معایب و مزایای اظهارنظر چهرههای فوتبالی در مورد سیاست
حضور اخیر گواردیولا در یک کنسرت مربوط به حامیان فلسطین و سخنرانی او این بحث را مطرح کرده که آیا اهالی فوتبال می توانند در مورد مسائل سیاسی، مناسبات داخلی و خارجی اظهارنظر کنند یا خیر؟
در یک ماه گذشته که شرایط کشور بحرانی بوده، ورزشکاران و مخصوصا فوتبالیستها به طرق مختلف در مورد اتفاقات رخ داده موضعگیری کردند. این موضعگیریها عمدتا با واکنش منفی تندروها و رسانههای اصولگرا مواجه شده. برخی شایعات حاکی از آن است که حتی برای برخی ورزشکاران که مواضع رادیکالتری اتخاذ کرده بودند، پرونده قضایی تشکیل شده است.
به گزارش روزنامه اعتماد، اما ورزشکاران ایرانی تنها ورزشکاران دنیا نیستند که در مورد مسائل مختلف غیرفوتبالی اظهارنظر میکنند. حضور اخیر گواردیولا، سرمربی منچسترسیتی در یک کنسرت مربوط به حامیان فلسطین و سخنرانی او این بحث را حتی در رسانههای خارجی مطرح کرده که آیا اهالی فوتبال میتوانند در مورد مسائل سیاسی، مناسبات داخلی و خارجی اظهارنظر کنند یا خیر؟ در گزارشی که اخیرا اتلتیک منتشر کرده است کارشناسان به این سوال پاسخ دادهاند. البته باید این نکته را هم در نظر گرفت که کارشناسان خارجی هنگام بحث سر معایب اظهارنظر سیاسی ورزشکاران ذهنیتی در مورد تعقیب قضایی ندارند در حالی که در مورد ورزشکاران کشورمان چنین مسالهای وجود دارد. اتلتیک نوشت: خبرنگارانی که روز سهشنبه در کنفرانس خبری پپ گواردیولا حضور داشتند، احتمالا انتظار نداشتند درباره فلسطین، روسیه، سودان و قتل الکس پرتی و رنه گود توسط ماموران فدرال امریکا بشنوند. این نخستینباری نیست که گواردیولا، سرمربی منچسترسیتی درباره مسائل اجتماعی و سیاسی صحبت میکند، اما در مجموع چنین موضعگیریهایی در میان افراد شاغل در حرفه او - و به طور کلی چهرههای فوتبال - نادر است.
گواردیولا پیشتر درباره استقلال منطقه زادگاهش کاتالونیا از اسپانیا صحبت کرده و در مراسم دریافت دکترای افتخاری از دانشگاه منچستر، وضعیت غزه را برجسته کرده بود. یورگن کلوپ نیز در دوران مربیگریاش در لیورپول، از نایجل فاراژ، بوریس جانسون و دونالد ترامپ انتقاد کرده بود. در مقابل، دیگر مربیان و مدیران مطرح فوتبال، نسبت به ورود به موضوعاتی که آنها را خارج از حیطه ورزش میدانند، ابراز تردید کردهاند. توماس توخل، سرمربی تیم ملی انگلیس، پیش از نخستین بازیاش در این سمت گفت که میخواهد «تمرکزش روی فوتبال» باشد نه سیاست. اونای امری، سرمربی استون ویلا نیز تمایل داشت از بحثهای سیاسی پیرامون دیدار اخیر تیمش در اروپا مقابل مکابی تلآویو اسراییل دوری کند.
