فارسی فقط یک زبان نیست؛ هویت کهن ما در برابر جریانهای بیهویت
زبان فارسی، چیزی فراتر از یک ابزار روزمره برای گفتن و شنیدن است. این زبان، سند زنده هویت جمعی ما و میراثی است که قرنها اندیشه، شور، دانش و فرهنگ این سرزمین را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده است. روز بزرگداشت زبان و ادبیات فارسی، فرصتی است تا از این گنجینه بیهمتا غافل نشویم و بدانیم که ماندگاری آن، مرهون هوشیاری امروز ماست.
زهرا سادات حسینی، هیات علمی دانشگاه و مدرس آزفا- زبان فارسی، چیزی فراتر از یک ابزار روزمره برای گفتن و شنیدن است. این زبان، سند زنده هویت جمعی ما و میراثی است که قرنها اندیشه، شور، دانش و فرهنگ این سرزمین را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده است. روز بزرگداشت زبان و ادبیات فارسی، فرصتی است تا از این گنجینه بیهمتا غافل نشویم و بدانیم که ماندگاری آن، مرهون هوشیاری امروز ماست.
تهدیدها هر روز جدیتر میشوند
در جهان پرشتاب امروز، واژههای بیگانه بدون هیچ مقدمهای وارد زندگی روزمره و رسانهها میشوند. فضای مجازی که قرار بود پنجرهای به سوی دانش باشد، گاهی به معبری برای فراموشی ظرافتهای زبانی ما تبدیل میشود. اگر این جریان را کنترل نکنیم، نه تنها واژهها، بلکه پیوند عاطفی ما با ادبیات کهنمان نیز دستخوش آسیب میشود. پاسداشت فارسی، یک انتخاب فرهنگی لوکس نیست؛ یک ضرورت ملی است.
فارسی را فراتر از مرزها ببینیم
این اشتباه بزرگ است که گمان کنیم زبان فارسی فقط به ایران امروز تعلق دارد. هنوز در تاجیکستان و افغانستان، مردم روزانه با فارسی نفس میکشند. در ازبکستان، بیش از نیمی از جمعیت با همین زبان خو گرفتهاند. رد اصطلاحات و تعبیرهای فارسی را در بخشهایی از چین، پاکستان، هند و ترکیه هم میتوان یافت. ایران اگر چه کانون اصلی این زبان است، اما هر تصمیمی که درباره فارسی گرفته میشود، انعکاسی فراتر از مرزهای سیاسی دارد. دانشمندان و پژوهشگران مناطق فارسیزبان، نگاهشان به سیاستهای زبانی اینجاست. این مسئولیت، سنگین و ارزشمند است.
واژه کم نداریم، همت میخواهد
برخی گمان میکنند زبان فارسی برای بیان مفاهیم علمی و فناورانه دچار فقر است. این تصور کاملاً اشتباه است. فارسی از شاخه زبانهایی است که قدرت بینهایتی در ترکیبسازی و واژهآفرینی دارد. اگر در دهههای اخیر نتوانسته همپای تکنولوژی پیش برود، مشکل از ذات زبان نیست، بلکه از سرعت فزاینده فناوری و نبود همراهی کافی نهادهای متولی است. فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، با همهٔ طنزهایی که گاهی در شبکههای اجتماعی دربارهٔ معادلهایش میشنویم، زحمات علمی قابل توجهی کشیده است. بهتر است انصاف به خرج دهیم.
زبان ملی؛ چتری برای همه اقوام
یکی از بیبدیلترین کارکردهای زبان فارسی، پیوند دادن قومیتهای گوناگون در زیر یک پرچم ملی است. ترک، لر، بلوچ، گیلکی، کرد، ترکمن و فارس، اگر در بسیاری از ویژگیها با هم متفاوتند، در دلبستگی به زبان فارسی اشتراکی ریشهدار دارند. همین زبان است که سالهاست مانع از گسست اجتماعی شده و وحدت را ممکن کرده است. اگر این میراث ارزشمند را سست کنیم، نه تنها فرهنگی، بلکه اجتماعی هم آسیب خواهیم دید.
باید در برابر سیل واژههای خارجی ایستاد
دانش و فناوری نوین، هر روز صدها واژه جدید از انگلیسی و دیگر زبانها با خود میآورد. اگر بدون سنجش و بومیسازی، همه را وارد گفتار و نوشتار کنیم، به تدریج پیکرهٔ زبان فارسی از واژههای بیگانه چاق میشود و روح فارسی لاغر خواهد شد. راه درست، واژهسازی هوشمندانه و بهرهگیری از ظرفیتهای خود زبان است. اگر از این خطر چشم بپوشیم، دیر یا زود زبانمان رنگ دیگری به خود خواهد گرفت.
آغاز دوباره هویت پس از دو قرن سکوت
شاید امروز قدر این را بدانیم که فردوسی و یعقوب لیث صفار و رودکی چه کردند. پس از حملات تازیان، حدود دویست سال ایرانیان از نوشتن به فارسی خودداری کردند؛ اما در خانهها و جمعهای دوستانه، زبان زنده ماند. آن دو قرن، سکوت نبود؛ فریادی خاموش بود. تا اینکه یعقوب لیث صفار به شاعری که به عربی برایش شعر خواند، پاسخی تاریخی داد: «سخنی که اندر نیابم، اندر گفتن نشاید.» این جمله، یک پیام سیاسی روشن داشت: «دیگر زمان زبان عربی به سر آمده.» پس از او، رودکی فارسی را گسترش داد و فردوسی آنچنان استوارش کرد که هنوز پس از هزار سال، تکیهگاه هویت ماست.
با هر کلمه، یک قدم برای ماندگاری
حفظ زبان فارسی، وظیفهٔ یک نهاد یا یک روز خاص نیست. هر یک از ما در لحظه لحظهٔ زندگی روزمرهمان میتوانیم نقشی داشته باشیم. وقتی دقت میکنیم چه واژهای به کار میبریم، وقتی از به کار بردن واژهٔ بیگانه در جایی که معادل فارسی خوبی دارد خودداری میکنیم، و وقتی به فرزندانمان زیبایی سخن فارسی را یاد میدهیم، در حقیقت از هویت خودمان پاسداری کردهایم.
زبان فارسی، فقط یک رسانه نیست. او تاریخ زنده و نفسکشندهٔ ماست. اگر پاسش بداریم، همهٔ پیوندهایمان با گذشته و آینده حفظ میشود. اگر غفلت کنیم، بخش بزرگی از خودمان را از دست دادهایم.
دیدگاه تان را بنویسید