کد خبر: 777339
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۱ ۰۸:۰۲:۳۲
| |

در گفت و گو با روزنامه «اعتماد» مطرح شد:

نسبت ما با جام جهانی 2026 و تیم ملی؛ امیر حاج‌رضایی: قهرمان جام جهانی مردم ما هستند که با سختی زندگی خود را می گذرانند/ چطور دردها را فراموش کنیم و از فوتبال حرف بزنیم؟

امیر حاج رضایی می گوید وقتی مربی تیم ملی می گوید کاری می کنیم که کشور یک هفته از خوشحالی تعطیل شود چطور می شود این حرف را باور کرد؟ شما کاری بکنید یک هفته اینترنت ما بدون اختلال وصل شود تا مردم بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

نسبت ما با جام جهانی 2026 و تیم ملی؛ امیر حاج‌رضایی: قهرمان جام جهانی مردم ما هستند که با سختی زندگی خود را می گذرانند/ چطور دردها را فراموش کنیم و از فوتبال حرف بزنیم؟
کد خبر: 777339
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۱ ۰۸:۰۲:۳۲

علی ولی اللهی| امروز جام جهانی 2026 رسما آغاز می‌شود.

به گزارش روزنامه اعتماد، در ایران اما طبق رصد فضای رسانه‌ای، فضای مجازی و گفت‌وگو با اطرافیان و آشنایان حس و حال شروع جام جهانی در جامعه دیده نمی‌شود. یا بهتر بگوییم مثل ادوار گذشته نیست. منطقی هم هست. چرا که شش ماه گذشته قطعا یکی از سخت‌ترین دوران‌های تاریخ معاصر این کشور بوده و اتفاقا در همین روزهای اخیر دوباره زمزمه‌های از سرگیری جنگ بلند شده و جسته و گریخته اخبار حمله و بمباران به گوش می‌رسد. از آن طرف شرایط اقتصادی فشاری باورنکردنی به مردم وارد کرده است. به شکلی که قیمت اجناس چند برابر شده و توان خرید مردم به‌شدت کاهش پیدا کرده. البته این هم به قول برخی کاربران از بخت ماست که دوره قبل جام جهانی مصادف شد با حوادث پاییز 1401 و ماجرای مهسا امینی و این دوره هم صاف افتاده وسط جنگ.

در چنین شرایطی بسیاری از مردم و علاقه‌مندان به فوتبال در ذهنشان سوال می‌کنند نسبت ما با جام جهانی چیست؟ آیا آن طور که برخی رسانه‌ها و مخصوصا صداوسیما تلاش می‌کنند فضایی شورانگیز وجود دارد یا ماجرا طور دیگری است؟ در اغلب کشورهای حاضر در جام جهانی ماجرا خیلی ساده است. می‌گویند ما در جام جهانی هستیم، از تیم و بازیکنان حمایت می‌کنیم و از این حضور لذت می‌بریم. اما اینجا ماجرا پیچیده است. ملاحظات زیادی وجود دارد و سوگیری‌های مختلف این معادله خطی را تبدیل به یک معادله چند مجهولی کرده است. هرگونه تلاش برای ساده‌سازی و کتمان پیچیدگی‌ها به منزله نادیده گرفتن واقعیت‌های موجود در کشور است.

در روزهای گذشته با انتشار اخبار مختلف از جام جهانی، مصاحبه با کارشناسان و گزارش‌های متنوع تنور جام جهانی را در حد توان خود داغ کردیم اما همواره معتقد بودیم بخشی از جامعه مخاطبین ما دیدگاهی متفاوت دارند.  در روز آغاز جام جهانی سراغ امیر حاج‌رضایی پیشکسوت و کارشناس خوشنام و دوست‌داشتنی فوتبال کشورمان رفتیم تا در مورد این حس و حال پیچیده با ایشان همکلام شویم. 

امیر حاج‌رضایی در ابتدا پیرامون جام جهانی پیش رو به روزنامه اعتماد گفت: فیفا همواره ادعا می‌کند هدفش گسترش فوتبال است؛ اما در واقعیت، هدف اصلی این نهاد درآمدزایی است. به باور من، افزایش تعداد تیم‌های حاضر در مسابقات به ۴۸ تیم، از کیفیت لازم این تورنمنت می‌کاهد.

