کد خبر: 782669
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۵ ۱۵:۳۰:۳۶
| |

عکاس صداوسیما: شاهد بودم عکاس رویترز و آسوشیتدپرس هم مثل من و بقیه عکاس‌ها تلاش می‌کردند با تمام دشواری‌ها، بهترین تصاویر را مراسم تشییع رهبری ثبت کنند

عکاس خبرگزاری صداوسیما گفت: در مراسم وداع رهبر شهید در مصلا، شاهد بودم که عکاس رویترز و آسوشیتدپرس هم مثل من و بقیه عکاس‌ها تلاش می‌کردند با تمام دشواری‌ها، بهترین تصاویر را از همان جایگاه نامناسبی که برای عکاسان اختصاص داده بودند، ثبت کنند.

عکاس صداوسیما: شاهد بودم عکاس رویترز و آسوشیتدپرس هم مثل من و بقیه عکاس‌ها تلاش می‌کردند با تمام دشواری‌ها، بهترین تصاویر را مراسم تشییع رهبری ثبت کنند
کد خبر: 782669
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۵ ۱۵:۳۰:۳۶

عکاسی یعنی تصرف لحظه‌ای از تاریخ. طی 7 دهه اخیر و بعد از جنگ جهانی دوم، عکاسان خبری به آن حد از استقلال بابت حضور در میدان‌های مختلف و ثبت تصویر رسیدند که روایت‌شان، به سندی غیرقابل انکار از رخداد تبدیل شد. عکس‌های به‌جا مانده از وقایع سیاسی و اجتماعی این 7 دهه، روایت واقعیت را قابل باور می‌کند حتی اگر صاحبان منافع، بخواهند واقعیت را به نفع خودشان مصادره کنند. اما ثبت واقعیت در قاب دوربین عکاسان خبری، این‌طور که مردم عادی فکر می‌کنند، هیچ ساده نیست. علاوه بر اخباری که در این 7 دهه از جان باختن تعداد زیادی از عکاسان خبری در زمان انجام ماموریت و حضور در میدان‌های پرخطر منتشر شده، دشواری‌های عکاسی در شرایطی که لحظه برای عکاس، مثل قطره آبی برای آدم تشنه، مهم و حیاتی است، هیچ کدام در تصاویر ثبت نمی‌شود بلکه فقط بخشی از خاطره عکاسان خبری می‌شود. عکاسان خبری برای عشقی که به حرفه‌شان دارند، بارها و بارها در عمر حرفه‌ای‌شان، به دشواری‌های باور نکردنی تن می‌دهند تا آنچه به چشم‌شان دیده‌اند را، به جهان دور از تماشای واقعیت گزارش دهند.

به گزارش اعتماد، مراسم وداع و تشییع رهبر شهید در تهران و قم و مشهد در روزهای 12 تا 18 تیر 1405 که با هزاران فریم عکس توسط عکاسان ایرانی و غیرایرانی حاضر در مراسم، ثبت و به سندی در تاریخ تبدیل شد، از همین گزارش‌هاست. 

علیرضا اسماعیلی، عکاس خبرگزاری صدا و سیماست و 8 سال سابقه عکاسی خبری دارد و می‌گوید که تا قبل از 13 تیر امسال، مهم‌ترین عکسش، لحظه حضور بر بام حرم امام حسین(ع) و عکاسی از ازدحام زائران اربعین بوده ولی عکاسی از مراسم وداع و تشییع رهبر شهید را، از آن تجربه‌هایی می‌داند که در طول زندگی حرفه‌ای یک عکاس خبری، ممکن است مشابه دومی نداشته باشد. اسماعیلی، از مراسم وداع و تشییع رهبر شهید در مصلا و خیابان انقلاب و میدان آزادی عکاسی کرد اما می‌گوید عکاسی از مراسم تشییع تجربه عجیب‌تری بود چون دقیقا در لحظه‌ای که فکر می‌کرد فرصت ثبت یک لحظه تاریخی را از دست داده، فرصت و لحظه و تصویر، کف دستش نشست آن هم فقط چند دقیقه بعد از آنکه با اطلاع‌رسانی اشتباه بعضی افراد حاضر در میدان آزادی، افسوس خورد که با تمام تلاش‌هایش، دیر رسیده و مهم‌ترین فریمش را از دست داده چون شنید که  ماشین مخصوص حمل تابوت شهدا به سمت فرودگاه مهرآباد رفته است. درست در همین لحظه که ابتدای اتوبان لشکری ایستاده بود و به بازگشت به خبرگزاری فکر می‌کرد، جمعیت زیادی را دید که در حال دویدن به سمت میدان آزادی بودند. وقتی زاویه مقصد جمعیت را دنبال کرد، فهمید که فریم تاریخی، در چند قدمی اوست اگر با همان کوله‌پشتی سنگین از دوربین‌ها و لنزها، جوری بدود تا به خودروی مخصوص برسد که رسید آن هم به فاصله سه متری از دیواره مشبک خودروی مخصوص.  

