از رویا فروشی تقابل با اسپانیا تا فروپاشی کادر فنی تیم ملی
آنتونیو مانیکونه پس از نزدیک به سه سال حضور در بدنه فنی تیم ملی بی خبر و ناگهانی ایران را ترک کرد.
روزبه دلاور| در حالی که شمارش معکوس برای یکی از حساسترین دورههای جام جهانی آغاز شده و کمتر از چهار ماه تا شروع این رویداد بزرگ باقی مانده است، فضای پیرامون تیم ملی فوتبال ایران بیش از آنکه بوی آمادگی و اقتدار بدهد، آکنده از سردرگمی و وعدههای محقق نشده و بیثباتی در کادر فنی است.
به گزارش روزنامه اعتماد، در شرایطی که رقبای مستقیم در حال نهایی کردن جزییات تاکتیکی خود هستند، تیم ملی ایران با یک خروج ناگهانی و معنادار مواجه شده است: جدایی آنتونیو مانیکونه، مردی که قرار بود مغز متفکر ایتالیایی در کنار امیر قلعهنویی باشد.
وداع ناگهانی مانیکونه پایان یک همکاری سه ساله
آنتونیو مانیکونه پس از نزدیک به سه سال حضور در بدنه فنی تیم ملی سرانجام چمدانهای خود را بست. او که با کولهباری از تجربه از فوتبال اروپا و سابقه دستیاری در تیم ملی سوییس به ایران آمده بود نه به یک تیم تراز اول اروپایی، بلکه به کادر فنی تیم پیزا در لیگ ایتالیا ملحق شد. اما این جدایی در این مقطع زمانی فراتر از یک تغییر ساده در کادر فنی است. جدایی او نشاندهنده شکافی است که میان برنامهریزیهای بلندمدت و واقعیتهای موجود در فدراسیون فوتبال ایجاد شده است. مانیکونه که به عنوان وزنه فنی نیمکت قلعهنویی شناخته میشد در حالی ایران را ترک کرد که تیم ملی بیش از هر زمان دیگری به دانش تاکتیکی او برای مقابله با سبکهای مختلف فوتبال از فیزیک مصر تا سرعت بلژیک نیاز داشت. اینکه چرا مربی ایتالیایی فرصت حضور در جام جهانی را با دستیاری در یک تیم رده پایین در سری آ تاخت زده، سوالی است که پاسخش را باید در روابط پشت پرده فدراسیون و تیم ملی جستوجو کرد.
سراب بازیهای بزرگ وقتی وعدهها خالیبندی از آب درآمد!
یکی از بزرگترین انتقاداتی که این روزها متوجه فدراسیون فوتبال و کادر فنی است، عدم برگزاری بازیهای تدارکاتی مناسب است. در ماههای گذشته نامهای بزرگی همچون اسپانیا و پرتغال در بوق و کرنا شدند. هواداران فوتبال با این امید که تیم ملی قرار است مقابل ستارگان دنیای فوتبال محک بخورد روزها را سپری کردند. اما واقعیت فرسنگها با این شوآفهای تبلیغاتی فاصله داشت. نه تنها خبری از ماتادورها و یاران رونالدو نشد، بلکه فدراسیون در هماهنگی با تیمهای درجه دوم اروپا هم ناتوان نشان داد. حالا تیم ملی باید در حالی به مصاف رقبایی چون مصر، بلژیک و نیوزیلند برود که بزرگترین بازی تدارکاتیاش بازی با تیمهای ضعیف منطقهای بوده است. این فقدان تجربه بینالمللی در آستانه جام جهانی میتواند به قیمت گزافی برای فوتبال ایران تمام شود. فدراسیون اخیرا اعلام کرد دو بازی دوستانه با تیمهای ملی نیجریه و کاستاریکا در فروردین هماهنگ شده. دو تیمی که نتوانستند حتی جواز حضور در جام جهانی 48 تیمی را به دست آورند!