حاج‌رضایی در ادامه در واکنش به سطح نسبتا پایین واکنش‌ها به شروع جام جهانی ادامه داد: با توجه به مسائل و حواشی رخ ‌داده در کشور، مردم دل‌مشغولی‌های دیگری دارند که مهم‌ترین آنها وضعیت معیشتی است؛ شرایطی که همگی از آن آگاهیم. این سطح پایینِ توجه به جام جهانی فوتبال، ناشی از گرفتاری‌های ذهنی مردم است؛ چرا که ذهن آنها دیگر به سمت فوتبال معطوف نمی‌شود. من هفتاد سال با فوتبال زندگی کرده‌ام، اما هیچگاه مانند امروز، چنین بی‌علاقگی و سردی را در خود حس نکرده بودم. اکنون انگیزه و اشتیاق لازم را ندارم که به سمت فوتبال بروم، اخبار آن را دنبال کنم یا با دقت پیگیر رویدادها باشم. این نخستین‌بار است که اطلاعات من درباره جام جهانی نزدیک به پنج درصد است؛ به این دلیل که شوقی نداشتم به این سمت حرکت کنم. طبعا همه ما از پیرامون خود می‌شنویم، می‌بینیم و می‌دانیم که دوران سختی بر مردم می‌گذرد و این مساله بسیار حائز اهمیت است.

حاج‌رضایی که در دهه‌های قبل همواره به عنوان یک چهره رسانه‌ای فعال در تلویزیون حضور داشت خطاب به رسانه‌ها گفت: واقعا دلم می‌خواهد رسانه‌ها مانند جام‌های گذشته به این مسابقات نپردازند و شور کاذب ایجاد نکنند. نباید شوری را که در جامعه وجود ندارد، به زور تزریق کرد. به هر حال، تأثیرات اجتماعی می‌تواند یک انسان را فلج و روان او را پریشان کند و متأسفانه این اتفاق رخ داده است. مثالی بزنم برای شما. در اتوبوس‌های بی‌آرتی مردی هم‌سن‌وسال خودم با من هم‌کلام شد و گفت: «من بازنشسته آموزش و پرورش هستم، اما اکنون دو سال است که نتوانسته‌ام به نوه‌هایم عیدی بدهم.» این یک تحقیر بزرگ برای مردی است که بیشتر عمر خود را سپری کرده، در سال‌های پایانی زندگی قرار دارد و دلش می‌خواهد نوه‌هایش را در آغوش بکشد، هدیه‌ای به آنها بدهد، به آرامش خاطر برسد و آنها را خوشحال کند. این تنها یک نمونه کوچک از تجربیات شخصی من بود، وگرنه هزاران نمونه مشابه در این زمینه وجود دارد. این عدم علاقه نشان می‌دهد که فوتبال دیگر دغدغه اصلی مردم نیست. اینکه برخی معتقدند با موفقیت در فوتبال مردم شاد می‌شوند، تصور اشتباهی است. فوتبال با همه عظمت و تأثیرگذاری‌اش، در برابر مشکلات جامعه کارایی ندارد.

همانطور که بالاتر گفته شد این روزها بین موافقان دل دادن به جام جهانی و مخالفان آن و همینطور حمایت یا بی‌تفاوتی نسبت به بازی‌های تیم ملی ایران دوقطبی زیادی شکل گرفته است. موافقان با یادآوری سکانسی معروف از فیلم زندگی و دیگر هیچ ساخته مرحوم کیارستمی که در آن مرد جوانی را 5 روز بعد از زلزله در حال درست کردن آنتن تلویزیون نشان می‌دهد تا بازی‌های جام جهانی را ببیند، می‌گویند به هر حال باید زیست و تماشای فوتبال هم بخشی از این زیستن است. 

