یک کارشناس مطرح کرد: احتمال حمله آمریکا به ایران در روزهای باقی مانده تا انتخابات
کارشناس مسائل غرب آسیا گفت: باتوجه به گسیل تجهیزات نظامی امریکا به منطقه، اعزام ناوهای این کشور به خاورمیانه و همچنین آرایش نظامی منطقه، باید این احتمال را مطرح کرد که عملیاتی ضربتی علیه کشورمان در روزهای باقیمانده تا انتخابات امریکا انجام شود؛ عملیاتی که هدف آن میتواند خنثی کردن تاثیر منفی تنشها با ایران بر نتایج انتخابات باشد.
تداوم بنبست در مسیر دیپلماسی تهران و واشنگتن، در کنار آرایش نظامی امریکا در منطقه، احتمال تکرار سناریوی رویارویی نظامی را افزایش داده؛ هر چند تصمیم نهایی تابع محاسبات سیاسی و هزینههای راهبردی خواهد بود. با این حال در این چارچوب، پیوند راهبردی گلوگاههایی مانند هرمز و بابالمندب، معادلات بازدارندگی را پیچیده کرده و هرگونه تشدید درگیری را برای بازیگران منطقهای پرهزینه میکند.
به گزارش اعتماد، تحولات دریای سرخ در شرایطی بحرانیتر شده که واشنگتن همچنان درباره چگونگی مواجهه با تحولات یمن و همزمان ایران درگیر ابهام است. گزارشهای رسانهها از اختلافنظر درباره احتمال ازسرگیری حملات ادعایی امریکا علیه ایران حکایت دارند؛ درحالی که دونالد ترامپ مدعی است امریکا پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد. همزمان، برخی گزارشها از آمادهسازی گزینههای نظامی در منطقه خبر دادهاند. در همین راستا، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه از ادامه تبادل پیام میان ایران و امریکا از طریق میانجیها خبر داد و گفت: طرح هفت روزه ایران بر مطالباتی چون رفع محاصره دریایی، توقف جنگ در همه جبههها و آزادسازی داراییهای ایران متمرکز است. او تاکید کرد: این موارد حقوق مشروع ایران هستند و تحریمهای جدید امریکا نیز باید رفع شوند. بقایی با اشاره به اینکه تهران در حال بررسی نکات مطرح شده ازسوی واشنگتن است، گفت پس از پایان بررسیها، دیدگاه ایران به میانجیها منتقل خواهد شد. او همچنین تاکید کرد که در حال حاضر پاکستان و قطر نقش میانجی را میان ایران و امریکا ایفا میکنند. در کنار تلاشهای دیپلماتیک، موضوع مدیریت تنگه هرمز نیز از محورهای اصلی مواضع تهران است. کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه کشورمان، تاکید کرده که مدیریت تنگه هرمز بخشی از ظرفیت دفاعی و امنیت ملی ایران است و بازگشت به وضعیت عادی به پایبندی امریکا به تعهدات و کنار گذاشتن مسیر نظامی وابسته خواهد بود. غریبآبادی همچنین از تفاهم اخیر ایران و عمان درباره مسیرهای ورود و خروج تنگه هرمز به عنوان اقدامی حقوقی و فنی یاد کرده و گفته این تفاهم به معنای تعهد فوری ایران به بازگشایی تنگه نیست. این مواضع درحالی رسانهای شد که وضعیت دیپلماسی همچنان نامشخص است و طرفین درباره شروط و دامنه هرگونه توافق اختلاف دارند.
میانجیگری چین؛ گزینهای مطلوب اما...
