کد خبر: 774137
|
۱۴۰۵/۰۲/۳۰ ۰۹:۳۵:۰۰
| |

در گفت‌وگو با روزنامه «اعتماد»:

روایت رضا صالحی امیری از وضعیت موزه‌ها و اشیای تاریخی و قیمتی در دوران جنگ / استان گیلان در حوادث دی ماه ۱۷ همت خسارت دید

رضا صالحی امیری گفت: برآوردها نشان می‌دهد مجموع خسارات استان گیلان حدود ۱۷ همت است که بخشی از آن مربوط به بازار رشت است. بازار رشت مجموعه‌ای ارزشمند بود و متاسفانه بخش‌هایی از آن دچار حریق شد.

روایت رضا صالحی امیری از وضعیت موزه‌ها و اشیای تاریخی و قیمتی در دوران جنگ / استان گیلان در حوادث دی ماه ۱۷ همت خسارت دید
کد خبر: 774137
|
۱۴۰۵/۰۲/۳۰ ۰۹:۳۵:۰۰

مریم جلیلوندفرد-در میانه یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های حکمرانی در سال‌های اخیر ایران، سکان سه حوزه حساس و به‌ هم ‌پیوسته میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به دستان سیدرضا صالحی‌امیری سپرده شد. وزیری که ۱۸ ماه گذشته را در دولتی سپری کرد که هر روز با بحرانی تازه از خواب برمی‌خاست.

به گزارش اعتماد، از جنگ ۱۲روزه و تهدیدهای امنیتی گرفته تا ناآرامی‌های سیاسی و فشارهای اقتصادی و مجموعه‌ای از شرایط کم‌سابقه و اخیرا جنگ 40 روزه رمضان که کار را برای وزارتخانه‌ای که هم حافظ هویت تاریخی کشور است، هم متولی اقتصاد گردشگری و هم پشتیبان معیشت هزاران هنرمند صنایع‌دستی، به ماموریتی پیچیده و چندلایه تبدیل کرد. در چنین فضایی، حفاظت از موزه‌ها و محوطه‌های تاریخی در سایه تهدید جنگ، صیانت از حریم بافت‌های تاریخی در برابر فشارهای توسعه‌ای، مدیریت صنعت گردشگری در اوج آینده مبهم اجتماعی و تعیین تکلیف حفظ و تولید صنایع‌دستی زیر فشار تحریم‌ها و در نهایت آسیب به حدود 140 اثر تاریخی در جنگ اخیر، تنها بخشی از دستور کار روزانه صالحی‌امیری بوده است؛ دستور کاری که بیش از آنکه اداری باشد، رنگ و بوی مدیریت بحران دارد. سیدرضا صالحی‌امیری حالا در گفت‌وگو با «اعتماد» و در واکاوی راهبردها، اولویت‌ها و تصمیم‌هایی که در یکی از سخت‌ترین مقاطع مدیریتی سال‌های اخیر اتخاذ شده‌اند را از شرایط سخت ایران و تاثیر جنگ و اعتراضات دی ماه می‌داند بر وضعیت گردشگری کشور و کاهش شدید گردشگران ورودی به ایران سخن گفته است. 

   جنگ رمضان چه اندازه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی ایران را با تهدید مواجه کرد؟ 

جنگ، زمانی که به حوزه میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی وارد می‌شود، در واقع حافظه تاریخی، اقتصاد فرهنگی و زیست اجتماعی یک ملت را هدف قرار می‌دهد. در جریان جنگ اخیر، بخشی از آثار تاریخی و زیرساخت‌های گردشگری کشور با آسیب‌های مستقیم و غیرمستقیم مواجه شد. برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که حدود ۱۴۹ اثر و مجموعه مرتبط، متحمل خسارت شده‌اند که ارزش تقریبی آن تا این لحظه بالغ بر هفت و نیم همت برآورد می‌شود. طبیعتا مرمت آثار تاریخی، به‌ویژه آثاری که دارای ثبت ملی و جهانی هستند، فرآیندی زمانبر، تخصصی و چندلایه است و نیازمند بازسازی فنی، احیای هویت تاریخی و بازگرداندن اعتماد فرهنگی است. در کنار این خسارت‌ها، صنعت گردشگری نیز وارد یک دوره رکود ناخواسته شد. هر چند بیش از ۲۹ میلیون فقط در اعیاد نوروز سفر داشتیم؛ میزان اشغال هتل‌ها نسبت به مدت مشابه در شرایط عادی کاهش یافت، دفاتر خدمات مسافرتی و تورهای ورودی خارجی نیز با وضعیتی اینچنین مواجه شدند. لازم به ذکر است که تهدید و حمله به برخی زیرساخت‌های حمل‌ونقل از جمله راه‌آهن، آن هم برخلاف کنوانسیون‌های بین‌المللی و اصول انسانی، عملا زنجیره خدمات گردشگری را تحت تاثیر قرار داد.