مربی پیشین تیم ملی در واکنش به این استدلال گفت: من آن فیلم را دیده‌ام. زنده‌یاد کیارستمی وقتی این اثر را در خارج از ایران نمایش داد، اسمش را گذاشتند زندگی ادامه دارد. در آن فیلم مفهوم مرگ و زندگی را در کنار هم به تصویر کشیده است. از یک سو امدادگران اجساد را از زیر آوار بیرون می‌آورند و از سوی دیگر، پیرزنی کتری فرسوده‌ای را روی اجاق می‌گذارد تا چای درست کند. از منظر کیارستمی، قل‌قل کردن آن کتری همان جوشش زندگی است. در آن مقطع زمانی، فاجعه در یک نقطه از کشور رخ داد و تمام ایران برای کاهش درد مردم محنت‌کشیده به آن سو سرازیر شدند. اگرچه نمی‌توانستند رنج ناشی از آن حادثه طبیعی را کاملا  از بین ببرند، اما برای تسکین آن تلاش می‌کردند. کیارستمی در این باره یک سه‌گانه ساخت که پیش از این فیلم، «خانه دوست کجاست» و پس از آن، «زیر درختان زیتون» بود. اما تفاوت شرایط امروز با آن زمان در این است که اکنون مساله در یک نقطه خاص نیست، بلکه همه‌جا را فراگرفته است. بنابراین این دو متفاوت است. بله؛ امید بسیار چیز خوبی است. انسان باید به زندگی امید داشته باشد؛ اما از منظر روان‌شناسی، امید واهی تبدیل به یأس عاطفی می‌شود. مدام می‌گویند امروز می‌شود، فردا می‌شود، به زودی می‌شود و... به این معنا که مدام وعده داده می‌شود شرایط به‌زودی بهبود می‌یابد ولی تغییری ایجاد نمی‌شود. به عنوان مثالی از زندگی شخصی، ما کارمندان بازنشسته دولت هستیم. همه دیده‌ایم که پیرمردان و پیرزنان بسیاری مقابل وزارتخانه‌ها می‌ایستند و مطالبات خود را طلب می‌کنند، زیرا با حقوق ناچیز امکان گذران زندگی نیست. آنها مدام وعده همسان‌سازی حقوق را می‌شنوند، اما امروز بسیاری از آن کهنسالان دیگر در قید حیات نیستند تا مطالبات خود را دریافت کنند. آنها در پایان عمر بودند و اینگونه است که امید به عاطفه‌ سرخورده تبدیل می‌شود. بنابراین، مفهوم امید باید در جایگاه و ظرف زمانی مناسب خود تحلیل شود. شاید در فیلم کیارستمی این بشارت داده شود که زندگی ادامه دارد و بازماندگان باید به زندگی خود ادامه دهند؛ این اصل درستی است، اما پرسش اینجاست که چگونه زندگی کردنی؟ ما باید تمام واژه‌ها از جمله امید و زندگی را از نو بازتعریف و تحلیل کنیم تا ببینیم آیا هر کدام در جایگاه واقعی خود قرار دارند؟

حاج‌رضایی تصریح کرد: البته من تنها حس شخصی خود را بیان می‌کنم؛ نه توصیه‌ای دارم و نه نظریه‌ای صادر می‌کنم. شاید باورکردنی نباشد، اما در این سنین که دیگر توان و پویایی دوران جوانی را ندارم، به یاد می‌آورم ماه‌ها پیش از آغاز جام‌های جهانی، همواره به دنبال دسترسی به منابع مختلف بودم. به عنوان نمونه، از خویشاوندانم در انگلستان می‌خواستم برایم مجلات تخصصی ورلدساکر و فورفورتو را ارسال کنند. تلاش می‌کردیم با دست پر و اطلاعات کامل مقابل دوربین حاضر شویم تا ادبیات فوتبالی را ارتقا دهیم، نگاه جدیدی به مسابقات تزریق کنیم و با گستردگی ذهنی وسیع میزبان مخاطبان باشیم؛ زیرا برای تماشاگر احترام قائل بودم و این حرمت ایجاب می‌کرد شب و روز مطالعه کنم و بنویسم. اما اکنون تصور می‌کنم آن روزها برای من مانند یک رویا و خواب بوده است. از خود می‌پرسم چگونه شد که امروز علاقه‌ای به تماشای مسابقات ندارم؟ حسم به من اجازه نمی‌دهد دردمندی و دغدغه‌های مردم را نادیده بگیرم و به جدل درباره لغات و اصطلاحات فوتبالی بپردازم. ما همیشه درباره فوتبال عاشقانه صحبت کردیم، چون من عاشق این ورزش بودم. یک عمر زندگی در این مسیر سپری شد. به عنوان مثال، وقتی درباره مرحوم پرویز قلیچ‌خانی با روزنامه اعتماد صحبت کردم، به‌شدت منقلب شدم؛ زیرا بخشی از خاطرات خوب ما با این اشخاص که افتخارآفرینی کردند و سرانجام از دنیا رفتند، مدفون شد. هر کاری نیازمند انگیزه و حس درونی است و گمان می‌کنم این حس اکنون از ما بسیار دور شده است.