سختی‌ها  در شرایط پوشش خبری 

عکاس خبری، چشم تیزبین جامعه است. آنچه در حافظه دوربین عکاسان خبری ثبت می‌شود، برای تاریخ به یادگار می‌ماند. اگر روزهای 13 و 14 تیر ماه امسال، عکاسان خبری در مصلای تهران نبودند و چشم دوربین‌هایشان را  روی ورودی‌های مصلا تنظیم نکرده بودند، شاید هیچ کسی بعدها باخبر نمی‌شد که در دومین روز وداع مردمی با رهبر شهید، فنس‌های ورودی مصلا به دلیل رعایت نشدن زمان‌بندی مناسب، با ازدحام جمعیت شکسته شد که البته آسیب جانی برای زائران ایجاد نکرد.

باتوجه به حساسیت بالای مراسم وداع و تشییع رهبر شهید و همچنین به دلیل تعداد بسیار زیاد عکاسان و فیلمبرداران برای پوشش خبری این مراسم، از اوایل تیر ماه، اسامی و مشخصات عکاسان و فیلمبرداران برای استعلام مراجع ذی‌صلاح به ستادهای مرتبط اعلام شد تا کارت ورود و مجوزهای لازم صادر شود. مراسم وداع مردمی در مصلای تهران، ساعت 6 صبح شنبه شروع می‌شد و اسماعیلی می‌گوید که ساعت 10 شب جمعه به مصلا رفت و حدود ساعت 3 بامداد شنبه توانست وارد مصلا شود. 

اسماعیلی درباره وظیفه حرفه‌ای عکاسان خبری، از خودش مثال می‌زند و از اینکه چطور در مراسم وداع و تشییع رهبر شهید، تمام دشواری‌ها را نادیده گرفت تا بتواند بهترین تصاویر را از یکی از مهم‌ترین اجتماعات ملی مردم ایران ثبت کند. 

 «مراسم وداع و تشییع، لحظاتی نبود که بگوییم 5 ماه دیگر دوباره تکرار خواهد شد. من به عنوان عکاس خبری، یک وظیفه اخلاقی در قبال رسانه و مخاطبان رسانه دارم و دقیقا به دلیل همین وظیفه اخلاقی، باوجود آنکه چند لنز داشتم اما برای ثبت تصاویر بهتر، یک لنز هم اجاره کردم که مبادا قابی را از دست بدهم. دبیرم به من گفت که باید ساعت 6 صبح روز دوشنبه، در خیابان انقلاب و در مسیر تشییع حاضر باشم و تا ساعت 7 صبح 10 فریم از حضور مردم بفرستم تا اولین گزارش‌ها با عکس‌های اختصاصی منتشر شود. با سابقه‌ای که از راهپیمایی‌های 22 بهمن داشتم و شاهد بودم که از حوالی 10 و 11 قبل از ظهر، تعداد جمعیت زیاد می‌شد، نگرانی مهم من این بود که آیا ساعت 6 صبح، مردمی در خیابان خواهند بود که بتوانم عکس خوبی بگیرم ؟ ساعت 6 صبح به خیابان انقلاب رسیدم و ازدحام جمعیتی که از ساعت 4 صبح به خیابان انقلاب آمده بودند، شوکه‌ام کرد. همان زمان روی پل چهارراه کالج رفتم تا بهترین عکس از ازدحام را از ارتفاع داشته باشم. ساعت 6 و نیم صبح، روی پل چهارراه کالج ایستاده بودم ولی ابتدا و انتهای سیل جمعیت را نمی‌توانستم ببینم. مشابه چنین ازدحامی را فقط یک یا دو روز قبل از اربعین در کربلا شاهد بودم که در این ایام، تمام کوچه‌ها و خیابان‌های اطراف حرم امام‌حسین‌(ع)، قیامتی است از ازدحام جمعیت.» 

