رضا مقصودی: در فیلم خوابنما قصدم خنداندن نبود / از بین بردن غم و اندوه مردم با فیلم کمدی حکم مسکن موقت را دارد
رضا مقصودی گفت: در فیلم خوابنما قصدم فقط خنداندن نبود برای همین است که مردم خیلی از لحظات نمیخندند، ولی بیننده دنبال این است که ببیند قصه چه اتفاقی میافتد، قصه برایم مهمتر از خنداندن مردم است، اگر بتوانم در قصهام مردم را بخندانم، میخندانم.
تینا جلالی-رضا مقصودی، نویسنده شناخته شده سینما که این روزها فیلم «خوابنما» را بر پرده سینماها دارد، معتقد است در فیلم «خوابنما» قصدم فقط خنداندن نبود برای همین است که مردم خیلی از لحظات نمیخندند، ولی داستان را دنبال میکنند تا ببینند قصه چه اتفاقی میافتد. برای این کارگردان، قصه مهمتر از خنداندن مردم است. مقصودی همچنین برخلاف عدهای که معتقدند مشکل عمده سینمای ایران فیلمنامه است، میگوید: همکاران من فیلمنامههایی مینویسند که فوقالعاده است اما ساخته نمیشود، از آن طرف فیلمنامههای احمقانهای مینویسند که ساخته میشود. متن گفتوگوی ما با این نویسنده و کارگردان پیش روی شماست.
جناب مقصودی این روزها چه میکنید؟ با توجه به اینکه پیگیر اکران فیلم خوابنما هستید، فعالیت سینمایی دیگری هم دارید؟
فکر و ذکرمان اکران فیلم خوابنماست، اما از آنجایی که حرفه اصلی من فیلمنامهنویسی است، هیچوقت بیکار نیستم و همیشه برای خودم در حال نوشتن طرح و فیلمنامه و قصه هستم، کار خاصی نمیکنم در واقع کار عام میکنم همیشه کار نوشتن انجام میدهم.
فیلم خوابنما در اکران خیلی مهجور است و تبلیغات خاصی ندارد، چرا؟
بله، تبلیغات خاص نداریم، بعضی فیلمها تبلیغات محیطی و کارناوال در سطح شهر دارند.
در فضای مجازی هم تبلیغات ندارید؟
تا یک حدی میتوان در اینستاگرام تبلیغ کرد، البته موافقم در بخش تبلیغات ضعیف هستیم، چون این بخش خودش هزینههای زیادی میخواهد، اساسا فیلم را مقداری با بودجه پایین ساختیم و برای تبلیغات هم همین وضع را داریم، ولی در حد توان سعی کردیم فیلم را تبلیغ کنیم، اما موافقم به هر حال باید بیشتر فیلم به مخاطب معرفی شود، در این بخش کمکاری شد.
زمان ساخت فیلم هم خبرهای زیادی از فیلم منتشر نشد.
ما دوسال پیش این فیلم را ساختیم تا مراحل فنی طی و فیلم آماده نمایش شود با وقایع کشور مواجه شدیم، دنبال فرصتی بودیم فضا آرام شود تا فیلم را اکران کنیم.
اما فضا مدام ملتهبتر شد تا اینکه یکماه پیش تفاهمنامه امضا و آتشبس برقرار شد، به محض اینکه کمی فضا آرام شد ما هم بلافاصله فیلم را اکران کردیم.
همین که فیلم را اکران کردیم، دوباره جنگ شروع شد انگار جنگ ما را تعقیب میکرد (میخندد)، این را هم بگویم که همیشه سعی میکنم بدون سر وصدا کارم را پیش ببرم. یکی، دو خبر همان زمان ساخت رفتیم.
در شرایط فعلی خیلیها دست و بالشان میلرزد فیلم را اکران کنند، چطور شما این ریسک را پذیرفتید؟
دو سال برای اکران دست و بالمان لرزید و اوضاع ناجور بود، نمیتوانستیم بیشتر از این صبر کنیم، آن وقت فیلم از جای دیگر سر در میآورد. به محض اینکه فضا آرام شد فیلم را اکران کردیم ولی متاسفانه با افزایش بحرانها و چالشهای سیاسی اقتصادی مواجه شدیم و مردم خیال راحتی ندارند. واقعا پیشبینی اتفاقات را نمیکردیم. این را هم بگویم فیلم را تا حدی میشود نگه داشت بعد از دو سال به هر حال باید اکران میکردیم.
