واکنش مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد به انتقاد هنرمندان از فرآیند و روند اخذ مجوز برای آثار موسیقی / تلاش دارم عنوان «مجوز» به «پروانه انتشار» تغییر یابد / دلیل همه ممنوعیتها هنری نیست
مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد گفت: درباره واژه «مجوز» هم شخصا تلاش داشتم، اگر امکانش فراهم شود، عنوان «مجوز» تغییر کند. به نظرم، اگر به جای «مجوز»، از عنوانهایی مانند «پروانه انتشار» یا «پروانه اجرای صحنهای» استفاده شود، از نظر روانی تاثیر بهتری بر جامعه موسیقی دارد.
سیمین سلیمانی-روزنامه اعتماد با بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
- موضوع دریافت مجوز در سالهای اخیر تا حد زیادی با نگرشهای سیاسی مواجه شده است. این نگاه، آگاهانه یا ناآگاهانه، بخشی از جامعه هنری را هم با خود همراه کرده و باعث شده مساله مجوز، بیش از آنکه یک موضوع فرهنگی هنری باشد، با سویه نگرشهای سیاسی همراه شود.
- در ۱۵ ماه گذشته که در این جایگاه بودهام، حداکثر یک درصد آثار موسیقی، آنهم از نظر محتوای کلامی سویههایی مغایر با ارزشهای سیاسی یا اجتماعی داشتهاند. یادآوری کنم که در حوزه خود موسیقی یعنی یک اثر صرفاسازی که کلام ندارد، معمولا مشکل خاصی نیست. اتفاقی که میافتد این است که آثار، توسط شورای موسیقی، متشکل از کارشناسان و اساتید این حوزه، بازشنوی میشوند. طبیعی است وقتی اثری از یک هنرمند شناختهشده به شورا میرسد، اعضای شورا با همان احترام و جایگاه آن هنرمند، اثر را بررسی میکنند. برای بسیاری از اعضای شورا، شنیدن اثری تازه از یک هنرمند خلاق و صاحبسبک، اتفاقی خوشایند است، نه اینکه بخواهند به این دلیل بشنوند که این اثر اجازه انتشار داشته باشد یا نه. بنابراین، این نگرانی که گاهی ازسوی برخی هنرمندان مطرح میشود که «چه کسی قرار است اثر من را ممیزی کند؟ و آیا صلاحیت دارد یا خیر؟» دستکم در حوزه موسیقی، با واقعیت تطابق ندارد.
- سالانه چند هزار تکآهنگ برای دریافت مجوز به دفتر موسیقی ارسال میشود، بخش قابلتوجهی از این آثار متعلق به هنرمندانی است که هنوز شناختهشده نیستند یا برای نخستینبار قصد انتشار اثر دارند. در این موارد بررسیها کاملا کارشناسانه و برمبنای معیارهای فنی انجام میشود. در واقع، بیش از ۹۹درصد آثار از نظر موسیقایی هیچ ایراد قابلتوجهی ندارند؛ به ویژه امروز که امکانات فنی استودیوها و مراحل میکس و مسترینگ، بسیاری از مشکلات احتمالی را پیش از ارسال اثر برطرف میکند.
- یکی از مهمترین کارکردهای مجوز وزارت فرهنگ، حمایت حقوقی از هنرمند است. زمانی که یک اثر هنری ازسوی یک نهاد رسمی مجوز میگیرد، در آینده اگر اختلاف یا دعوای حقوقی درباره آن اثر به وجود بیاید، این مجوز میتواند به عنوان سند رسمی مورد استناد قرار گیرد. ما در همین ۱۵ ماه مواردی داشتیم که در اختلافهایی میان صاحبان آثار، همین مجوزها مبنای اثبات حقوقی اثر قرار گرفتهاند. بنابراین، مجوز تنها یک ابزار نظارتی نیست، بلکه میتواند نقش مهمی در حفظ حقوق مادی و معنوی هنرمند هم داشته باشد.
- در این ۱۵ ماه شاید کمتر از یک درصد آثار از نظر محتوای سیاسی یا اجتماعی مسالهدار بودهاند، بیش از ۹۹درصد مواردی که با آنها مواجه شدهایم، آثاری بودهاند که از نظر ادبی ارزش قابلتوجهی نداشتهاند. برخی از این آثار مفاهیم نامناسب داشتند و برخی هرچند چنین ویژگیای نداشته، اما از نظر ادبی و مفهومی بسیار ضعیف بودهاند.
- ما در جامعهای زندگی میکنیم که فارغ از مباحث دینی، چارچوبهای اخلاقی و فرهنگی مشخصی دارد. طبیعی است که جامعه از حاکمیت انتظار داشته باشد این چارچوبها موردتوجه قرار گیرند. با این حال، فضای سیاسی و نگرانی از متهم شدن به سانسور، باعث شده در برخی دورهها مسوولان از این وظیفه عقبنشینی کنند.
- گاهی تصور شده اگر بخواهیم آثار را از منظر ادبی با دقت بیشتری بررسی کنیم، ناچار میشویم بخش زیادی از آنها را رد کنیم و این خود موجب اعتراض خواهد شد. در نتیجه، برای جلوگیری از این موضوع سطح حساسیت نسبت به کیفیت ادبی آثار کاهش پیدا کرد؛ در حالی که از نگاه من، آنچه دفتر موسیقی انجام میدهد ممیزی یا سانسور نیست، بلکه تلاش برای حفظ حداقل استانداردهای ادبی و محتوایی است.