صنایع‌دستی نیز از این شرایط متاثر شد، زیرا بخش مهمی از فروش تولیدات صنایع‌دستی در ایام نوروز و در پیوند مستقیم با رونق گردشگری شکل می‌گیرد. هنگامی که بازار گردشگری دچار اختلال می‌شود، چرخه تولید صنایع‌دستی نیز آسیب می‌بیند؛ هنرمندانی که با فروش آثار خود مواد اولیه تهیه می‌کنند، در چنین شرایطی با اختلال در تولید و معیشت مواجه می‌شوند. با این حال، تجربه این جنگ نشان داد که «سرمایه ملی» و «انسجام اجتماعی» مهم‌ترین مولفه تاب‌آوری کشور است. جامعه ایران در بزنگاه‌های تاریخی نشان داده است که نسبت به حیثیت ملی، هویت ایرانی و تمامیت سرزمینی حساسیت عمیق دارد و همین سرمایه اجتماعی، مهم‌ترین پشتوانه عبور کشور از بحران‌هاست.

   بیشترین آسیب‌هایی که در جنگ اخیر در داخل و خارج از کشور و حتی در برخی مجامع جهانی به چشم آمد، تخریب آثار تاریخی ایران بود. مجامع جهانی چه اندازه در محکومیت و مقابله با تخریب آثار تاریخی براساس کنوانسیون‌های جهانی نقش داشتند؟

واقعیت این است که نظام حقوقی و فرهنگی بین‌المللی، ظرفیت‌های قابل توجهی برای صیانت از میراث بشری در اختیار دارد؛ از کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه درباره حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمه‌های مسلحانه گرفته تا کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو درباره میراث جهانی و نیز سایر اسناد مرتبط با میراث ملموس و ناملموس. در جریان تحولات اخیر، وزارت میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از نخستین ساعات وقوع بحران، مکاتبات و پیگیری‌های رسمی خود را با یونسکو، نهادهای تخصصی و مجامع بین‌المللی آغاز کرد. همچنین پوشش رسانه‌ای گسترده و مسوولانه رسانه‌های داخلی، خارجی و فعالان فرهنگی، نقش موثری در جلب ‌توجه افکار عمومی جهانی نسبت به تهدیدات وارد شده به میراث تاریخی ایران داشت. بی‌تردید آنچه رخ داد با روح حقوق بشری و مفاد کنوانسیون‌های بین‌المللی در تعارض آشکار بود. هر چند انتظار می‌رفت برخی نهادهای بین‌المللی مواضع قاطع‌تر و موثرتری اتخاذ کنند، اما همین میزان حساسیت ایجاد شده نیز سبب شد نگاه بخشی از جامعه جهانی، نخبگان مستقل و فعالان میراث ‌فرهنگی متوجه ابعاد خطرناک تخریب میراث تاریخی در منطقه شود.

واقعیت این است که امروز بسیاری از سازوکارهای بین‌المللی نیازمند بازنگری و احیای کارکرد واقعی خود هستند. مفاهیمی نظیر «سپر آبی» که فلسفه وجودی آن حفاظت از میراث ‌فرهنگی در زمان جنگ است، نباید به عنوان یک عنوان نمادین باقی بماند. جامعه جهانی اگر به مفهوم «میراث مشترک بشریت» باور دارد، باید در برابر تهدید آثار تاریخی، موضعی فراتر از بیانیه‌های سیاسی اتخاذ کند.

با این حال، نکته مهم آن است که این رخداد، افکار عمومی مستقل جهان را نسبت به اهمیت حفاظت از میراث ایران حساس‌تر کرد و این ظرفیت می‌تواند در آینده به شکل‌گیری بازدارندگی بیشتر و تقویت ضمانت‌های اجرایی کنوانسیون‌های جهانی منجر شود.

