قهرمانان بینام انیمیشن ایران ؛ یادداشتی غمانگیز از اشکان رهگذر
این کارگردان جوان طی متنی نوشت: امسال بخش بزرگی از اثری که در بخش سینمایی برنده دو جایزه اصلی جشنواره شد و شگفتی جامعه انیمیشن جهان را برانگیخت، کار بچههای ایران است و قریب به ۶۰ درصد از تولید آن در ایران و به دست هنرمندان ایرانی و توسط بخش خصوصی انجام شده است؛ آن هم در سالی که دو جنگ را پشت سر گذاشتیم و قریب به شش ماه از حق اینترنت بیبهره بودیم.
اشکان رهگذر – نویسنده و کارگردان انیمیشن - جشنواره انسی امسال نیز، بهعنوان مهمترین و بزرگترین رویداد سالانه انیمیشن در جهان، به کار خود پایان داد؛ رویدادی که جامعه انیمیشن دنیا را از سراسر جهان، در دو بخش اصلی بازار و جشنواره، گرد هم میآورد. در بخش بازار، از مهمترین تولیدکنندگان انیمیشن دنیا، متشکل از کشورهایی چون آمریکا، ژاپن و فرانسه، تا کشورهای آفریقایی نوپایی همچون غنا و نیجریه حضور دارند و در چارچوب پاویونهایی که نماینده کشورهایشان هستند، به معرفی جدیدترین آثار خود میپردازند.
اما جایگاه سینمای انیمیشن ایران کجاست؟
سینمای انیمیشنی که با وجود این همه افتخار در زمینههای مختلف، به دلیل تحریمها و جایگاهِ در حال نزول فرهنگی کشور، و در غیاب هرگونه سیاستگذاری برای بازارهای جهانی انیمیشن، در داخل کشور به کنج عزلت رانده شده است. سازمانهای عریض و طویلِ متولی انیمیشن هیچ برنامهای برای این رویداد سالانه ندارند. هنرمندان مستقل با زحمت و با سرمایه شخصی آثار خود را میسازند و با همین سختی خود را به انسی میرسانند تا بتوانند از این اقیانوس فرصت، قطرهای به خانه ببرند.
شرکتهای انیمیشن داخلی با تأسیس شرکتهای خواهر در خارج از کشور وارد بازار میشوند تا در میانه تحریمها بتوانند پروژههایی را از طریق همین شرکتها روانه استودیوهای خود در داخل ایران کنند.
افسوس و صد افسوس که تراژدیهایی برای هنرمندان ایرانی رخ میدهد که باید برای مسئولان دردآور باشد؛ البته اگر از آن خبر داشته باشند.
بهعنوان مثال، همین امسال بخش بزرگی از اثری که در بخش سینمایی برنده دو جایزه اصلی جشنواره شد و شگفتی جامعه انیمیشن جهان را برانگیخت، کار بچههای ایران است و قریب به ۶۰ درصد از تولید آن در ایران و به دست هنرمندان ایرانی و توسط بخش خصوصی انجام شده است؛ آن هم در سالی که دو جنگ را پشت سر گذاشتیم و قریب به شش ماه از حق اینترنت بیبهره بودیم.
اما صد افسوس که به دلیل تحریمها حتی از بردن نام این پروژه در رسانههای داخلی نیز محروم هستیم. البته اگر عنوانبندی پایانی فیلم را ببینید، نامهای آشنای ایرانی بسیاری را خواهید دید که در میانه جنگ قلمهای خود را زمین نگذاشتند و شبانهروز تلاش کردند؛ تلاشی که پشت آوار تحریمها و بیتوجهی مسئولان پنهان و مهجور مانده است.
این در حالی است که همین بخش خصوصی برای تأمین سرمایه و توسعه پروژههای خود، دست به دامن نهادهای دولتیای شده که دهههاست صرفاً شعار میدهند یا تمامی حمایتهای خود را فقط در اختیار جریانی خاص قرار میدهند؛ نهادهایی که به زعم خود همهچیز را میدانند و برنامههای متنوعی را برای حمایت از جریان خاصی از انیمیشن طراحی کردهاند.
پتانسیلهای انیمیشن در صف بیتوجهی مسئولان و سیاستگذاران قرار گرفته و با سرعت در حال صرف شدن برای ارائه خدمات به استودیوهای خارجی است؛ خدماتی که، همانطور که اشاره شد، به دلیل تحریمها حتی از داشتن ابتداییترین حق خود، یعنی عنوان «ساخت ایران»، بیبهره است.
در چنین شرایطی باید بار دیگر در گوش مسئولان فریاد زد: قدر بدانید و نگذارید بیش از این، این فرصتهای طلایی از کف ایران برود، بال دربیاورد و در کشورهای دیگر به ثمر بنشیند و شما صرفاً نظارهگر باشید. نگذارید که ما صرفا سازنده داستانهای سرزمینهای دیگر باشیم و دنیای جهانی انیمیشن از شناخت ما و سرزمینمان خالی بماند.
دیدگاه تان را بنویسید