بررسی ابعاد بحرانآفرین جنگ در ۱۰ حوزه حیاتی و عینی / از مدیریت آرد و نان تا مدیریت سوخترسانی
وضعیت تامین نان در جنگ 12 روزه و 40 روزه نشان میدهد که دولت مسعود پزشکیان با اتخاذ راهبردهایی مانع از بروز هرگونه تلاطم در سفره مردم در جریان «جنگ ۴۰ روزه» شد.
در ادبیات سیاسی جنگ اغلب به عنوان یک ابزار ساده، یک تاکتیک کوتاهمدت یا حتی از نگاه برخی، یک «گزینه انقلابی» برای پیشبرد اهداف سیاسی، ایدئولوژیک و جناحی تقلیل مییابد. این طیف با سادهانگاری رفتارهای بینالمللی و نادیده گرفتن ماهیت افسارگسیخته منازعات معاصر، مواجهه نظامی را توجیهپذیر و گاه ضروری جلوه میدهند؛ غافل از اینکه پدیده مخرب و ویرانگرِ جنگ، هرگز محدود به جغرافیای سنگرهای خط مقدم، خطوط نبرد و درگیریهای مستقیم نظامی میان نیروهای مسلح نیست.
به گزارش اعتماد، جنگ تئوری روی کاغذ یا یک مانور تبلیغاتی نیست، بلکه همچون سیل با سرعت بالا و همهجانبه، تمامی ارکان، لایهها و جزییات حیات یک ملت را در بر میگیرد و زیر و رو میکند. هنگامی که سایه جنگ بر سر یک کشور گسترده میشود، قربانیان آن تنها تأسیسات دفاعی یا سربازان در خطوط مقدم نیستند؛ بلکه زنجیرهای فرساینده از گسستهای بنیادین در جامعه شکل میگیرد. ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی بهشدت آسیب میبینند و نظمِ سختپاییده زندگی روزمره به ناگهان دچار فروپاشی میشود. کسانی که از تریبونهای امن و بدون درک واقعیتهای میدانی، نسخههای تنشآفرین میپیچند، معمولا از چرخه پیچیده آسیبها غافلند؛ چرخهای که از سفره غذایی خانوارها، دسترسی به دارو، سوخترسانی و آموزش کودکان آغاز شده و تا قفل شدن جریان سرمایهگذاری، انزوای مطلق اقتصادی و قطع شریانهای ارتباطی امتداد مییابد. در تمامی طول ادوار تاریخ به خصوص در دنیای به هم پیوسته امروز هر جنگ نظامی یک افول ملموس در کیفیت زیست، امنیت روانی و حقوق اولیه شهروندان است. جنگ فرآیندی است که بازسازی خرابیهای مادی آن دههها زمان میبرد و آثار مخرب روانی و انسانیاش تا نسلها بر گرده یک ملت باقی میماند. از اینرو افسانه «جنگ تمیز» هیچ نسبتی با تجربه زندگی، حکمرانی و زندگی شهروندانی که این تجربه را پشت سر میگذارند، ندارد. تأثیر جنگ بر ابعاد گوناگون و ریزجزییات زندگی روزمره انسانها چنان گسترده و پیچیده است که در قالب اعداد و ارقام نمیگنجد. با این حال، روزنامه «اعتماد» در یک پرونده پژوهشی و تحلیلی جامع، ابعاد بحرانآفرین جنگ را در ۱۰ حوزه حیاتی و عینی مورد واکاوی قرار داده است؛ حوزههایی که مستقیما با نبض حیات جامعه، معیشت و بقای ساختارهای شهری و اجتماعی در هم تنیدهاند. این سلسلهگزارشها که انتشار آنها از روزهای آینده آغاز خواهد شد، در گام نخست به معرفی کلان این ۱۰ محور پرداخت تا چشماندازی روشن از گستردگی آسیبهای منازعه ارائه بدهد. اما کار به اینجا ختم نمیشود؛ در ادامه این مسیر، روزنامه سراغ روایتهای بیواسطه فعالان، کارشناسان و مطلعان هر حوزه خواهد رفت و با استناد به آمارهای دقیق و میدانی، نشان خواهد داد که سایه شوم جنگ چگونه شریانهای حیاتی کشور را به چالش میکشد. نکته کلیدی در این روایتها، واکاوی رویکردها و اقدامات اجرایی دولت مسعود پزشکیان در خنثیسازی حداکثری این بحرانهاست. این گزارشها بررسی میکنند که چگونه دولت توانست از فروپاشی این حوزههای حساس جلوگیری کرده و ثبات را به رگهای جامعه بازگرداند؛ روایتی از مصاف تدبیر با بحران.