    در صورت پایان جنگ آیا امکان دریافت غرامت بابت خساراتی که به آثار تاریخی ایران وارد شده است، از طریق نهادهای بین‌المللی وجود دارد؟ اصلا می‌توان در مرمت و بازسازی این آثار به ویژه آثار ثبت جهانی شده از کشورهای جهان که در عضویت یونسکو هستند، مشارکت مالی و فنی دریافت کرد؟

بر اساس مفاد کنوانسیون‌های بین‌المللی، به‌ویژه کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو، امکان پیگیری حقوقی، دریافت حمایت‌های فنی، مشورتی و حتی مشارکت‌های مالی برای مرمت آثار آسیب ‌دیده وجود دارد؛ البته این فرآیند منوط به طی‌ شدن مراحل ارزیابی تخصصی و تایید نهادهای ذی‌صلاح بین‌المللی است. در چنین شرایطی، گروه‌های ارزیاب و کارشناسی باید پس از فراهم‌ شدن شرایط میدانی، از آثار آسیب ‌دیده بازدید کرده و میزان خسارت را به صورت رسمی ثبت و تصویب کنند. بر همین اساس، امکان بهره‌گیری از ظرفیت‌های حمایتی یونسکو، نهادهای تخصصی وابسته و حتی برخی کشورهای عضو برای تامین منابع مالی، انتقال دانش فنی و همکاری‌های مرمتی وجود دارد. در همین راستا، مکاتبات و پیگیری‌های لازم انجام شده و امید ما این است که با تثبیت شرایط و بازگشت آرامش، بتوانیم میزبان هیات‌های ارزیابی و کارشناسی باشیم تا روند مستندسازی خسارت‌ها و استفاده از ظرفیت‌های بین‌المللی با سرعت بیشتری دنبال شود. البته در کنار ظرفیت‌های حقوقی و فنی، نقش رسانه‌ها و نظام اطلاع‌رسانی نیز بسیار مهم است، زیرا افکار عمومی جهانی زمانی نسبت به حفاظت از میراث تاریخی حساس می‌شود که ابعاد واقعی خسارت‌ها و اهمیت تمدنی این آثار به درستی روایت شود. این مساله می‌تواند هم به بازنگری در سازوکارهای بین‌المللی کمک کند و هم زمینه جذب حمایت‌های موثرتر مالی و تخصصی را فراهم سازد.

   در ادبیات سیاسی می‌گویند هر جنگی پایانی دارد. آیا می‌توان به پایان جنگ تحمیلی علیه ایران خوشبین بود؟ به نظر شما چشم‌انداز پایان جنگ در کوتاه‌مدت وجود دارد؟

 در ادبیات سیاسی، هیچ جنگی ابدی نیست و همه منازعات، دیر یا زود به نقطه‌ای از بازتعریف موازنه‌ها و بازگشت به عقلانیت سیاسی می‌رسند. آنچه در تجربه اخیر برای ایران اهمیت راهبردی داشت، نحوه مواجهه جامعه و نظام حکمرانی با یک «شوک ملی» بود. اگر بخواهیم این وضعیت را در یک برش سه‌گانه تحلیل کنیم - پیش از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ - باید بر چهار مولفه کلیدی تمرکز کنیم: حیثیت ملی، ایران، نظام سیاسی و مردم. جامعه ایران نسبت به مفهوم اعتبار و اقتدار ملی حساسیت عمیقی دارد و همین حس تعلق به ایران، فراتر از تفاوت‌های قومیتی، مذهبی و سیاسی، توانست نوعی همگرایی ملی ایجاد کند. در جریان این بحران، آنچه ایران را از سناریوی بی‌ثبات‌سازی و فروپاشی سریع عبور داد، شکل‌گیری یک «سه‌گانه قدرت ملی» بود؛ یعنی هم‌افزایی میان میدان، جامعه و دولت. مقاومت و اقتدار نیروهای مسلح، حضور آگاهانه مردم و پشتیبانی نهادی دولت، الگویی از انسجام ملی را به نمایش گذاشت که سرمایه‌ای راهبردی برای آینده کشور محسوب می‌شود. نکته مهم‌تر، تحول بخشی از افکار عمومی بود؛ بخشی که ممکن بود در دوره‌هایی در موضع انتقاد قرار داشته باشد، اما در شرایط تهدید خارجی، اولویت «ایران» را بر شکاف‌های مقطعی ترجیح داد. این سطح از بلوغ اجتماعی، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های پایداری دولت - ملت‌ها در شرایط بحران است. بر همین اساس، می‌توان نسبت به آینده و پایان تنش‌ها امیدوار بود، زیرا تجربه نشان داده است که ملت ایران در لحظات حساس تاریخی، از ظرفیت بالایی برای بازتولید انسجام و عبور از بحران برخوردار است.