کارشناسان فوتبال موانع بالقوه برای اظهارنظر چهرههای فوتبال درباره مسائل سیاسی و اجتماعی و همچنین مزایای احتمالی این کار را توضیح دادند. «من خوشحالم که (گواردیولا) درباره فلسطین صحبت کرده»، کریگ فاستر، کاپیتان سابق تیم ملی استرالیا میگوید. «ما به هر چه تعداد بیشتری از چهرههای شناخته شده فوتبال نیاز داریم که شجاعت به خرج بدهند و واقعا چیزی بگویند.» لیام روزنیور، سرمربی کنونی چلسی بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱، زمانی که دوران بازیاش رو به پایان بود و وارد مربیگری و کارشناسی فوتبال میشد، ستوننویس روزنامه گاردین بود. او علاوه بر مطالب فوتبالی، درباره مسائل گستردهتر نیز نوشت، از جمله لزوم تغییر فرهنگی و همچنین نامهای سرگشاده به دونالد ترامپ، در نخستین دوره ریاستجمهوریاش، پس از قتل جورج فلوید توسط افسر پلیس، در سال ۲۰۲۰. روزنیور جمعه گذشته در کنفرانس خبری و در پاسخ به سوالی درباره دلیل ورود برخی مربیان به چنین موضوعاتی گفت: «اگر تریبون داری و به چیزی باور داری، چرا نباید دربارهاش صحبت کنی، به شرطی که محترمانه باشد؟ من همیشه برای صداقت مردم احترام قائلم. به دیدگاههای متفاوت افراد مختلف درباره مسائل گوناگون احترام میگذارم. پس اگر نسبت به موضوعی احساس قوی داری و با احترام صحبت میکنی، باید بتوانی احساس کنی که حق داری این کار را انجام بدهی.»
لیام روزنیور درباره مسائل سیاسی صراحت داشته است. فاستر، هافبک سابق تیم ملی استرالیا که بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰، ۲۹ بازی ملی انجام داد، یکی از فعالان پرصدای حقوق بشر بوده است. او اکنون استاد مدعو «ورزش و مسوولیت اجتماعی» در دانشگاه تورنز آدلاید است، در شورای چندفرهنگی استرالیا عضویت دارد و درباره موضوعاتی از جمله نقض ادعایی حقوق بشر در ایران و غزه و همچنین درخواستها برای تحریم جام جهانی ۲۰۲۶ که عمدتا در ایالات متحده برگزار میشود، سخن گفته است. او میگوید: «دلایل متعددی وجود دارد که چرا افراد در فوتبال ممکن است صحبت نکنند. یکی از آنها واکنشهای منفی، توهینها و پاسخهای زنندهای است که دریافت میکنند. فشار سیاسی شدید، فشار اسپانسرها، گاهی فشار هواداران و فشار شبکههای اجتماعی وجود دارد.
ورزشکاران و مربیان واقعا در این حوزهها آموزش ندیدهاند. شاید حتی ندانند حقوق بشر دقیقا چیست. انتخاب برای آنها بسیار دشوار است و به راحتی میشود قانعشان کرد که موضوع بیش از حد پیچیده است، در حالی که اغلب اوقات ساده است.» فاستر میگوید که اگرچه در دوران بازیاش درگیر مسائل سیاسی مختلفی در استرالیا بوده، اما راهنمایی چندانی در این زمینه دریافت نکرده و معتقد است بازیکنان و مربیان باید حمایت بیشتری برای درک مسائل خارج از فوتبال داشته باشند. همین نبود اطمینان درباره یک موضوع، یکی از دلایل سکوت چهرههای فوتبال است.
پل مککارتی، بنیانگذار شرکت روابط عمومی ورزشی Macca Media میگوید: «کاملا منطقی است که (مربیان) بخواهند درباره حوزهای صحبت کنند که در آن بیشترین تخصص را دارند. فشاری که زیر آن کار میکنند، شدت نظارت... آنها نمیخواهند هیچ ضعفی از خود نشان دهند. این قابل درک است. اگر کاملا مطمئن نیستی که میتوانی خارج از چارچوب فوتبال صحبت کنی، چرا خودت را در معرض خطر قرار بدهی؟ اما این چیزی از انسان بودن آنها کم نمیکند و ارزش دیدگاههایشان را هم پایین نمیآورد.» علاوه بر این نگرانیها، ملاحظات متعدد دیگری نیز وجود دارد. کلی هوگارت، مشاور روابط عمومی که نماینده بازیکنانی مانند رحیم استرلینگ (چهره شاخص مبارزه با نژادپرستی در فوتبال) و ژاوی سیمونز، مهاجم هلندی تاتنهام است، میگوید: هنگام صحبت عمومی یک بازیکن، پیامدها میتواند حقوقی، تجاری و احساسی باشد.
