دستاورد بازیکنان ایرانی از حضور در جام جهانی: خداحافظی با سطح اول فوتبال اروپا
در حالی که بسیاری از کشورهای دنیا از فرصت جام جهانی برای معرفی استعدادهای جدید خود به فوتبال روز دنیا استفاده کردند، ترکیب پا به سن گذاشته ایران این فرصت را از بازیکنان جوان ایرانی گرفت.
بازار نقل و انتقالات پس از جام جهانی برای ستارههای فوتبال ایران به جای آنکه سکوی پرتابی به سوی لیگهای معتبر اروپایی باشد به ویترینی از ابهام و تردید تبدیل شده است.
به گزارش روزنامه اعتماد، در حالی که بسیاری از باشگاههای مطرح اروپایی این روزها مشغول سر و دست شکستن برای جذب ستارههای نوظهور هستند، آنهایی که در جام جهانی خودی نشان دادند، بازیکنان ایرانی مشغول دست به دست شدن در لیگهای داخلی هستند و آنهایی هم که در اروپا بازی میکردند، حیران و سرگردان دنبال تیم میگردند. این سردرگمی بسیاری از لژیونرهای سرشناس نشان از یک حقیقت تلخ دارد، سن بالای ستارههای اسمی فوتبال ایران جذابیتی برای باشگاههای تراز اول اروپایی ندارد. وضعیتی که برای بازیکنانی مثل علیرضا جهانبخش در لیگ بلژیک رقم خورد گویای همین واقعیت است. او که نتوانست در یک تیم سقوط کرده جایگاه ثابتی پیدا کند حالا در بنبست حرفهای قرار گرفته است.
در سوی دیگر نامهایی مثل رامین رضاییان مطرح هستند که بهرغم درخشش در جام جهانی مقصد اروپاییشان تنها در حد حرف و بازارگرمی برای گرفتن قراردادهای نجومی در لیگ داخلی و تیمهایی مثل استقلال باقی مانده است. دلیل چنین وضعیتی مشخص است: هیچ تیمی حاضر نمیشود برای بازیکن 37 ساله هزینه کند!
مهمترین لژیونر فوتبال ایران یعنی مهدی طارمی هم وضعیت بهتری از سایرین ندارد. او که فصل قبل آمار متناوبی در المپیاکوس یونان داشت در ابتدای فصل با مشکل پیدا کردن جای ثابت نه در ترکیب اصلی تیم که در فهرست دارد. روز گذشته مشخص شد نام مهدی طارمی در فهرست المپیاکوس برای دیدار رفت مرحله سوم مقدماتی لیگ قهرمانان اروپا برابر ویکینگور ریکیاویک دیده نمیشود. این یعنی شاید مهدی دیگر جای ثباتی در ترکیب تیم یونانی پیدا نکند و باید دنبال تیم جدید بگردد یا به نیمکتنشینی یا حتی سکونشینی عادت کند.
این شیوه مرسوم در فوتبال ایران وقتی با بازگشت اجباری بازیکنانی مثل شهریار مغانلو از امارات به تراکتور یا کوچ ناگزیر میلاد محمدی به لیگ بلاروس همراه میشود، نشاندهنده افت فاحش ارزش بازار لژیونرهای ماست.
در این آشفته بازار بازیکنانی مثل مهدی قایدی، سعید عزتاللهی و سامان قدوس شاید تنها کسانی باشند که توانستهاند با ماندن در لیگ امارات حاشیه امنیت مالی خود را حفظ کنند هرچند که این انتخابها فرسنگها با استانداردهای لیگهای سطح اول اروپا فاصله دارد و پیشرفت فنی محسوب نمیشود.
نقد اصلی اما به تفکرات حاکم بر تیم ملی بازمیگردد ما در جام جهانی با تکیه مفرط بر نامهای بزرگ پا به سن گذاشته فرصت طلایی پوستاندازی را از دست دادیم. اگر در آن مقطع به جای اعتماد به بازیکنان باتجربهای که تاریخ مصرفشان در سطح بینالمللی رو به اتمام بود به جوانانی نظیر طاهری و محمودی میدان داده میشد، امروز فوتبال ایران با چنین بحران جانشینی روبهرو نبود. شاید حضور تنها چند دقیقهای بازیکنی مثل محمودی از او یک لژیونر جدید در فوتبال ایران میساخت، چراکه استعدادیابها نشان دادهاند با چند دقیقه تماشای بازی یک فوتبالیست آنچه لازم باشد بدانند را خواهند فهمید. میدان دادن به آن جوانها نه تنها راه را برای ترانسفرهای واقعی و آیندهدار باز میکرد که حالا شاهد ترافیک بازیکنان پا به سن گذاشتهای نبودیم که حتی در تیمهای دسته چندم اروپایی هم خریدار ندارند.
در نهایت این وضعیت از آثار مخرب نگاه کوتاهمدت به فوتبال است. وقتی هدف صرفا حضور در جام جهانی باشد و نه آیندهنگری برای عبور از آن خروجیاش همین تیمی میشود که امروز ستارههایش یا در لیگهای درجه دو و سه سرگردانند یا برای باقی ماندن در سطح اول فوتبال ایران به جای چالشهای جدید به دنبال قراردادهای سنگین داخلی میگردند. نسل سوختهای که ترجیح داد به جای آینده به نامهای پشت سرش تکیه کند.
دیدگاه تان را بنویسید