   می‌دانیم که ایران و امریکا همچنان در حال مذاکره هستند. در صورت پایان تنش و درگیری نظامی و جنگ آغاز شده علیه ایران، چه چشم‌اندازی برای صنعت گردشگری ایران ایجاد می‌شود و اگر صلح پایدار برقرار شود جایگاه گردشگری ایران در غرب آسیا چگونه خواهد بود؟

ایران از منظر ظرفیت‌های تاریخی، تمدنی، طبیعی و فرهنگی، یکی از مهم‌ترین مقاصد بالقوه گردشگری در غرب آسیاست و تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده که هر زمان فضای منطقه به سمت ثبات و آرامش حرکت کرده، روند ورود گردشگران خارجی به ایران رشد معناداری داشته است. با فروکش‌ کردن شرایط جنگی و تثبیت امنیت منطقه ایران می‌تواند وارد مرحله‌ای تازه از بازسازی برند ملی گردشگری شود. در همین راستا، وزارت میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی تدوین پیش‌نویس سند راهبردی گردشگری مبتنی بر سناریوهای مختلف را در دستور کار قرار داده و در این سند، سه محور «صیانت»، «تاب‌آوری» و «بازسازی برند ملی» به عنوان اولویت‌های اصلی تعریف شده‌اند. همچنین با پیگیری‌های انجام ‌شده و حمایت‌های دولت، بسته‌های حمایتی و تشویقی ویژه‌ای برای فعالان گردشگری در نظر گرفته شده تا امکان حفظ زیرساخت‌ها، حمایت از کسب‌وکارها و افزایش تاب‌آوری این صنعت فراهم شود. چنانچه صلح پایدار در منطقه برقرار شود، ایران می‌تواند به یکی از کانون‌های اصلی گردشگری فرهنگی، تاریخی و تمدنی غرب آسیا تبدیل شود. «روایت تمدنی ایران» و «امنیت فرهنگی جامعه ایرانی» مهم‌ترین مزیت رقابتی کشور در آینده گردشگری منطقه خواهد بود.

   ایران در یک‌سال اخیر با بحران‌هایی چون جنگ ۱۲روزه، ناآرامی‌های گسترده و جنگ رمضان مواجه بود. تجربه کشورهایی مانند سوریه، عراق و افغانستان نشان داده که در چنین شرایطی خطر غارت و قاچاق آثار تاریخی افزایش می‌یابد. آیا وزارت میراث فرهنگی برنامه مدیریت بحران در چنین مواقعی دارد؟

دستورالعمل ملی مدیریت بحران از سوی شورای عالی امنیت ملی به همه دستگاه‌ها ابلاغ شده است. در جریان جنگ ۱۲روزه و ناآرامی‌های اخیر، ستاد بحران وزارتخانه به‌ صورت دایمی فعال بود و معاونت‌های مرتبط، حراست، یگان حفاظت و دستگاه‌های امنیتی در آن حضور داشتند. در جنگ ۱۲روزه، طبق مصوبه ستاد بحران، تمام اشیای قابل حمل موزه‌ها به مخازن امن منتقل شدند. اشیای حجیم که امکان جابه‌جایی نداشتند، با تدابیری مانند استفاده از کیسه‌های شن محافظت شدند. در مجموعه‌هایی چون کاخ گلستان، سعدآباد، موزه رضا عباسی، آبگینه و فرش، تمهیدات امنیتی کامل اجرا شد. همزمان طرحی را دنبال می‌کنیم تا سطح حفاظت از میراث فرهنگی به سطح ملی ارتقا یابد. در جلسات با سرلشکر موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح و سردار رادان، فرمانده فراجا پیشنهاد شد که حفاظت از برخی بناها و موزه‌های کلیدی با ترکیبی از نیروهای فراجا و یگان حفاظت انجام شود. همچنین استفاده از فناوری‌های نوین مانند دوربین‌های دید در شب و پهپادهای پایشگر برای نظارت بر محوطه‌های وسیع تاریخی از جمله سایت‌هایی مانند تخت‌جمشید در دستور کار قرار گرفته است تا از طریق اتاق‌های فرمان و سیستم واکنش سریع، حفاظت موثرتری با استفاده از پهپادها به صورت شبانه‌روزی در این محوطه‌ها انجام شود.