اسماعیلی در توضیح اهمیت ثبت «شاه فریم» از مراسم تشییع رهبر شهید می‌گوید: «بعد از 5 ساعت عکاسی از جمعیت، نزدیک میدان آزادی، وقتی عکس‌هایم را نگاه کردم، دیدم که فریم اصلی و اصل واقعه داخل دوربینم نیست. من به خیابان انقلاب آمده بودم تا از مراسم تشییع رهبر شهید عکاسی کنم ولی حتی یک عکس از خودروی حمل تابوت شهدا نداشتم. همان زمان به این فکر کردم که آیا سال‌ها بعد مردم نخواهند گفت تو چطور عکاسی هستی که نتوانستی از تابوت شهدا عکس بگیری؟ در همان سیل جمعیت، خودم را به میدان آزادی رساندم و در لحظه‌ای که خودم هم باورم نمی‌شد، توانستم در فاصله سه متری گارد محافظ تابوت‌های شهدا، یک عکس بگیرم و بعد از همین عکس هم البته زیر دست و پای جمعیت افتادم و در لحظه‌ای که به دلیل کمبود اکسیژن، دچار تنگی نفس شده بودم و احساس می‌کردم تمام مهره‌های کمرم در حال جابه‌جا شدن است، فقط دست‌هایم را دور دوربینم حلقه کردم که آسیب نبیند و به سرعت از جا جهیدم و خودم را از ازدحام جمعیتی که همراه با گردش خودروی مخصوص، دور میدان آزادی می‌چرخید، نجات دادم. حالا می‌توانم بگویم که بهای تمام این سختی‌ها، ثبت یک لحظه تاریخی بود. حالا می‌توانم بگویم که برای من تنها چیزی که مهم است این است که یک لحظه تاریخی را ثبت کردم.» 

بدترین اتفاق برای عکاس خبری همین است که فریم اصلی و به تعبیر اسماعیلی، «شاه فریم» را از دست بدهد آن هم شاه فریم مراسمی که قرار است بخشی از تاریخ یک کشور و یک ملت باشد. اسماعیلی می‌گوید عکاسی خبری یعنی دشواری و سختی و تمام عکاسان خبری در سراسر دنیا به دنبال همین شاه فریم هستند و باید به هر قیمتی آن را داشته باشند. این عکاس خبری، از حادثه‌ای که پارسال در مراسم تشییع شهدای نظامی جنگ 12 روزه در تهران و در خیابان انقلاب برایش اتفاق افتاد، می‌گوید؛ زمانی که برای عکاسی از ارتفاع، مجبور شد از داربست‌های متصل به پل عابر مسدود شده بالا برود و هنگام پایین آمدن از داربست‌ها، از ناحیه زانو دچار آسیب شد و به مدت 6 ماه درد کشید. اسماعیلی از عکاس دیگری مثال می‌زند که در جنگ 40 روزه، در زمان عکاسی در ویرانه خطرآفرین یکی از ساختمان‌های هدف حملات هوایی، از ارتفاع پرت شد و حالا با عصا حرکت می‌کند. 