1- مدیریت هوشمند زنجیره آرد و نان در جنگ؛ وقتی نان نماد تابآوری شد-در زمان جنگ، حوزه آرد و نان به عنوان حیاتیترین بخش سبد غذایی مردم، نخستین هدف موج ناشی از روانی بازار و نگرانیهای عمومی قرار میگیرد. با این حال، وضعیت تامین نان در جنگ 12 روزه و 40 روزه نشان میدهد که دولت مسعود پزشکیان با اتخاذ راهبردهایی مانع از بروز هرگونه تلاطم در سفره مردم در جریان «جنگ ۴۰ روزه» شد. غلامرضا نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی دولت پزشکیان، در تشریح وضعیت انبارها و پایداری زنجیره تأمین اعلام کرد: «ما در جنگ ۱۲روزه مقداری از ذخایر راهبردی را استفاده کردیم؛ اما در جنگ ۴۰ روزه نهتنها برداشتی از ذخایر راهبردی نداشتهایم، بلکه این ذخایر روز به روز در حال افزایش است.» این تغییر رویکرد نشاندهنده موفقیت دولت در پایش مداوم بنادر و تدارک لجستیکی قدرتمندی است که توانست با وجود تشدید محاصره و افزایش هزینههای حملونقل، جریان ورود کالاهای اساسی را زنده نگه دارد. تاثیر مدیریت بحران در حوزه نان، بهطور ملموس در برنامه توزیع آرد کارخانجات و نانواییها خود را نشان داد. دولت برای پیشگیری از هرگونه صف یا کمبود احتمالی ناشی از جو روانی جنگ، فرآیند تحویل گندم به کارخانههای آردسازی را سرعت بخشید. مضاف بر این، سهمیه آرد فروردینماه نانواییهای سراسر کشور زودتر از موعد مقرر پرداخت و در شبکه مویرگی توزیع شد. این اقدام استراتژیک، پایداری نانواییها را تضمین کرد و ثبات کاملی به بازار مصرف بخشید. علاوه بر این، همزمان با مدیریت توزیع، زنجیره تولید داخلی نیز رها نشد. با وجود فشارهای مالی سنگین دوران بحران، ۵۰ درصد از مطالبات معوق گندمکاران در همین بازه زمانی تسویه شد تا انگیزه کشاورزان برای تقویت تولید داخل حفظ شود. وزارت جهاد کشاورزی با هدفگذاری فعالسازی دو سوم ظرفیت خالی کارخانههای آرد از طریق واردات موقت گندم و تبدیل آن به آرد صادراتی تنش در زنجیره آرد و نان را بدون دستاندازی به ذخایر استراتژیک مهار کرد.