   در اعتراضات دی‌ماه، بخش‌هایی از بازار تاریخی رشت، از جمله سراهای تازه‌ مرمت ‌شده آسیب دیدند و حالا باید این بازار دوباره مرمت شود. برنامه بازسازی بازار رشت چیست و آیا اساسا امکان حفاظت کامل از آثار و بناهای تاریخی در منازعات شدید وجود دارد؟

از روز نخست، موضوع بازار رشت در دستور کار قرار گرفت. مدیران کل و معاون میراث ‌فرهنگی به رشت سفر کردند و جلسات متعددی با استاندار گیلان برگزار شد. شورایی متشکل از استاندار، معاون میراث‌ فرهنگی و مدیران کل مرتبط تشکیل شده و به‌طور مستمر موضوع را پیگیری می‌کند. تصمیم‌گیری نهایی درباره نحوه بازسازی به شورای عالی فنی واگذار و همزمان مقرر شده استاندار گزارشی از خسارات به دولت ارایه کند تا امکان تخصیص کمک بلاعوض یا تسهیلات فراهم شود. برآوردها نشان می‌دهد مجموع خسارات استان گیلان حدود ۱۷ همت است که بخشی از آن مربوط به بازار رشت است. بازار رشت مجموعه‌ای ارزشمند بود و متاسفانه بخش‌هایی از آن دچار حریق شد. تصمیم بر این است که بازسازی با حفظ اصالت و به شکل گذشته انجام شود. حفاظت در شرایط بحران دشوار است، اما با تقویت سازوکارهای امنیتی، استفاده از فناوری‌های نوین و هماهنگی ملی، می‌توان ضریب خطر را کاهش داد و تاب‌آوری میراث فرهنگی را افزایش داد.

   غیر از بازار رشت چه آثاری در کدام شهرها در حوزه میراث ‌فرهنگی آسیب دیدند؟

در مجموع از سراسر کشور ۸ مورد گزارش آسیب داشتیم که عمیق‌ترین و جدی‌ترین آن مربوط به بازار تاریخی رشت بود. علاوه بر آن، برخی امامزاده‌ها و بقاع متبرکه با ارزش تاریخی و مذهبی نیز دچار خسارت شدند؛ از جمله امامزاده سبزقبا در دزفول. درب تاریخی مسجد جامع داراب هم آسیب دید. اما در میان همه این موارد، بازار رشت گسترده‌ترین خسارت را متحمل شد.

  طبق تقویم رسمی، موزه‌های کشور تنها ۶ روز در سال تعطیل هستند؛ اما پس از جنگ ۱۲روزه و ناآرامی‌های دی‌ماه و پس از آن جنگ رمضان، بسیاری از موزه‌ها نیمه‌فعال یا کاملا تعطیل شدند. تعطیلی کاخ جهانی گلستان هم واکنش‌های زیادی داشت. چرا موزه‌ها بدون اطلاع‌رسانی گسترده تعطیل شدند و خسارت درآمدی آنها چگونه جبران می‌شود؟

 اجازه بدهید من از شما یک سوال بپرسم. اگر خانه شما در معرض تهدید سرقت باشد، درب خانه را باز می‌گذارید یا قفل می‌کنید؟

   طبیعی است که قفل می‌زنیم.

 ما هم همین کار را کردیم. وقتی نهادهای امنیتی نسبت به تهدید احتمالی موزه‌ها هشدار دادند، بلافاصله ستاد بحران وزارتخانه تشکیل و درباره سطح حفاظت تصمیم‌گیری شد. علاوه بر این، دستورالعمل‌های یونسکو و ایکوم نیز چارچوب‌های مشخصی برای چنین شرایطی دارند. در جنگ ۱۲روزه، سطح هشدار در بالاترین حد بود و تصمیم گرفتیم اشیای ارزشمند را به مخازن امن منتقل کنیم. در دی‌ماه نیز با افزایش سطح هوشیاری، همین اقدام انجام شد و طبق استانداردهای ایکوم، اشیای ذی‌قیمت به مخازن انتقال یافتند. در ورودی موزه‌ها نیز اطلاعیه تعطیلی تا اطلاع ثانوی نصب و اطلاع‌رسانی عمومی انجام شد. تا زمانی که احتمال تعرض به موزه‌ها وجود داشته باشد، اولویت ما حفاظت حداکثری است. 

   چه تعداد شیء به مخازن منتقل شد؟

 درباره تعداد دقیق نمی‌توانم عددی اعلام کنم، اما تمام اشیای ذی‌قیمت و قابل حمل منتقل شدند. اطلاع‌رسانی نیز هم در محل موزه‌ها و هم به ‌صورت عمومی انجام شد.