همزمان گمانهزنیهایی درباره میانجیگری چین میان تهران و واشنگتن مطرح شده است. تریتا پارسی، معاون اجرایی موسسه کوئینسی، درباره احتمال ورود چین به روند میانجیگری مدعی شد که پکن معمولا زمانی در مناقشات دیگر کشورها مداخله میکند که شانس موفقیت بالا باشد یا نتواند از پیامدهای بحران دور بماند. همزمان تریتا پارسی معتقد است میانجیهای فعلی، ازجمله قطر، پاکستان و عمان، اهرمهایی مشابه چین برای تاثیرگذاری همزمان بر تهران و واشنگتن ندارند. با این حال، اگر پکن به این جمعبندی برسد که احتمال وقوع جنگی تازه جدی است و پیامدهای آن از منافع چین دور نمیماند، ممکن است نقش فعالتری بپذیرد؛ به ویژه اگر تهران و واشنگتن یا کشورهای منطقه صراحتا چنین درخواستی مطرح کنند. در همین حال، گزارش منتشر شده توسط «سیمور هرش» خبرنگار کهنهکار امریکایی از پیشرفت آرام و فنی گفتوگوهای پشتپرده درباره پرونده هستهای ایران سخن میگوید؛ هر چند این گزارش به نقل از منابع خود تاکید دارد که اختلاف بر سر راستیآزمایی و مطالبات اسراییل همچنان جدی است. در مقابل، نگرانی اسراییل از توافقی که بهزعم مقامهای این کشور برای مهار برنامه هستهای ایران کافی نباشد، یکی از عوامل پیچیدهکننده مسیر دیپلماسی توصیف شده است. با این حال از آنجایی که تغییر موازنه میدانی انصارالله در تقابل با عربستان معادلات امنیتی منطقه را پیچیدهتر کرده، گمانهزنیها درباره احتمال اقدام نظامی علیه ایران را افزایش داده؛ بالاخص آنکه انصارالله یکی از مهمترین متحدان منطقهای ایران است. در همین راستا روزنامه اعتماد تلاش کرده تا در گفتوگو با امیر عسگر، کارشناس ارشد مسائل استراتژیک سناریوهای پیش رو را بررسی کند. مشروح گفتوگو در ادامه آمده است.
احمد عسگر، کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به سوال نخست «اعتماد» درباره گمانهزنیها پیرامون آغاز دور جدید رویارویی نظامی میان تهران و واشنگتن گفت: تهران در مقطع کنونی باید دیپلماسی را به صورت عملیاتیتری پیش ببرد. نباید فراموش کرد که نزدیک شدن مسیرهای دیپلماتیک به بنبست، ناشی از شرایط و عملکرد طرف امریکایی است نه ایران. با این همه پیشبینی وقوع جنگ کار بسیار دشواری است و نمیتوان زمان و تاریخ دقیقی برای آن تعیین کرد؛ بنابراین، تمامی ادعاها در این زمینه صرفا در حد گمانهزنی است. به گفته عسگر با این حال، باتوجه به گسیل تجهیزات نظامی امریکا به منطقه، اعزام ناوهای این کشور به خاورمیانه و همچنین آرایش نظامی منطقه، باید این احتمال را مطرح کرد که عملیاتی ضربتی علیه کشورمان در روزهای باقیمانده تا انتخابات امریکا انجام شود؛ عملیاتی که هدف آن میتواند خنثی کردن تاثیر منفی تنشها با ایران بر نتایج انتخابات باشد. در مرحله بعد نیز ممکن است امریکا تلاش کند نتایج انتخابات را به نفع حزب خود رقم بزند و حتی با انجام این عملیات، خود را از این مخمصه خارج کند. باید توجه داشت که چنین فرضیهای قطعی نیست، اما احتمال وقوع آن نیز چندان کم نیست.
دو پارامتری که نباید نادیده گرفت
این تحلیلگر ارشد مسائل استراتژیک در ادامه و در رابطه با انتخابات پارلمانی اسراییل و تاثیرشان بر ماجراجویی احتمالی تلآویو به «اعتماد» گفت: در رابطه با انتخابات اسراییل، باید توجه داشت که احتمال ماجراجوییهای جدید ازسوی این رژیم علیه کشورمان، همزمان با انتخابات پارلمانی این کشور، در مقایسه با انتخابات امریکا بیشتر است. به عبارت دیگر، احتمال آغاز رویارویی پیش از برگزاری انتخابات اسراییل بالاتر است. اگر انتخابات اسراییل برگزار شود و پس از آن انتخابات امریکا انجام شود، احتمال انجام عملیات کاهش مییابد، اما اگر امریکا پس از انتخابات اسراییل دست به عملیات بزند، بعید است تلآویو اقدام خاصی انجام دهد. عسگر در ادامه خاطرنشان کرد: نتانیاهو تمام تلاش خود را برای کسب نتیجه مطلوب در انتخابات پارلمانی به کار خواهد گرفت. در حال حاضر، او و جریانهای مخالفش، ازجمله جریان راست میانه که با راست تندرو ائتلاف کرده است، براساس برآورد مطرح شده، حدود ۵۸ کرسی دراختیار دارند. به عبارت دیگر، هیچ یک از طرفین به حدنصاب لازم برای تشکیل کابینه دست پیدا نکردند. به باور این تحلیلگر مسائل منطقه، در اسراییل قانونی وجود دارد که براساس آن، در چنین شرایطی دولت موقت برای سه ماه تشکیل میشود و پس از آن، رایگیری مجدد انجام خواهد شد. در این وضعیت، تداوم شرایط دولت موقت میتواند به نفع نتانیاهو باشد؛ اما اگر نتانیاهو براساس نظرسنجیها احساس کند که جایگاه کنونی خود را از دست داده و در انتخابات شکست خواهد خورد، احتمال دارد به جنگ علیه کشورمان متوسل شود.
ناتوانی امریکا در جنگ نامتقارن
عسگر در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره اهرمهای امریکا و سناریوهای احتمالی در ارتباط با تهران و واشنگتن در شرایطی که دو بازیگر در شرایط «نه جنگ نه صلح» قرار دارند، گفت: امریکا در جریان جنگی که با ایران آغاز کرد، به نکتهای مهم درباره الگوی جنگ نامتقارن پی برد. در جنگ نامتقارن، توانمندیهای ایران صرفا به ظرفیتهای نظامی محدود نمیشود، بلکه مولفههای مکمل دیگری نیز در معادلات نقش دارند؛ ازجمله تنگه هرمز و دیگر عواملی که در چارچوب جنگ نامتقارن قرار میگیرند. امریکا متوجه شد که نمیتواند صرفا با تکیه بر فشار نظامی و انجام عملیات، مسائل خود با ایران را حل و فصل کند. به گفته عسگر در این میان، گمانهزنیهایی مطرح میشود مبنی بر اینکه در صورت شکست امریکا در انتخابات، احتمال انجام عملیات ازسوی این کشور علیه ایران کاهش خواهد یافت، چراکه تا این مقطع، به نظر میرسد جمهوریخواهان هم سنا و هم مجلس نمایندگان را از دست دادهاند. در چنین شرایطی، یعنی پس از انتخابات، احتمال انجام عملیات ازسوی امریکا کمتر خواهد بود. با این حال، اگر جمهوریخواهان بتوانند در یکی از دو مجلس سنا یا نمایندگان پیروز شوند، صرفنظر از اینکه کدامیک را به دست آورند، تاحدودی دست امریکا در قبال ایران بازتر خواهد بود و انگیزه این کشور برای ورود به جنگ با ایران افزایش مییابد. بنابراین، اگر جمهوریخواهان در انتخابات پیروز نشوند، احتمال انجام عملیات کمتر خواهد بود؛ اما اگر بتوانند اکثریت یکی از دو مجلس را به دست آورند، وقوع جنگ اجتنابناپذیر خواهد بود.