2- جنگ و سوال همیشگی؛ نکند دارو پیدا نشود!؟ در جنگ 12 روزه و 40 روزه که بیش از دوران جنگ 8ساله، شهرها زیر بمباران بودند، بحران سیستم درمان پیش از آنکه در خطوط مقدم رخ دهد، در لایههای عادی جامعه و میان بیماران نیازمند نمود پیدا کرد. در جریان این دو جنگ در یک سال گذشته تمام ظرفیت بیمارستانها، اتاقهای عمل و بانکهای خون کشور به ناچار به مداوای مصدومان ناشی از حملات اختصاص یافت. این تغییر اولویت اضطراری، به همراه مسدود شدن شریانهای واردات مواد اولیه دارویی و اختلال در توزیع جادهای، بیماران خاص، سرطانی، دیالیزی و قلبی را با نایاب شدن ناگهانی انسولین، سرم و داروهای حیاتی مواجه ساخت و هزاران عمل جراحی غیراضطراری را به تعطیلی کشاند. ابعاد واقعی این بحران در گزارشهای رسمی مسوولان سلامت بازتاب یافت. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در تشریح شرایط آن روزها اعلام کرد: «در ۱۰ روز اول نبرد ۴۰روزه، به دلیل تحریمهای ترابری و اولویتدهی کامل فوریتهای پزشکی به مجروحان جنگی، ذخایر دارویی بیماران خاص در ۶ استان به نقطه بحرانی رسید و زنجیره سرد نگهداری انسولین و داروها به علت قطعی برق شبکه دچار تهدید جدی شد.» همچنین مسوولان سازمان غذا و دارو در مصاحبههای خود به محتکر شدن بخشی از داروهای حیاتی در بازار آزاد به دلیل هجوم شتابزده جامعه اشاره کردند. همچنین مهدی پیرصالحی، رییس وقت سازمان غذا و دارو، در گفتوگو با رسانهها با اشاره به مدیریت توزیع اضطراری اعلام کرد: «تقاضای کاذب و هجوم شتابزده جامعه برای ذخیرهسازی خانگی سرم و آنتیبیوتیک، معادل چهار ماه مصرف عادی کشور بود که اگر طرح سهمیهبندی هوشمند دارو اجرا نمیشد، بیمارستانها از ارائه خدمات حیاتی بازمیماندند.» با این حال، ستاد بحران وزارت بهداشت در دولت پزشکیان توانست با فعالسازی ذخایر استراتژیک، ایجاد خطوط ترابری ایزوله برای توزیع داروی بیماران خاص و برپایی بیمارستانهای صحرایی مجزا برای مصدومان جنگی، از فروپاشی کامل سیستم درمان غیرجنگی جلوگیری و بحران را به شکل حداکثری خنثی کرد.
۳. آموزش و پرورش؛ مدارس تعطیل و آوارگی دانشآموزان در بحران جنگ- در جریان جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، سیستم آموزش و پرورش کشور با یک شوک ناگهانی و بیسابقه مواجه شد. با به صدا درآمدن نخستین آژیرهای قرمز و تهدیدات هوایی، حضور دانشآموزان در کلاسهای درس در کلانشهرها و استانهای مرزی کاملا متوقف شد بهخصوص که تجربه تلخ میناب نشان داد مدارس بیپناهتر از هر محل دیگری در برابر تجاوز نظامی امریکا و اسراییل هستند. بسیاری از مدارس یا به دلیل آسیبهای ساختاری و تهدیدات موشکی به تعطیلی کشیده شدند، یا کاربری اولیه خود را از دست داده و به پناهگاه اضطراری و مراکز تجمیع کمکهای مردمی تبدیل شدند. سالار قاسمی، رییس سازمان آموزش و پرورش استثنایی در این باره گفته است که «آسیبپذیرترین گروه در بحرانهای نظامی، دانشآموزان با نیازهای ویژه هستند. با آغاز جنگ، خدمات توانبخشی و مدرسهای ۱۲۰ هزار دانشآموز استثنایی در استانهای مرزی و مرکزی متوقف شد که اثرات روانی و حرکتی بسیار سنگینی به همراه داشت و دولت ناچار شد تیمهای اضطراری مشاوره و توانبخشی در محل اسکان آوارگان مستقر کند.» علاوه بر این، ابعاد واقعی و خسارتهای فنی این بحران در گزارشها و اظهارات رسمی مسوولان ساختار آموزشی به روشنی انعکاس یافت. علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، در تشریح وضعیت اضطراری این حوزه تأکید کرد: «در جریان درگیریهای ۴۰ روزه، آموزش حضوری برای بیش از ۴ میلیون دانشآموز در استانهای درگیر بهطور کامل متوقف شد و نزدیک به ۱۲۰۰ واحد آموزشی به عنوان ستادهای اسکان اضطراری، امدادی و پشتیبانی تغییر کاربری یافتند؛ شرایطی که تقویم آموزشی کشور را با ناپایداری جدی مواجه کرد.» همچنین حمیدرضا خانمحمدی، رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، در گفتوگو با رسانهها با اشاره به خسارات فیزیکی و ساختاری اعلام کرد: «علاوه بر آسیبهای وارده به زیرساختهای آموزشی در مناطق مرزی، برگزاری آزمونهای سراسری و امتحانات نهایی با بنبست موقت مواجه شد و جابهجایی انبوه خانوارها، توازن ثبتنام و توزیع عادلانه معلمان را در استانهای مقصد برهم زد.»
4- صفهای طولانی بنزین و گازوئیل و صدای بیصدای جنگ- شایعات حملات هوایی به پالایشگاهها و قطعی کارتهای سوخت، هجوم بیسابقه و چندمیلیونی شهروندان به پمپبنزینها به خبر ثابت ایام جنگ تبدیل شده بود. در تمامی ایام این دو جنگ به خصوص جنگ 40 روزه نگرانی از اتمام سریع ذخایر مخازن جایگاهها و فلج شدن حملونقل شهری و جادهای، خطری جدی برای تحرک نیروهای امدادی، اورژانس و توزیع کالاهای اساسی بود. ابعاد فنی و عمیق این بحران در اظهارات مسوولان ارشد حوزه انرژی بازتاب یافت. محسن پاکنژاد، وزیر وقت نفت، در تشریح وضعیت اضطراری روزهای اول نبرد تأکید کرده است: «در ۴۸ ساعت نخست جنگ ۴۰ روزه، تقاضای بنزین در کلانشهرها تا ۲.۵ برابر حد نرمال جهش یافت. تهدیدات امنیتی مسیرهای مواصلاتی، اعزام نفتکشهای جادهپیما از انبارها به جایگاهها را با خطرات امنیتی مواجه کرد. ما با لغو هوشمندانه سهمیهبندی منطقهای و تزریق مستقیم نفتکشهای پشتیبان، توانستیم شریان توزیع را از فروپاشی کامل نجات بدهیم.» همچنین کرامت ویسکرمی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران، در گفتوگوی دیگری ابعاد اجرایی این بحران را تشریح نمود: «قطع شبکه مخابرات در برخی مناطق، سامانه هوشمند سوخت را از مدار خارج کرد. برای جلوگیری از قفل شدن شهرها، سریعا سوختگیری اضطراری را به حالت دستی (Manual) تغییر دادیم و بیش از ۴۰۰ جایگاه سیار بنزین و گازوییل را برای ناوگان امدادی و جادهای مستقر کردیم تا از تعطیلی خطوط ترابری کشور جلوگیری کنیم.» در همین راستا، رضا نواز، سخنگوی صنفی جایگاهداران سوخت کشور، در مصاحبه با مطبوعات اعلام کرد: «فشار کاری نازلها و اتمام متوالی ذخایر جایگاهها باعث درگیریهای پراکنده و هراس عمومی شده بود. اگر تزریق ۲۴ ساعته سوخت اضطراری و حضور نیروهای انتظامی برای برقراری نظم صفها نبود، شبکه عرضه سوخت زیر بار هجوم شتابزده قفل میشد.» ستاد بحران وزارت نفت در دولت پزشکیان توانست بهطور نسبی با مدیریت شبانهروزی تانکرها و سوخترسانی ویژه، این بحران حیاتی را خنثی کند؛ مدیریتی که نشان داد اداره شریانهای پرریسک کشور در شرایط جنگی، نیازمند تدبیر عملیاتی است، نه شعارهای بیپشتوانه جریانهای تندرو.
۵. خدمات شهری؛ آب، برق و زباله در منگنه حملات و فلج شدن زیست شهری- در هر جنگ نظامی که شهرها را زیر بمباران و موشک میبرد اولین و قابل پیشبینیترین رخداد، آسیب به پستهای فوقتوزیع برق، آسیبدیدگی شبکههای آبرسانی و توقف جمعآوری پسماند بهخصوص در شهرهای بزرگ است که میتواند تا آستانه بحران زیست محیطی مساله را پیش ببرد.
ابعاد فنی و زیرساختی این نگرانی در اظهارات مسوولان ارشد خدمات شهری و انرژی در روزهای بعد از جنگ روایت شد .عباس علیآبادی، وزیر نیرو، در تشریح وضعیت اضطراری شبکه آب و برق تأکید کرد: «در ۱۰ روز ابتدایی درگیریهای ۴۰ روزه، به دلیل حملات تروریستی و سایبری به خطوط انتقال و قطعیهای ناگهانی برق، تداوم آبرسانی در ۶ کلانشهر با تهدید جدی مواجه شد. ما ناچار شدیم با اولویتبندی مطلق، برق بیمارستانها و تصفیهخانههای اصلی را از طریق دیزلژنراتورهای اضطراری و فیدرهای پشتیبان تأمین کنیم تا خط قرمز آب شرب پایدار رخ ندهد.» همچنین هاشم امینی، مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور (آبفا)، در گفتوگو با رسانهها ابعاد عینی این بحران را تشریح نمود: «شکستگی شبکههای اصلی بر اثر آسیبهای محیطی و افت فشار ناگهانی، توزیع تانکری آب را در برخی مناطق حاشیهای اجتنابناپذیر کرد. بیش از ۳۰۰ تیم واکنش سریع شبانهروزی برای ترمیم خطوط لوله و ایزولهسازی شبکههای آبرسانی اعزام شدند تا از نفوذ آلودگی به آب شرب شهروندان جلوگیری کنند.» در همین راستا، مهدی بابایی، رییس کمیته ایمنی شورای اسلامی شهر تهران، در مصاحبه با مطبوعات ابعاد زباله و پسماند را ارزیابی کرد: «با انباشت روزانه بیش از ۷ هزار تن پسماند خانگی در پایتخت و افت ۳۵درصدی ناوگان جمعآوری زباله در دو هفته نخست جنگ به دلیل کمبود سوخت و کمبود نیروی انسانی، شاخصهای بهداشت عمومی شهری ۴۰درصد تنزل یافت.»
6- جنگ شد، اینترنت بینالملل قطع شد،اینترنتبانک ضعیف شد- در جریان جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، اختلال در اتصال به اینترنت بینالملل، حملات سایبری سنگین و اختلال شدید در تراکنشهای روزمره ملموسترین اثر جنگ در زندگی روزمره مردم بود که هنوز هم جامعه از آن روایت میکند. ابعاد فنی و عمیق این بحران در اظهارات مسوولان ارشد ارتباطات و نظام بانکی انعکاس یافت. ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، در گزارش رسمی خود در صحن علنی مجلس اعلام کرد که در بازه زمانی جنگ ۱۲ روزه، زیرساختهای کشور هدف بیش از ۲۰ هزار حمله سایبری گسترده قرار گرفتهاند. به گفته وی، بخش عمدهای از این حملات مدیریت شد، هرچند در مواردی آسیبهایی به شبکه وارد آمد. هاشمی با اشاره به اینکه محدودیتها و قطع اینترنت بر اساس تصمیم مراجع ذیصلاح در شرایط امنیتی و جنگی اعمال شده است، تأکید کرد که نبود ثبات و پایداری در شبکه، بزرگترین چالش برای پیشبینیپذیری و جذب سرمایهگذار در بخش اقتصاد دیجیتال است. محمدرضا فرزین، رییسکل بانک مرکزی با تشریح وضعیت ابعاد مالی این بحران اظهار داشت که با آغاز تنشها، بانک مرکزی بلافاصله اتاق رصد تشکیل داد و افزایش تقاضا برای پول نقد را پیشبینی کرد. بر اساس آمار رسمی فرزین، در این بازه حجم اسکناس تزریقی به بانکها تا ۵۰ درصد افزایش یافت تا پاسخگوی نیاز مردم باشد. وی همچنین با تأیید افزایش حملات سایبری به دو بانک بزرگ کشور (مانند بانک سپه) گفت که با مداخله سریع، شبکه کارتی این بانکها احیا شد و پایداری کل سیستم پرداخت الکترونیکی کشور (شاپرک) در طول روزهای بحران روی عدد ۹۷.۸ درصد حفظ گردید. رضا الفتنسب، رییس اتحادیه کشوری کسبوکارهای مجازی، در ارزیابی میدانی خود از وضعیت بخش خصوصی اعلام کرد که تداوم اختلالات و قطعی گسترده اینترنت، زیان سنگینی به بار آورده است؛ بهطوری که طبق آمارهای رسمی وزارت ارتباطات، روزانه حدود ۵ همت ضرر و عدمالنفع به اقتصاد دیجیتال تحمیل میشود. الفتنسب تصریح کرد که با خاموشی و بیثباتی شبکه، حجم فروش بسیاری از کسبوکارهای آنلاین تا ۸۰ درصد سقوط کرده است.
۷. حملونقل و مسکن؛ انسداد راههای مواصلاتی و بحران مسکن موقت - گزارش مستند از ابعاد خسارتهای جنگ به زیرساختهای حملونقل و سکونتی کشور بر پایه آمارهای رسمی و اظهارات موثق مسوولان ارشد دولتی نشان میدهد که شریانهای ارتباطی و بافتهای مسکونی در جریان دو جنگ اخیر با چالشهای لجستیکی و حفاظتی عمیقی مواجه شدهاند. فرزانه صادق مالواجرد، وزیر راه و شهرسازی، با تشریح دقیق خسارتهای وارده به حوزه ترابری در گفتوگوی ویژه خبری اعلام کرد: «در دوران جنگ، ۹۸ نقطه از زیرساختهای حملونقل جادهای و ریلی کشور هدف قرار گرفتند.» با این حال، وی با تاکید بر استمرار خدمات لجستیکی افزود: «با وجود محدودیتها و فشارهای شدید، بنادر شمالی و پایانههای مرزی ریلی و جادهای برای تأمین کالاهای اساسی مردم با حداکثر ظرفیت فعال ماندند.» صادق مالواجرد همچنین در جریان همایش فعالان عمرانی به تابآوری شبکه جادهای اشاره کرد و اظهار داشت: «هر پل، تونل و خط ریلی که در جریان جنگ آسیب دید، با همت بخش خصوصی ظرف چند ساعت و حداکثر ۴۸ ساعت دوباره به مدار حملونقل بازگشت.» وی علاوه بر این، در پی حملات موشکی به بافتهای مسکونی، دستورالعملی فوری صادر کرد و گفت: «بنیاد مسکن موظف است خسارات وارده به همه ساختمانهای آسیبدیده را با حضور یا تماس با مالکان ثبت کند و سازمان نظام مهندسی باید فورا ایمنی سازههای مجاور و اتصالات گاز و برق را مورد بررسی کارشناسی قرار بدهد.» بخش مسکن و تامین پناهگاه برای شهروندان، آسیبپذیرترین حوزه در برابر تجاوزات هوایی بوده است. بر اساس گزارش رسمی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، ابعاد خسارت ساختمانی بسیار فراتر از گمانهزنیهای اولیه بوده است؛ بهطوری که حدود ۱۳۵ هزار واحد مسکونی در ۲۴ استان کشور دچار خسارت شدند و از این میان، حدود ۱۲۰۰ واحد مسکونی و غیرمسکونی بهطور کامل ویران گشته و نیازمند احداث مجدد هستند. معاون بازسازی و مسکن روستایی بنیاد مسکن، ابعاد حمایتی و چالشهای جبران خسارت اسباب زندگی آوارگان و آسیبدیدگان جنگ ۴۰ روزه را این گونه تشریح کرد: «این نهاد علاوه بر ماموریت اصلی خود، کمک مضاعفی را برای تامین اسباب و وسایل زندگی خانوادههایی که تجهیزاتشان در حملات هوایی از دست رفته، آغاز کرده است.» بر اساس مستندات این نهاد، بیش از ۳۵ هزار پرونده برای تامین لوازم ضروری منزل تشکیل شده است و دولت ناچار به تخصیص اعتباری بالغ بر ۳۵ هزار میلیارد تومان (در قالب کمکهای بلاعوض ۲۵ میلیون تومانی به ازای هر مترمربع و تسهیلات کمبهره) برای مدیریت این بحران سکونتی شده است؛ روندی که بازسازی کامل آن تا پایان سال ۱۴۰۶ به طول خواهد انجامید.