 «در دوره دانشجویی در دانشکده خبر، یکی از استادان‌مان که سابقه عکاسی خبری در بسیاری کشورها و ازجمله یوگسلاوی و آلمان داشت، می‌گفت ایران بهشت خبرها و بهشت خبرنگاران و عکاسان است و تمام عکاسان و خبرنگاران دنیا با اینکه ممکن است تجهیزات مجهزتری نسبت به عکاس و خبرنگار داخل ایران داشته باشند اما آرزوی‌شان این است که در ایران و در این بهشت عکس و خبر بودند. مشکل مهم عکاسان و خبرنگاران در ایران، ارتباط و احترام و جایگاه مناسب است و صرف‌نظر از این مشکل، وقتی با عکاسان خارجی هم که صحبت می‌کنیم، متوجه می‌شویم که در تحمل دشواری برای ثبت بهترین تصویر، هیچ تفاوتی با هم نداریم چون برای تمام عکاسان خبری جهان، فقط فریم و سوژه مهم است. یکی از استادان دانشکده خبر می‌گفت عکاس خبری باید جسور باشد و برای هر اتفاقی در زمان عکاسی آمادگی کامل داشته باشد. در مراسم وداع رهبر شهید در مصلا، شاهد بودم که عکاس رویترز و آسوشیتدپرس هم مثل من و بقیه عکاس‌ها تلاش می‌کردند با تمام دشواری‌ها، بهترین تصاویر را از همان جایگاه نامناسبی که برای عکاسان اختصاص داده بودند، ثبت کنند. عکاسی خبری یعنی دشواری و سختی و عکاس خبری، یک آدم عاشق است. اغلب عکاسان خبرگزاری‌ها، به صورت حق‌التصویر کار می‌کنند و قرارداد ندارند و فقط بابت هر تصویری که منتشر شود، مزد می‌گیرند و تمام تجهیزات عکاسی را هم با هزینه خودشان خریده‌اند و اگر دوربین یا لنزشان بشکند یا به سرقت برود، خبرگزاری‌ها هیچ مسوولیتی درقبال این خسارت قبول نمی‌کنند و با این حال، ما گاهی برای عکاسی به نقاط و مکان‌هایی می‌رویم که از ما می‌پرسند، حقوق شما چقدر است که حاضرید این‌طور با تمام این نامهربانی‌ها خودتان را به خطر بیندازید؟»

مثل فاتحان تهران بودند 

مریم آل‌مومن، عکاس خبرگزاری ایرنا در استان چهارمحال و بختیاری و معلم آموزش و پرورش است. از حدود سه هفته پیش از برگزاری مراسم، خبرگزاری ایرنا برای ثبت‌نام عکاسان مایل به حضور در این مراسم در تهران، فراخوان داد و آل‌مومن هم ثبت‌نام کرد و با اینکه محدودیتی در اعزام عکاس خانم به تهران ایجاد شده بود ولی آل‌مومن با پافشاری توانست موافقت اعزام را بگیرد و به تهران بیاید. آل‌مومن، 15 سال سابقه عکاسی دارد و می‌گوید که عکاسی از مراسم وداع و تشییع رهبر شهید، مهم‌ترین رویداد دوران عکاسی حرفه‌ای‌اش بوده و از آن دست اتفاقاتی است که شاید در عمر یک عکاس خبری، تکرار دوباره‌ای نداشته باشد. آل‌مومن، عصر تا شب یکشنبه (دومین روز وداع مردمی) و صبح تا ظهر دوشنبه (روز تشییع در تهران) در مصلای تهران و خیابان‌های انقلاب و آزادی راه رفت و عکاسی کرد و درباره آنچه شاهد بود، می‌گوید: «حجم حضور مردم برای من خیلی عجیب بود. هیچ فکر نمی‌کردم این تعداد در این مراسم شرکت کنند. جمعیتی که در خیابان انقلاب و آزادی به چشم دیدم و سوژه دوربین من شدند، چهره‌ای مثل فاتحان تهران داشتند، فاتح نه به معنای تصرف‌کننده بلکه به معنای صاحب یک مراسم. من در چهره این مردم این را می‌دیدم که خودشان را صاحب این مراسم می‌دیدند و جالب این بود که اغلب جمعیت در روز تشییع هم، ساکن تهران نبودند چون هر آدرسی می‌پرسیدم، بلد نبودند. ازدحام و فشردگی جمعیت قابل انکار نبود. من باید برای عکاسی بین جمعیت راه می‌رفتم و شاهد بودم که این ازدحام، یک حضور واقعی بود و هرچه می‌رفتی، جمعیت، تمام نمی‌شد. با وجود این ازدحام، مدیریت خوبی در مسیر تشییع ایجاد شده بود. اگرچه در نقاطی به دلیل همین ازدحام احساس خفگی داشتم ولی در نقاطی هم این ازدحام کمتر می‌شد. مه‌پاشی‌ها در مسیر تشییع کمک می‌کرد که جمعیت، نفسی تازه کند و اگر این مه‌پاشی‌ها نبود، تعداد زیادی از جمعیت به دلیل شدت گرما از بین می‌رفتند.» 