جناب مقصودی این پرسش وجود دارد که بعضی فیلمسازان به پیوست کار میکنند و حتی به اصطلاح نفس کوتاهی نمیکشند، آیا مداوم و پشت سرهم کار کردن فیلمسازان روی کیفیت کار تاثیر نمیگذارد؟ به عنوان نمونه بعد از خجالت نکش 1 و 2 نمیشد برای ساخت فیلم کمی صبر کنید؟
معنی حرفتان این است که با عجله فیلمنامه نوشته میشود در نتیجه زمان و فکر مناسب برایش گذاشته نمیشود و پخته نمیشود و همین فیلمنامه ناپخته سرصحنه برده میشود و کار در نهایت ضعیف ارایه میشود، اما من به شما میگویم روی فیلمنامه خوابنما 10 سال کار کردم، برای اجرا در صحنه، بارها بازنویسی کارکردم و درستترین روش را انتخاب کردم، البته که سرمایهای تهیه شده و از فرصت برای ساخت فیلم استفاده کردم. همانطور که میدانیم در سالهای اخیر تامین سرمایه برای سینمای ایران بسیار کار سختی است. نمیشد گفت که سرمایهای به دستم آمد نگهش دارم و 10سال دیگر یا پنج سال دیر کار کنم. باید از موقعیت استفاده میکردم، ضمن اینکه فیلمنامه خوابنما را دوست داشتم، کار با مزه و نه کمدی است.
خوابنما فیلم سالمی است که تلاش میکند لحظات مفرح برای مخاطب به وجود آورد ولی نظرات مخاطب را برآورده نکرده، نظر بعضی مخاطبان این بود که خجالتنکش 1 و 2 را بیشتر دوست داشتیم.
البته خودم شخصا خوابنما را از خجالتنکش 2 بیشتر دوست دارم، قصهمندتر و فرمالیستیتر است و فضای هنریتری دارد، خوابنما کمدی است که به ساختار هنری نزدیکتر است.
ولی یادم میآید آن زمان که خجالتنکش 1 را ساختم، به من گفتند آقا شما لیلی با من است را نوشتید، خجالتنکش برای شما افت دارد، وقتی خجالتنکش 2 را ساختم، به من گفتند شما لیلی با من است و خجالت نکش 1 را در کارنامه دارید ، خجالت نکش 2 کمدی ضعیفی است.
حالا که خوابنما را ساختم، به من میگویند خجالت نکش 1 و 2 خیلی خوب بود، نمیدانم عاقبتم به کجا میکشد، به هر حال همه سلایق را نمیتوان جلب کرد.
انگار خنداندن مخاطب در سالهای اخیر خیلی سخت شده، انگار قدیم مردم راحتتر میخندیدند.
واقعیتش نمیدانم، نه موافق نیستم، البته شاید قاعده درستی باشد. من به شخصه بیشتر از اینکه علاقهام به خنداندن باشد به قصه گفتن است.
تمام قصههایی که نوشتم ساختار دراماتیک، قصهمند بودن و قصه داشتن برایم مهمتر بوده تا اینکه بیننده را بخندانم.
اگر کارگردانی قصد ساختن فیلم کمدی داشته باشد که مردم را بخنداند، سر صحنه هر کاری میکند تا مردم بخندند که خود این موضوع بلای جان خیلی از فیلمهاست، اما اگر بحث فیلمی باشد که ساختاردرست دراماتیک داشته باشد، بیننده را دنبال خودش بکشاند و در لحظات خاص او را بر اساس قصه بخنداند آن اتفاق دیگر است، همان نکتهای که در خجالت نکش میافتاد.
در فیلم خوابنما قصدم فقط خنداندن نبود برای همین است که مردم خیلی از لحظات نمیخندند، ولی بیننده دنبال این است که ببیند قصه چه اتفاقی میافتد، قصه برایم مهمتر از خنداندن مردم است، اگر بتوانم در قصهام مردم را بخندانم، میخندانم. سرصحنه موقع تولید فیلم اگر بازیگری بگوید این حرف را بزنیم که مردم بخندند، به آنها میگویم این حرف منطق قصهای دارد یا ندارد؟ چون مخاطب باهوش میگوید این چه دیالوگی بود ربطی به کلیت قصه و شخصیت نداشت، چون قصه برایم مهمتر است، سعی میکنم به نفع قصه از خنداندن بکاهم.