۸. شلیک به معیشت خرد؛ روایت سقوط درآمد اصناف در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه- اصنافی که در روزهای عادی زیر بار تورم و رکود قد خم کرده بودند، با آغاز جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه با سنگینترین تکانه اقتصادی سالهای اخیر مواجه شدند. در روزهایی که آسمان ملتهب بود، زمین مِلک بازار هم روزگار خوشی نداشت؛ قطعیهای مکرر و بیبرنامه برق از یک سو و سایه سنگین ترس که پیادهروها را از جمیعت خالی کرده بود از سوی دیگر، کرکره هزاران واحد صنفی را پیش از موعد پایین کشید. قاسم نودهفراهانی، رییس اتاق اصناف ایران، با ارزیابی جامع از وضعیت بازار در دوران تنشهای نظامی صراحتا اعلام کرد: «جامعه اصناف از تبعات شرایط اخیر بینصیب نماندند و ۴۵۶۰ واحد صنفی در سراسر کشور دچار آسیب مستقیم شدند.» وی با تبیین ابعاد این بحران ساختاری افزود: «امروز جامعه اصناف کشور با مجموعهای از چالشهای جدی از جمله کاهش قدرت خرید مردم، افزایش شدید هزینههای تولید، کمبود سرمایه در گردش و ناترازیهای حاد انرژی دستوپنجه نرم میکند که حمایت از آنها در واقع صیانت از معیشت عمومی است.» همچنین حمیدرضا رستگار، رییس اتاق اصناف تهران، با اشاره به ضرورت بازنگری در مدلهای حمایتی تصریح کرد: «تجربه جنگ ۱۲ روزه عواقب جدی برای اصناف داشت و مشکلات عمیقی را در حوزه پرداخت اجارهبها و ایفای تعهدات مالی کسبه ایجاد کرد.» مهدی امیدوار، سخنگو و خزانهدار اتاق اصناف ایران، با انتقاد شدید از آسیبهای جانبی بحران بر پایداری انرژی واحدهای تجاری کوچک اظهار داشت: «قطعیهای مکرر و بیبرنامه برق علاوه بر تعطیلی اجبار واحدهای صنفی، منجر به از بین رفتن کامل فرصتهای فروش روزانه شده است.» در بخش تجارت الکترونیک و پلتفرمهای خرد نیز شرایط مشابهی حاکم بوده است. رضا الفتنسب، عضو هیاتمدیره اتحادیه کشوری کسبوکارهای مجازی، در تشریح وضعیت معیشتی این لایه اقتصادی گفت: «کسبوکارهای خرد و خانگی بیشترین میزان آسیب را از قطعیهای زنجیرهای اینترنت در دوران جنگ متحمل شدهاند.» وی با اشاره به لزوم تابآوری در پلتفرمهای داخلی یادآور شد: «توصیه همیشگی ما به مشاغل خرد، فعالسازی کانالهای ترکیبی و استفاده همزمان از زیرساختهای بومآورد بوده است تا در مواقع بحرانهای نظامی و اعمال محدودیتهای ارتباطی ناگهانی، جریان درآمدی اصناف کوچک بهطور کامل فلج نشود.»
