یادداشت اختصاصی سید جمال ساداتیان
شهید لاریجانی و ناتمام ماندن پروژه اعتدال در بزنگاه تاریخ
ساداتیان تهیه کننده سینما طی یادداشتی به برنامه های علی لاریجانی برای ف هنگ و هنر ایران اشاره کرد.
در شرایطی که فضای سیاسی کشور درگیر بحرانهای پیدرپی بود، یکی از چهرههای معتدل و تأثیرگذار، از تدوین برنامههایی برای اصلاح امور، تسهیل بازگشت ایرانیان خارج از کشور و کاهش فشار بر اصحاب فرهنگ و هنر خبر داده بود؛ برنامههایی که با وقوع حوادث بعدی، هرگز مجال طرح و اجرا نیافت.
به گزارش سینما اعتماد؛ حدود آذرماه، در نشستی سهنفره با ایشان، درباره موضوعی ملی که با تدبیر ایشان قابلیت حل داشت، گفتوگو کردیم. پس از پایان جلسه، طبق روال معمول، بحث به فضای سیاسی کشور و تحولات جاری کشیده شد. در آن زمان، چند ماهی از جنگ دوازدهروزه گذشته بود و مذاکرات هستهای با آمریکا به یکی از مهمترین موضوعات روز بدل شده بود. از سوی دیگر، مطالبات انباشته جامعه طی سالهای اخیر بر روند اداره کشور سایه افکنده، اما حضور جریانهای تندرو، امکان طرح و پیگیری رویکردهای مبتنی بر اعتدال را محدود کرده بود.
در این فضا، از ایشان پرسیدم با توجه به جایگاهشان، چه برنامهای برای اصلاح امور و تقویت خردگرایی دارند و نیز بهعنوان عضوی از جامعه هنری، چه تدابیری برای کاهش فشار بر این قشر در نظر گرفتهاند. ایشان با اشاره به تدوین برنامهای در ماههای گذشته، از نزدیک بودن زمان بروز تغییرات سخن گفتند. از جمله به بررسی تسهیل بازگشت ایرانیان خارج از کشور—بهجز موارد معدود دارای پرونده قضایی—و نیز طراحی برنامههایی برای حمایت از اصحاب فرهنگ و هنر اشاره کردند؛ نکاتی که حامل نشانههایی از رویکردی امیدوارکننده بود.
با وجود اهمیت این مطالب، به دلیل عدم طرح رسمی، از انعکاس آن خودداری کردم و منتظر بودم در زمان مقتضی، از سوی ایشان اعلام و بهدنبال آن اجرایی شود. پس از آن دیدار، در انتظار طرح این رویکرد در رسانهها بودم، اما حوادث تلخ ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد، طبیعی است که پس از آن حادثه اعلام شرایط اعتدال فراهم نیست. هنوز تلخی دیماه تمام نشده بود که کشور درگیر جنگی خانمانسوز شد؛ شرایطی که عملاً مجالی برای طرح سیاستهای مبتنی بر اعتدال باقی نگذاشت.
پس از انتشار خبر شهادت ایشان، بیش از پیش به اهمیت فقدان چنین چهرهای پی بردم. کارنامه ایشان در مسئولیتهای پیشین، از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیما و مجلس شورای اسلامی، نزد بسیاری از ناظران، بهویژه جریانهای معتدل و خردگرا، مثبت ارزیابی میشود.
ایشان بر این باور تأکید داشتند که اداره جامعه بدون اتکا به عقلانیت و بهدور از اعتدال، سرانجامی جز فرسایش سرمایههای انسانی و تضعیف بنیانهای اعتماد عمومی نخواهد داشت. در این چارچوب، اعتدال نه بهمعنای سازشکاری، بلکه نشانهای از بلوغ فکری و توانایی درک پیچیدگیهای زمانه تلقی میشد؛ رویکردی که میتوانست میان افراط و تفریط، مسیری سنجیده و پایدار بگشاید.
فقدان این شهید تنها از دست دادن یک دوست یا همکار نیست، بلکه غیبت صدایی است که میتوانست در بزنگاههای حساس، بر ضرورت تأمل، گفتوگو و بازگشت به منطق تأکید کند. امروز، در شرایطی که گاه هیاهو جای استدلال را میگیرد و شتابزدگی بر تدبیر پیشی میجوید، بازخوانی چنین اندیشهای بیش از پیش ضروری به نظر میرسد.
امید است این سرزمین بار دیگر به همان مسیری بازگردد که او با آرامش و اطمینان از آن سخن میگفت؛ مسیری که در آن عقلانیت، مبنای تصمیمسازی قرار گیرد. در این صورت، یاد و نام او نه صرفاً در سوگ و حسرت، بلکه در تحقق آرمانهایی که به آن باور داشت، معنا و تداوم خواهد یافت.
دیدگاه تان را بنویسید