مهم‌ترین مشکل برای عکاس خبری، هم می‌تواند از دست دادن یا خرابی وسایل و تجهیزات عکاسی باشد، هم می‌تواند جا ماندن از ثبت یک تصویر ناب باشد. علاوه بر این، خیلی اوقات دیگرانی هم برای عکاس خبری مشکل‌تراشی می‌کنند و فرصت ثبت تصاویر ناب را از عکاس خبری می‌گیرند. آل‌مومن هم از همین مشکلات در مراسم وداع و تشییع می‌گوید. 

 «روز دوشنبه، تمام خیابان‌های منتهی به مسیر تشییع، مسدود شده بود و نه برای رفت و نه برای برگشت، هیچ وسیله نقلیه‌ای نبود و باید ساعت‌ها پیاده می‌رفتی تا به ایستگاه مترویی برسی که باز باشد و مسافر بگیرد. بعد از پایان مراسم تشییع، ایستگاه مترو در مسیر تردد جمعیت، بسیار دیر باز شد و همین تاخیر باز شدن ایستگاه‌های مترو، باعث شد که سه ساعت دیرتر به محل اقامت‌مان برسیم. تعداد زیادی از عکاسان خبری کارت شناسایی و تردد نداشتند با اینکه همگی در سامانه ثبت‌نام کرده بودیم ولی هیچ کارتی به ما ندادند و من اگر کارت خبرگزاری ایرنا را نداشتم، هیچ جور اجازه عکاسی به من داده نمی‌شد. 

آل‌مومن می‌گوید که جمعیت حاضر در مسیر تشییع و در خیابان انقلاب تا میدان آزادی، بسیار بیشتر از حاضران در مصلای تهران بود و در ایستادن‌های مکرر و موقت در پیاده‌روهای خیابان انقلاب، به این تخمین رسید که «این همه آدم چطور آمده و از کجا آمده. تعداد جمعیت در خیابان، در حدی بود که یک لحظه نمی‌توانستی بایستی و در یک دقیقه، یک آدم را دو بار نمی‌دیدی. یک نفر که از جلوی چشمت رد می‌شد، صد نفر آدم جدید جای نفر قبلی را پر می‌کرد.» 

آل‌مومن از یکی از عکس‌هایش می‌گوید؛ عکسی که در زمان اذان مغرب در مصلای تهران گرفت. 

«زمان اذان مغرب، معروف است به بلو تایم و این لحظه، نور خوبی برای عکاسی دارد. در این لحظه، من در مصلا در ارتفاع ایستاده بودم و توانستم حجم جمعیت را با عکس رهبر شهید در یک قاب ثبت کنم. در این عکس، حس و حال جمعیت خیلی معلوم است و این عکس را بیشتر از بقیه عکس‌هایم دوست دارم. در باقی ساعات هم از حاشیه مراسم عکاسی می‌کردم. وقتی در مصلای تهران و خیابان‌ها و متروی تهران بین جمعیت می‌چرخیدم، تصاویر زیبایی می‌دیدم از همراهی‌ها، همبستگی‌ها، خستگی‌ها، مردمی که برخلاف قبل، مایل بودند جلوی دوربین بایستند و بگویند از من هم عکس بگیر چون من هم هستم، مردمی که پرچم سه رنگ ایران به دست داشتند و انگار با این پرچم، هویت جدیدی پیدا کرده بودند. 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها