کد خبر: 793337
|
۱۴۰۵/۰۷/۱۱ ۰۸:۴۵:۲۸
| |

چرا علی‌اکبر ناطق‌نوری از تشکیلات اصولگرایی فاصله گرفت؟

اگر انتخابات ۱۳۸۸ را یک نقطه عطف بدانیم، اهمیت آن برای ناطق‌نوری تنها به آنچه در مناظره‌ها یا روز انتخابات اتفاق افتاد، محدود نمی‌شود. پیامد مهم‌تر، تغییر نسبت او با فعالیت تشکیلاتی بود. ناطق‌نوری از جامعه روحانیت مبارز فاصله گرفت و در سال‌های بعد نیز حضور پررنگی در فعالیت‌های روزمره جناح اصولگرا نداشت. در عین حال، از ساختار سیاسی کشور نیز خارج نشد.

چرا علی‌اکبر ناطق‌نوری از تشکیلات اصولگرایی فاصله گرفت؟
کد خبر: 793337
|
۱۴۰۵/۰۷/۱۱ ۰۸:۴۵:۲۸

مسجد نور تهران در عصر هشتم مهرماه، بار دیگر میزبان جمعی از چهره‌های سیاسی کشور بود؛ این‌بار برای مراسم ختم احمد ناطق‌نوری، نماینده هفت دوره مجلس شورای اسلامی و رییس اسبق فدراسیون بوکس. حضور مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور، در این مراسم و حضور چهره‌هایی همچون حسن روحانی، محمدجواد ظریف، اسحاق جهانگیری، محمدرضا باهنر، محمد عطریانفر، محمدعلی ابطحی، سیدعلی خمینی، سیدهادی خامنه‌ای، محمود واعظی و جمع دیگری از مدیران و فعالان سیاسی، این مراسم را به یکی از تجمع‌های قابل توجه سیاسی در روزهای اخیر تبدیل کرد. اما در میان نام‌هایی که در این مراسم دیده شد، نام علی‌اکبر ناطق‌نوری برای روایت دیگری اهمیت پیدا می‌کند.

به گزارش اعتماد، برادر او، احمد ناطق‌نوری، سال‌ها در مجلس و مدیریت ورزش حضور داشت، اما علی‌اکبر مسیر متفاوتی را طی کرد؛ مسیری که از نهادهای انقلابی آغاز شد، به وزارت کشور و ریاست مجلس رسید، با انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۷۶ وارد یکی از مهم‌ترین رقابت‌های سیاسی جمهوری اسلامی شد و پس از آن نیز با تحولات جریان اصولگرا، دولت محمود احمدی‌نژاد و وقایع سال ۱۳۸۸ گره خورد. ناطق‌نوری امروز دیگر آن سیاستمداری نیست که در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ با مسوولیت‌های رسمی شناخته می‌شد. سال‌ها از ریاست مجلس او گذشته، در انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد نشده و حضورش در ساختارهای رسمی نیز نسبت به گذشته محدودتر شده است. با این حال، نام او همچنان در میان چهره‌هایی مطرح می‌شود که شناخت و ارتباطشان به یک جریان سیاسی خاص محدود نیست. همین تفاوت میان «حضور رسمی» و «حضور سیاسی» است که مرور کارنامه ناطق‌نوری را به موضوعی فراتر از یک زندگی سیاسی معمولی تبدیل می‌کند. اکنون مراسم ختم احمد ناطق‌نوری، بهانه‌ای شده است تا مسیر سیاسی برادر او از نخستین سال‌های جمهوری اسلامی تا جایگاهی که امروز در فضای سیاسی کشور دارد، مرور شود؛ مسیری که در آن رقابت انتخاباتی، قدرت رسمی، اختلافات جناحی، فاصله گرفتن از تشکل‌های سیاسی و ارتباط با چهره‌های متفاوت سیاسی، در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

از کمیته‌های انقلاب تا وزارت کشور  آغاز مسیر رسمی

با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، علی‌اکبر ناطق‌نوری در شمار نیروهایی قرار گرفت که خیلی زود وارد ساختارهای تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی شدند. فعالیت او محدود به یک نهاد یا یک حوزه مشخص نماند و در فاصله کوتاهی، مسوولیت‌هایی در نهادهای انقلابی، دولت و سپس مجلس بر عهده گرفت. یکی از مهم‌ترین مسوولیت‌های او در سال‌های ابتدایی انقلاب، سرپرستی کمیته‌های انقلاب اسلامی بود. کمیته‌ها در آن دوره یکی از نهادهای اصلی برقراری نظم و امنیت در کشور محسوب می‌شدند و نقش آنها با شرایط خاص سال‌های نخست جمهوری اسلامی پیوند خورده بود. پس از استعفای آیت‌الله مهدوی‌کنی از سرپرستی کمیته‌ها، علی‌اکبر ناطق‌نوری که در آن زمان وزیر کشور بود، در ۱۷ مرداد ۱۳۶۱ با حکم امام خمینی (ره) به سرپرستی کمیته‌های انقلاب اسلامی در سراسر کشور منصوب شد. در متن حکم، بر همکاری اعضای کمیته‌ها و روحانیون با او تاکید شده بود. این مسوولیت در حالی به ناطق‌نوری سپرده شد که او از سال ۱۳۶۰ وزیر کشور دولت میرحسین موسوی بود. دوره وزارت او تا سال ۱۳۶۴ ادامه داشت و با یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی، یعنی سال‌های جنگ ایران و عراق، همزمان بود. وزارت کشور در آن سال‌ها تنها مسوول امور اداری استان‌ها نبود و موضوعاتی مانند اداره استانداری‌ها، انتخابات، مدیریت داخلی و مسائل مرتبط با امنیت و نظم عمومی را نیز دنبال می‌کرد. اسناد آن دوره، حضور مستقیم ناطق‌نوری در برخی روندهای انتخاباتی را نیز نشان می‌دهد. از جمله در مهر ۱۳۶۱، او درباره آغاز روند انتخابات مجلس خبرگان و انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی از امام خمینی (ره) کسب اجازه کرد و پاسخ موافق ایشان در صحیفه امام ثبت شد. نام ناطق‌نوری در همان سال‌ها در کنار «ستاد پیگیری فرمان هشت ماده‌ای» نیز قرار گرفت. امام خمینی (ره) در آذر ۱۳۶۱ او را در کنار نخست‌وزیر، رییس دیوان عالی کشور، رییس دیوان عدالت اداری و رییس سازمان بازرسی کل کشور در ترکیب این ستاد قرار داد. این ستاد ماموریت داشت اجرای فرمان هشت ماده‌ای درباره حقوق مردم و نحوه عملکرد دستگاه‌های اجرایی و قضایی را پیگیری کند. پس از پایان دوره وزارت، مجلس به عرصه اصلی فعالیت ناطق‌نوری تبدیل شد. او در دوره اول مجلس شورای اسلامی نماینده بود و پس از یک دوره فاصله، در دوره‌های سوم، چهارم و پنجم نیز به مجلس راه یافت. در دوره‌های چهارم و پنجم، ریاست مجلس را بر عهده داشت. ریاست دو دوره متوالی مجلس، ناطق‌نوری را در یکی از بالاترین سطوح رسمی سیاست ایران قرار داد؛ جایگاهی که در سال‌های بعد، او را به یکی از نامزدهای اصلی انتخابات ریاست‌جمهوری تبدیل کرد. در آن مقطع، ناطق‌نوری دیگر تنها یک روحانی فعال سیاسی یا مدیر اجرایی نبود. سابقه حضور در دولت، کمیته‌های انقلاب و مجلس، همراه با ریاست قوه مقننه، مجموعه‌ای از تجربه‌ها را در اختیار او قرار داده بود که باعث شد نامش در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۷۶ در مرکز توجه قرار گیرد.

دوم خرداد ۷۶؛ رقابت ناطق‌نوری و خاتمی

انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۷۶ در شرایطی برگزار شد که علی‌اکبر ناطق‌نوری ریاست مجلس پنجم را بر عهده داشت و از حمایت بخش مهمی از جریان راست سنتی برخوردار بود. در طرف دیگر، سیدمحمد خاتمی قرار داشت؛ وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس وقت کتابخانه ملی که با حمایت نیروهای چپ و گروه‌های نزدیک به خط امام وارد رقابت شده بود. شورای نگهبان در آن انتخابات صلاحیت چهار نامزد را تایید کرد: علی‌اکبر ناطق‌نوری، سیدمحمد خاتمی، محمد محمدی‌ری‌شهری و سیدرضا زواره‌ای. اگرچه در نهایت رقابت اصلی میان ناطق‌نوری و خاتمی شکل گرفت، فضای انتخاباتی هفته‌های نخست هنوز نتیجه قطعی را نشان نمی‌داد. ناطق‌نوری مورد حمایت جامعه روحانیت مبارز و شماری از تشکل‌های همسو بود. جامعه اسلامی مهندسین نیز در آن انتخابات از او حمایت کرد. در مقابل، خاتمی توانست بخش مهمی از نیروهای چپ و تشکل‌هایی را که بعدها در شکل‌گیری جریان اصلاح‌طلب نقش داشتند، پشت سر خود قرار دهد. خاطرات اکبر هاشمی‌رفسنجانی از آن دوره نیز نشان می‌دهد که در هفته‌های منتهی به انتخابات، رقابت نزدیک ارزیابی می‌شد. در یکی از نظرسنجی‌های مورد اشاره هاشمی در اردیبهشت ۱۳۷۶، فاصله میان دو نامزد اصلی محدود گزارش شده بود. در همان روایت، ناطق‌نوری نیز درباره احتمال پیروزی خاتمی ابراز نگرانی کرده بود. اما نتیجه دوم خرداد فاصله زیادی با برآوردهای پیش از انتخابات پیدا کرد. از مجموع آرای مأخوذه، سیدمحمد خاتمی ۲۰ میلیون و ۱۳۸ هزار و ۷۸۴ رای به دست آورد و با حدود ۶۹ درصد آرا به ریاست‌جمهوری رسید. ناطق نوری نیز ۷ میلیون و ۲۴۸ هزار و ۳۱۷ رای کسب کرد. میزان مشارکت نیز حدود ۸۰ درصد اعلام شد. شکست انتخاباتی به معنای خروج ناطق‌نوری از سیاست نبود. او تا پایان دوره پنجم همچنان رییس مجلس باقی ماند و بعد از آن نیز در ساختار سیاسی کشور حضور داشت. با این حال، انتخابات ۷۶ جایگاه او را تغییر داد. ناطق‌نوری دیگر صرفا یکی از چهره‌های قدرتمند جریان راست نبود؛ او به سیاستمداری تبدیل شده بود که تجربه مستقیم رقابت با یکی از مهم‌ترین چهره‌های جریان مقابل را نیز در کارنامه داشت. همین تجربه بعدها اهمیت پیدا کرد. ناطق‌نوری در سال‌های بعد، با وجود آنکه همچنان پیشینه اصولگرایانه داشت، ارتباط خود را با چهره‌هایی که زمانی رقیب انتخاباتی او بودند، حفظ کرد. دوم خرداد به این ترتیب تنها یک شکست انتخاباتی برای ناطق‌نوری نبود؛ یکی از نقاطی بود که روابط سیاسی آینده او را نیز تحت تاثیر قرار داد.

انتخابات ۸۴؛ تلاش برای وحدت اصولگرایان و ظهور احمدی‌نژاد هشت سال پس از انتخابات ۷۶، ناطق‌نوری در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۴ این‌بار نه در جایگاه نامزد، بلکه در موقعیتی قرار داشت که تلاش می‌کرد نیروهای اصولگرا را حول یک نامزد واحد جمع کند. او در راس شورای هماهنگی نیروهای انقلاب قرار داشت؛ سازوکاری که با هدف ایجاد هماهنگی میان نیروهای اصولگرا شکل گرفته بود. در روایت‌هایی که بعدها از آن دوره منتشر شد، نام پنج چهره به عنوان نامزدهای اصلی این جریان مطرح بود: علی لاریجانی، محسن رضایی، علی‌اکبر ولایتی، احمد توکلی و محمود احمدی‌نژاد. قرار بود برنامه‌ها و دیدگاه‌های نامزدها بررسی شود و در نهایت، سازوکاری برای رسیدن به یک گزینه نهایی شکل بگیرد. ناطق‌نوری بعدها درباره جلسات این شورا توضیح داد که برخی نشست‌ها در دفتر او برگزار می‌شد و حبیب‌الله عسگراولادی نیز در آنها حضور داشت. اما این سازوکار نتوانست همه نیروهای اصولگرا را پشت سر یک نامزد جمع کند. تعدد نامزدها ادامه یافت و احمدی‌نژاد که در آن زمان شهردار تهران بود، توانست در فضای انتخاباتی خود را به یکی از دو نامزد نهایی برساند. در انتخابات ۸۴، جامعه اسلامی مهندسین که در سال ۱۳۷۶ از ناطق‌نوری حمایت کرده بود، از احمدی‌نژاد حمایت کرد. این تغییر در حمایت تشکیلاتی، نشانه‌ای از تغییر آرایش درون جریان اصولگرا بود؛ جریانی که بخشی از نیروهای قدیمی آن به تدریج با چهره‌های تازه‌تری روبه‌رو می‌شد. رابطه ناطق‌نوری و احمدی‌نژاد البته به سال ۸۴ محدود نمی‌شد. احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۲ شهردار تهران شد و بعدها درباره چگونگی انتخاب او برای این مسوولیت، روایت‌های مختلفی منتشر شد. در یکی از این روایت‌ها، احمد ناطق‌نوری، برادر علی‌اکبر، از نقش برادرش در رفع برخی موانع مربوط به انتخاب احمدی‌نژاد سخن گفته بود. این روایت را باید در چارچوب اظهارات همان افراد دید و نمی‌توان آن را تنها روایت موجود درباره انتخاب شهردار تهران دانست. با روی کار آمدن احمدی‌نژاد، رابطه میان او و ناطق‌نوری نیز به تدریج تغییر کرد. اختلافات سیاسی آنها در سال‌های بعد بیشتر شد و ناطق‌نوری از برخی سیاست‌ها و رفتارهای دولت احمدی‌نژاد فاصله گرفت. اوج علنی شدن این اختلافات به انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ رسید؛ انتخاباتی که در جریان مناظره انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی، نام علی‌اکبر ناطق‌نوری و خانواده او نیز مطرح شد. طرح این نام‌ها در مناظره، واکنش‌های گسترده‌ای در فضای سیاسی کشور ایجاد و روابط ناطق‌نوری با دولت احمدی‌نژاد را بیش از گذشته وارد مرحله اختلاف کرد. پس از انتخابات ۸۸ نیز فضای سیاسی کشور دستخوش تنش شد. در سال‌های بعد، ناطق‌نوری از حضور در برخی جلسات جامعه روحانیت مبارز فاصله گرفت و رابطه او با تشکل‌های اصولگرای سنتی شکل متفاوتی پیدا کرد.

بعد از ۸۸؛ فاصله از تشکیلات باقی ماندن در سیاست

اگر انتخابات ۱۳۸۸ را یک نقطه عطف بدانیم، اهمیت آن برای ناطق‌نوری تنها به آنچه در مناظره‌ها یا روز انتخابات اتفاق افتاد، محدود نمی‌شود. پیامد مهم‌تر، تغییر نسبت او با فعالیت تشکیلاتی بود. ناطق‌نوری از جامعه روحانیت مبارز فاصله گرفت و در سال‌های بعد نیز حضور پررنگی در فعالیت‌های روزمره جناح اصولگرا نداشت. در عین حال، از ساختار سیاسی کشور نیز خارج نشد. عضویت او در مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داشت و همچنان با چهره‌هایی که از نسل‌های مختلف سیاسی بودند، ارتباط داشت. این موقعیت جدید، به تدریج تصویری متفاوت از ناطق‌نوری ایجاد کرد. او دیگر مانند دهه ۷۰ درگیر سازماندهی یک جریان انتخاباتی نبود و در دهه ۸۰ نیز نقش مستقیم خود را در هماهنگی نیروهای اصولگرا از دست داده بود. در عوض، سابقه طولانی‌اش باعث شده بود بسیاری از چهره‌های سیاسی او را از نزدیک بشناسند. در سال‌های پس از ۸۸، رابطه ناطق‌نوری با اکبر هاشمی‌رفسنجانی نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفت. هر دو در دوره‌هایی هدف انتقادهای جریان احمدی‌نژاد قرار گرفته بودند و هر دو سابقه طولانی در ساختار رسمی جمهوری اسلامی داشتند. این نزدیکی، در فضای سیاسی آن دوره به یکی از نشانه‌های تغییر موقعیت ناطق‌نوری تبدیل شد. اما این تغییر را نمی‌توان صرفا به یک ائتلاف سیاسی تقلیل داد. ناطق‌نوری همچنان سابقه اصولگرایانه خود را حفظ کرده بود و در عین حال، ارتباطش با چهره‌هایی از جناح‌های دیگر نیز قطع نشده بود. در واقع، آنچه تغییر کرد، بیشتر شیوه حضور او در سیاست بود. در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۲، نام ناطق‌نوری به عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی مطرح شد، اما او وارد رقابت نشد. در نهایت حسن روحانی نامزد انتخابات شد و ناطق‌نوری نیز از او حمایت کرد. این حمایت، با توجه به رقابت تاریخی ناطق و خاتمی در سال ۷۶، بخشی از تغییرات سیاسی دو دهه بعد را نمایان می‌کرد. در این دوره، ناطق‌نوری در جلسات و دیدارهایی با چهره‌های مختلف سیاسی حضور پیدا کرد. ارتباط او با حسن روحانی سابقه‌ای طولانی داشت و ارتباطش با محمد خاتمی نیز در سال‌های بعد ادامه یافت. چنین روابطی به تدریج باعث شد تعریف ناطق‌نوری با یک عنوان جناحی ساده دشوار شود. او اصلاح‌طلب نشده بود و از گذشته سیاسی خود نیز فاصله نگرفته بود، اما دیگر در قالب یک چهره صرفا جناحی فعالیت نمی‌کرد. همین وضعیت، زمینه شکل‌گیری تصویری تازه از او را فراهم کرد: سیاستمداری که تجربه حضور در هر دو سوی برخی رقابت‌های تاریخی را داشت و می‌توانست در یک جمع سیاسی با چهره‌هایی متفاوت از خود حضور پیدا کند.

چرا «ریش‌سفید»؟

عنوان «ریش‌سفید» برای ناطق‌نوری توصیفی از موقعیت سیاسی او در سال‌های اخیر است. این جایگاه نه با حکم دولتی ایجاد شده و نه تشکیلات مشخصی پشت آن قرار دارد. حاصل مجموعه‌ای از تجربه‌هاست که طی چند دهه روی هم انباشته شده‌اند. ناطق‌نوری زمانی وزیر کشور بوده، سال‌ها نماینده مجلس بوده، دو دوره ریاست مجلس را تجربه کرده و در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز نامزد شده است. او در کنار این مسوولیت‌ها، با نسل‌های مختلف سیاستمداران کار کرده است. برخی کسانی که امروز در دولت، مجلس یا جریان‌های سیاسی حضور دارند، زمانی همکار، رقیب یا طرف گفت‌وگوی او بوده‌اند. از سوی دیگر، شکست انتخاباتی ۷۶ نیز در شکل‌گیری این جایگاه بی‌تاثیر نبود. اگر ناطق‌نوری پس از آن انتخابات وارد یک دوره طولانی رقابت با جریان مقابل می‌شد، مسیر سیاسی او احتمالا شکل دیگری پیدا می‌کرد. اما ادامه ارتباط با خاتمی و دیگر چهره‌های سیاسی، به مرور فاصله میان ناطق‌نوری و تعریف کلاسیک یک سیاستمدار جناحی را بیشتر کرد. این مساله پس از درگذشت هاشمی‌رفسنجانی در سال ۱۳۹۵ بیشتر به چشم آمد. هاشمی یکی از معدود چهره‌هایی بود که طی سال‌های طولانی با بخش‌های مختلف جریان سیاسی کشور ارتباط داشت. پس از درگذشت او، ناطق‌نوری در برخی نشست‌ها و گفت‌وگوهای سیاسی در کنار چهره‌هایی دیده شد که پیش‌تر در اردوگاه‌های سیاسی متفاوتی قرار داشتند. در سال‌های بعد نیز گزارش‌هایی درباره دیدارهای او با محمد خاتمی، حسن روحانی، اسحاق جهانگیری، سیدحسن خمینی و دیگر چهره‌های سیاسی منتشر شد. این دیدارها لزوما به معنای شکل‌گیری یک تشکل سیاسی نبودند؛ بیشتر نشان می‌دادند که ناطق‌نوری همچنان بخشی از شبکه ارتباطی قدیمی سیاست ایران را حفظ کرده است. در چنین شرایطی، «ریش‌سفیدی» بیشتر به معنای داشتن امکان گفت‌وگو است تا داشتن قدرت رسمی. ریش‌سفید الزاما تصمیم‌گیرنده نیست؛ اما ممکن است به دلیل سابقه و روابطش، حرفش در جمع‌های مختلف شنیده شود یا بتواند میان افرادی که در بسیاری از مسائل اختلاف دارند، زمینه گفت‌وگو ایجاد کند. البته نباید این جایگاه را بیش از اندازه رسمی کرد. ناطق‌نوری هیچ سمت مشخصی با عنوان میانجی سیاسی یا ریش‌سفید ندارد و نمی‌توان برای او اختیاراتی تعریف کرد که در ساختار رسمی کشور وجود ندارد. اهمیت موقعیت او بیشتر در همان سرمایه ارتباطی و سابقه‌ای است که طی دهه‌ها شکل گرفته است.

