اهمیت سفر عراقچی به عمان به روایت رامین مهمانپرست / توافق درباره تنگههرمز چقدر محتمل است؟
مهمانپرست در ادامه تاکید کرد: «نشست عمان میتواند نقطه تصمیمگیری مهمی باشد. اگر کشورهای منطقه واقعبینانه عمل کنند، به تصمیمی جمعی برای تامین امنیت منطقه، عبور انرژی و منافع اقتصادی مشترک دست خواهند یافت. اگر ایران و عمان محور چنین توافقی باشند، امریکا نمیتواند بهسادگی در برابر آن بایستد و ناچار خواهد شد از اهداف تجاوزکارانه و زیادهخواهانه خود عقبنشینی کند.»
دیپلماسی منطقهای در صلاله میتواند فرصتی برای شکلگیری سازوکار مشترک ایران و کشورهای حاشیه خلیجفارس جهت مدیریت تردد در هرمز و تامین امنیت انرژی باشد؛ توافقی که قادر است وزن منطقهای ایران را افزایش دهد بالاخص آنکه پیشروی حوثیها در سواحل جنوبی یمن و افزایش نفوذ این گروه در بابالمندب، در کنار موقعیت ایران در هرمز، موازنه راهبردی گذرگاههای انرژی را به سود جبهه مقاومت تغییر داده و نقش یمن را در معادلات امنیتی منطقه برجستهتر کرده است.
رامین مهمانپرست، سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه و دیپلمات سابق ایران در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره سفر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه به عمان برای شرکت در نشست با همتایان منطقهای با هدف دستیابی به توافقی درباره مدیریت تردد کشتیها در تنگه هرمز و امکان شکلگیری اجماع منطقهای و احتمال پذیرش آن ازسوی امریکا، گفت: «جنگ تحمیلی امریکا و اسراییل علیه ایران، که اقدامی اشتباه و جنایتآمیز بود، نه تنها این گروه از بازیگران را به اهدافشان نرساند، بلکه ایران را به کشوری متحد و منسجم تبدیل کرد که برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود در برابر زیادهخواهیها ایستاده است. این وضعیت جایگاه ایران را در میان مردم جهان ارتقا و نشان داد ایران از مقاومت، تابآوری و توان پاسخگویی برخوردار است.» این دیپلمات پیشین افزود: «کشورهای حاشیه خلیجفارس، بهدلیل تکیه دیرینه بر امریکا و میزبانی از پایگاههای نظامی این کشور، تصور میکردند امریکا میتواند امنیت، اقتصاد و آینده آنها را تضمین کند. اما تجربه جنگ نشان داد ایران در صورت تهدید، تنها به مقابله با امریکا و اسراییل بسنده نمیکند و پایگاههای آنها در منطقه و زیرساختهای مرتبط نیز میتواند در معرض پاسخ قرار گیرد.» او تصریح کرد: «ایران در چنین شرایطی اعلام کرده که اگر صادرات انرژی کشورمان متوقف شود یا در محاصره اقتصادی قرار گیرد، پیامدهای این وضعیت همه کشورهای منطقه را دربرمیگیرد. با گذشت زمان، دولتهای منطقه دریافتهاند که همراهی با امریکا و اسراییل نه تنها امنیت آنان را تضمین نمیکند، بلکه میتواند آینده سیاسی و اقتصادی و زیرساختهایشان را در معرض آسیب قرار دهد.» سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه ادامه داد: «امروز کشورهای منطقه باید میان دو مسیر انتخاب کنند؛ همکاری با ایران به عنوان همسایهای دایمی و قدرتی منطقهای، برای تامین امنیت، توسعه و پیشرفت مشترک یا همراهی با بازیگری که از هزاران کیلومتر دورتر، اهداف خود را دنبال میکند و از ظرفیت کشورهای منطقه برای پیشبرد منافعش بهره میگیرد. ایران و کشورهای منطقه ناگزیرند در طول تاریخ کنار یکدیگر زندگی کنند؛ بنابراین، منافع آنها در روابط مسالمتآمیز، همکاری و مشارکت قرار دارد.»
مهمانپرست در ادامه تاکید کرد: «نشست عمان میتواند نقطه تصمیمگیری مهمی باشد. اگر کشورهای منطقه واقعبینانه عمل کنند، به تصمیمی جمعی برای تامین امنیت منطقه، عبور انرژی و منافع اقتصادی مشترک دست خواهند یافت. اگر ایران و عمان محور چنین توافقی باشند، امریکا نمیتواند بهسادگی در برابر آن بایستد و ناچار خواهد شد از اهداف تجاوزکارانه و زیادهخواهانه خود عقبنشینی کند.»