او که پیشتر با مارکوس رشفورد در کمپین مبارزه با فقر غذایی کودکان در بریتانیا همکاری کرده، میگوید: «وقتی موکلی میخواهد صحبت کند، وظیفه من منصرف کردنش نیست، بلکه آگاه کردن او از پیامدهای احتمالی و اطمینان از انتقال دقیق پیام است. به عنوان کارمند یک باشگاه، فوتبالیستها از نظر حقوقی نماینده برند باشگاه محسوب میشوند و تعهداتی دارند که مانع خدشهدار شدن منافع تجاری باشگاه میشود. فراتر از باشگاه، بازیکنان بزرگ اغلب قراردادهای تجاری دارند که انتظارات مشابهی ایجاد میکند. به عنوان یک شریک تجاری، انتظار میرود با ارزشها و پیام برند همسو باشید و هرگونه مخالفت علنی میتواند دلیل فسخ قرارداد باشد.»
فاستر معتقد است: کسانی که میتوانند «هزینه» صحبت کردن را بپردازند، باید این کار را انجام دهند. او به دیوید بکام اشاره میکند که به خاطر سفیر بودن جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، با وجود حمایت پیشینش از جامعه LGBTQ+، مورد انتقاد قرار گرفت؛ در حالی که روابط همجنسگرایانه در قطر غیرقانونی است. او میگوید: «این تناقض است و من دوست دارم افراد در ورزش از چنین تناقضی دوری کنند. اگر بکام گفته بود: من به حقوق LGBTI باور دارم، از جام جهانی قطر حمایت میکنم و به عنوان سفیر میروم، اما همزمان میخواهم دولت قطر بداند که از حقوق همه افراد حمایت میکنم، دولت قطر او را اخراج نمیکرد. سرمایه اجتماعیاش بیش از حد بالاست.»
چالش ایجاد تعادل میان بیان مواضع و تعهدات حقوقی و تجاری، در مورد گواردیولا نیز مشهود است؛ چراکه مالک منچسترسیتی یکی از اعضای خاندان سلطنتی ابوظبی است، دولتی که خود با پرسشهایی درباره حقوق بشر مواجه بوده است. فراتر از مسائل تجاری و حقوقی، صحبت کردن درباره موضوعات خارج از فوتبال میتواند فشار شخصی زیادی نیز به همراه داشته باشد. مککارتی و هوگارت هر دو به موج توهینها اشاره میکنند. هوگارت میگوید که همیشه به موکلانش توصیه میکند پس از بیان موضع، مدتی از شبکههای اجتماعی فاصله بگیرند و همچنین نسبت به خطر «برچسب خوردن» هشدار میدهد؛ بهویژه برای بازیکنان سیاهپوستی که درباره نژادپرستی صحبت میکنند. او میگوید: «به رحیم نگاه کنید و نوع برخورد رسانهها با او از ۲۰۱۸ به بعد. هر چه بیشتر صحبت کرد، بیشتر مجبور شد بارها تجربههای تبعیضش را بازگو کند.
اخیرا همین الگو را با وینیسیوس جونیور دیدهایم.» با این حال، صحبت کردن میتواند مزایایی هم داشته باشد. هوگارت میگوید: «ما تمام پیامدهای احتمالی را بررسی میکنیم؛ از دست دادن اسپانسرها، جریمه باشگاه یا واکنش منفی در شبکههای اجتماعی، اما همچنین جنبههای مثبت، مثل فرصتهای تجاری جدید و افزایش توجه عمومی.» در بازار اشباع شده فوتبال، موضعگیری اجتماعی میتواند به دیده شدن بازیکنان کمک کند و مخاطبان آنها را گسترش دهد. برای مثال، او اخیرا روی پروژهای درباره آگاهی از آلزایمر با ژاوی سیمونز کار کرده که باعث شد هواداران نه فقط با «سیمونز فوتبالیست» بلکه با «ژاوی انسان» ارتباط برقرار کنند. مککارتی در پایان میگوید: «ما معمولا مربیان فوتبال را تکبعدی میبینیم که ناعادلانه است. آنها بینش عمیقی درباره انسانها و پویایی تیم دارند. آنها بخشی مددکار اجتماعیاند، بخشی روانشناس، بخشی الهامبخش. دیدن آنها صرفا از دریچه فوتبال، اجحاف در حقشان است.»
دیدگاه تان را بنویسید