   پیش‌تر گزارش‌هایی منتشر شده بود مبنی بر اینکه تعداد مخازن امن موزه‌ای در کشور کافی نیست و برخی نیز از استاندارد لازم برخوردار نیستند. در این شرایط، آثار منتقل ‌شده در چه وضعیتی نگهداری می‌شوند و آیا قرار است مدت طولانی در مخازن بمانند؟

 هر موزه استاندارد الزاما باید مخزن داشته باشد و اگر نداشته باشد، اساسا استاندارد محسوب نمی‌شود. حدود ۳۰۰ موزه زیرنظر اداره میراث ‌فرهنگی و حدود ۵۰۰ موزه متعلق به سایر دستگاه‌ها و بخش خصوصی فعالند که همگی مخزن دارند؛ البته سطح امنیتی و استانداردهای آنها متفاوت است. اداره‌کل موزه‌ها استانداردها را تعریف و ابلاغ می‌کند. اخیرا نیز درخواست کرده‌ایم برآورد دقیقی از وضعیت مخازن سراسر کشور تهیه شود تا منابع لازم برای استانداردسازی آنها برآورد و یک برنامه چندساله برای ارتقای سطح کیفی‌شان تدوین شود. در بازدیدهای استانی، وضعیت مخازن را شخصا بررسی می‌کنم. در مجموع قابل قبولند، هر چند کمبودهایی وجود دارد. یکی از کاستی‌های ما کمبود مخازن استاندارد است و برای رفع آن برنامه‌ریزی کرده‌ایم. ضمن آنکه گردش آثار میان مخزن و ویترین برقرار است و نگهداری در مخزن معمولا دایمی نیست. در فضای فعلی البته یکی از کاستی‌های ما کمبود مخازن برای نگهداری از اشیاست و ما به دنبال برنامه‌ریزی هستیم که بتوانیم در یک پروسه چندساله مخازن کل موزه‌های کشور را استاندارد کنیم.

   وضعیت مخزن موزه ملی ایران چگونه است؟

مخزن موزه ملی ایران یکی از بهترین مخازن کشور است. چند دوره بازسازی و تجهیز شده و استانداردهای لازم را دارد. البته نیازمند به‌روزرسانی و تجهیز بیشتر است، اما در حال حاضر در زمره بهترین‌ها قرار دارد.

   موضوع بازنگری در حریم آثار تاریخی سال‌هاست محل مناقشه است. آیا وزارت میراث‌ فرهنگی به‌دنبال کوچک‌سازی حریم‌ها و آن‌گونه که برخی منتقدان می‌گویند به نفع زمین‌بازها و سوداگران است؟

 در موضوع حریم‌ها موضع من کاملا شفاف است. نباید دچار افراط و تفریط شویم؛ نه نگاه بدبینانه مطلق و نه نگاه سهل‌گیرانه. تصمیم‌گیری درباره حریم‌ها کاملا در چارچوب‌های کارشناسی انجام می‌شود. هر مطالعه‌ای ابتدا در استان بررسی، سپس در شورای فنی استان تصویب و در نهایت به شورای عالی فنی در تهران ارجاع می‌شود. بدون طی این مراحل، هیچ تصمیمی اتخاذ نمی‌شود. صراحتا می‌گویم در این ۱۸ ماه هیچ موردی خارج از روال قانونی انجام نشده است. بخشی از نگرانی‌های رسانه‌ای محترم است، اما همه آنها مبتنی بر واقعیت نیست.

   مثلا کدام موارد؟

 نمونه‌هایی مانند شیراز یا اصفهان. درباره شیراز از زمان آغاز مسوولیت من تاکنون هیچ تغییری در حریم رخ نداده است. در اصفهان نیز درباره طبقه دوم میدان نقش‌جهان نگرانی‌هایی مطرح شد؛ در حالی که آن فضا یک گذر باریک است که حدود هفت سال پیش کاربری آن صرفا به عنوان گالری تعریف شده و تغییری در این دوره نداشته است. منتها الان موضوع تجاوز به طبقه دوم نقش جهان در رسانه‌ها مطرح شده است. در طبقه دوم نقش جهان یک فضای باریک و تونل مانند وجود دارد که شورای فنی اصفهان و تهران کاربری آن را از حدود 7 سال قبل صرفا گالری تعریف کرده‌اند. الان هم تنها کاربری که اعلام شده، گالری است. خب حالا در فضای رسانه‌ای ببینید که چقدر نگرانی وجود دارد؟ البته ما خودمان را درگیر این فضا نمی‌کنیم. ما به اصل منافع مردم و منافع حاکمیت وفاداریم. هیچ‌ وقت به بهانه منافع حاکمیت، منافع مردم را تضییع نمی‌کنیم و هیچ‌ وقت به بهانه حق مردم، حق حاکمیت را از بین نخواهیم برد. استانداردها، ساختارها و وظایف تعریف شده و برنامه‌ها و قوانین هم مشخص است. اگر یک مورد برای وزیر احراز شود که مطالعات مرتبط با بازنگری و تعیین حریم آثار تاریخی خارج از رویه جاری و قانونی است، حتما آن را متوقف خواهم کرد. اما واقعا در یک‌سال گذشته در انبوه گزارشاتی که توسط کارشناسان و بازرسانی که شخصا به منطقه اعزام کردم و به من ارسال شد، هیچ موردی برای من احراز نشده است که مطالعات و گزارش‌ها خارج از ضوابط قانونی باشد. اما هر روز در فضای مجازی داریم این مسائل را می‌بینیم. چقدر مطرح شد که تهدید جدی فرونشست تخت‌جمشید است و با چه ادبیاتی این موارد مطرح شد؟ بنده مدیران استانی و کارشناسان را فراخواندم؛ در حال حاضر هیچ نشانه‌ای از فرونشست در تخت‌جمشید وجود ندارد. البته بالقوه همه بناهای تاریخی کشور در معرض خطر فرونشست هستند؛ پدیده‌ای که ریشه در برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی طی چند دهه گذشته دارد. در اصفهان شکاف‌هایی در برخی بناها مشاهده شده که نگرانی‌هایی ایجاد کرده بود. مطالعات مستند، همراه با عکس و فیلم تهیه و به دولت ارایه شد. اکنون ستاد ملی فرونشست با حضور دستگاه‌های مختلف از جمله وزارت میراث ‌فرهنگی به دستور معاون اول رییس‌جمهور فعال شده و این موضوع در دستور کار دولت قرار دارد. جز استان گیلان، ۳۰ استان کشور درگیر فرونشست هستند و حل این مساله هم زمانبر خواهد بود.