بابالمندب و تغییر موازنه قدرت به نفع مقاومت
سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره نتایج پیشروی حوثیها در حاشیه بابالمندب، پیامدهای احتمالی، کنترل همزمان تنگه هرمز و بابالمندب ازسوی ایران و نیروهای حامی کشورمان و چرایی بیاعتنایی امریکا با خواست عربستان جهت حمله مشترک به حوثیها گفت: «این موضوع نیازمند موشکافی است. در مقطعی، عربستان، امارات و برخی کشورهای دیگر با همراهی امریکا برای مقابله با حوثیها وارد عمل شدند و جنگی را علیه مردم یمن آغاز کردند. ایران در همان زمان هشدار داد که این اقدام به نتیجه نمیرسد و به جنگی فرسایشی تبدیل میشود که به زیان مهاجمان خواهد بود، زیرا مردم یمن در برابر این فشارها مقاومت خواهند کرد.»
این دیپلمات پیشین افزود: «در آن بازه زمانی ائتلاف عربی تصور میکرد، میتواند در زمانی کوتاه بر یمن مسلط شود. عربستان نیز گمان میکرد با کنترل یمن، هم جایگاه راهبردی برتری در منطقه به دست میآورد و هم از حیث اقتصادی، عبور انرژی و تسلط بر تنگهها، منافع قابلتوجهی کسب میکند، اما روند تحولات نشان داد آنها توان تسلط بر یمن را ندارند، جنگ فرسایشی شد و هزینهها و آسیبهای سنگینی بر آنان تحمیل کرد.» این دیپلمات پیشین کشورمان ادامه داد: «پس از میانجیگری چین برای احیای روابط ایران و عربستان، کاهش تنش میان عربستان و یمن نیز در دستور کار قرار گرفت و در سالهای گذشته از شدت درگیریهای جدی کاسته شد. با این حال، امارات در این دوره سیاست متفاوتی در پیش گرفت و به باور من، مرتکب یک اشتباه تاریخی شد؛ امارات تلاش کرد نقش اسراییل در منطقه را ایفا کند، به عنوان بازوی امریکا عمل کند و روابط خود با اسراییل را گسترش دهد.» او در ادامه تصریح کرد: «امارات در رقابت با عربستان، از نیروهای خود در جنوب یمن بهره گرفت و درگیریهایی نیز میان نیروهای وابسته به عربستان و امارات در جنوب این کشور رخ داد. به تدریج، یک شکاف جدی میان ریاض و ابوظبی شکل گرفت؛ امارات به هند، اسراییل و امریکا نزدیکتر شد و عربستان به پاکستان، ترکیه و چین گرایش یافت. این اختلافها طرفهای مداخلهگر در یمن را تضعیف کرد.» مهمانپرست همزمان خاطر نشان کرد: «حوثیها در چنین شرایطی، با برنامهریزی و آرایش نظامی پیچیده، مناطق راهبردی در سواحل جنوبی یمن را دراختیار گرفتند و میزان تسلط آنها بر بابالمندب افزایش یافت. آنان اکنون میتوانند این منطقه را با توان بیشتری کنترل کنند و این وضعیت، موازنه جدیدی در منطقه شکل میدهد.»
این کارشناس روابط بینالملل افزود: «در صورت کنترل تنگه هرمز و بابالمندب ازسوی ایران و یمن، دست برتر به جبهه مقاومت میرسد. این دو گذرگاه، در مجموع، مسیر بخش قابلتوجهی از انتقال انرژی جهان هستند و تسلط بر آنها میتواند در معادلات منطقهای و بینالمللی تعیینکننده باشد.» مهمانپرست در پاسخ به این پرسش احتمالی مبنی بر اینکه آیا میتوان گفت امریکا به دنبال تقویت امارات در برابر عربستان است، گفت: «چنین احتمالی میتواند در دستور کار امریکا باشد. واشنگتن احساس میکند عربستان به کشورها و ائتلافهایی متمایل شده که الزاما با منافع اسراییل همراستا نیستند. نمونه آن، توافق مکه و شکلگیری یک پیمان نظامی میان عربستان، پاکستان و ترکیه است که میتواند در رقابت با امارات متمایل به اسراییل و برخوردار از حمایت نظامی امریکا و اسراییل ارزیابی شود.» او در پایان تاکید کرد: «از همین رو این احتمال بالا است که امریکا به همین دلیل، از مداخله مستقیمتر در حمایت از عربستان در تقابل با حوثیها پرهیز کرده باشد تا ریاض تضعیف شود و وزن امارات افزایش یابد. با این حال، عامل تعیینکننده در تحول یمن، اختلاف میان نیروهای مداخلهگر و در مقابل، مقاومت، پایداری و هوشمندی نیروهای یمنی و حوثی بوده؛ روندی که به گفته او معادلات را به سود جبهه مقاومت تغییر داده است.»
دیپلمات سابق ایران، در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه در صورت تصرف بابالمندب و تاثیرگذاری آن بر تعاملات و امنیت دریای سرخ، نقش حوثیها تا چه اندازه در محور مقاومت برجستهتر خواهد شد نیز گفت: «وقتی نیرویی مردمی با حداقل امکانات بتواند در ابعاد نظامی چنین پیشرویهایی داشته باشد و در برابر اقدامات امریکا و همپیمانانش بازدارندگی جدی ایجاد کند، به معنای تثبیت جایگاه قدرتمند آن نیرو در منطقه و معادلات منطقهای است.» مهمانپرست افزود: «میزان تسلط حوثیها بر سواحل جنوبی یمن و مناطق نزدیک به بابالمندب، نقش آنها را برجستهتر کرده است. تداوم این وضعیت میتواند یمن را به قدرتی جدید در منطقه تبدیل کند؛ قدرتی که در هر تصمیم و معادلهای باید به عنوان یکی از بازوهای مهم جبهه مقاومت مورد توجه قرار گیرد.»
نفت عربستان و راهبرد مقاومت برای افزایش قدرت بازدارندگی
رامین مهمانپرست در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره چرایی هدف قرار گرفتن خطوط نفت عربستان ازسوی گروههای مقاومت عراق و همچنین احتمال ورود بازیگرانی چون اسراییل، ترکیه و پاکستان به یک رویارویی فراگیر در غرب آسیا و راهبرد ایران برای تقویت بازدارندگی و شکستن محاصرههای تحمیلی، گفت: «عربستان و امارات، در پی محدودیتهای فزاینده در تردد کشتیهای تجاری و نفتکشها در تنگه هرمز، تلاش میکنند از طریق خطوط لوله مسیرهای جایگزین ایجاد کنند. این اقدام میتواند در عمل به طرح محاصره امریکا علیه ایران کمک کند؛ بنابراین، جبهه مقاومت برای افزایش بازدارندگی و جلوگیری از اقداماتی که در منطقه رخ میدهد، وارد عمل میشود.»
این دیپلمات پیشین افزود: «عربستان در قبال مردم عراق و نیروهای مقاومت در این کشور اقداماتی انجام داده و عراقیها نیز اعلام کرده بودند که حق پاسخ به آن را برای خود محفوظ میدانند. اگر عملیات علیه خطوط لوله ازسوی گروههای عراقی انجام شده باشد، پیام آن این است که جبهه مقاومت در برابر آنچه جنایت در منطقه میداند، کوتاه نخواهد آمد.» او در ادامه تصریح کرد: «تصور خلع سلاح نیروهای مقاومت یا قطع کردن بازوهای جبهه مقاومت، برای آنکه اسراییل بتواند هر اقدامی را در منطقه بدون هزینه انجام دهد، تصوری نادرست است و به نتیجه نخواهد رسید.» سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه در پاسخ به بخش پایانی پرسش درباره راهبرد ایران برای مقابله با محاصره، گفت: «تلاش جبهه مقاومت، چه ازسوی ایران و چه ازسوی دیگر کشورها و گروههای فعال در این جبهه، میتواند به شکست طرحهای امریکا و اسراییل در منطقه و ناکام ماندن محاصره کمک کند. اما در داخل کشور نیز مسوولان اجرایی وظیفه مهمی برعهده دارند؛ باید با اقدامهای اقتصادی، تابآوری مردم و کشور را افزایش دهند.» مهمانپرست ادامه داد: «محاصره اقتصادی امریکا، نوعی جنگ تابآوری میان ایران و امریکا و متحدانش است. آنها میکوشند با فشار اقتصادی، توان تحمل مردم را کاهش دهند. در مقابل، وظیفه مسوولان اجرایی این است که با ابتکارهای اقتصادی و بهبود وضعیت معیشتی مردم، مانع افزایش فشار بر جامعه شوند.» این کارشناس روابط بینالملل در پایان تاکید کرد: «اگر اقدامهای دفاعی و نظامی نیروهای کشور با سیاستهای اقتصادی موثر در داخل، برای حمایت از مردم و افزایش تابآوری جامعه، هماهنگ شود، ایران میتواند در این نبرد به پیروزی برسد.»
دیدگاه تان را بنویسید