ناطق‌نوری امروز  سیاستمداری خارج از مرکز رقابت

سال‌های اخیر تصویر دیگری از ناطق‌نوری ساخته است. او دیگر در مرکز انتخابات، مجلس یا رقابت‌های جناحی قرار ندارد. از سال ۱۴۰۱ نیز در ترکیب دوره جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور ندارد. در نتیجه، بخش رسمی کارنامه سیاسی او نسبت به گذشته محدودتر شده است. اما فاصله گرفتن از سمت رسمی به معنای قطع ارتباط با سیاست نیست. ناطق‌نوری در سال ۱۴۰۴ در گفت‌وگویی تاکید کرد که «سکوتی در کار نیست» و دفترش همچنان محل دیدار شخصیت‌ها و گروه‌هایی از گرایش‌های مختلف است. همین توضیح، تصویری متفاوت از سیاستمداری ارایه می‌دهد که ممکن است کمتر در رسانه‌ها دیده شود، اما ارتباطات سیاسی خود را حفظ کرده است. در همان گفت‌وگو، ناطق نوری درباره برخی تصمیم‌های تاریخی جمهوری اسلامی نیز با صراحت بیشتری از گذشته سخن گفت. از جمله درباره اشغال سفارت امریکا در سال ۱۳۵۸ که آن را اشتباه بزرگی توصیف کرد. فارغ از موافقت یا مخالفت با این دیدگاه، نفس طرح چنین موضعی نشان می‌دهد که ناطق‌نوری امروز درباره بخشی از تاریخ سیاسی کشور با فاصله‌ای بیشتر از دوران مسوولیت‌های رسمی خود سخن می‌گوید. این فاصله زمانی اهمیت دارد. سیاستمداری که سال‌ها در متن تصمیم‌گیری بوده، در دوره‌ای که دیگر مسوولیت اجرایی ندارد، امکان بیشتری برای نگاه کردن به گذشته از زاویه تجربه چند دهه‌ای پیدا می‌کند. ناطق‌نوری نیز در سال‌های اخیر بیشتر در چنین موقعیتی ظاهر شده است.