درباره ذائقه مخاطب در سالهای اخیر چه نظری دارید؟ رواج کمدی در سالهای اخیر باعث شده مردم ازتماشای فیلم کمدی اشباع شوند ، حالا با اینکه روزهای تلخ و پراضطراب جنگی را پشت سر میگذرانیم؛ میل مردم به فیلمهای درام و اجتماعی تلخ بیشتر شده، نظر شما چیست؟
من فکر میکنم فیلم خوب غیر کمدی، جذاب، خوشساخت و متفاوت مردم را جذب میکند. بازار، فیلم خوب به آنها ارایه نمیدهد، بازار توسط فیلمهای کمدی اشباع شده، الان هم اگر فرصت فراهم شود و تولید باشد بازار به سمت فیلمهای کمدی میرود، چون تصورشان این است که فیلم اجتماعی تلخ است و در مردم رغبت تماشا وجود ندارد، من فکر میکنم این تصور غلطی است، آنها فکر میکنند تنها فیلم پرفروش تاریخ سینما فقط فیلمهای کمدی است، در صورتی که اصلا اینگونه نیست، در سینما فیلمهایی داشتیم که کمدی نبوده، جدی بوده، اما پرفروش بوده، مثالهای زیادی وجود دارد .اتفاقا فیلم جدی خوشساخت که پرداخت خوبی شده باشد مردم را جذب میکند.
وقتی تهیهکننده و سرمایهگذار فکر میکنند اگر فقط فیلم کمدی بسازند پولدار میشوند، فیلم کمدی میسازند؛ دنبال کار جدی کم نمیروند، کسانی در سینما کار جدی میکنند که یا نهادهای خاصی هستند یا آدمهایی که پولهایشان را به سختی جور کردهاند؛ مثل ساخت فیلم کمدی نیست که سرمایه آن به راحتی جور شود و سرمایهگذارش دست به جیب باشد؛ متاسفانه در ایران و این عصر، یکجور درک از سینما وجود دارد که برای اینکه فیلم پرفروش داشته باشید و مخاطب را به سینما بکشانید باید کمدی بسازید، این درک درستی نیست ولی غالب شده، درک درست این است که فیلم جذاب ساخته شود، لزوما فیلم جذاب کمدی نیست، فیلم جذاب لزوما مردم را نمیخنداند، ممکن است فیلم جذاب مردم را بترساند، ما ژانر ترسناک داریم که در دنیا جذاب ساخته میشود، ژانر پلیسی داریم، این ژانرها در سینمای ایران وجود ندارد، به نظر من جامعه و مخاطب ایرانی فیلمهای متفاوت ببیند ، اگر فیلم متفاوت خوب، ساخته شود و خوب هم عرضه شود میبیند و دوست خواهد داشت.
با توجه به اینکه گفته میشود مردم در این شرایط بحرانی، نیاز به روحیه و شاد بودن دارند، چرا برای فیلم خوابنما که مفرح است، فضاسازی نمیکنید؟
این هم از آن حرفهاست که گفته میشود مردم در شرایط بحرانی نیاز به خندیدن دارند، به نظرم مردم از بعضی اتفاقها عصبانی هستند و حالشان بد است بعد میگویند بیخیال، آنجا را نگاه نکنید و فیلم خندهدار ببینید و بخندید تا حواسشان پرت شود.
ولی روحیه غم و ناراحتی در جامعه وجود دارد و نیاز است که حال مردم خوب شود و برای لحظاتی هم که شده از فضای پرتنش خارج شوند.
دراین بحثی ندارم، اما به نظرم بر اساس یکسری اتفاقات غم و اندوه بر دل مردم میریزند و مردم دلگیر هستند، بعد میگویند فیلم بسازیم مردم حالشان خوب شود. این مسکن موقت است، امروز به سینما میروند حالشان خوب میشود و بعد دوباره دو روز بعد حالشان بد میشود. البته منم موافقم و روحیهام با فیلم بامزه همخوانی دارد، البته اسم کمدی را نمیآورم، چون خندههای بیدر وپیکر دارد، فیلم بامزه عناصر دیگری را هم برای جذب مخاطب استفاده میکند از جمله خنداندن مثل فیلم خوابنما، کمتر میخنداند، اما لحظات بامزه دارد که بیننده را دنبال خود میکشاند، من این نوع سینما را دوست دارم.
در صحبتتان اشاره کردید سرمایهگذاری در سینما سخت است، در یکسال اخیر به نظر میرسد سرمایهگذاری به مراتب سختتر هم شده، با کارگردانی صحبت میکردم، میگفت از پارسال نتوانستم سرمایهگذار برای ساخت فیلم پیدا کنم.
طبیعی است نهتنها در سینما که در بخش اقتصادی هم سرمایهگذار پیدا نمیشود، سرمایهگذار در بخشهای صنعتی سرمایهگذاری نمیکند، سمت بخش فرهنگی که اصلا نمیآیند، در فضای آشفته که نمیدانیم پسفردا چه میشود سرمایه خرج نمیشود. اقتصاد و سرمایهگذاری نیاز به فضای آرام دارد.