   مقابله با پدیده فرونشست و بحران‌های اقلیمی در حوزه بناهای تاریخی نیازمند همکاری میان‌دستگاهی است. سطح همکاری سایر دستگاه‌ها با وزارت میراث ‌فرهنگی چگونه است؟

 موضوع فرونشست در کمیسیون زیربنایی دولت چندین جلسه به‌طور جدی بررسی شده و همه دستگاه‌های مرتبط حضور داشته‌اند. فرونشست فقط یک مساله میراثی نیست؛ با معماری، زیست‌بوم و حتی الگوی توسعه ایران گره خورده است. رسیدگی به آن در اولویت دولت قرار دارد و نگاه به این موضوع کاملا ملی است.

   امروز بسیاری از فعالان این سه حوزه با دشواری معیشتی روبه‌رو هستند. اگر جوانی از شما بپرسد آینده‌اش را در این حوزه تعریف کند یا مهاجرت کند، چه پاسخی می‌دهید؟

ببینید در همین شرایط سخت، ۲۰ همت تسهیلات به جامعه گردشگری پرداخت کرده‌ایم و پرداخت ۲۰ همت دیگر هم در دستور کار است؛ یعنی ۴۰ همت به بخش گردشگری تسهیلات ارایه شده و می‌شود. ۴ همت هم از صندوق توسعه و ۴ همت از شبکه بانکی برای حمایت از سرمایه‌گذاران جذب کرده‌ایم. ۶ همت تسهیلات کم‌ بهره با نرخ ۴ درصد از محل تبصره‌های قانونی هم به فعالان گردشگری و صنایع‌دستی توزیع شده است. در سفرهای استانی هم توزیع وام‌های خرد گسترده‌ای برای هنرمندان صنایع‌دستی تصویب شده است. با ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان نیز تفاهم کرده‌ایم تا منابع حمایتی افزایش یابد. آیا این میزان حمایت کافی است؟ قطعا نه. اما در همین شرایط بحرانی، اجازه ندادیم بحران در این حوزه‌ها تعمیق شود. وزارت میراث فرهنگی کنار سرمایه‌گذاران ایستاده و رییس‌جمهور نیز شخصا پیگیر حوزه گردشگری است. راه ما، حمایت و تقویت این بخش‌هاست، زیرا معتقدیم میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی بخشی از هویت و آینده اقتصادی ایران‌ هستند.

   آقای وزیر از ابتدای مسوولیت خود در وزارت میراث فرهنگی تاکنون حدود 90 سفر استانی و ۱۲ سفر خارجی داشته‌اید. هدف این حجم از سفرها چه بوده است؟

 از ابتدای این دوره، یکی از اولویت‌های جدی ما «توزیع عادلانه منابع و امکانات» در سراسر کشور بود. تجربه بیش از چهار دهه مدیریت در کشور به ما نشان داده که نشستن در ستاد و تصمیم‌گیری از پشت میز و از طریق مکاتبات اداری، عملا گرهی از مسائل باز نمی‌کند. مدیر باید رویکرد فعال و میدانی داشته باشد؛ باید از نزدیک مسائل استان‌ها و شهرستان‌ها را ببیند تا تصمیم‌گیری‌ها واقع‌بینانه و مبتنی بر صحنه باشد. ما در این دوره بر «مساله‌شناسی» تمرکز کردیم و یک برنامه جامع دو هزار صفحه‌ای تدوین شد که از آغاز برنامه هفتم توسعه تا پایان آن در سال ۱۴۰۷ را پوشش می‌دهد. در این برنامه مشخص کرده‌ایم که در سراسر کشور چه پروژه‌ها و زیرساخت‌هایی، با چه منابع مالی، توسط چه نیروهایی و در چه بازه زمانی باید اجرا شوند. اگر نظام برنامه‌ریزی منسجم نداشته باشیم، تصمیم‌گیری‌ها به سمت چانه‌زنی می‌رود و چانه‌زنی بدترین شیوه تخصیص منابع در کشور است. در همه سفرهای استانی، مدیران بخش‌های مختلف همراه ما هستند. بازدیدهای میدانی انجام می‌شود و در پایان هر سفر، جلسه جمع‌بندی با حضور مسوولان استانی از جمله استاندار برگزار می‌کنیم. در تهران نیز معاونان حوزه‌های میراث ‌فرهنگی، گردشگری، صنایع‌دستی و توسعه منابع تصمیمات را تایید می‌کنند. در این فرآیند دقیقا مشخص می‌شود که چه مساله‌ای، با چه میزان اعتبار، در چه زمانی و توسط چه نهادی باید اجرا شود. این همان رویکردی است که آن را «مساله‌شناسی و نتیجه‌گرایی» نام گذاشته‌ام. واقعیت این است که با محدودیت شدید منابع روبه‌رو هستیم. برای مرمت بیش از ۱۴ هزار بنای تاریخی و ۲۲ هزار تپه و محوطه تاریخی، طبق برآورد کارشناسان، سالانه ۳۷ همت بودجه نیاز است؛ آن هم با نرخ‌های پیش از افزایش قیمت‌ها. در حالی که کل بودجه تملک دارایی‌های وزارتخانه حدود ۴ همت است. فاصله میان نیازها و منابع بسیار زیاد و طبیعی است که اولویت‌های دولت بیشتر معطوف به معیشت روزمره مردم باشد. بنابراین ما ناچاریم منابع محدود را با اولویت‌بندی دقیق هزینه کنیم.

    آقای صالحی‌امیری نتیجه این تعداد سفر استانی چه بود؟

 مهم‌ترین دستاورد سفرهای استانی، شناخت عمیق نظام مسائل هر استان است. در نشست‌های کارشناسی با حضور مدیران استانی و ستادی، اولویت‌ها تعیین و منابع در بازه‌های زمانی دو ساله تعریف می‌شود؛ مثلا ۵۰ درصد در سال ۱۴۰۴ و ۵۰ درصد در سال ۱۴۰۵ به پروژه‌ها تخصیص می‌یابد تا فعالیت‌ها کامل شود.  این رویکرد به افتتاح ۱۱۰۰ پروژه با مجموع سرمایه‌گذاری ۶۵ همت منجر شد که بخش عمده آن متعلق به بخش خصوصی است. در حوزه گردشگری، زیرساخت‌ها و مجوزها و تسهیلات را دولت فراهم می‌کند. اما سازه‌ها متعلق به بخش خصوصی‌اند. امروز ۲۳ هزار مرکز اقامتی، ۱۵۰۰ هتل و بیش از ۳ هزار اقامتگاه بوم‌گردی در کشور فعالند که همگی توسط بخش خصوصی اداره می‌شوند. در صنایع‌دستی نیز فعالیت‌ها صد درصد خصوصی است. نکته مهم دیگر استمرار سفرهاست. یک سفر که به بستن پرونده منجر شود، اشتباه مدیریتی است. باید بازگشت و بررسی کرد که تعهدات اجرا شده یا نشده‌اند و اگر نشده‌اند، چرا؟ گاه به دلیل اجرایی نشدن تعهدات مساله مدیریتی، گاه کمبود بودجه و گاه به دلیل ناکارآمدی مدیران و عوامل محیطی است. حضور میدانی در استان‌ها البته سه دستاورد مهم دارد؛ نخست، شناخت واقعی صحنه در سراسر کشور؛ دوم، توزیع عادلانه منابع، به‌گونه‌ای که خور و بیابانک یا طبس همان اندازه دیده شوند که تهران، شیراز یا اصفهان در تخصیص اعتبارات دیده می‌شوند؛ دستاورد سوم سفرهای استانی هم، اجرای عملی طرح آمایش سرزمینی است. این اقدام به معنای نظارت دایمی بر عملکرد مدیران است.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها