کد خبر: 788094
|
۱۴۰۵/۰۶/۰۴ ۰۹:۳۵:۴۷
| |

یک توصیه به دستگاه دیپلماسی کشور: بدون توجه به گروه اقلیت تفاهمنامه اسلام‌آباد را احیا کنید

ابراهیم امینی نوشت: ضروری است دستگاه دیپلماسی کشور، بدون آنکه تحت تاثیر گروه‌های اقلیتی قرار گیرد که تداوم جنگ را به هر قیمتی دنبال می‌کنند، کمافی‌السابق ضمن حفظ عزت و منافع ملی، مسیر دیپلماسی را فعالانه دنبال کند، تفاهمنامه اسلام‌آباد را احیا کند و برای وادار کردن ایالات متحده به پایبندی به مفاد توافق صورت‌ گرفته، از ظرفیت‌های دیپلماتیک و بین‌المللی موجود بهره بگیرد.

یک توصیه به دستگاه دیپلماسی کشور: بدون توجه به گروه اقلیت تفاهمنامه اسلام‌آباد را احیا کنید
کد خبر: 788094
|
۱۴۰۵/۰۶/۰۴ ۰۹:۳۵:۴۷

ابراهیم امینی در یادداشتی با عنوان «معیشت مردم و دیپلماسی صلح‌محور» در روزنامه اعتماد نوشت: روزی که گذشت، بازارهای مالی کار خود را با واکنش به تحریم‌های جدید و موج تازه جنگ اقتصادی ایالات متحده امریکا علیه ایران آغاز کردند. همزمان، در عرصه دیپلماسی نیز تحرکات تازه‌ای از سوی شرکای منطقه‌ای، از جمله پاکستان و عمان، برای بازگرداندن طرفین درگیری به میز مذاکره شکل گرفت. این تلاش‌ها اگرچه دست‌کم تا این لحظه به نتیجه مشخصی نرسیده،  اما نشان می‌دهد طرفین و کشورهای میانجی همچنان روزنه‌ای برای کاهش تنش، بهبود شرایط و بازگشت به مسیر مذاکره قائل هستند. در چنین بزنگاهی، ضروری است دستگاه دیپلماسی کشور، بدون آنکه تحت تاثیر گروه‌های اقلیتی قرار گیرد که تداوم جنگ را به هر قیمتی دنبال می‌کنند، کمافی‌السابق ضمن حفظ عزت و منافع ملی، مسیر دیپلماسی را فعالانه دنبال کند، تفاهمنامه اسلام‌آباد را احیا کند و برای وادار کردن ایالات متحده به پایبندی به مفاد توافق صورت‌ گرفته، از ظرفیت‌های دیپلماتیک و بین‌المللی موجود بهره بگیرد. تلاش برای بازگشت به دیپلماسی و رفع یا کاهش تنش‌ها، به‌ویژه با توجه به شرایط اقتصادی کشور، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته که تحمیل هرگونه فشار مضاعف می‌تواند آثار سنگینی بر زندگی میلیون‌ها شهروند داشته باشد. در چنین وضعیتی، نقشه‌های شوم دشمنان ایران و هم‌پیمانان منطقه‌ای آنان برای وارد کردن ضربات سنگین‌تر به اقتصاد کشور را نیز باید جدی گرفت. در نهایت، سیاست خارجی باید در خدمت امنیت و منافع ملی و در کنار آن، در خدمت زندگی و معیشت مردم باشد و مراقبت کند که تصمیمات ناشی از سیاست خارجی کمترین آثار سوء و بیشترین منافع را برای هموطنان عزیز به همراه آورد. تفاهمنامه اسلام‌آباد؛ فرصتی برای دیپلماسی: توجه به دیپلماسی و احیای تفاهمنامه اسلام‌آباد زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که مفاد آن را نه صرفا از منظر سیاسی، بلکه از زاویه منافع ملی مورد ارزیابی قرار دهیم. خاصه آنکه بخش قابل توجهی از بندها و مفاد این تفاهمنامه، حقوق و منافع دولت و ملت ایران را تضمین می‌کند و از حیث امتیازاتی که در چارچوب آن از سوی ایالات متحده به طرف مقابل داده شده، واجد اهمیت قابل توجهی است.  

از این منظر، حفظ و اجرای تفاهمنامه در وضعیت فعلی را نباید الزاما به معنای پیروزی ایالات متحده تلقی کرد. برعکس، تداوم آن می‌تواند به معنای موفقیت دیپلماسی ایران در تثبیت دستاوردهای حاصل‌ شده در میدان و جلوگیری از تبدیل دستاوردهای نظامی به یک فرسایش اقتصادی و سیاسی بلندمدت باشد. واقعیت این است که پیروزی در میدان، زمانی برای کشور ارزش راهبردی پیدا می‌کند که بتوان آن را به یک دستاورد پایدار سیاسی و اقتصادی تبدیل کرد و رسیدن به چنین نقطه‌ای جز با ابزار دیپلماسی میسر نمی‌شود.

اقتصاد ایران و ضرورت رفع موانع مالی: از سوی دیگر، سال‌هاست بخش قابل توجهی از تلاش دستگاه دیپلماسی و نهادهای مالی و اقتصادی کشور معطوف به آزادسازی اموال بلوکه ‌شده ایران در کشورهای مختلف، از جمله کره‌جنوبی و قطر بوده است؛ تلاش‌هایی که در موارد متعدد تحت تاثیر مداخلات ایالات متحده با محدودیت و بن‌بست مواجه شده‌اند. در صورت تحقق تعهدات پیش‌بینی‌ شده در تفاهمنامه اسلام‌آباد و آزادسازی منابع مالی موضوع آن، بخشی از فشار موجود بر اقتصاد کشور کاهش خواهد یافت. این منابع، حتی اگر نتوانند تمام مشکلات اقتصادی کشور را حل کنند، می‌توانند دست‌کم بخشی از فشار موجود بر اقتصاد و سبد معیشتی خانوارها را کاهش دهند. البته این موضوع نباید صرفا به آزادسازی منابع بلوکه ‌شده محدود بماند. یکی از مهم‌ترین فشارهای اقتصادی وارد شده بر ایران طی دهه‌های اخیر، تحریم‌های حوزه انرژی، به‌ویژه نفت بوده است. رفع تحریم‌های نفتی و فراهم شدن امکان فروش آزادانه‌تر نفت، فرآورده‌های پتروشیمی و مشتقات آن، علاوه بر ایجاد دسترسی به بازارها و مشتریان جدید، می‌تواند بخشی از هزینه‌های ناشی از سازوکارهای غیرشفاف فروش نفت و آنچه اصطلاحا فروش توسط تراستی‌ها نامیده می‌شود و طی سال‌های اخیر منجر به ورود لطمات فراوان به اقتصاد کشور شده و طبق گفته مقامات رسمی میلیاردها دلار از ارزهای در دست این فروشنده‌های واسط هیچ‌گاه به کشور بازنگشته یا با تاخیری غیرقابل قبول به کشور برگشته را نیز به طرز محسوسی کاهش بدهد یا حتی به صفر برساند. در چنین شرایطی، امکان بازگشت مستقیم‌ درآمدهای نفتی به چرخه رسمی اقتصاد و افزایش دسترسی بانک مرکزی به منابع ارزی فراهم خواهد شد؛ موضوعی که در صورت تحقق می‌تواند از نظر اقتصادی حتی اهمیت بیشتری از آزادسازی برخی منابع بلوکه‌ شده داشته باشد.

پایان جنگ؛ آغاز بازسازی اعتماد و اقتصاد: در کنار تمام این ملاحظات، پایان جنگ در شرایط فعلی و پیش از آنکه فشارهای اقتصادی به نقطه‌ای برسد که وضعیت معیشتی مردم بیش از این شکننده شود، می‌تواند فرصت مهمی برای بازسازی اقتصاد و جایگاه بین‌المللی ایران ایجاد کند. ایران پس از جنگ می‌تواند تصویری متفاوت از خود به جهان ارائه بدهد؛ کشوری که توانسته در برابر فشار نظامی و اقتصادی مقاومت کند و در عین حال، با اتکا به دیپلماسی، از تبدیل یک بحران نظامی به یک فرسایش طولانی‌مدت جلوگیری کند. چنین رویکردی می‌تواند زمینه را برای تقویت جایگاه ایران در معادلات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک منطقه و جهان فراهم کند و امکان نقش‌آفرینی موثرتر کشور در مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی را افزایش بدهد.

در نهایت، همه این ملاحظات یک واقعیت ساده، اما مهم را پیش روی سیاستگذاران قرار می‌دهد: قدرت ملی صرفا در توانایی جنگیدن خلاصه نمی‌شود؛ توانایی پایان دادن به جنگ در زمان مناسب و تبدیل دستاوردهای میدان به دستاوردهای پایدار سیاسی و اقتصادی نیز بخشی از قدرت ملی است.

دیپلماسی برای صلح و معیشت: جمیع این ملاحظات و ضرورت رعایت مصالح و منافع کشور و مردمی که شایسته برخورداری از شرایط معیشتی بسیار بهتر از وضعیت فعلی هستند، ایجاب می‌کند که در کنار حفظ آمادگی دفاعی و نظامی برای مقابله با هرگونه تهدید احتمالی، بازگشت به دیپلماسی و کاهش تنش‌ها نیز به یکی از اولویت‌های اصلی سیاست خارجی تبدیل شود. مردم ایران، پس از سال‌ها تورم، فشار اقتصادی و نااطمینانی نسبت به آینده، بیش از هر چیز به چشم‌اندازی روشن و قابل اتکا نیاز دارند. از سویی، انعقاد تفاهمنامه اسلام‌آباد آن‌ هم در سطح روسای جمهور دو کشور ایران و ایالات متحده نشان از این واقعیت دارد که هر دو کشور تمایل به اتمام جنگ دارند و بر همگان واضح و مبرهن است که در شرایط فعلی رییس‌جمهور ایالات متحده بیش از هر شخص و کشور دیگری نیازمند تن دادن به صلح و دست‌کم پایان دادن طولانی مدت به جنگ و خروج از مخمصه‌ای خودساخته است که در آن گرفتار شده است. لذا ضروری است با همکاری شرکای منطقه‌ای سازوکاری تمهید شود که در صورت اختلاف در خصوص مفاد و دامنه بندهای مختلف تفاهمنامه، کشورها به وسیله سازوکار پیش‌بینی شده اقدام و طرفین از توسل به اقدامات یکجانبه پرهیز کنند. از سوی دیگر، در سطوح داخلی نیز ضرورت دارد باتوجه به وفاق موجود در میان اکثریت قریب به اتفاق احزاب و تشکل‌ها و شخصیت‌های سیاسی و همچنین همکاری نزدیک و همدلی سران قوا، با همکاری شورای عالی امنیت ملی سازوکارهای پاسخگویی واحد و منسجم به عهدشکنی‌ها یا شیطنت‌های طرف مقابل تهیه و تمهید شود و بر اساس آن در صورت حدوث اختلاف با امریکا در خصوص چگونگی اجرای مفاد تفاهمنامه و شیوه اجرای آن، پاسخی واحد و توام با یک‌صدایی از سوی ایران شنیده شود تا مانع اقدامات بعضا خودسرانه، وحدت‌شکن یا مغایر با امنیت و منافع ملی شود. حفظ آمادگی برای جنگ، بخشی از تامین امنیت ملی است؛ اما تلاش برای جلوگیری از جنگ و استفاده از دیپلماسی برای حفظ جان مردم، اقتصاد کشور و آینده ایران نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از همان امنیت ملی است. در شرایط فعلی، شاید مهم‌ترین تصمیم سیاست خارجی این باشد که ضمن حفظ هوشیاری لازم و زیرنظر داشتن تحرکات کشورهای متخاصم، اجازه ندهیم سایه جنگ دیگری بر سر کشوری سنگینی کند که مردمش بیش از هر چیز به آرامش، ثبات اقتصادی و امید به آینده نیاز دارند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها