پاسخ رسول کربکندی به قلعهنویی و بیرانوند / مثل اینکه آقای قلعهنویی خیلی بیشتر از این حرفها قدرت دارد که حتی برنامه فردوسیپور هم فیلتر میکنند
رسول کربکندی گفت: الان صدا و سیمای ما در اختیار تیم ملی و کادر فنیاش است و بعضی از این مجریانی که همیشه اینها را حمایت میکردند. یک بخشی هم قدرت و امکانات آنها را ندارند و در فضای مجازی تلاش میکنند که با آنها هم برخورد میکنند که نشان میدهد مثل اینکه آقای قلعهنویی خیلی بیشتر از این حرفها قدرت دارد که حتی برنامه فردوسیپور هم فیلتر میکنند. این فوتبال با این شکل پیشرفتی نمیکند.
روزبه دلاور-پایان جامجهانی برای فوتبال ایران نه تنها با حذف از گردونه رقابتها که با شعلهور شدن آتش اختلافها همراه بود. در حالی که انتظار میرفت پس از بازگشت کاروان تیم ملی فضا به سمت تحلیل فنی و آسیبشناسی حرکت کند تنش میان بازیکنان و کادر فنی با منتقدان به نقطه جوش رسیده است.
به گزارش اعتماد، در عجیبترین واکنش سرمربی تیم ملی در آخرین نشست خبری خود، تمامی نقدهای دلسوزانه را با برچسب مغرضانه و بیوطن پاسخ داد تا شکاف میان جامعه فوتبال و تیم ملی عمیقتر از همیشه شود. برای واکاوی این فضای غبارآلود و بررسی تبعات این اظهارات تند به سراغ رسول کربکندی از پیشکسوتان خوشنام و ریشسفیدان فوتبال کشور رفتیم تا از نگاه او حقیقت این ماجرا را جویا شویم.
اگر سرمربی تیم ملی در همین جام جهانی بودید دستاورد برای شما چی تلقی میشد؟
مهمترین دستاوردی که همه منتظرش بودند این بود که تیم به مرحله بعدی برود. چون یک زمانی شما جوانگرایی میکنید و چهار تا جوان آبدیده میشوند و میدان دیده میشوند که آن هم میتوانید دستاورد بگویید! این تیم در جام جهانی گذشته بوده و جام ملتها هم بوده اما وقتی در جام جهانی 48 تیمی هم صعود نکردند دستاورد نیست. دستاورد را کیپورد داشت که به مرحله بعدی صعود کرد و در وقتهای اضافه حذف شد این دستاورد میشود یا اسپانیا که قهرمان جهان شد آن هم با شکست تیمهای بزرگ که خیلی آسان به دست آوردند. آنها تیمهای پر از ستاره را در زمین محو کردند که اینها دستاورد است اما ما دستاوردی نداشتیم.
نکات فنی خاصی در عملکرد تیم ملی در جامجهانی دیدید که بخواهید آن را بازگو کنید؟
چیز مهم این بود که در بازی اول همه کارشناسان بحثشان این بود که مدافعان وسط و کار دفاع تیمی ما قوی نیست و خط هافبک ما نتوانست فضای خالی را پوشش دهد و از همان جا گل خوردیم اما در دو بازی دیگر با هافبکهای بیشتری بازی کردیم و آن فضاها را بستیم که این یک تفاوت مثبت بود که در بازیهای دوم و سوم دیدیم که کاملا محسوس بود. با تعداد هافبک پرتعداد آن فضایی که مهاجمان میدادند را پوشش داد. کسی هم در بازی دوم و سوم خیلی معترض نیست چون تمام تلاش خود را کردند اما درست که بلژیک 10 نفره شد باز هم روی یارشان نرفتیم یا بازی با مصر آن فشاری که ۴، ۵ دقیقه آخر آوردیم را 10 دقیقه زودتر انجام میدادیم ممکن بود به نتیجه برسیم. تفاوتها بین بازی اول با دوم و سوم خیلی محسوس بود.
بلژیک 10 نفره که نسبت به سایر سرگروههای جام ضعیفتر بود را نمیشد شکست داد؟
بله، اما ما یک مقدار ترسمان از باخت بود چون بازی اول را مساوی کرده بودیم حتی مقابل مصر هم وقتی نتیجه بلژیک و نیوزیلند را دیدیم باعث ترس شد که با یک گل عقب بیفتیم دیگر امیدی نیست. نتیجه آن بازی دو همگروهی ما باعث شد تا مقابل مصر از ترس خارج نشویم مگر همان ۴، ۵ دقیقه آخر.