رویارویی پرهزینه
این کارشناس ارشد مسائل استراتژیک در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره چشمانداز تنشهای میان عربستان و انصارالله و تاثیرش بر معادلات تهران و واشنگتن گفت: در ابتدا باید به تحولات میدان اشاره کرد. حضور نیروهای «العمالقه» به رهبری ابوذر الحرمی در منطقه «ذوباب» و حرکت آنها به سمت «لحج»، به جای بابالمندب، مشخص شد که سعودیها فاقد ظرفیت زمینی لازم برای بازپسگیری مناطق اشغالشده، هستند. نه نیروهای «العمالقه» و نه «قوات الیمنی» به رهبری طارق صالح و نیروهای سلفی تحت حمایت عربستان، قادر به انجام این کار نیستند. به باور عسگر از اینرو، راهبری عملیات به سمت حملات هوایی سوق داده شد. با شدت گرفتن عملیات هوایی ائتلاف سعودی، معادله انصارالله تغییر کرد؛ چراکه انصارالله دیگر همان گروه سال ۲۰۱۵ نیست و میتواند هزینههای سنگینی به ائتلاف سعودی تحمیل کند. تمام ائتلافهایی که اکنون علیه این گروه فعال شدهاند، متفقالقول هستند که صرفا در چارچوب اقدامات دفاعی، از عربستان در مقابل انصارالله حمایت میکنند. ترکیه و پاکستان نیز در همین چارچوب عمل میکنند. این کارشناس مسائل غرب آسیا در ادامه و با اشاره به ادعاها درخصوص مداخله واشنگتن در جنگ عربستان با انصارالله گفت: امریکا و بریتانیا تاکنون وارد این درگیری نشده و حتی ایتالیا هم ناوی اعزام کرده؛ با این حال، همه این کشورها در راستای اقدامات دفاعی، از ریاض حمایت میکنند. بنابراین، ورود آنها به درگیری یمن و عربستان نیز در همین حد باقی خواهد ماند. در نتیجه، فراگیر شدن تنش نظامی فعلی میان عربستان و انصارالله، دستکم در شرایط کنونی، چندان محتمل به نظر نمیرسد؛ چراکه انصارالله توانایی وارد کردن خسارت و تحمیل هزینه را دارد. به گفته این تحلیلگر ارشد مسائل منطقه، افزون بر این، این گروه مناطقی را دراختیار دارد که برای خارج کردن آنها از کنترل انصارالله، به نیروی زمینی قدرتمندی نیاز است. بابالمندب اکنون دراختیار انصارالله است و عبور و مرور کشتیها نیز ازسوی یمنیها مدیریت میشود. انصارالله بهراحتی میتواند این مسیر را مسدود کند؛ از اینرو، ائتلاف سعودی برای بازپسگیری این منطقه باید هزینه سنگینی بپردازد.
بابالمندب؛ مکمل راهبردی تنگه هرمز
عسگر در رابطه با گمانهزنیها پیرامون فراگیر شدن جنگ میان عربستان و یمن بالاخص در شرایطی که ایران و امریکا درگیر تنشهایی جدی میباشند، خاطرنشان کرد: در آخرین سفر شهید علی لاریجانی به مسقط که با هدف انجام مذاکرات میان ایران و امریکا در آن مقطع انجام شد، دیداری نیز با محمد عبدالسلام، رییس دفتر سیاسی انصارالله، صورت گرفت. در همان زمان، یادداشتی میان طرفین به نگارش درآمد. در همین راستا، در آن مقطع، پله نخست استراتژی گلوگاهها شکل گرفت. اینکه یمن بازیگری مستقل است و در داخل کشور خود براساس استراتژیهایش عمل میکند، ادعای کاملا درستی است؛ اما دستاورد این موضوع، یعنی تبیین استراتژی گلوگاهها، مستقیما به ایران ارتباط پیدا میکند. به باور این کارشناس مسائل منطقه، به عبارت دیگر، تنگه هرمز به تنهایی اثرگذاری صددرصدی ندارد و به یک مکمل نیازمند است. بر همین اساس، استراتژی گلوگاهها با روندی حمایتی از سوی ایران آغاز شد و در ادامه، شرایط حاکم بر دو تنگه هرمز و بابالمندب به یکدیگر گره خورد و این دو به هم مرتبط شدند. بنابراین، اگر امریکا بخواهد برای برهم زدن این استراتژی مداخله کند و دست به اقدام بزند، ایران یا باید به صورت پیشدستانه از نردبان افزایش تنش بالا برود و مسیرهای جایگزین تنگه هرمز را ناامن کند یا در صورت تداوم روند کنونی، احتمال فراگیر شدن درگیریها افزایش خواهد یافت. این تحلیلگر ارشد در ادامه گفتوگو ضمن اشاره به احتمال دخالت ترکیه و پاکستان در جنگ یمن و عربستان تاکید کرد که دیپلماتهای کشورمان لازم است فعالانهتر عمل کنند. به باور عسگر ظاهرا ترکیه در انسداد مسیرهای زمینی خود با ایران، تحت فشار امریکا همکاری خواهد کرد اما پاکستان به واسطه نوع نگاه جامعهاش به ایران بعید است در این زمینه همصدا شود.
دیدگاه تان را بنویسید