- برخی مسائل به موضوع مجوز هم نسبت داده شود؛ درحالی که ممکن است اساسا ارتباطی با مجوز موسیقی نداشته باشد. برای مثال، اگر فردی به دلیل موضعگیری سیاسی خود با محدودیتی مواجه شود، این الزاما به موسیقی یا اجرای هنری او ارتباطی ندارد، اما در فضای عمومی چنین برداشت میشود که مشکل از مجوز موسیقی اوست؛ درحالیکه موضوع، چیز دیگری است.
- باید بگویم دستکم در حوزه موسیقی، معتقدم بخشی از مدیران سالهای گذشته شناخت کافی از موسیقی نداشتند، حتی برخی آنها موسیقی را صرفا از منظر مسائل فقهی یا اعتقادی میدیدند. این نگاهها، به نظرم در تشدید مشکلات موثر بوده؛ برخی موضعگیریهای نادرست، نبود تبیین صحیح برای جامعه هدف و گاه برخوردهای اشتباه، موجب ناراحتی و دلخوری بخشی از هنرمندان شد و درنتیجه، مرزبندیهای کاذبی شکل گرفت.
- درباره طولانی بودن روند اخذ مجوز باید بگویم که بخش عمده مشکلات، نرمافزاری بود. مشکلاتی که طی سالها به آنها توجه نشده بود. مثلا، در گذشته با درخواست اجرای صحنهای یک گروه موسیقی، اسامی اعضای گروه به صورت دستی بررسی میشد و این فرآیند زمان زیادی میبرد. در سامانه جدید، این روند کاملا هوشمند شده است. اکنون اگر نهادی فهرستی داشته باشد از افراد که محدودیت در اجرا دارند، سامانه به صورت خودکار اسامی ثبت شده را با آن فهرست تطبیق میدهد. اگر هیچ مغایرتی وجود نداشته باشد، تایید اولیه بلافاصله انجام میشود و دیگر زمان زیادی صرف بررسیهای تکراری نخواهد شد.
- درباره واژه «مجوز» هم شخصا تلاش داشتم، اگر امکانش فراهم شود، عنوان «مجوز» تغییر کند. به نظرم، اگر به جای «مجوز»، از عنوانهایی مانند «پروانه انتشار» یا «پروانه اجرای صحنهای» استفاده شود، از نظر روانی تاثیر بهتری بر جامعه موسیقی دارد همانطور که در مورد آثار سینمایی هم چنین عمل میشود. شاید همین تغییر ادبیات، بخشی از بار ذهنی منفی این موضوع را کاهش دهد.
- وقتی فردی وارد یک پرونده یا جریان سیاسی میشود، از نگاه دستگاههای مسوول، دیگر موضوع، موسیقی یا هنرمند بودن او نیست، بلکه صلاحیت عمومی فرد مطرح میشود. در چنین شرایطی، اینکه آن شخص موسیقیدان، بازیگر یا فعال هر حوزه دیگری باشد، مساله اصلی نیست، بلکه مساله همان پرونده سیاسی است. به نظرم، آنچه این موضوع را به حوزه هنر پیوند میزند، بیشتر ناشی از فضاسازیهای سیاسی و رسانهای است که باعث میشود چنین برداشت شود که محدودیت ایجاد شده به خاطر فعالیت هنری آن فرد بوده است.
- اگر بازه زمانی را پس از جنگ دوازده روزه درنظر بگیریم، تا پیش از اتفاقات دی ماه، یکی از بالاترین آمارهای اجراهای صحنهای موسیقی در سراسر کشور ثبت شد و خوشبختانه این اجراها بدون حاشیه و بدون مشکل برگزار شدند و پس از اتفاقات دی ماه هم خود اهالی موسیقی بودند که اجراها را برگزار نکردند. بنابراین، دستکم در این دوره، تجربه ما نشان میدهد که میتوان شرایط باثباتتری را هم تجربه کرد.
- رسانه رسمی کشور یعنی صداوسیما، هنوز آن جایگاهی را که باید، برای موسیقی قائل نیست. اگر رسانه رسمی کشور امکان پخش و نمایش آثار موسیقی را به شکل طبیعی و حرفهای فراهم میکرد، بسیاری از این مشکلات و حاشیهها به تدریج از بین میرفت. اگر رسانه رسمی کشور دراختیار جامعه موسیقی قرار داشت و هنرمندان میتوانستند آثار خود را به طور طبیعی از طریق آن به مردم عرضه کنند، بسیاری از این مشکلات شکل نمیگرفت. فقدان این امکان، آسیب جدی به موسیقی کشور وارد کرده است.
- واقعا جای تاسف دارد که رسانه رسمی کشور هنوز برای نمایش یک ساز که بخشی از هویت و فرهنگ اصیل ایرانی است، ملاحظه و تردید دارد. همین رویکرد هزاران آسیب فرهنگی را به جامعه وارد کرده است؛ آسیبهایی که شاید هنوز به طور کامل متوجه ابعاد آن نشدهایم.
دیدگاه تان را بنویسید