دروازهبان تیم ملی: بمب افتاد روی خانه من/ مردم امیدوار باشند که روزهای خوب در پیش است
دروازهبان تیم ملی ماجرای تخریب خانهاش در جنگ توسط دشمن را روایت کرد.
روزبه دلاور| آتش جنگ هیچگاه و هیچجا و برای هیچ انسانی خیریتی نداشته و ندارد.
به گزارش ورزش سه، حالا در آستانه سومین هفته از تجاوز نظامی امریکا و اسراییل به کشورمان ترکشهای بمب به غیرنظامیها بیش از پیش برخورد میکند و قابهای غمانگیز بهجا میگذارد. در این اوضاع آشفته، یکی از میلیونها تراژدی سکانس حمله به تهران به خانه باقر محمدی، دروازهبان شماره یک تیم ملی گره خورد که البته خوشبختانه با خسارت جانی برای او و خانوادهاش همراه نبود. با محمدی تماس گرفتیم تا هم دلداریاش دهیم و هم گفتوگویی با این گلر خوش اخلاق داشته باشیم اما جالب بود که او با روحیه مثالزدنی پاسخگوی سوالات خبرنگار «اعتماد» شد! باقر شبیه به همان جسارتی که در درون دروازه بارها و بارها به نمایش گذاشته در میدان جنگ هم با جسارت رفتار میکند. در ادامه حاصل این گپ و گفت را بخوانید تا بیشتر در جریان جزییات ماجرا قرار بگیرید.
خبر تلخی شنیدیم، میشود تعریف کنید که چه اتفاقی رخ داده؟
من از قبل در قرچک خانه داشتم اما امسال آمدم در تهران خانه خریدم و خواهرم در آنجا سکونت میکرد. در ماه رمضان از خواهرم خواستم برای کمک در تهیه و تقسیم نذری به قرچک بیایند و آنها پیش ما بودند تا اینکه به تهران برگشتند دیدند خانه بمب خورده! خودم بعد از نیم ساعت رسیدم.
خانه خالی بود؟
خدا را شکر همه در منزل ما در قرچک بودند اما بندگان خدا همسایگان آنها همه شهید شدند.
چند طبقه یا واحد تخریب شد؟
خانه من یک تک واحدی در چهار طبقه بوده که در طبقه چهارم بود. آنچه که من دیدیم هفت تا هشت واحد یک سمت و همین تعداد در سمت دیگر ریخته بود و یکی، دو تا کوچه هم تخریب شد. بمب دقیقا افتاد روی خانه من بعد بقیه خانهها آسیب دیدند. محل جوادیه تهران یک بافت قدیمی دارد و این خانه ما هم سر نبشی از خیابان بود اما آنهایی که در بافت قدیمی بودند آسیب زیادی دیدند.
همسایگان شما نظامی بودند یا افراد عادی؟
نمی دانم اما یک کلانتری سر خیابان ما هست شاید میخواستند آنجا را بزنند اما خانه ما را زدند، اطلاعی ندارم. من تازه آنجا را خریده بودم و از لوکیشن دقیق آن اطلاعی ندارم اما در آن صحنه که رسیدم بسیجیهایی آنجا بودند و شهردار آن منطقه آنجا بود همینطور فرمانداری و هلالاحمر. خیلیها آمدند تا کمک کنند .خودم با اینکه نترس هستم و ادعای نترسی دارم واقعا ترسیده بودم! کار من به این چیزها نیست اما دیدن یکسری صحنهها واقعا ناراحتکننده است.
در منزل وسیله هم داشتید؟
بله، همه آنها رفت! مبل خانهمان از طبقه چهارم آمده بود درون کوچه! چهار طبقه ساختمان ما کاملا رفت زیر زمین. مثلا یک ماشین از کوچه رد میشد یک دفعه بمب خورده افتاده در یک کوچه دیگر. موج انفجار خیلی زیاد بود.
چند نفر جان خود را از دست دادند؟
نمیدانم تعدادشان چقدر بود اما آنجایی که من بودم یک نفر را از زیر آوار خارج کردند و پنج نفر کشته بودند. دقیق نمیدانم چون من در آنجا دوستی ندارم تا بپرسم!
چه حالی دارید وقتی زحمات چند سالهتان را از دست دادید؟
شهرداری آمد و به آنها که نیاز داشتند اسکان دادند. من ناراحت همسایگان خودم هستم وگرنه منِ باقر محمدی از مال دنیا چیزی نمیخواهم و اصلا دنبالش نیستم. خانه همسایگان آسیب دید حالا درست میشود انشاءالله.
وقتی شنیدید استادیوم دوازده هزار نفری آزادی تخریب شد چه احساسی داشتید؟
من در آن استادیوم بازی نکردم اما یک خاطره از آنجا دارم، ما بچه بودیم و عضو تیم ملی نوجوانان بودم به ما گفتند میتوانید از vip بازی تیم ملی والیبال را تماشا کنید یک خوابگاه کنار مجموعه بود که کمیته پزشکی شد که البته تخریب شده ما در آن خوابگاه بودیم. بعد رفتیم بالای ورزشگاه و تماشاگران زیادی پشت در جمع شده بودند تا کمکم وارد شوند و فکر کردند ما بازیکنان والیبال هستیم و در ارتفاع بودیم و آنها از پایین ما را میدیدند اشتباه گرفته بودند و یکصدا تشویقمان میکردند! ما هم بچه بودیم با تشویق آنها بازهم میآمدیم آن سمت و این تشویقها ادامهدار بود و ما لذتش را میبردیم که متاسفانه از بین رفت. ما همینطوری هم ورزشگاه کم داشتیم و در حال کمتر شدن هم هست حالا انشاءالله بعد از جنگ درست میشود.
این روزها که خبری از تمرین و بازی نیست چه کار میکنید؟
من در تهران هستم و آمدم پای ساختمان تخریب شده هستم تا ببینم وضعیت چی به چی هست. این روزها مثل تمام مردم عادی زندگی میکنیم و حالا مسوولیت اجتماعی خود را هم انجام میدهیم. یواش یواش کار بدنسازیمان را انجام میدهیم و به نظرم فدراسیون باید یواش یواش بازیها را برگزار کنند تا مردم بازیها را ببینند و کمی اوقات فراغتشان پر شود!
فکر میکنید در این شرایط میشود مسابقات را برگزار کرد؟
من در همین شرایط هم حاضرم برای ایران بازی کنم.
صحبت خاصی مانده؟
تشکر از شما و مردم عزیز که در حال تحمل هستند. شرایط سخت اقتصادی و جنگی را سپری میکنند و برای همه مردم آرزو دارم که روزهای خوبشان برسد.
دیدگاه تان را بنویسید