نیمکت لرزان؛ وزن فنی در سراشیبی
با رفتن مانیکونه نیمکت تیم ملی بیش از پیش وطنی شد. حضور دستیارانی چون رحمان رضایی و آندرانیک تیموریان اگرچه از نظر عرق ملی و سابقه بازیگری ارزشمند است، اما سوال اصلی اینجاست: آیا این کادر بدون حضور یک تئوریسین باسابقه اروپایی توانایی آنالیز و مقابله با تفکرات مربیان بزرگی که روی نیمکت بلژیک یا مصر مینشینند را دارد؟ قلعهنویی همواره بر خرد جمعی تاکید داشته است، اما خروج مانیکونه و عدم جایگزینی یک مربی در سطح او نشان میدهد که نیمکت تیم ملی عملا ضعیفتر شده است. تقابل با بلژیک که یکی از قدرتهای فوتبال اروپا محسوب میشود نیازمند فراتر از انگیزه و غیرت است، آنجا میدان تاکتیکهای مدرن و تغییرات سیستم در جریان بازی است، جایی که جای خالی یک مربی با استانداردهای یوفا به وضوح حس خواهد شد.
تله ۴۸ تیمی شدن دستکم گرفتن رقبای جهانی
به نظر میرسد نوعی خوشبینی مفرط و کاذب در بدنه فدراسیون و کادر فنی نفوذ کرده است. تغییر فرمت جام جهانی به ۴۸ تیم و افزایش تیمهای صعودکننده به دور حذفی این تصور غلط را ایجاد کرده که صعود و موفقیت در این دوره آسان خواهد بود. حتی اخیرا مهدی تاج مدعی شد ایران نه تنها به دور حذفی جام جهانی میرسد که حتی یک مرحله بالاتر هم خواهد رفت! این رویکرد که هر طور شده صعود میکنیم باعث شده تا عزمی جدی برای برگزاری بازیهای بزرگ و تقویت کادر فنی وجود نداشته باشد. اما نگاهی به ترکیب گروه ایران نشان میدهد که این یک تله مرگبار است. در گروه ایران مصر حضور دارد؛ تیمی فیزیکی با ستارههای شاغل در اروپا که همیشه برای تیمهای آسیایی دردسرساز بوده است. همچنین نیوزیلند تیمی با سبک بازی مستقیم که میتواند در نبردهای هوایی برای خط دفاعی لرزان ایران کابوس بسازد. و البته بلژیک! یکی از فنیترین تیمهای جهان که کوچکترین اشتباه تاکتیکی را با گل جریمه میکند.
پیامدهای جدایی دستیار ایتالیایی
مانیکونه تنها یک مربی تمریندهنده نبود، او پل ارتباطی تیم ملی با متدهای روز تمرینی در اروپا محسوب میشد. جدایی او در فاصله چهار ماه مانده به جام جهانی چندین آسیب جدی به همراه دارد. از همه اینها مهمتر جدایی او ثابت میکند اوضاع تیم ملی پشت زرق و برقهای تبلیغاتی و البته سکوت طولانی مدت سرمربی چقدر آشفته است. کارشناسان میگویند متدهای تمرینی که مانیکونه وارد کرده بود ممکن است با رفتن او تداوم نیابد و یک شوک روانی منفی به بازیکنان تحمیل شود. بازیکنان لژیونر که با مربیان بزرگ در اروپا کار میکنند به حضور دستیاران تراز اول روی نیمکت تیم ملی اهمیت میدهند. نبود او میتواند اعتماد به نفس تاکتیکی تیم را کاهش دهد. امیر قلعهنویی حالا باید تمام فشار تصمیمگیریهای کلان را به تنهایی یا با مشورت دستیارانی که تجربه مربیگری بینالمللی چندانی ندارند به دوش بکشد!
فرصتسوزی در پوشش شعار
آنچه امروز در تیم ملی شاهد هستیم نمونه بارز مدیریت دقیقه نودی است. از وعدههای توخالی برای بازی با غولهای اروپا تا بیثباتی در کادر فنی همگی نشاندهنده مسیری است که به جای منتهی شدن به افتخار به سمت یک بنبست تاکتیکی میرود. جدایی مانیکونه در این مقطع حساس یک هشدار جدی برای فوتبال ایران است. اگر قرار است با همین فرمان و بدون بازی تدارکاتی جدی و با نیمکتی تضعیف شده به مصاف بلژیک و مصر برویم شاید بهتر باشد از همین حالا خود را برای یک ناامیدی بزرگ آماده کنیم. جام جهانی جای آزمون و خطا نیست و فرمت ۴۸ تیمی هم به معنای تضمین موفقیت برای تیمی که برنامهای ندارد، نخواهد بود. نیمکت تیم ملی ضعیف شده و این حقیقتی است که پشت هیچ مصاحبه و شعاری پنهان نمیماند.
دیدگاه تان را بنویسید