به نظر میرسد افت کیفی فیلمها دلیل عقبنشینی بعضی سرمایهگذاران است.
اتفاقا به نظرم سینمای ما هر چه میگذرد کیفیت بهتری پیدا میکند، هم تعداد سالنهای ما بیشتر شده و هم عوامل سینما باسوادتر، ریسکپذیرتر شدند و هم ایدههای نو وارد سینما میشود.
یعنی شما معتقدید فیلمهای سینما در سالهای اخیر با کیفیتتر شده است؟
به نظرم فیلمهای سالهای اخیر باکیفیتتر شده به لحاظ فیلمنامه، فیلمبرداری، تروکاژ و بازی، بازیهای بازیگران بسیار بهتر شده، ما بازیگر کم داریم ولی همانقدر هم که داریم بازیهایشان خیلی خوب است. آنچه در سالهای اخیر برای ما دردسر شده، این است که این عوامل باید فضای ظهور پیدا کنند، سرمایهگذار باید با اطمینان وارد کار شود و اطمینان داشته باشد که وقتی فیلمش ساخته شد اکران میشود و مردم فیلم را میبینند و سرمایهاش با سود برمیگردد. وقتی سرمایهگذار واردسینما شود نمیداند که یکسال بعد که فیلمش میخواهد اکران شود چه اتفاقی میافتد و درنهایت جنگ باعث میشود مردم به سینما نروند. معلوم است که سرمایهگذار در سینما سرمایهگذاری نمیکند.
البته بعضی معتقدند سینما در سالهای اخیر به لحاظ کیفی افت بیشتری داشته است و سرمایهگذار به این دلیل هم از سینما دوری میکند.
این ادعا باید با آمار و ارقام ثابت شود. به نظر من میزان تماشاگر و فروش بیشتر شده، ولی یک مشکل وجود دارد عرضه ما هم عرضه خوبی نیست، بخشی از سینما در سالهای اخیر به پلتفرمها رفتند، استقبال زیادی در آن بخش میشود و پلتفرمها جای تصویر بزرگ سینما را گرفتند و اینها مباحث مختلفی است. باید در برآوردهایمان دقت کنیم که نمیکنیم.
نکته دیگری که در مباحث سینما گفته میشود این است که سینما درگذشته جسورتر بود و با جامعه همگامتر بود، اما در حال حاضر تصویر واقعی از جامعه نشان داده نمیشود.
من فکر میکنم تا جایی که فضای فیلمسازی اجازه میدهد فیلمسازانی که میخواهند جسارت در فیلمهایشان داشته باشند کارشان را انجام میدهند، ببینید این دعواهای توقیف و سانسور برای چیست؟ به خاطر این است که فیلمسازان تلاششان را میکنند تا از سدها بگذرند و جسارت بیشتری نشان دهند و از خط قرمزها که خیلی هم خط قرمزهای بیخودی است، عبور کنند. همین اتفاقات باعث شده که فیلمسازی نسبت به 5 سال پیش جسارتآمیزتر شود، البته تناقض بزرگ و آشکاری داریم، جامعه را نگاه کنید و بعد فیلمها را نگاه کنید، این تناقض آشکار است و برای عبور از آن باید جسارت داشت. همان جسارتی که در جامعه وجود داشت در سینما هم باید وجود داشته باشد، مسالهای شدنی است، اما زمانبر است.
به نظر شما چطور دوباره میتوان به حضور سرمایهگذار در سینما امیدوار شد؟
اولین اتفاق باید فضای سیاسی جامعه آرام شود، وقتی فضای جامعه و کشور آرام شود نهتنها در سینما که در دیگر عرصههای دیگر هم رونق به وجود میآید، سرمایهگذار با طیب خاطر در فضای آرام سرمایهگذاری میکند و میداند دو سال بعد، ششماه بعد سرمایهاش را برداشت میکند، چه سینما و چه غیر سینما و صنعت و جاهای دیگر یا حتی عرصههای دیگر فرهنگی مثل مطبوعات و کتاب در صورت آرامش اجتماعی و سیاسی میشود رغبت برای سرمایهگذاری ایجاد کرد، وگرنه آدمهایی را میشناسم که عاشق سرمایهگذاری در سینما هستند و میخواهند در سینما فیلم بسازند، اما نمیخواهند سرمایهشان به باد رود، میخواهند کاری کنند و سینما رونق پیدا کند، اما حداقل به سرمایه خود برگردند، متاسفانه این فضا و موقعیت برای سینماگران آماده نیست، آنقدر سیطره مسائل غیر فرهنگی و هنری در جامعه وجود دارد که بر فرهنگ و صنعت و ... سایه انداخته که این موضوع باید حل شود.