9- شوک سرخ در تالار شیشهای؛ چالش بزرگ بورس و بیمهها در دوراهی خسارتهای جنگی- سقوط در تالار شیشهای، صعود در بازار موازی؛ مثلث بحران در بورس، بیمه و تأمین مالی با آغاز تنشهای نظامی، ثبات مالی کشور را هدف قرار داد. در روزهایی که هراس از آینده، سرمایهها را به سمت داراییهای امن سوق میداد، بازارهای مالی با یکی از پیچیدهترین بحرانهای نقدینگی و عملیاتی خود مواجه شدند. حجتالله صیدی، رییس سازمان بورس و اوراق بهادار، در تشریح اقدامات اضطراری برای مهار سقوط آزاد شاخص کل اعلام کرد: «برای کنترل رفتارهای هیجانی و صیانت از داراییهای سهامداران در برابر تکانههای نظامی، دامنه نوسان سهام را به مثبت و منفی یک درصد محدود کردیم.» وی با اشاره به لزوم حمایتهای فرابازاری در دوران جنگ افزود: «با هماهنگیهای انجامشده، واریز یک همت (۱۰۰۰ میلیارد تومان) از سوی صندوق توسعه ملی به صندوق تثبیت بازار سرمایه کلید خورد.» صیدی تأکید کرد که در شرایط بحران، اولویت اصلی سازمان بورس، حفظ ارکان بازار، جلوگیری از فرار تودهای سرمایه و مدیریت ناترازی تأمین مالی بنگاههای بزرگ اقتصادی است. صنعت بیمه نیز در خط مقدم مواجهه با خسارتهای فیزیکی و تجاری ناشی از موشکبارانها قرار گرفت. رییسکل بیمه مرکزی ایران در مواضع خود پیرامون سقف تعهدات این صنعت در شرایط اضطراری تصریح کرد: «بر اساس پروتکلهای استاندارد بیمهای، خسارتهای مستقیم ناشی از جنگ، عملیات نظامی و بمباران در بیمهنامههای عادی تجاری و صنعتی مستثنی هستند.» وی با تبیین بحران پوشش حمایتی برای صنایع خسارتدیده یادآور شد: «ورود به حوزه پوشش ریسکهای فاجعهبار ملی نیازمند کنسرسیومهای حکومتی و صندوقهای ویژه اتکایی است؛ چرا که تحمیل یکباره این حجم از خسارات ساختاری به شرکتهای بیمه خصوصی، پایداری مالی کل شبکه بیمهای کشور را به مخاطره میاندازد.»
10- اشتغال زیر بمب و موشک- حوزه «بازار کار، اشتغال و رفاه اجتماعی» به عنوان یک کلانحوزه کلیدی، عمیقترین تکانههای ساختاری را متحمل شد.احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در واکنش به موج تعدیل نیرو به واسطه شرایط جنگی، صراحتا صیانت از نیروی کار را خط قرمز دولت خواند و اعلام کرد: «کارگرانی که به واسطه شرایط جنگ ۱۲ روزه با عدم پرداخت حقوق یا اخراج مواجه شدهاند، میتوانند برای پیگیری حق و حقوق خود به وزارت کار مراجعه کنند.» وی با تبیین تمهیدات پدافندی حوزه رفاه افزود: «اختصاص بسته ویژه تسهیلاتی به کسانی که مشاغل خود را موقتا در جنگ از دست دادند، در دستور کار قرار گرفت؛ این بسته حمایتی بدون نیاز به مراجعه حضوری در اختیار متقاضیان قرار میگیرد.» میدری تأکید کرد که دولت متعهد به پایش آمار بیمهشدگان برای مهار ریزش جدی نیروی انسانی است. لایه اجرایی وزارت رفاه نیز برای مهار موج بیکاری مستقیما وارد میدان شد. سید مالک حسینی، معاون اشتغال وزارت کار، با تشریح چالشهای شدیدی که از زمستان ۱۴۰۳ بر بازار کار تحمیل شد، اظهار داشت: «برای جلوگیری از اخراج کارگران، دولت بستهای حمایتی برای بنگاههای ۲ تا ۵۰ نفره در نظر گرفته است که بر اساس آن، به ازای هر کارگر بیمهشده ۲۲ میلیون تومان تسهیلات با نرخ موثر ۹درصد پرداخت میشود.» حسینی با اشاره به پایداری این سنگر حمایتی تأکید کرد که این اقدامات اضطراری و تزریق 10 همتی تسهیلات خرد توانسته است تا حدود زیادی تکانههای مخرب بازار کار را مهار کند. همه این 10 حوزه که تنها نمونههایی از سوغات جنگ هستند آوارهای نامریی جامعه محسوب میشوند؛ اعتمادی که در بورس ذوب میشود و اضطرابی که ثانیه به ثانیه در صف خودپردازها به جان خانوادهها تزریق میگردد و هراس کار و دارو که در شبکههای اجتماعی تشدید میشود. آهن و بتن جادهها دوباره بالا میروند، اما این ترکشهای پنهان، شریان روزمرگی را منجمد میکنند.
دیدگاه تان را بنویسید