برسیم به تنشها و جار و جنجالهای تازه فوتبال ما! سرمربی تیم ملی منتقدان را مغرض و بیوطن میداند. چرا باید سرمربی تیم ملی چنین ادبیات تندی را در قبال سایرین به کار ببرد؟ آیا این بحثها باعث فاصله گرفتن مردم از فوتبال نمیشود؟
تمامی این بحثها فرار رو به جلو است و آقای قلعهنویی در فرار رو به جلو تخصص دارد! نکات منفی را نمیگویند و فقط نکات مثبت را دائم تکرار میکنند مثلا میگویند ما سه بازی نباختیم اما آن طرفش را نمیگویند که سه بازی را نبردیم. با این فضایی که ساختهاند نمیشود مردم را گول زد چون مردم ما هر کدام یک کارشناس هستند و آنقدر به فوتبال احاطه دارند که تمام مسائل را میفهمند اما اگر همه را محکوم کنی و خائن بدانی یا به خداداد و فردوسیپور و علی دایی بپری این فاصله مردم را با تیم ملی بیشتر میکند.
بیرانوند هم علیه علی دایی استوری گذاشت و باعث ناراحتی بسیاری از مردم شد!
او یا عقل خودش همین است یا آنکه یادش میدهند. فضا را نمیشناسد و چیزهایی میگوید. فدراسیون اگر واقعا میخواهد فضای بهتری را ایجاد کند حتی با او باید برخورد کند. اگر قبول داریم که دایی بازیکن بزرگ این مملکت است یک بازیکن جدید نباید خودش را با آنها درگیر کند که خب مردم هم او را دوست دارند و طبیعی است که فضای خوبی برای تیم ملی به وجود نمیآید و این فاصله هر روز بیشتر میشود.
چطور میشود این فضای دو قطبی را از بین برد؟
الان صدا و سیمای ما در اختیار تیم ملی و کادر فنیاش است و بعضی از این مجریانی که همیشه اینها را حمایت میکردند. یک بخشی هم قدرت و امکانات آنها را ندارند و در فضای مجازی تلاش میکنند که با آنها هم برخورد میکنند که نشان میدهد مثل اینکه آقای قلعهنویی خیلی بیشتر از این حرفها قدرت دارد که حتی برنامه فردوسیپور هم فیلتر میکنند. این فوتبال با این شکل پیشرفتی نمیکند.
چاره کار را نگفتید!
چند سال پیش زمانی که دایی مربی تیم ملی بود، تلویزیون یک برنامهای گذاشته بود به عنوان یار دوازدهم برای حمایت از تیم ملی. من در آن جلسه دعوت شدم زمان مدیریت آقای ضرغامی هم بود و وقتی نوبت حرف زدن من شد به علی دایی یک جمله گفتم؛ گفتم علی آقا! وقتی تیمت بد بازی میکند نگو خوب بازی کرد و واقعیتها را بگو تا به شعور مردم توهین نشود و دایی هم گفت چشم و خیلی ممنون. یعنی اگر ما همسو شویم با جامعه و کارشناس و وقتی بد هستیم بپذیریم و وقتی هم خوبیم بگوییم خوب. فردوسیپور کی گفته که تیم ملی نتیجه فاجعهباری گرفته؟ همه ازجمله من هم گفتیم در بازی اول صعودمان از دست رفت که با برد در همان بازی با تفاضل گل خوب با دو شکست هم بالا میآمدیم. اما ما از ضعیفترین تیم گروهمان هر بار عقب افتادیم تا توانستیم مساوی کنیم خب بد بودیم. اگر یک خورده این فرار رو به جلو را کم کنیم و واقعبینانه همه چیز را ببینیم و حرف بزنیم بهتر است. همه دشمن هستند اما آنکه یک میلیون دلار بگیرد خیلی دلسوز مملکت است؟ اینها با هم نمیخواند! تیم ملی و کادرش همسو با مردم بگویند بد بودیم. مگر بقیه مربیان عذرخواهی نکردند یا استعفا ندادند؟ حالا استعفا که در کشور ما غیرقابل قبول است. هیچ کسی نه استعفا میدهد و نه عذرخواهی میکند. اگر میخواهند مردم همراه تیم ملی شوند باید نوع نگرش خود را نسبت به فهم و شعور مردم تغییر بدهند.
دیدگاه تان را بنویسید