جنگ و بحران‌های سال‌های اخیر نیز این موقعیت را تا حدی متفاوت کرده است. در شرایطی که فضای سیاسی کشور بار دیگر تحت تاثیر تنش‌های خارجی و اختلاف‌نظر درباره نحوه مواجهه با مسائل داخلی و خارجی قرار گرفته، ناطق‌نوری کمتر به بازیگر روزمره این منازعات تبدیل شده و بیشتر در جایگاه یک چهره باسابقه ظاهر شده است؛ کسی که تجربه چهار دهه سیاست را پشت سر گذاشته و امروز درباره برخی تصمیم‌های گذشته نیز با فاصله زمانی بیشتری سخن می‌گوید. مصاحبه او در مهر ۱۴۰۴ نمونه مهمی از این تغییر است. ناطق‌نوری در آن زمان گفت: «سکوتی در کار نیست» و توضیح داد که دفترش محل دیدار روزانه با گروه‌ها و شخصیت‌هایی از جناح‌ها و گرایش‌های مختلف است و در این دیدارها درباره مسائل کشور گفت‌وگو می‌شود. این توضیح از آن جهت اهمیت دارد که تصویر «کناره‌گیری کامل» از سیاست را رد می‌کند؛ او از سیاست رسمی فاصله گرفته، اما ارتباط سیاسی را کنار نگذاشته است. در همان گفت‌وگو، ناطق‌نوری درباره برخی تصمیم‌های تاریخی جمهوری اسلامی نیز با ادبیاتی متفاوت از ادبیات رسمی دهه‌های نخست سخن گفت و اشغال سفارت امریکا در سال ۱۳۵۸ را «اشتباه بزرگ» دانست و بخشی از مشکلات بعدی کشور را به پیامدهای آن تصمیم مرتبط کرد. فارغ از ارزیابی این دیدگاه، اهمیت آن در این است که ناطق‌نوری امروز خود را محدود به بازتولید مواضع سال‌های مسوولیتش نمی‌کند و درباره گذشته نیز از زاویه تجربه چند دهه حضور در ساختار سیاسی سخن می‌گوید. در ماه‌های پس از جنگ نیز چنین جایگاهی برای او اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در دوره‌هایی که فضای سیاسی به سرعت قطبی می‌شود، چهره‌هایی که هم سابقه حضور در ساختار رسمی دارند و هم ارتباطشان تنها به یک جریان سیاسی محدود نمانده، می‌توانند محل رجوع برای گفت‌وگو و انتقال دیدگاه‌ها باشند؛ البته این به معنای داشتن اختیار رسمی یا نقش تصمیم‌گیری نیست. درباره ناطق‌نوری نیز آنچه می‌توان با اطمینان گفت، وجود همین شبکه ارتباطی و ادامه دیدارهای سیاسی است، نه اینکه او صاحب یک مسوولیت جدید یا نقش رسمی میانجی باشد.

حتی حضور او در دیدارهای سیاسی سال‌های اخیر نیز همین تصویر را تقویت کرده است. در شهریور ۱۴۰۴، ناطق‌نوری در نشستی با حضور محمد خاتمی، مهدی کروبی، عبدالله نوری و مسیح مهاجری در منزل غلامحسین کرباسچی حضور داشت؛ نشستی که در آن درباره شرایط کشور و چگونگی کمک به عبور از مشکلات جاری گفت‌وگو شد. این جنس حضور، بیش از آنکه بازگشت ناطق به یک تشکیلات سیاسی باشد، نشان‌دهنده ادامه ارتباط او با طیف متنوعی از نیروهای سیاسی است. او بخشی از حافظه سیاسی مشترک چند دهه اخیر است؛ چهره‌ای که هم رقابت را تجربه کرده، هم قدرت را، هم اختلاف را و هم فاصله گرفتن از قدرت رسمی را.  این مسیر باعث شده ناطق‌نوری امروز در موقعیتی قرار بگیرد که با جایگاه او در دهه‌های نخست تفاوت دارد. آن زمان، قدرت سیاسی او از منصب می‌آمد؛ امروز بخش مهمی از اهمیتش از سابقه و روابطش می‌آید. شاید به همین دلیل است که مراسم ختم احمد ناطق‌نوری نیز فراتر از یک مراسم خانوادگی دیده شد. حضور چهره‌هایی از جریان‌های مختلف در مسجد نور، در کنار نام علی‌اکبر ناطق‌نوری، تصویری از نسلی از سیاستمداران ارایه می‌کرد که بخشی از تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی را از نزدیک ساخته یا تجربه کرده‌اند. در میان آنها، ناطق‌نوری یکی از معدود چهره‌هایی است که مسیر سیاسی‌اش از ساختارهای انقلابی تا بالاترین سطوح رسمی و سپس فاصله گرفتن از سیاست روزمره را دربرمی‌گیرد. «شیخ نور» امروز در مرکز هیچ رقابت انتخاباتی قرار ندارد، اما از فضای سیاسی نیز حذف نشده است. او نه صاحب یک تشکل جدید است و نه در پی بازگشت به منصب گذشته؛ جایگاهش بیشتر به ارتباطات و سابقه‌ای وابسته است که طی چند دهه شکل گرفته. شاید همین تغییر، مهم‌ترین فصل سال‌های اخیر زندگی سیاسی او باشد: حالا او هر عنوانی دارد جز «سیاستمدار بازنشسته»؛ او کمتر سخن می‌گوید، کمتر در قاب رسانه‌ها دیده می‌شود و دیگر در مرکز تصمیم‌های انتخاباتی قرار ندارد، اما شمایل نوعی از ریش سفیدی است که چهره‌های معدودی از آن باقی مانده‌اند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها