم.
اگر دوباره با مصلحتاندیشی و ترس و تماسهای مختلف تغییری ایجاد نشود همین نتایج به شکل بدتری در آینده تکرار خواهد شد. همین پروندهها با ابعاد بزرگتری شکل خواهد گرفت. همین انتقادات تند و تیز به شکل رادیکالتری منتشر میشود. آن وقت همه کسانی که امروز میتوانستند تصمیم بگیرند و نگرفتند باید پاسخگو باشند. اول از همه پیش وجدان خودشان.
دیدگاه تان را بنویسید