یکی از مهم‌ترین نکات این دوره جام جهانی نسبت مردم با تیم ملی فوتبال کشورمان است. ما پیش از این در جام جهانی 2022 شاهد بودیم که بعد از باخت ایران مقابل ایالات متحده عده‌ای به خیابان ریختند و شادی کردند. در آن مقطع و در سال‌های بعد بارها و بارها نوشتیم که فکری به حال رابطه خراب شده مردم با تیم ملی کنید اما گوش شنوایی وجود نداشت. نه مدیران سیاسی، نه ورزش و نه فدراسیون فوتبال و نه بازیکنان و کادر فنی اقدامی انجام ندادند. نتیجه این شد که با همان شکاف که حالا شاید بزرگ‌تر هم شده باشد به جام جهانی 2026 رسیدیم.

امیر حاج‌رضایی در پاسخ به این سوال که رابطه مردم با تیم ملی همانند گذشته است یا خیر، گفت: با قاطعیت می‌گویم آن حسی که در ادوار گذشته وجود داشت، اکنون دیگر رنگ باخته است. این پیوند عاطفی شاید تا سال ۲۰۱۸ برقرار بود، اما پس از آن از بین رفت. نبود این اتمسفر همدلی منجر به ایجاد دوگانگی و چندگانگی در جامعه می‌شود. اگرچه آمار دقیق یا نظرسنجی رسمی در دست نیست، اما می‌دانم تعداد قابل توجهی از مردم از این جریان فاصله گرفته‌اند. این نوع نگاه، خصمانه نیست؛ بلکه ناشی از نوعی سرخوردگی است. اغلب این سوال را دارند: که چی؟ چون هزاران مشغله و مساله روزمره در برابر مردم قرار دارد. هر کسی دیدگاه خاص خود را دارد و توصیه‌پذیری در این مقوله جایگاهی ندارد؛ زیرا این حس، دستوری نیست که بتوان با توصیه آن را در وجود انسان‌ها نهادینه کرد تا به سمت چیزی که علاقه دارند سوق پیدا کنند. ریشه این رویکرد برای همه ما آشکار است. سرطان، دختر مرا از من گرفت و درد جانکاهی بر جان من نهاد؛ اما یک سرطان فقر نیز بر جامعه حاکم است که دردی همگانی محسوب می‌شود. این وضعیت با زلزله‌ای که در یک نقطه رخ می‌دهد و با وجود تمام ویرانگری‌اش قابل مهار است، تفاوت دارد. شرایط کنونی به هیچ‌وجه با گذشته قابل مقایسه نیست؛ چرا که یک زلزله درونی در روان مردم شکل گرفته که ناشی از کیفیت زندگی آنهاست. من معتقدم هر کس باید در انتخاب خود آزاد باشد؛ اگر کسی تمایل دارد بازی‌ها را دنبال کند، هیچ اشکالی ندارد. اما در این میان، کسی نباید برای دیگری تکلیف تعیین کند یا سرمشقی بنویسد که تماشای مسابقات را منع یا توصیه کند. هر کس در این کشور زندگی می‌کند، باید خودش در این باره تصمیم بگیرد.

