غلامرضا ظریفیان: اگر مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود از ساختارهای رسمی فاصله میگیرند
غلامرضا ظریفیان نوشت: جامعهای که در آن بخشی از مردم احساس کنند دیده نمیشوند، صدایشان شنیده نمیشود یا حقوقشان جدی گرفته نمیشود، ممکن است بهتدریج از ساختارهای رسمی فاصله بگیرند.
غلامرضا ظریفیان در یادداشتی با عنوان «از مدیریت بحران تا بازسازی اعتماد عدالت و...» در روزنامه اعتماد نوشت: اگر بخواهیم از سیره و اندیشه سیاسی امام علی (ع) برای مواجهه با بحرانهای پیچیده امروز الهام بگیریم، باید از یک پرسش بنیادین آغاز کنیم: وقتی جامعه گرفتار بحران میشود، اعتماد عمومی کاهش مییابد، اختلافات سیاسی تشدید میشود و نیروهای اجتماعی از یکدیگر فاصله میگیرند، راه برونرفت چیست؟ در اندیشه امام علی (ع)، بحران صرفا مسالهای امنیتی یا اقتصادی نیست که بتوان آن را با ابزارهای اداری و قدرت سیاسی حل کرد. بحران ممکن است همزمان ریشههایی اخلاقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و معرفتی داشته باشد. بنابراین، عبور از آن نیز نیازمند مجموعهای از اصلاحات بههم پیوسته است. با این نگاه، میتوان از سیره علوی هشت اصل راهبردی برای مواجهه با بحران استخراج کرد؛ اصولی که هم در حوادث دوران حکومت امامعلی (ع) و هم در نامهها و خطبههای نهجالبلاغه قابل بررسیاند.
۱. پذیرش واقعیت بحران؛ پرهیز از خودفریبی و پنهان کردن مساله: یکی از مقدمات برونرفت از بحران، شناخت درست آن است. مدیری که مساله را انکار میکند، منتقد را دشمن میپندارد یا همه مشکلات را به توطئه بیرونی نسبت میدهد، امکان اصلاح را از خود سلب میکند. در نگاه علوی، مسوولیت حکومت با حقیقتگویی و پاسخگویی پیوند دارد. امام علی (ع) در نامه ۵۳ نهجالبلاغه، خطاب به مالک اشتر، بر ضرورت مراقبت از عملکرد کارگزاران و رسیدگی به امور مردم تاکید میکند. همچنین در نامه ۵۰، در توضیح مسوولیت متقابل حکومت و مردم، بر این نکته انگشت میگذارد که اصلاح رابطه حاکمیت و جامعه به رعایت حقوق متقابل وابسته است. از این منظر، نخستین گام در مدیریت بحران، پاسخ به چند پرسش است:
الف. مساله اصلی جامعه چیست و نشانههای ظاهری آن کداماند؟
ب.کدام سیاستها یا تصمیمها در شکلگیری بحران نقش داشتهاند؟
٭ چه بخشهایی از نارضایتی عمومی واقعی و ریشهدار است؟
ج. کدام مشکلات ناشی از فشارهای بیرونی و کدام ناشی از ضعفهای داخلی است؟
د. آیا نظام تصمیمگیری توان شنیدن گزارشهای ناخوشایند را دارد؟
درس علوی: بحران را نباید با روایت رسمی از بحران اشتباه گرفت. گاهی نخستین اصلاح، اصلاح تصویری است که مدیران از واقعیت دارند. در این میان ایجاد سازوکاری معتبر برای شنیدن صدای جامعه، انتشار اطلاعات قابل اتکا، پذیرش خطاهای قابل اثبات و تفکیک انتقاد از دشمنی دارای اهمیت است.
۲. بازسازی اعتماد عمومی؛ مردم مساله نیستند، بخشی از راهحلند: یکی از مهمترین مبانی اندیشه سیاسی امام علی (ع)، پیوند میان اقتدار حکومت و حقوق مردم است. در نامه ۵۳ نهجالبلاغه،
امام علی (ع) به مالک اشتر مینویسد: «وأشْعِرْ قلْبک الرحْمه لِلرعِیهِ والْمحبه لهُمْ واللُّطْف بِهِمْ» یعنی: دلت را سرشار از رحمت، محبت و لطف نسبت به مردم کن. این توصیه صرفا پندی اخلاقی به یک حاکم نیست؛ مبنایی برای فهم رابطه حکومت و جامعه است. حاکم نباید مردم را صرفا موضوع فرمانبرداری بداند، بلکه باید خود را در برابر آنان مسوول ببیند. در همین نامه، امام علی (ع) مردم را به دو گروه اصلی تقسیم نمیکند که یکی شایسته محبت و دیگری مستحق بیاعتنایی باشد، بلکه بر پیوند انسانی میان آنان تاکید میکند. «فإِنهُمْ صِنْفانِ: إِما أخٌ لک فِی الدِّینِ، وإِما نظِیرٌ لک فِی الْخلْقِ» مردم دو دستهاند: یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش همانند تو. پیام این اصل برای شرایط بحرانی.
جامعهای که در آن بخشی از مردم احساس کنند دیده نمیشوند، صدایشان شنیده نمیشود یا حقوقشان جدی گرفته نمیشود، ممکن است بهتدریج از ساختارهای رسمی فاصله بگیرند. بنابراین، بازسازی اعتماد مستلزم سه اقدام است:
۱. شنیدن بدون پیشداوری: اعتراض و نارضایتی را پیش از داوری درباره آن بشنویم.
۲. پاسخگویی واقعی: به جای وعدههای کلی، درباره مسائل مشخص توضیح دهیم.
۳. اصلاح قابل مشاهده: مردم باید آثار اصلاح را در زندگی، حقوق و تجربه روزمره خود احساس کنند.
درس علوی: اعتماد عمومی با درخواست اعتماد بازنمیگردد؛ با رفتار قابل اعتماد بازمیگردد.
۳. عدالت؛ درمان ساختاری بحران: در اندیشه امام علی (ع)، عدالت صرفا یکی از فضیلتهای حکومت نیست؛ معیاری برای سنجش مشروعیت اخلاقی عملکرد آن است. در نامه ۵۳ نهجالبلاغه، امام علی (ع) درباره محبوبترین امور نزد حاکم میفرماید: «أعمُّها فِی الْعدْلِ، وأجْمعُها لِرِضا الرعِیهِ» یعنی، آنچه باید بیش از همه مورد توجه حاکم باشد، فراگیرترین آنها در عدالت و جامعترین آنها در جلب رضایت مردم است. این عبارت نشان میدهد که عدالت و رضایت عمومی در منطق حکمرانی علوی با یکدیگر ارتباط دارند. البته رضایت عمومی در اینجا به معنای تسلیم شدن حکومت در برابر هر خواستهای نیست، بلکه به معنای توجه به حقوق مردم، انصاف در تصمیمگیری و فراهم کردن امکان مشارکت و دادخواهی است. اما باید دید عدالت در شرایط بحران چه معنایی دارد؟ الف) عدالت اقتصادی: مقابله با فساد، رانت، تبعیض در فرصتها و توزیع ناعادلانه هزینههای بحران. ب) عدالت قضایی: اجرای قانون بدون تبعیض و فراهم کردن امکان دادخواهی برای همه. ج) عدالت سیاسی و اداری: جلوگیری از تبدیل وابستگی سیاسی، رابطه شخصی یا نزدیکی به صاحبان قدرت به امتیاز ویژه. د) عدالت در مواجهه با منتقدان: تفکیک رفتار مجرمانه اثبات شده از مخالفت سیاسی و اعتراض اجتماعی. در نامه ۷۹ نهجالبلاغه نیز امام علی (ع) بر حقوق مردم و مسوولیت حاکم در برابر آنان تاکید میکند. بحرانهایی که با احساس تبعیض و بیعدالتی پیوند خوردهاند، صرفا با اقدامات تبلیغاتی یا انتظامی برطرف نمیشوند. اگر مردم احساس کنند که هزینههای بحران بر دوش آنان است، اما امتیازات و فرصتها دراختیار گروهی محدود قرار دارد، حتی سیاستهای اقتصادی مفید نیز ممکن است با بیاعتمادی مواجه شوند. مساله این است که عدالت باید در تجربه ملموس مردم دیده شود، نه فقط در شعارهای حکومت.
دیدگاه تان را بنویسید