شما در نظر بگیرید با مشکلات دهههای اخیر در کشور، سینما توانسته روی پای خودش بایستد و کارهای خوب کند و فیلمهای ارزشمند در سینما تولید شود یعنی پوست کلفت فیلمسازان ما بوده که فیلمهای خوب تولید شده. عشق و انگیزه بالا باعث شده که آثار خوب در سینما ساخته شود اگر انگیزه و عشق نبود که در شرایط سخت فیلمهای خوب ساخته نمیشدند، الان ببینید در شرایط سخت فیلمسازان کار میکنند، آدمهای علاقهمند به سختی سرمایهگذار پیدا میکنند، سرمایهگذار حاضر است ضرر کند، اما اثر خوب تولید کند این چیزی که میگویم خیلی کم اتفاق میافتد اما عشق و غیرت است که باعث میشود فیلمهای خوب تولید شود. اگر شرایط مهیا شود، سینما اوج پیدا میکند.
بحث دیگری هم وجود دارد، این است که گفته میشود یکی از مشکلات اساسی سینمای ایران فیلمنامه است.
حرف کلیشهای است، چهل سال است که گفته میشود مشکل سینمای ایران فیلمنامه است.
نیست؟
نه، نیست، من فقط فیلمنامهنویس نیستم، فیلمنامهخوان حرفهای هم هستم، همکاران من فیلمنامههایی مینویسند که فوقالعاده است، اما ساخته نمیشود، فیلمنامههای احمقانهای میخوانم که ساخته میشود. چه کسی در سینما باید فیلمنامه را انتخاب کند که ساخته بشود؟ تهیهکننده.
تهیهکننده است که میگوید این فیلمنامه را انتخاب میکنم و آن فیلمنامه را انتخاب نمیکنم. تهیهکننده است که باید تشخیص بدهد فیلمنامه خوب کدام است و فیلمنامه بد کدام است.
من آثاری از همکاران خودم و حتی افراد غیرحرفهای میخوانم که عالی است ،اما در کمد خاک میخورد. عمرم را در فیلمنامه گذراندم که میگویم.
شاید سانسور هم دلیل باشد.
نه، آن بحث جداست، سانسور کار خودش را میکند، حتی به نظرم سانسور در بعضی جاها خلاقیت ایجاد میکند. اما صحبت من الان این است که مثل این میماند لباسهای خوب وجود دارد، اما شما باید لباسهای خوب را انتخاب کنید.
اتفاقا یکی از گلایه سینماگران و فیلمسازان این است که تهیه کنندههای ناآشنا در سینما زیاد شدهاند. کسانی که ادبیات سینما را نمیدانند.
آن هم بحث دیگر است و آن هم مشکل سینمای ایران است ولی وارد آن بحث نمیشوم، اما میگویم تهیهکننده است که عوامل و فیلمنامه خوب را انتخاب میکند، کنار هم میچیند. سینمای ایران نیاز به تهیهکننده تیز هوش، با تجربه، با ذکاوت دارد که انتخابهای درست را کنار هم بچیند.
خوش سلیقه.
شما خاطرات منوچهرمحمدی درباره ساختن فیلم مارمولک را بخوانید، خودش فیلمنامهنویس میآورد، بعد آن را کنار میگذارد، طرح مینویسد، فیلمنامهنویس دیگر میآورد و بعد عناصر مختلف را کنار هم میچیند تا به فیلمنامه خوب برسد. کارگردان انتخاب میکند تا در نهایت به فیلمی به نام مارمولک میرسد.
به نظرم تهیهکنندههای خوب باشخصیت، باسواد و با درایت در سینما زیاد داریم. آثار خوب سینمای ایران را چه کسی تولید کرده؟ همین تهیهکنندههای باسواد بودند که در میان فیلمنامهها، فیلمنامههای درخشان را پیدا کردند. تشخیص اینکه فیلمنامه خوب است یا بد باتهیهکننده است و این خیلی مهم است. وگرنه در دنیا قلم و کاغذ داریم و همه میتوانند فیلمنامه بنویسند. شما در جشنوارهها اعلام کنید مسابقه فیلمنامهنویسی است، میلیونها فیلمنامه میآید، اما اینکه از میان آن گوهری انتخاب کنید، باید گوهرشناس باشد. مشکل سینمای ایران به نظرم فیلمنامهنویسی نیست، فیلمنامهنویسی هم مثل کارگردانی و بازیگری در طول تاریخ سینما به اندازه خودش پیشرفت کرده است.
دیدگاه تان را بنویسید