ایشان افزود: ما به عنوان نسل گذشته، شاهد فقدان‌های بزرگانی هستیم که روزگاری ستاره‌های درخشان این مرز و بوم بودند. وقتی در مدت کوتاهی بزرگان و نام‌آورانی چون عبدالله موحد، پرویز قلیچ‌خانی و بیژن قهرمانلو را از دست می‌دهیم، بخشی از خاطرات ما با آنها دفن می‌شود. من سال‌ها آرزو داشتم و یک بار از راه دور برای پرویز که دوست قدیمی‌ام بود نوشتم که آیا روزی می‌رسد دوباره یکدیگر را ببینیم و در محله‌های قدیمی قدم بزنیم؟ اما این اتفاق رخ نداد و حسرت آن باقی ماند. از این دست حسرت‌ها فراوان است که البته از بحث فعلی ما خارج است.

کارشناس فوتبال کشورمان در پاسخ به این سوال که آیا دست‌اندرکاران تیم ملی یا بازیکنان می‌توانستند این رابطه شکرآب شده را بازسازی کنند یا خیر، اظهار داشت: با شنیدن ادبیات دست‌اندرکاران تیم ملی فوتبال، انسان شگفت‌زده می‌شود. وقتی سرمربی محترم تیم ملی می‌گوید کاری می‌کنیم که کشور یک هفته از شادی تعطیل شود، چگونه می‌توان این سخن را باور کرد؟ شما کاری بکنید یک هفته اینترنت ما وصل شود و بدون اختلال پایدار بماند تا مردم بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این را همین جا بگویم: اگر روزی ما نبودیم، بدانید که ما تنها خواستار یک زندگی ساده و معمولی بودیم. 

حاج‌رضایی افزود: اظهارات برخی دیگر نشان می‌دهد که یا شناخت درستی از واقعیت‌های جامعه ندارند، یا این سخنان فریبنده را نوعی داروی تسکین‌بخش می‌پندارند. امروز بسیاری از مفاهیم و واژه‌ها تغییر ماهیت داده‌اند. کسانی که مقابل تریبون رسانه‌ها قرار می‌گیرند، باید خردمندانه، واقع‌بینانه، آگاهانه و عمیق سخن بگویند و به بازخورد کلام خود واقف باشند. اینگونه اظهارات، نتیجه معکوس دارد؛ مانند تبلیغات ضعیفی که به جای جذب مخاطب، مایه دلزدگی از آن کالا می‌شود. دفاع بد دست‌اندرکاران سبب شده است کسی انگیزه ورود به چالش کلامی با آنها را نداشته باشد. نگاه سطحی به شرایط موجود، آزاردهنده است. من هیچ توقعی از کادر فنی و بازیکنان برای انجام کارهای خارق‌العاده ندارم؛ اما انتظار می‌رود وقتی حرفی برای گفتن ندارند، حداقل سکوت پیشه کنند.

حاج‌رضایی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: در میان این تلخی‌ها، یادآوری سکانسی از فیلم «انقلابی قلابی» اثر وودی آلن بی‌مناسبت نیست. در آن فیلم، وودی آلن نقش شخصی را بازی می‌کند که در کشوری گمنام به قدرت می‌رسد. مشاورانش به او توصیه می‌کنند فردا در سخنرانی خود، سخنانی بی‌سابقه بگوید تا مردم شادمان شوند. او را که مربی یا مدرس بوده است روی تریبون می‌فرستند و جمعیت در پایین تریبون منتظر برنامه‌های او می‌مانند. وودی آلن به مردم می‌گوید: «من از امروز سن تمام افراد چهل‌ساله را ۲۵ سال اعلام می‌کنم؛ بروید و شادمان باشید!» حالا ما هم باید برویم خوشحال باشیم! امیر حاج‌رضایی در پایان در پاسخ به این سوال که پیش‌بینی‌اش از قهرمان این دوره جام جهانی چیست آه بلندی کشید و پاسخ داد: قهرمان جام جهانی در همین خانه‌هاست؛ مردمی هستند که با پهلوانی و قهرمانی زندگی‌ می‌کنند و زندگی‌شان و خانواده‌شان را اداره می‌کنند. قهرمانی بیرون از خانه‌های ما نیست. قهرمانان واقعی همین مردم هستند.

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها