انتقاد از اطلاعرسانی تلگرافی صداوسیما درباره درگذشت عنایت بخشی؛ آیا رسانه ملی کارشناس زبده ندارد؟
جواد طوسی نوشت: نکته غمانگیز و تاسفبار که دل هر اهل هنری را به درد میآورد، نحوه اطلاعرسانی و ابراز همدردی تلگرافی رسانه ملی در مورد درگذشت این بازیگر قدیمی و متشخص بود که در لابهلای انبوه اخبار سیاسی و گزارشات تبلیغاتی، دقایق کوتاهی را به این بازیگر اختصاص داد و بخش اعظم سوابق فعالیت کاری او را محدود و مقید به سریالهای تاریخی و مذهبیاش کرد.
جواد طوسی در یادداشتی با عنوان «بیمزد بود و منت هرخدمتی که کردم» در روزنامه اعتماد نوشت: ۶۰ سال فعالیت موثر یک بازیگر عرصه تئاتر و سینما و تلویزیون را چگونه باید ارج نهاد؟ آیا چنین گرامیداشتی در مورد بازیگری با سابقه هنری عنایت بخشی، در زمان حیاتش صورت گرفت؟ ۱۸سال قبل که به اتفاق دوستانم غلام حیدری (عباس بهارلو) و سیمون سیمونیان پروژه «تاریخ شفاهی سینمای ایران» را برای موزه سینما در زمان تصدی مدیریت آقای محمدحسن پزشک جلو میبردیم، یکی از حدود صد مصاحبهمان با اهالی سینما در دورههای مختلفِ قبل و بعد از انقلاب اختصاص به عنایت بخشی داشت. محل انجام این گفتوگو خانه استیجاری بسیار ساده آن عزیز در یکی از مناطق خیابان تهراننو بود. خودمان در آن موقع تعجب کردیم که هنرمند خوشنامی چون او با آن سابقه ریشهدار در حوزه تئاتر و ایفای نقشهای مکمل متنوع در سینما، چنین زندگی ساده و به دور از هرگونه تجملی دارد. نکته قابل تامل که میتواند بیانگر شریف زندگی کردن بازیگری باشد که برای خود اصول و چارچوبی داشت، ادامه زندگی او بعد از آن مصاحبه به اتفاق خانوادهاش در همان موقعیت استیجاری و محله تا زمان فوتش بود. عنایت بخشی در این محدوده زمانی با همه مصائب و مشکلات زندگی خانوادگیاش و صبوری نشان دادنِ ستودنی او و همسر گرامیاش (خانم سیمین بازرجانی) در قبال بیماری طولانی و فرسایشی دخترشان که نهایتا به مرگ تلخ و اندوهبارش انجامید، هیچگاه اهل حاشیهسازی و گله و شکایت و مصیبتنامهخوانی نبود و همواره عزت نفس خود را حفظ کرد.
اما نکته غمانگیز و تاسفبار که دل هر اهل هنری را به درد میآورد، نحوه اطلاعرسانی و ابراز همدردی تلگرافی رسانه ملی در مورد درگذشت این بازیگر قدیمی و متشخص بود که در لابهلای انبوه اخبار سیاسی و گزارشات تبلیغاتی، دقایق کوتاهی را به این بازیگر اختصاص داد و بخش اعظم سوابق فعالیت کاری او را محدود و مقید به سریالهای تاریخی و مذهبیاش کرد؛ بیآنکه حتی در قالب نریشن به فعالیت اولیه و طولانی مدت او در حوزه تئاتر و همکاریاش با «گروه هنر ملی» به سرپرستی عباس جوانمرد و بازی او در بیش از ۱۲ نمایشنامه و تله تئاتر به کارگردانی جوانمرد و همچنین بازی در چند نمایش و فیلم از بهرام بیضایی و پرویز صیاد بپردازد.
علاوه بر این اگر یکی از وجه مشخصههای اصلی هنری عنایت بخشی را به عنوان یک بازیگر چند وجهی در انعطافپذیری برای ایفای نقشهای مکمل متفاوت بدانیم، چرا نباید در همین رسانه ملی به بهانه درگذشت بازیگری با این عقبه و پیشینه پربار به فیلمهای «گوزنها» و «فریاد» مسعود کیمیایی، «تنگنا» و «تنگسیر» امیر نادری، «ستارخان» و «خواستگار» علی حاتمی، «آقای هالو» داریوش مهرجویی، «مسلخ» هادی صابر، «ذبیح» محمد متوسلانی، «اسرار گنج دره جنی» ابراهیم گلستان، «زنبورک» فرخ غفاری، «بازجویی یک جنایت» محمدعلی سجادی، «ترن» امیر قویدل، «مسافران» و «سگکشی» بهرام بیضایی و... اشاره شود؟ آیا این رسانه کارشناس فرهنگی و هنری زبده برای این مناسبتهای هنری که بتواند به درستی حق مطلب را در مورد کارنامه و شناسنامه یک بازیگر و هنرمند اصیل ادا کند، ندارد یا قرار بر این است که در این موقعیتها و مناسبتها با یکسویهنگری و مصلحتاندیشی کارنامه او بر پایه خودی و غیرخودی خطکشی و مرزبندی شود؟ با این وصف، چنانچه بازیگر بخت برگشتهای مثل عنایت بخشی حضور موثر و هویتمندی در شماری از اجراهای نمایشی داشته و دوره دیگر فعالیت هنریاش شاه نقشهای مکملی را در فیلمهای «گوزنها»، «تنگنا»، «خواستگار»، «بازجویی یک جنایت» و «مسافران» بازی کرده، چون کارگردانهای آن آثار نمایشی و سازندگان این فیلمها در لیست سیاه هیات نظارت و نمایش رسانه ملی کنونی هستند، این نقاط درخشان از کارنامه او بر اساس چنین نگاه سلیقهای و سلبی خط میخورند یا اصلا دیده نمیشوند. واقعا دمتان گرم با این شیوه خبررسانی و یاد کردن از یک بازیگر توانمند و بیمساله!
باز گلی به جمال علی قائممقامی و شاهد احمدلو به عنوان تهیهکننده و کارگردان فیلم «شاه نقش» که با در نظر گرفتن نقشی درخور شأن عنایت بخشی در این فیلم، نسبت به او در دوران کهولت سنیاش ادای احترام کردند. خلاصه عنایتالله خان بخشی عزیز و قدر ندیده، روحت شاد و یادت گرامی. رفتی و راحت شدی… بدرقه راهت، این ابیات خواجه شیرین سخن شیراز:
بیمُزد بود و منت، هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدومِ بیعنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
دیدگاه تان را بنویسید